◻️◽️◻️◽️◻️
به سید گفتم: چگونه دعوت کسی را می پذیری که تا چند لحظه پیش می خواست لختمان کند. سید گفت....
🌸خاطره مرحوم علامه جعفری ازشهید نواب صفوی:
هر دو جوان بودیم و هر دو به نوعی تهجد و شب زنده داری و زیارت را دوست داشتیم.
در حوزه نجف در خدمت مرحوم آیت الله شیخ طالقانی تلمذ می کردیم و از علامه شیخ عبدالحسین امینی «صاحب الغدیر» درس ایمان و ولایت می آموختیم.
روزی پیشنهاد کرد پیاده از نجف به کربلا برای زیارت سومین پیشوای تشیع با هم حرکت کنیم. موافقت کردم و بعدازظهر یکی از روزهای پاییزی به راه افتادیم.
هوا تقریباً تاریک شده بود که ما در راه نجف کربلا قرار گرفتیم و هنوز بیش از چند کیلومتر از شهر دور نشده بودیم که مردی تنومند از اعراب بیابان نشین در جلومان سبز شد و با صدای خشن فرمان ایستادن داد.
در نور مهتاب خنجر آذین شده ای که مرد عرب بر کمر داشت را دیدم و یکه خوردم، اما سید آرام ایستاد.
مرد عرب با خشونت گفت: هر چند دینار دارید از جیب هایتان بیرون آورده و تحویل دهید. من ترسیده بودم و می خواستم آنچه دارم تحویل دهم که ، یک مرتبه متوجه شدم شهید نواب صفوی با چالاکی خنجر مرد عرب را از کمرش بیرون کشیده و برق آن را جلو چشمان مرد تنومند عرب نگه داشته و با قدرت نوک خنجر را نزدیک گلویش قرار داده و می گوید:با خدا باش و از خدا بترس و دست از زشتی ها بشوی.
من از سرعت و شجاعت سید حیرت زده و مات به هر دوی آنها نگاه می کردم که مرد عرب ما را به چادرش جهت استراحت دعوت کرد.
نواب صفوی فوراً پذیرفت ، برای من تعجب آور بود به سید گفتم: چگونه دعوت کسی را می پذیری که تا چند لحظه پیش می خواست لختمان کند.
سید گفت: اینها عرب هستند و به میهمان ارج می نهند و محال است خطری متوجه ما باشد.
آن شب من و نواب به چادر عرب رفتیم و سید تا صبح آرام خوابید ، و من تا صبح بیدار بودم و همه اش می ترسیدم که مرد عرب هر دوی ما را نابود کند.
سید نیمه شب برای نماز برخواست و با آوایی ملکوتی با خدای خویش به راز و نیاز پرداخت، و فردای آن روز با هم عازم کربلا شدیم…
این خاطره در طول پنجاه سال همیشه نوازشگر من بوده است.
◻️◽️◻️◽️
سالگرد شهادت #نواب صفوی
به سیره عشاق بپیوندید 👇
https://eitaa.com/Sireyoshshagh
🌹مردی که بریتانیای کبیر از او میترسید‼️
♦️بنز سیاهرنگی وارد پادگان شد! همه کنار رفتند تا ماشین، خود را به جنازه برساند. یک نفر از آن پیاده شد و در کنار جسد ایستاد. از جسد نمونهگیری کرد و رفت...
سفیر #بریتانیا ی کبیر بود. میخواست به #دولت مطبوعش اطمینان دهد که #نواب دیگر زنده نیست!
📚 کتاب حاشیههای مهمتر از متن نوشتهی محمدعلی الفتپور ص42
◾️بزرگباد؛ یاد و نام 🌹#شهید نواب صفوی پیشاهنگ جهاد و شهادت...
به سیره عشاق بپیوندید
@Sireyoshshagh