eitaa logo
سوز و ساز | مجتبی حاجی پور
1.3هزار دنبال‌کننده
317 عکس
166 ویدیو
2 فایل
•{﷽}• اینجا مطالبی رو از خودم و دیگران براتون به اشتراک میذارم. امیدوارم به دردتون بخوره. 🌹 اگه کاری داشتید، درخدمتم | @SoozosazAdmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🏳️ ولادت علیه السلام، مبارک می رسد از هر طرف زائر مدام از راهِ دور سهم من در حدّ یک عرضِ سلام از راه دور نیستم دور ضریحت! در خیالم بارها- می روم گم می شوم در ازدحام از راه دور بُعد منزل نیست... اما در حرم حالم خوش است گر چه می دانم نظر دارد امام از راه دور! شاعر/ مرضیه عاطفی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام علیه السلام سلام الله علیها خانه‌های آن کسانی می‌خورد در، بیشتر که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر عرض حاجت می‌کنم آنجا که صاحب‌خانه‌اش پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم راه می‌پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر زیر دِین چارده معصومم اما گردنم زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر گردنم در زیر دِین آن امامی هست که داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است با سلامش می‌کند قم را معطر بیشتر قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر قصد این بار قصیده از برادر گفتن است ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم بودنم را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هر کجا این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر ای که راه انداختی امروز و فردای مرا! چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر بر تمام اهل‌بیت خویش حسّاسی ولی جان زهرا چون شنیدم که به مادر بیشتر... بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند... شاعر/ حسین رستمی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام امشب تمام مُلک و مَلک در ترنم است چون موسم دمیدن خورشید هفتم است آن فیض لایزال که مشتق ز نور او خورشید آسمان رضا، نور هشتم است آن پرتو جمال خدایی که طور او آیینه‌زار حضرت معصومه در قم است موسای طور قرب که در پیشگاه او صدها کلیم بی «اَرِنی» در تکلم است بگرفت دست عیسی مریم ولای او کز پای دارِ فتنه، به چرخ چهارم است هر صبحدم فریضۀ حق بر امین وحی بر حضرتش ادای سلام ٌعلیکم است دلتنگی‌اش مباد که در غنچۀ لبش لطف شکوفه‌باری باغ تبسم است... نور خدا در آینۀ آفتاب تو حیرت‌فزای دیدۀ افلاک و انجم است عدل مجسمی تو و هر دادخواه را در بارگاه لطف تو شوق تَظَلُّم است یزدان نخواست تا غم روزی خورد کسی با لطف تو که قاسم الارزاق مردم است آن سر که نیست خاک درت در تنزُّل است وان دل که نیست جای تو، جای تألُّم است طاعات منکران تو در روز رستخیز آتش‌بیار معرکه مانند هیزم است در روز حشر جز تو شفیعی مبادمان جایی که آب هست چه جای تیمم است؟ با نعمت ولای تو «پروانه» را چه غم عمری‌ست در بهشت که غرق تنعم است شاعر/ محمد علی مجاهدی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏴 🔺حضرت مسلم علیه السلام #️⃣ هشتگ های مربوطه: 📜 اشعار علیه السلام علیه السلام 🎵 سبکهای عزاداری علیه السلام با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام از حق سلام با دم جان بخش جبرییل بر روح پاک زادۀ آزادۀ عقیل مسلم که بود بر دو ذبیح خدا خلیل مسلم که گشت در ره خون خدا قتیل «مسلم هم او که سینه سپر پیش هر بلاست مسلم که با شهادت او کوفه کربلاست» مسلم که هست خون خدا مدح‌ گسترش مسلم که بود روح ولایت به پیکرش پیش از تمام هاشمیان شد جدا سرش تقدیم آفتاب شده پنج اخترش «او در وفا و عشق ابوالفضل دیگر است سرباز نجل فاطمه سردار بی‌ سر است» اول کسی که رو به حرم از فراز بام با دست بسته داد به مولای خود سلام خونش حلال گشت ولی در مه حرام از او به تیر و نیزه گرفتند احترام «بالای بام از تن او سر بریده شد بر خاک کوچه‌ ها تن پاکش کشیده شد» لب تشنه چون بریده شد از تیغ حنجرش ذکر حسین بود نفس‌ های آخرش از روی بام نقش زمین گشت پیکرش بعد از بدن ز بام سرازیر شد سرش «گویی به چشم دید همان دم ز صدر زین جسم عزیز فاطمه افتاد بر زمین» شاعر/ غلامرضا سازگار با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام من پیک عشق هستم و نامه بر حسین اول فدایی حرم خواهر حسین لب تشنه ام ولی نزنم لب به آب ها سیراب می شوم فقط از ساغر حسین گرد و غبار چهره ام امضا نموده است مسلم جبین نسوده به غیر از در حسین فطرس کجاست تا ببرد این پیام را؟ باید سلام من برسد محضر حسین دلواپسم برای النگوی دخترش دلواپس ربودن انگشتر حسین مثل تنور لحظه به لحظه گداختم نقشه کشیده اند برای سر حسین خولی و شمر از عددی حرف می زنند حرف از دوازده شد و از حنجر حسین روی قناره تشنه ی صوت حجازی ام تا که علم شود نوک نی منبر حسین پایین پای اکبر او مدفن من است در کوفه نیست مقبره ی نوکر حسین شاعر/ محسن حنیفی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏴 🔺ورودیه کاروان امام حسین علیه السلام #️⃣ هشتگ مربوطه: 📜🎵اشعار و سبکهای عزاداری علیه السلام با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام پرسيد از قبيله كه اين سرزمين كجاست؟ اين سرزمين غمزده در چشمم آشناست اين خاك بوی تشنگی و گريه می ‌دهد گفتند: «غاضريه» و گفتند: «نينوا»ست دستی كشيد بر سر و بر يال ذوالجناح آهسته زير لب به خودش گفت: كربلاست توفان وزيد از وسط دشت، ناگهان افتاد پرده، ديد سرش روی نيزه‌هاست يحيای اهل بيت در آن روشنای خون بر روی نيزه ديد سر از پيكرش جداست توفان وزيد، قافله را برد با خودش شمشير بود و حنجره و ديد در «منا»ست باران تير بود كه می ‌آمد از كمان بر دوش باد ديد كه پيراهنش رهاست افتاد پرده، ديد به تاراج آمده ست مردی كه فكر غارت انگشتر و عباست برگشت اسب از لب گودال قتلگاه افتاد پرده، ديد كه در آسمان عزاست شاعر/ مريم سقلاطونی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام بار بگشایید اینجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست برمشام جان رسد بوی بهشت به به از این تربت مینو سرشت ماه اینجا واله و سرگشته است وآن شهاب ثاقب از خود رفته است هرکجا نقشی ز داغ ماتم است هرچه ریزد اشک د اینجا کم است باشد از حسرت در اینجا یادها هان به گوش دل شنو فریادها السّلام ای سرزمین کربلا السّلام ای منزل و مأوای ما السّلام ای وادی دلجوی عشق وه چه خوش می آید اینجا بوی عشق السّلام ای خیمه گاه خواهرم قتلگاه جانگداز اکبرم کربلا گهواره اصغر تویی مقتل عباس نام آور تویی آمدم آغوش خود را باز کن بستر مهمان خود را ساز کن شاعر/ حبیب الله چایچیان با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏴 🔺حضرت رقیه سلام الله علیها #️⃣ هشتگ های مربوطه: 📜 اشعار سلام الله علیها سلام الله علیها 🎵 سبکهای عزاداری سلام الله علیها با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
سلام الله علیها ای چراغ شب شهادت من ای تماشای تو عبادت من جان من! باز بر لب آمده ای آفتابا! چرا شب آمده ای ای امید دل شکسته ی من ای دوای درون خسته ی من گلوی پاره پاره آوردی عوض گوشواره آوردی نفسم هُرم آتش تب توست جای چوب که بر روی لب توست؟ نگهت قطره قطره آبم کرد لب خشکیده ات کبابم کرد که به قلب رقیّه چنگ زده؟ که به پیشانی تو سنگ زده؟ سیلی از قاتلت اگر خوردم ارث مادر به کودکی بردم تنم از تازیانه آزردند چادر خاکی مرا بردند آفتاب رخم عیان گردید در دو پوشش رویم نهان گردید ابر سیلی به رخ حجابم شد خون فرق سرم نقابم شد شامیان بی مروّت و پستند ده نفر را به ریسمان بستند همه را با شتاب می بردند سوی بزم شراب می بردند من که کوچکتر از همه بودم راه با دست بسته پیمودم نفسم در شماره می افتاد در وجودم شراره می افتاد بارها بین ره زمین خوردم عمّه ام گر نبود می مردم تا به من خصم حمله ور می شد عمّه می آمد و سپر می شد بس که عمّه مدافع همه شد پای تا سر شبیه فاطمه شد شاعر/ غلامرضا سازگار با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
سلام الله علیها امشب خدا دعای مرا مستجاب کرد بابا مرا برای خودش انتخاب کرد من که توان پا شدن از جا نداشتم خیرش قبول عمه دوباره ثواب کرد با اینکه من خودم پر درد و جراحتم زخم لب تو زخم لبم را کباب کرد دروازه ی پر از غم ساعات یک طرف ما را یزید وارد بزم شراب کرد در شام، شام دختر تو تازیانه بود عمه تمام خرج سفر را حساب کرد زجری که من کشیده ام از دستهای زجر عکسی کبود از رخ دردانه قاب کرد گفتم نزن که بال و پرم درد می کند اما چه سود خواهش من را جواب کرد من نذر کرده ام که ببوسم لب تو را حالا خدا دعای مرا مستجاب کرد شاعر/ مجتبی عسکری با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |