eitaa logo
سوز و ساز | مجتبی حاجی پور
1.3هزار دنبال‌کننده
318 عکس
168 ویدیو
2 فایل
•{﷽}• اینجا مطالبی رو از خودم و دیگران براتون به اشتراک میذارم. امیدوارم به دردتون بخوره. 🌹 اگه کاری داشتید، درخدمتم | @SoozosazAdmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🏳️ ولادت سلام الله علیها و ، مبارک یاد تو شفاست حضرت معصومه نام تو دواست حضرت معصومه درمانده ام و دوای دردم بانو در دست شماست حضرت معصومه شاعر/ سیدمجتبی شجاع با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
سلام الله علیها همیشه بوده فقط لطف، کار فاطمه ها که بوده ایل و تبارم دچار فاطمه ها اگر قرار بر این است بی قرار شوم خدا کند که شوم بی قرار فاطمه ها خوشا به حال کسی که تمام زندگی اش مدام چرخ زند در مدار فاطمه ها نیاز نیست به توضیح حجب و عفتشان زبانزد است همیشه وقار فاطمه ها رسیده چون شب میلاد من کجا بروم مدینه هست و یا قم مزار فاطمه ها عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت بهشت بوده چو در انحصار فاطمه ها «گره به کار من افتاده می روم سوی قم دخیل بسته ام امشب فقط به بانوی قم» تمام کشور ما خاک زیر پای شما که هست این همه امنیت از دعای شما چه ارزشیست به ناقابلی جان چو من هزار جان گرامی شده فدای شما نگاه کن که همه نوکر و غلام تواند بگو که سر بتراشیم ما برای شما زنان کشور ما گوشه گوشه ی این خاک چه مادران و چه خواهر کنیز های شما رسیده صبح ، گدایی به خاکبوسی تان به عرش می رود امشب همان گدای شما دوباره باز کلامی بگو تو فاطمه جان دل از امام رضا برده چون صدای شما «خوش آمدی به جهان زینب امام رضا عنایتی برسان زینب امام رضا» شاعر/ سید حجت بحرالعلومی طباطبایی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
عجل الله فرجه الشریف چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد، نیامدی چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد، نیامدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت‌شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی برای ما که خسته‌ایم و دل شکسته‌ایم، نه! ولی برای عده‌ای چه خوب شد نیامدی! تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام دوباره صبح، ظهر نه، غروب شد نیامدی... شاعر/ مهدی جهاندار با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏳️ ولادت علیه السلام، مبارک 🔺رباعی از غیب صدای رفت و آمد آید کعبه به طواف شهر مشهد آید در طوس، مدینه را زیارت کردیم از مرقد او بوی محمد آید شاعر/ میثم مومنی نژاد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای آهوی دل، همیشه مأنوس شما ای مرکز عشق و عاشقی طوس شما چندی است گره به کارمان افتاده محتاجِ زیارتیم و پابوس شما شاعر/ علی ساعدی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام نقل است که فخر علما، شیخ بهایی شد شامل لطف و کرم خاص خدایی گفتند بیا فاطمه داده است رضایت معمار حرم باش، علی کرده جدایت جا داشت بنازد به همه عالم امکان روزیِ کمی نیست حرم سازی سلطان آن شیرکه خورده است نهاده اثرش را او خرج حرم کرد تمام هنرش را اخلاص نشان داد، خدا داد توانش فردوس ِ برین کرد بنا با دل و جانش نزدیک به اتمام حرم بود که ناگاه دیدند همه روی لب شیخ نشست آه با پوزش از آقای جهان گفت به یاران باید که کنم چند شبی ترک خراسان من می روم اما بخرید آبرویم را اجر همه با مادرمان حضرت زهرا تا اینکه دوباره برسم خدمت آقا جز سر در این کعبه بسازید همه جا را در غیبت او گشت مهیا چه بنایی چه گنبد و گلدسته ی انگشت نمایی به به چه ضریح و حرم و صحن و سرایی از شوقِ طوافش دل کعبه است هوایی ناگاه چنین توصیه گردید ز خدام وقتش شده معماری سر در شده اتمام گفتند که ما اذن به این کار نداریم تا آمدن شیخ همه لحظه شماریم هنگام سفر شیخ به ما گفته مکرر کار خود من هست مهیایی سر در گفتند که از جای دگر آمده دستور فرمان امام است و پر از حکمت و منظور پس ساخته شد سر درِ آن روضه رضوان کم داشت فقط روح الامین عرش خراسان پس شیخ بهایی ز سفر آمد و ناگاه با دیدن سردر ز دل خویش کشید آه شد غوطه ور حسرت و غم حال و هوایش تا داشت توان کرد گله از رفقایش گفتند مکدر نشو این امر امام است سر پیچی رعیت ز شهنشاه حرام است یک خادم خوش روزی این روضه ی اعلا دیدار نصیبش شده در عالم رویا کرده است چنین امر، به او قبله عالم بر شیخ پس از اینکه رساندی تو سلامم گو مرد خدا، پیرِ هنر، دست مریزاد معمار کرمخانه ما، خانه ات آباد در خانه ی امید تو در فکر طلسمی ما کار نداریم که آمد به چه اسمی بسپار حرم‌ را به طلسمِ کرم ما بگذار بیایند همه در حرم ما ای شیخ بِدان ما پدر هر بد و خوبیم ما طایفه ذاتا همه ستار العیوبیم ما چشم به راهیم‌ گنهکار بیاید با هر چه که آورده، خریدار بیاید باید به حرم پاک شود زائر ما تا گیرد صله ی تذکره ی کرب و بلا را شاعر/ محمدحسین رحیمیان با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام امشب لبم به باده ی تو آشنا کنم مستانه شور عاشقی ام را به پا کنم بهر طواف خود به برت چرخ می زنم تا که کبوتر دل خود را رها کنم بیمارم و به عزم حرم می زنم قدم دل را روانه جانب دارالشفاء کنم من حاضرم که هستی خود را دهم به عشق تا که ندا به زمزمه ی یا رضا کنم تنها نه حج جمع فقیران حریم توست در صحن تو زیارت کرب و بلا کنم وقتی دلم برای تو می گیرد ای حبیب دل بی قرار آن حرم ساده می شوم تا مشهدالرضا چو هزاران سفر کنم بار دگر روانه این جاده می شوم شوق زیارت تو مرا کرده بی قرار لطف و عنایت تو مرا کرده بی قرار عمرم به رزق دست کریمت به سر شده جود و سخاوت تو مرا کرده بی قرار پپیش از ولادتم به دلم جا نموده ای حب و و لایت تو را کرده بی قرار گفتی سه جا به داد دل زائرم رِسَم مهر و کرامت تو مرا کرده بی قرار چون وفت مرگ من به سر آیی بگویمت شوق زیارت تو رما کرده بی قرار شاعر/ ناشناس با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام از عالمی بريدم و اينجا رسيده ام يک عمر بال و پر زدم اما رسيده ام اين قطعه با تمام زمين فرق می کند انگار من به عرش معلّی رسيده ام با قلب من تمام حرم حرف می زند شايد دگر به عالم معنا رسيده ام از اين به بعد صحبت لب تشنگی خطاست وقتی به پای ‌بوسی دريا رسيده ام کی بی شفای اين دل درمانده می روم حالا که من به صحن مسيحا رسيده ام من از خدا به غير تو چيزی نخواستم با یک نگاه خود بگو آیا رسيده ام؟ توفيق خاکبوسی تو لطف خواهری ست اینجا به فضل دختر موسی رسيده ام «قلبم کبوتر حرم زينب قم است در هر سلام منتظر يک عليکُم است» مهر تو را زلالی باران نوشت و بعد فردوس را ز خاک خراسان نوشت و بعد با هر ترنمِ «وَ أنا مِن شُروطِها» حب تو را قبولی ايمان نوشت و بعد از تربت قدوم تو خاک مرا سرشت عشق تو را براي دلم، جان نوشت و بعد ای مهربان تبسم هر روزه‌ ی تو را صبح سپيد مردم ايران نوشت و بعد در سايه‌ ی تجلی شمس الشموسی ات خورشيد را چراغ شبستان نوشت و بعد وقت طواف قبله‌ ی هفتم رسيده بود ما را ز خيل گوشه نشينان نوشت و بعد «بسته به چشم های تو شد سرنوشت ما يک خنده‌ ی رضايتت آقا بهشت ما» هر کس به يک نگاه تو دل داد يا رضا از بند غصه ها شده آزاد يا رضا بار نخست از سوی آزادي آمدم اما دلم به دام تو افتاد يا رضا از مرقد کريمه رسيدم که شد دلم یک يا کريم صحن گُهرشاد يا رضا با هر فراز جامعه شد هم‌صدای من در صحن جامع رضوی، باد يا رضا من را بس است مرحمت گوشه چشمی ات در بين حجره های پريزاد يا رضا در صحن انقلاب تو، شد منقلب دلم از بس کنار پنجره فولاد يا رضا ـ حرف از زيارت و حرم و کربلا زدم گفتم ز عيدي و شب ميلاد يا رضا «من دست خالي آمده ام توشه دست توست اذن طواف مرقد شش گوشه دست توست» بند آمده زبان ز شکوه زبانزدت بسته دخيل گنبد مينا به گنبدت باب الاجابت همه‌ ی اهل عالم است حلقه به حلقه، پنجره فولاد مرقدت بر تار و پود فرش حرم خورده دل گره از بس گره گشا شده هر رفت و آمدت "باب الجواد راه ورودی به قلب توست" امشب شفيع ما شده جود محمدت تا هست روضه‌ ی تو به جنت چه حاجتی ‌ست دارد بهشت، حسرت ديدار مشهدت بيت الحرام در نظرم جلوه می کند وقت طواف ارض و سما گرد گنبدت «دارد زيارت تو ثواب هزار حج جانم فدای نام تو «يا ثامن الحُجج» ای آفتاب جود و سخا أيها الرئوف آئينه‌ ی اميد و رجا أيها الرئوف تو ملجأ توسل هر دلشکسته ای امشب بگير دست مرا أيها الرئوف ديدم به محضر تو رسیده ست شاعری حتی گرفت از تو عبا أيها الرئوف خود را به حلقه های ضريح تو بسته است درمانده ای براي شفا أيها الرئوف در این حرم ملائکه هم از نگاه تو دارند التماس دعا أيها الرئوف می گفت عارفی که خدا را قسم دهيم امشب همه به حق تو يا أيها الرئوف حالا کنار پنجره فولاد آمديم با اشک و آه و شور و نوا أيها الرئوف اذن عروج تا ملکوتم به دست توست جا مانده ايم از شهدا أيها الرئوف «ما را به روز حشر و جزا رو سپيد کن اين کشتگان عشق خودت را شهيد کن» شاعر/ یوسف رحیمی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام باید که تو را حضرت باران بنویسند آرامش قبل از شب طوفان بنویسند در صحن گوهر شاد تو باید بنشینند از غربت دلهای پریشان بنویسند تو شاه جهانی و چهان زیر پر توست حیف است تو را شاه خراسان بنویسند ما در پی گنجیم و خدا قسمتمان کرد در سکه ی ما حضرت سلطان بنویسند ای کاش که از خط تو الهام بگیرند از منظر چشمان تو قرآن بنویسند از بحر کرامات تو دریا نشناسان مشکل بتوانند که آسان بنویسند ما جامعه خواندیم و به این درک رسیدیم باید که امامان ز امامان بنویسند شاعر/ سید احمد علوی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام دوست دارم آنچنان که دوست می داری بخوانم از زلال چشمه های تا ابد جاری بخوانم تا زیارت نامه را با اشک، با زاری بخوانم یا به لحن خواجه عبدالله انصاری بخوانم ای خوش آن شعری که مدیون عنایات تو باشد بی خود از خود باشد و مست مناجات تو باشد شاعری از دور دست امد که از سلطان بخواهد هرچه می خواهد از اقیانوس بی پایان بخواهد دستهایش را که بالا می برد باران بخواهد نمیه جان آمد که از تو جان بگیرد جان بخواهد عارف کامل حرم را جور دیگر می شناسد خلوت بارانیت را شیخ جعفر می شناسد تا ابد در آستان این حرم جامی به دستم کا نیک و داده آن یار کمان آبرو بدستم چشمهایی منتظر شد خیره از هر سو به دستم آمدم صد نامه ی یا ضامن آهو به دستم هیج کس از آستانت دست خالی بر نگشته یا اگر برگشته با آشفته حالی بر نگشته چون کبوتر می شوم وقتی که ی آیم به مشهد با خودم می آورم یک کوله بار غم به مشهد دارم عادت می کنم این سالها کم کم به مشهد هم به قم دلبستگی بسیار دارم هم به مشهد هر دل غمگین که خاطر خواه گوهرشادتان شد نسل در نسلش مقیم شهر عشق آبادتان شد بهتر از کوی تو ای شاه جهان منزل که دارد شاعر اینجا حق آب و گل ندارد دل که دارد با خودش دیوانی از اشعار ناقابل که دارد آرزوی تکه ای از خلعت دعبل که دارد گوش کن از ودر دست انگار می آید صدایش در حرم پیجیده بانگ باعلی موسی الرضایش شاعر/ ناشناس با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
آتش عشق تو در سینه ی سوزان من است عکس لبخند تودر دیده ی گریان من است چه نثار تو کنم تا که قبولت افتد بهترین هدیه ی ناقابل من جان من است آنچه آرد یم لطف و کرمت را به خروش قطره اشکی است که غلطیده به دامان من است به گداییّ سر کوی تو عادت کردم این گدایی شرف و عزّت و عنوان من است به طبیبم چه نیازی بود از نسخه چه سود تو اگر درد دهی دارو و درمان من است اگر از خویش برانی به کجا روی کنم جز سر کوی تو عالم همه زندان من است عضو عضو بدنت سوره و زخمت آیات مصحف صورت خونین تو قرآن من است حرم پاک تو بیت الحرم کعبه ی دل کربلای تو بهشت من و رضوان من است شاعر/ غلامرضا سازگار با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
📚 بسته سبکهای شامل/ زمزمه تشرف | زمزمه وداع| نوحه | زمینه با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
1.21M
🎵سبک زمزمه علیه السلام 🔺هیئتی/ زمزمه تشرف تُو زندگی فقط تو رو میخوام امام رضا بهونه ی تموم گریه هام امام رضا دوباره اومدم حرم، سلام امام رضا با دست خالی اومدم بگیری دستمو یه گوشه روبه روی گنبدت نشستمو دوباره کاش نگاه کنی دل شکستمو 🔸یادم نمی ره بار اولی که اومدم دیدم که با عنایت شما تُو مشهدم با چشم خیس ضریحتونو بوسه می زدم امام رضا (2) الهی من فدات... اگه بخوای ردم کنی، چه جور دلت میاد می دونی یا امام رضا دوسِت دارم زیاد که خاطرات خوبمه، دم باب الجواد دوباره سفره ی ولیمه ی امام رضا فدای خواهر کریمه ی امام رضا ایران شده همیشه بیمه امام رضا 🔸حسین حسین رو لبم، تُو ایوون طلا إن کُنتَ باکیاً... حدیث تو امام رضا دلم رو می بره دوباره سمت کربلا امام رضا (2) الهی من فدات... چقدر شلوغه قتلگاه نمیرسهن صدات نمی دونم باید حسین چیکار کنم برات لبای تشنه ی تو شد مصیبت فرات عجب قیامتی شده غروب کربلا شبیه مادرت زدن تو رو چه بی هوا به زیر چکمه های شمر زدی تو دست و پا 🔸برای درهمی حسین یه عده کُشتنت دیدن که پاره پاره شد تموم پیرهنت نشد که نیزه ها رو در بیارم از تنت حسین من (2 ) غریب کربلا... منو به قصد کُشت زدن قدم کمونیه دیدم تو دست ساربون ارت نشونیه دیدم که گوش دخترت رقیه خونیه نگاهمه به علقمه کجاست برادرم ببین که دست به دست داره می گرده معجرم با شمر و زجر و حرمله آخه کجا برم 🔸به سمت قتلگاه تو نگاه زینبه دیدم که خنجر و کشید دوازده مرتبه تنی که دیگه بی سره به زیر مرکبه حسین من (2 ) غریب کربلا... با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |