eitaa logo
کتابخانهٔ‌خیابان64 ‌ ‌
102 دنبال‌کننده
136 عکس
6 ویدیو
0 فایل
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ اینجا چای دم‌میکنیم با رایحه‌ی بابونه ، در میان کتابهای ِشعر و دست نویس های کوچک‌‌☕️ ‌ با من حرف بزن ؛ https://harfeto.timefriend.net/17374853167601 ‌ ‌ این‌کتابخانه‌‌قدیمی‌به‌ایتا‌بازگشت٭ رسم 'بازارسال' بسی زیباتره.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانهٔ‌خیابان64 ‌ ‌
دنیا چیست جز مضحکه‌ای گریه انگیز ؟ جز درد و رنج و روزهای خوب گذرا ؟ زندگی، همان خاطرات خوبی‌ست که یک شب اخر به گریه‌مان می‌اندازد، زندگی گاهی همان دردی ست که می‌گفتیم خواهد کُشت! اما زنده ماندیم و گذر کردیم. هرچه گفتیم سخت است، دردناک است، نفس گیر است، زودتر از پیش گذشتند و گاه دیگر حتی یادمان نمی‌آید چه بود ! ولیکن همان هایی که شعر این نیز می‌گذرد را برایشان خواندیم، نرفتند، سخت رفتند! تکه ای از جانمان را پاره پاره نموده و سپس عزم رفتن کردند و حالا ما مانده‌ایم و روح پاره‌پاره و کالبد ِخرد شده و افکاری متلاشی که نمی‌دانیم، به وقت التیام باید بر کدام زخم مرهم بگذاریم و بر کدام غم بگرییم و بهر کدام درد فریاد سر بدهیم! زندگی همین است، همین نیمه شب ها گریستن، روزها خندیدن، اجبار به قوی زیستن و دوام اوردن! چرا که همه میدانیم، هیچ‌گاه شب ماندگار نیست و سپیده دم به اسمان لبخند میزند و خورشید هیچ‌گاه تا ابد در پشت ابرهای بارانی اسیر نمی‌ماند و یک روز، برمی‌گردد و با همان شراره هایش، رنگین کمان را به چشمان خسته‌ی ما هدیه میدهد. ‌- کتابخانه‌ی‌خیابان64 | به نوشته‌ی اِلدا✍🏻 |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانهٔ‌خیابان64 ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ؛‌ ‌در جایی که شاید کمتر کسی فکر قدم نهادن بر آن را بکند، ما ایستاده‌ایم! میان ِافکار ِسُقراط و اَرسطو قدم می‌زنیم و میان ِمنطق و فلسفه‌ای که قدمتش باستانی‌ست و ریشه‌اش از دل ِافکار و حرف های مردمان ِآتن به گوش‌های ما رسیده، به رسم زندگانی و زیستن دست میابیم. جایی در بین فلات‌ها و جلگه‌‌ها و کوهستان‌ها، میآن ِنقشه های جعرافیایی، گاهی دشت‌ها را جست و جو می‌کنیم و گاهی اورست و هیمالیا را می‌گذرانیم تا به علمی چون طلا ارزشمند دست یابیم! ‌از اهرام شگفت‌آور مصر و معماری‌های یونانیان، تا داستان ها و زمروراز های بین‌النهرین و ایران ِباستان ما، ما چنین تاریخ را می‌شکافیم و در پی حل شگفتی‌های او به جلو می‌رویم که گاهی فراموشمان می‌شود که چگونه از اجداد ِمتمدن خویش الگو بسازیم. رُم را به امپراطوری‌اش می شناسیم و قطعه به قطعه دیوار ِچین را قدم می‌گذاریم! جهان ِباستان همین است، در کلاس درس خود نشسته‌ای ولی در کاخ هوانگ‌تی قدم میزنی. در میان ِدولت-شهر های ِکهن، خطوط ِمیخی، شهرهای اوروک و لاگاش ِسومر، تمدنهای اطراف ِآن نیل ِپرخروش، که زندگی و تمدن را به مصریان تقدیم‌گرد شاید هم به راستی ما میان ِتاریخ گم‌شده‌ایم. ‌ ‌ اینجا، رایحه‌ی شعر دمیده است، انکه معتاد به شعر است؛ شعر می‌خواند و ان‌ کسی که معتاد به شعر نیست ، به آن روی می‌آورد چرا که این است درمان درد‌های ما، شعر! گاهی هم خود درمانمان درد می‌شود، به هنگامه‌ی آزمون‌ها و امتحان‌های طاقت‌فرسایمان. اینجا، نوای ضرب ِشعر خواندن ِفنون پیچیده‌ست. اینجا هوای ثلاثی ِمزید‌های نامفهوم و مرفوع و منصوب ِعربی را دارد که هیچ‌گاه قرار نیست در ذهنت ماندگار شوند. ‌ ‌ می‌توانم برخی اوقات، بر جایگاه یک سرمایه‌گذار زندگی کنم در میان ِساعت‌های اقتصاد و آمار، میان بازار ها و کارآفرینان و کارشناس و دیگر و دیگر. ‌ ‌ ‌و حالا قدم نهاده ام بر دومین سال از زندگی ِجدید خویش! دومین سال از ورود به دنیایی که غزل دم کرده‌ست برایمان و از تاریخ روایت می‌کند. ‌- کتابخانه‌ی‌خیابان64 | به نوشته‌ی اِلدا✍🏻 |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا