eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
240 ویدیو
6 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
پس از کشف قفس، پرواز پژمرد.
پلک‌هام رو روی هم‌ می‌فشارم تا سوزش چشم‌هام آروم بگیره، امّا نمی‌دونم مسبب گلوله‌ی داغِ اشک که روی گونه‌هام لیز می‌خوره، غمه یا سرماخوردگی، ترجیح می‌دم که فکر کنم به خاطر سرماخوردگیه‌.
حالا که ما را یک نجف مهمان نکردی ما را بُکش دور از تو قربان تو باشیم..
هدایت شده از MoWji 🦇
سلام بی‌زحمت فاتحه‌ای قرائت کنید... مامان‌بزرگ عزیزم امروز صبح به رحمت خدا رفتن.
از ما که گذشت، ولی شما به یادِ ما جامونده‌ها باشید. : ))
از "فاطمه بودن" خسته‌م.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
ویروس بر من غلبه کرد و سرما خوردم، مبارکِ بدخواهام.
ویروسِ عزیز لطفاً دور شو زودتر تا یه دیوار پیدا نکردم و سرم رو نکوبیدم‌ بهش.
لعنت به اون حس مزخرفی که دلت می‌خواد از عالم و آدم حرف بزنی ولی احساس می‌کنی مزاحمی.
بعداً؟ بعداً وجود نداره. بعداً چایی سرد می‌شه. بعداً روز شب می‌شه. بعداً علاقه از بین می‌ره. بعداً آدم پیر می‌شه. بعداً زندگی تموم می‌شه.