هدایت شده از فرصت حضور🇮🇷🇵🇸
چشم انتظار
نشسته ام
امیدوارانه نگاه میکنم
چه کسی باور میکند
این شاخه های خشکیده
در فردای زندگی
جوانه میزند
برگ و بار می آورد
شوق آفرین می شود
چشم را نوازش میکند
خورشید را سر ذوق میآورد
تا با همه وجودش بر آن بتابد
رنگ آمیزی اش کند
وما
در باشکوه ترین
و تماشائی ترین قاب آفرینش
به تماشایش جان تاره ای بگیریم🥰
بزم زندگی
@FORSAT_HOZOR
🍃هوالمحبوب
شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»
دلا در عاشقی ثابتقدم باش
که در این رَه نباشد کار بیاجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذَیتَنی بِالهَجرِ و الحَجر
برآی ای صبحِ روشندل خدا را
که بس تاریک میبینم شبِ هَجر
دلم رفت و ندیدم رویِ دلدار
فَغان از این تَطاول، آه از این زَجر
وفا خواهی، جفاکَش باش حافظ
فَاِنَّ الرِبْحَ و الْخُسرانَ فِی التَّجْر
@TAMASHAGAH
🍃💐
"تشنهام، خورشید میخواهم"
نامهات كه به دستم رسید،من خواب بودم؛ نامهات بیدارم كرد.
نامهات ستارهای بود كه نیمهشب در خوابم چكید و ناگهان دیدم كه بالشم خیس هزار قطره نور است.
دانستم كه تو اینجا بودهای و نامه را خودت آوردهای. رد پای تو روشن است.
هر جا كه نور هست، تو هستی، خودت گفتهای كه نام تو نور است.
نامهات پر از نام بود.
پر از نشان و نشانی.
نامت رزاق بود و
نشانت روزی و روز.
گفتی كه مهمانی است و گفتی هر كه هنوز دلی در سینه دارد
دعوت است.
گفتی كه سفره آسمان پهن است و منتظری تا كسی بیاید و از ظرف داغ خورشید لقمهای برگیرد.
و گفتی هر كس بیاید و جرعهای نور بنوشد، عاشق میشود.
گفتی همین است، آن اكسیر، آن معجون آتشین كه خاک را به بهشت میبرد.
و گفتی كه از دل كوچک من تا آخرین كوچه كهكشان راهی نیست، اما دم غنیمت است و فرصت كوتاه و گفتی اگر دیر برسیم شاید سفرهات را برچیده باشی، آن وقت شاید تا ابد گرسنه بمانیم...
آی فرشته،
آی فرشته كه
روزی دوستم بودی، بلند شو دستم را بگیر و راه را نشانم بده..
هوالعزیز🌱
گفت هر رازی نشاید باز گفت
جفت طاق آید گهی گه طاق جفت
از صَفا گر دَم زَنی با آینه
تیره گردد زود با ما آینه
در بیانِ این سه، کَم جُنبان لبت
از ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت
کین سه را خصمست بسیار و عدو
در کمینت ایستد چون داند او
ور بگویی با یکی دو الوداع
کل سر جاوز الاثنین شاع
گر دو سه پرنده را بندی بهم
بر زمین مانند محبوس از الم
مشورت دارند سرپوشیده خوب
در کنایت با غلط افکن مشوب
مشورت کردی پیمبر بستهسر
گفته ایشانش جواب و بیخبر
در مثالی بسته گفتی رای را
تا ندانند خصم از سر پای را
او جواب خویش بگرفتی ازو
وز سؤالش مینبردی غیر بو
🌱🌱🌱
https://eitaa.com/TAMASHAGAH