eitaa logo
طـافِح؛
73 دنبال‌کننده
19 عکس
0 ویدیو
0 فایل
. غمگینم آن‌چنان که چو من هیچ‌کس مباد سودا به سر، مراد به دل، آرزو به گور . طافـح:مست که پر شده باشد از شراب!
مشاهده در ایتا
دانلود
یک نفر کاش همین لحظه، همین جا فی الفور برسد از ره و حال دل من خوب شود... - فاطمه دشتی
دیگر سرزنده نبود؛ بیشتر اوقاتش به دل نگرانی می‌گذشت، انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دوام آوردنش می‌شد.
برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند؟! - غلامرضا بروسان
دیروز هم خیلی حالم بد بود و هم خیلی غمگین بودم، تو نمی‌توانی تصور کنی که چطور یک درد می‌تواند انسان را به حد ناامیدی مطلق برساند، احساس ترسناکی در من به وجود آمده است که نمی‌توانم آن‌ را بیان کنم، از آن گذشته دردی دارم که هیچ‌چیز درمانش نمی‌کند.باید به خاک سرد سپرده شد.
خسته‌ام؛ من دیگر به چابکیِ عقربه‌های ساعت نمی‌توانم بر مدارِ این مهلکۀ مُدوَر پرسه بزنم و روزهایم را به شب‌هایِ پریشانی برسانم.. اگر می‌توانستم مسئولیتِ حملِ این جسمِ درمانده را به فردِ دیگری محول می‌کردم تا چند صباحی آن را به بازی گرفته و سپس این لاشۀ از پای‌درآمده را در گورِ عمیقی دفن کند... خسته‌ام؛ حتی تازیانه‌هایِ روزگار که از بلندایِ ارابۀ هستی بر من نواخته می‌شوند، دیگر مرا به تکاپو وانمی‌دارند... انگار که پس از چند سال زندگی، حالا نیازمند یک استراحت طولانی شده باشم، شاید لازم باشد که یکبار میرانده و دوباره زاییده شوم، من به این آسودن محتاجم، مگر سه دهه زندگیِ بی‌وقفه برای یک انسانِ عاجز کافی نیست؟ خسته‌ام؛ از بودن و زیستن بر مدارِ پُرتکرارِ هستی.. از خرامیدن و خزیدن بر قامتِ پُرملالِ گیتی... در من آرزویی برای خُفتن شعله می‌کشد و تمنایی برای آرمیدن لَه‌له می‌زند.. من برای ایستادن و متوقف شدن آزمندم، گویی هرگز چیزی که مرا در امتدادِ این بیهودگی به وجدآوِرد، یافت نخواهد شد... من حتی از اینکه مدام خسته باشم هم خسته‌ام.. - حسام محمدی