••منتحفهجانمیآورمبهرنثارمقدمش
وانجانشیرینازجفامارابجانمیآورد••
تَلاطماِحساس!
آن طبـیــبی که مـرا دیـد و نـدادم دارو خوب داند که دوای دل من دیدار است
تاتوزخمیمیزنیبهرمداوامیرسند
یکبهیکازرهرقیبانبانمکدانیبهدست