eitaa logo
- تامیلا -
799 دنبال‌کننده
510 عکس
107 ویدیو
7 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
من‌آدم‌ " نکنه‌مزاحمشم‌‌ ؛ اره‌پس‌اذیتش ‌میکنم‌باید‌ازش‌دور‌شم‌ "ی‌ هستم‌
- تامیلا -
من‌دخترم‌‌ ؛ دخترِ‌آلوده‌به ‌سرخیِ‌‌حنایِ‌سرانگشتانش‌ ..‌ شیفته‌یِ‌گیسوانِ‌بلندُ‌ ؛ شکوفه‌یِ‌گیلاس‌ دختری‌که‌دامنِ‌کلوشِ‌بلند‌‌می‌پوشدُ‌ ، ترشیِ‌گوجه‌سبز‌هایِ‌باغِ‌فرحزاد‌‌‌را‌محترم ‌میداند‌ُ‌ ؛ صبح‌به‌صبح‌‌‌با‌طلوعِ‌آفتاب‌ ؛ مه‌جبینِ‌رویش‌نمایان‌میشود‌ ..‌‌ من‌ ، دخترم‌‌ دختری‌که‌‌وقتی‌‌‌در‌را‌به‌رویش‌باز‌می‌کنید‌ منحنیِ‌لبخندش‌ ، به‌خنده‌وا‌می‌داردتان‌‌ و‌در‌‌لَختی‌از‌زمان‌ ، بابونه‌ای‌می‌شود‌ریز‌اندام‌‌ ، در‌میانِ‌ آغوشِ‌‌‌سرشار‌از‌محبتتان‌ .. در‌این‌میان‌ ؛ دستتان‌را‌میگیردُ‌هم‌قدم ‌می‌شوید‌ ،‌ با‌‌‌چین‌چین‌هایِ‌دامنِ‌کلوشَش‌‌ . در‌گوشه‌کاجستانی‌محنت‌می‌گزیندُ‌ سبو‌پر‌میکند‌ ؛ از‌عطرِ‌یاسِ‌گیسوانش .. من‌ ، دخترم‌ دختری‌که‌‌با‌تمامِ‌‌خستگی‌هایش‌ ؛ در‌ظرفِ‌‌‌‌ گل‌ِ‌سرخیِ‌خانُم‌جان‌ ؛ ریحان‌هایِ‌ دست‌چین‌را‌‌میگذاردُ مهمان‌میکند‌‌تورا‌ ؛ به‌صرفِ‌سنگکِ‌ خا‌ش‌خاشیُ‌پنیرِ‌سنتیِ‌فُلان‌دِه‌ُ ، عطرِ‌ریحان‌هایش‌ ... با‌انگشتانِ‌کشیدهُ‌بلوری‌ش‌‌ ؛ چای‌دم‌ میکندُ‌ ..‌ گیسوانش ، امان‌از‌گیسوانش‌که‌در‌این‌میان‌ به‌رویِ‌صورتِ‌‌مانندِ‌ماهش‌میریزدُ‌ همان‌گونه‌که‌میخندد‌ ، به‌تلخیِ‌روزگار‌ طره‌ای‌از‌آن‌هارا‌پشتِ‌گوش‌می‌اندازد .. دخترانِ‌فرنگ؟‌‌ دخترانِ‌‌گیس‌بریده‌یِ‌فرنگ‌چه‌دارند‌که‌دلِ‌ شمارا‌ربوده‌اند؟‌ پس‌غرق‌در‌عطرِ‌نرگسُ‌ ؛ خمِ‌‌‌‌گیسوانِ‌‌‌‌‌‌‌‌ دخترکان‌ِ‌ایرانی‌ ، که‌مانندِ‌‌‌پیچشِ‌ ساقه‌هایِ‌امین‌الدوله‌است‌نشده‌اید؟‌‌ دل‌به‌دلشان‌‌‌نداده‌اید؟ ا‌ز‌نقشِ‌چشم‌هایشان‌چیزی‌شنیده‌اید؟‌ همان‌چشم‌هایی‌که‌خودِ‌کمال‌الملک‌هم‌برایِ‌ به‌تصویر‌کشیدنِ‌‌زیباییش‌ ؛ عاجز‌است‌ . از‌مربایِ‌سیب‌ِ‌دست‌سازشان‌خورده‌ایدُ‌ مستِ‌‌گلابِ‌‌‌رویشان‌شده‌اید؟ گره‌یِ‌چارقدِ‌گل‌گلی‌شان‌را‌سفت‌کرده‌اید؟‌ نه ، شما‌‌دخترکانِ‌این‌مرزُ‌بوم‌ را‌خوب‌نشناخته‌اید‌ .. انگورِ‌چشمانشان‌را‌نچیده‌اید ، حتی‌‌زلفشان‌را‌به‌هنگامِ‌بازی‌ِ‌‌با ؛ ‌باد‌ندیده‌اید‌ خنده‌هایِ‌شان‌ ؛ گام‌‌هایِ‌بلندُ‌کم‌تعادلِ‌‌‌ حین‌ِ‌لی‌لی‌‌بازی‌کردن‌ها‌‌و‌عطرِ‌‌بهار‌نارنجُ‌‌‌‌ دارچینِ‌دستانشان‌را‌‌لمس‌نکرده‌اید‌ قهر‌هاُ‌عشوه‌های‌شان‌را‌‌از‌دور‌به‌تماشا‌ ننشسته‌اید! دل‌گره‌نزده‌اید‌به‌انتهایِ‌بافته‌یِ‌موهایشان زیرِ‌باران‌ُ‌میان‌ِ‌گیشه‌هاُ‌درختان‌‌با‌او‌ هم‌قدم‌نشده‌اید‌که‌بدانید‌‌‌زیبایی‌چیست .. میبینید ؛ ‌از‌میانِ‌حریرِ‌‌پرده‌ها‌‌ ، شمعدانی ‌هایِ‌کنارِ‌حوض‌را‌ ، کور‌سویِ‌نورِ‌امیدُ‌ ؛ گمشده‌در‌‌پیچِشِ‌زلفش‌را؟‌ اصلا‌دخترکانِ‌ایرانی‌ ، ‌ضمادی‌اند‌‌بر‌تنِ‌ زخم‌دارِ‌جغرافیا‌ ، حنایِ‌مصری‌اند‌بر‌انگشتِ‌ لاغرِ‌زمان‌‌ ، و‌شکیبِ‌آخرِ‌گل‌هایِ‌مشرقی‌‌ برایِ‌زمستان‌ .. قربانِ‌گل‌هایِ‌درشتُ‌ ؛ عطرِ‌‌‌‌مریمِ‌دامن‌ِتان‌ روزتان‌فرخنده‌باد‌‌ ، دخترکانِ‌ایرانی(:‌*
روز [مامان‌ ، لباس‌چی‌بپوشم‌] مبارک .
- تامیلا -
و‌از‌امشب‌ ؛ به‌یادگار‌بماند‌ ؛ کنج‌ ِ ‌‌دفترچه‌ی ِ خاطراتمان‌‌ ..
خواهرِ‌بابا‌رضایِ‌ما‌‌‌‌ میلادِ‌شما‌بهانه‌ای‌شد‌‌ ؛ تا‌به‌معنایِ‌واقعیِ‌ کرامتُ‌عطوفت‌پی‌ببریم‌ ..‌ ‌بیش‌از‌پیش‌فرخنده‌باد‌ ؛ روزی‌که‌شما‌ چشم‌به‌این‌جها‌ن‌گشودید("
-
ما‌از‌دنیایِ‌واقعی‌فرار‌میکنیم‌ ، و‌به‌مجازی‌ پناه‌میاریم‌ ؛ چون‌کسی‌نیست‌ که‌بفهمه‌چی‌میگیمُ‌ ؛ به‌حرفامون‌گوش‌بده‌ ما‌‌نیاز‌به‌یه‌بستری‌داریم‌که‌ حرفامونُ‌بزنیم‌ ..
- میشه‌منو‌بیشتر‌از‌همه‌یِ‌کسایی ‌که‌میشناسی‌دوست‌داشته‌باشی؟ .
با‌خیال‌تو‌به‌سر‌بردن‌اگر‌هست‌گناه؛ باخبر‌باش‌که‌من‌غرق ِگناهم‌همه‌عمر : )))
از‌لحاظِ‌روحی‌دلم‌میخواد‌زنگ‌خونمون‌به‌ صدا‌در‌بیاد‌ ، برم‌دم‌در‌ببینم‌پست‌چی‌ یه‌بسته‌‌با‌محتویاتِ‌ ، کتابِ‌شعر‌‌ ، یه‌شاخه‌ گل‌ ؛ نامه‌یِ‌دست‌نویس ، لباس‌چهار‌خونه‌ و‌یه‌انگشترِ‌عقیق‌کبود‌برام‌آوردهُ‌ ضمیمه‌یِ‌همشون‌‌یه‌کاغذ‌ِ‌کاهی‌‌که‌روش ‌نوشته‌‌ ، ' بهانه‌ای‌برایِ‌لبخندت '‌ .‌