#شب_قدر
#مناجات_امام_زمان_علیه_السلام
#شب_بیست_سوم_رمضان
🔸آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است
🔸از دوری تو پاره گریبان شدن بس است
یا بن الحسن کجایی آقا...
در این شب قدر و...
ایام شهادت امیرالمومنین...
امام زمان...
امشب میخوام اعتراف کنم...
🔸تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟!
🔸تا کی اسیر لذّت عصیان شدن؟! بس است
نمیدونم تا کی قراره دلت رو بشکنم آقا...
شرمنده ام مولای من...
شرمنده ام آقای من...
دیگه خجالت میکشم...
از بس که گناه کردم و...
گفتم خدایا...
بالحجه الهی العفو...
دیگه خجالت میکشم...
از بس که گناه کردم و...
هر شب قدری که رسید...
گفتم خدایا به امام زمان...
منو ببخش...
امشب اومدم بگم آقای خوبم...
🔸اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا
🔸دل مردگی و این همه ویران شدن بس است
دیگه بسمه آقا...
یا بن الحسن...
🔸آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
جان من و پدر و مادرم فدای علی...
حالا که اسم امیرالمومنین اومد...
بزار اینم بگم آقا...
با همه بدی هام...
این شبها برای جد غریب شما اشک ریختم...
برا امیرالمومنین به سر و سینه زدم...
آقا.. ما در عزای عزیزانمون...
بیشتر از یک هفته و چهل روز سیاه نمیپوشیم...
اما در عزای جد شما...
یک عمره سیاهپوشیم...
آقا ما محبت شما رو در سینه داریم...
ما با محبت شما زنده ایم...
آقا میشه امشب...
نگاه به اعمال بدم نکنی...
نگاه به کارهای بدم نکنی...
امشب دستم خالیه...
شب قدر میخوام برم در خونه خدا...
میخوام بگم الهی العفو...
اما آبرویی ندارم...
آقا یک بار دیگه آبرو داری کن...
امام زمان...
شرمندتم هستم آقا...
قول میدم آقا...
دیگه دلت رو نشکنم...
قول میدم دیگه گناه نکنم...
🔸آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
🔸از داغ هجرت آتش سوزان شدن بس است
حالا هر چقدر با آقا کار داری صداش بزن...
در این شب قدر همه به هم...
یا صاحب الزمان...
-
1. نخل های کوفه.mp3
1.52M
#روضه_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
نخل های کوفه را یک عمر
در ماتم نشاند
داغ هایی کز مدینه
بر جگر دارد « علی »
#شاعر_استاد_غفورزاده
#محفل_اشک_حرم_مطهر
2. اولین مظلوم.mp3
2.19M
#روضه_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
هم اولین مظلومِ ، اولین و آخرین مظلومِ ... بی جهت بهش نگفتند اول مظلومِ عالَم ، توو کربلا ابی عبدالله ، توو گودال قتلگاه افتاده بود ، نفس های آخرش بود ، یه مرتبه متوجه شد ، لشکر دارن میرن طرف خیمه ها ، با هر زحمتی بود ، به یک نیزه شکسته تکیه داد ، رو زانوش ایستاد ، فرمودکجا میرید ؟ « أَنَا الَّذي أُقاتِلُكُمْ ، وَ اَنْتُمَ تُقاتِلُوني» با من جنگ دارید ... « وَ النِّساءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ » زن و بچه ی من که گناهی ندارند [1]
شمر با اون خباثتش گفت : حسین راست میگه ، برگردید ، تا حسین زنده است ، کسی طرف خیمه هاش نره ، اول کار خودش رو تمام کنید ، تا نفس داشت ، نگذاشت کسی بره طرف خیمه ها ، وقتی سرش رو بالای نیزه زدند ، اونوقت دستور دادند به خیمه ها حمله کنید ؟؟ ... اما مدینه ، جلو چشمای علی میزدند ...
دلم بهرِ علی میسوخت
چون قُنفذ مرا میزد
نگاهِ دردناکش
بیشتر میداد آزارم
#شاعر_استاد_سازگار
[1] مقتل خوارزمی ، ج 2 ص 33 - لهوف ( با ترجمه ) با اندك اختلافی ، ص 120
#محفل_اشک_حرم_مطهر
1/2/1401
https://eitaa.com/javdafshani
3. سلام شروع.mp3
482.2K
#شروع_مجلس_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يَا اَبَا الْحَسَن ، يَا عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِبٍ ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِه ...
#محفل_اشک_حرم_مطهر
4. نامش به لب.mp3
2.66M
#روضه_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يَا اَبَا الْحَسَن ، يَا عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِبٍ ، يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِه ...
نامش به لبِ
اهل نیاز است « علی »
بر خلوتیان
محرم راز است « علی »
در مسجد کوفه
چون شهیدش کردند
گفتند : مگر
اهل نماز است « علی »
آنقدر علیه امیرالمومنین ، تبلیغ کرده بود ، معاویه لعنت الله علیه ، وقتی خبر شهادت حضرت به شامات رسید ، مردم شام باخبر شدند ، با تعجب از همدیگه سئوال میکردند ، مگه علی نماز هم میخوند ؟
در مسجد کوفه
چون شهیدش کردند
گفتند : مگر
اهل نماز است « علی »
( یاعلی ، یاعلی ... ) تکرار
#شاعرسیدعلی_میرافضلی
#محفل_اشک_حرم_مطهر
1/2/1401
1. دون کلام خالق.mp3
3.63M
قسمت اول
#مدح_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
دونِ کلامِ خالق و
فوقِ کلامِ خلق
نهج البلاغه آن
ملکوتی کلام تو ...
#یاعلی
هر صبحدم
شعاع طلایی آفتاب
آید به آسمان
پیِ عرضِ سلام تو
#یاعلی
روزی دهد خدا
به همه خلق کائنات
از سفره ی ولایت و
اِنعام عام تو
#یاعلی
فردا حساب مومن و کافر
تو می کنی
برپا کند قیامت کبری قیام تو
#یاعلی
کفشِ دوپاره دوز و
عدو را ، دو پاره کن
( کفش امیرالمومنین وصله داشت ، خلیفه مسلمین ، امام مسلمین کفشش وصله دار بود ، اما توو میدان جنگ ، یک ضربتی به « مَرحب » زد ، که اونو از وسط ، دو نیم کرد ، جانم علی جانم ... )
کفشِ دوپاره دوز و
عدو را ، دو پاره کن
جانها فدای خَرق تو [1]
و التیام تو
در کعبه شد پدید و
به مِحراب شد شهید
قربانِ حُسنِ مَطلع و
حُسنِ خِتام تو ...
#شاعر_مرحوم_ریاضی
[1] « خَرق » یعنی ، پاره کردن ، درانیدن
#محفل_اشک_حرم_مطهر
۱۴٠۱/۲/۱
قسمت دوم
#فضیلت_خوانی و
#مدح_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
( نمیدونم چی میخواهی ، امشب از امیرالمومنین ؟ یاعلی ... اما هرچی میخواهی ، میده ...)
برو ای گدای مسکین
درِ خانه ی علی زن
که نگینِ پادشاهی
دهد از کرَم گدا را ...
#شاعر_استاد_شهریار
خودش گرسنه ماند اما غذاش رو داد ، توو خونه غذا نداشتند ، حضرت رفتند پول قرض کردند ، توو راه که می اومد ، توو گرمای مدینه ، دید مقداد ایستاده ، توو گرما زیر آفتاب ، فرمودند : مقداد برای چی اینجا ایستادی ؟ چه کار داری این موقع ظهر ، توو گرما اینجا زیر آفتاب ایستادی ؟ برای چی ایستادی ؟ گفت یاعلی برا همون چیزی که شما از خونه اومدی بیرون ، من هم اومدم بیرون ، از زن و بچه ام خجالت کشیدم ... حضرت اون دِرهم هایی که قرض کرده بود ، داد به مقداد ، فرمود مقداد ، تو برو خونه ت ، خجالت زن و بچه ات رو نکِش ، من میرم خونه ، یه فکری میکنم ، فاطمه با علی همراهِ ... جانم علی ، جانم علی ... وقتی رسید خونه ، دید طبقی از غذای لذیذ اومده درِ خونه ی فاطمه زهرا ، حضرت غذارو گذاشته منتظر امیرالمومنینِ ... فرمود فاطمه جان این غذا از کجا آمده ؟ گفت : یاعلی مگه این غذارو شما نفرستادی ؟ آقایی اومد این طبقِ غذارو گذاشت ، گفت این غذارو مولا علی فرستاده ، نگو جبرائیل بوده ، از طرف خدا و بهشت برا امیرالمومنین و حضرت زهرا غذا آورده ... چی میخواهی از امیرالمومنین ؟ بگو :
دلِ شکسته یِ من
اُنس با علی دارد
امید از همه بُگسسته
تا علی دارد
منم ز شهرِ ولایت
زِ کویِ سوختگان
شناسنامه یِ من
مُهر یا علی دارد
#شاعر_استاد_موید
هرچقدر توان داری و نفس توو سینه ات هست ، با این نفست بگو یاعلی ، وقتی میگی یاعلی ، حضرت زهرا میگه بارکَ الله ...
#محفل_اشک_حرم_مطهر
۱۴٠۱/۲/۱
قسمت سوم
#روضه_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
وقتی میگی یاعلی ، حضرت زهرا میگه بارکَ الله ... میدونی از کجا میگم ؟ وقتی رسید دمِ درِ مسجد ، با پهلوی شکسته ، با بازوی وَرم کرده ، خودش رو کِشوند تا درِ مسجد ، یه نگاه کرد دید دستای علی رو بستند ، شمشیر بالای سرش گرفتند ، سیدا مادرتون نمیتونست روی پایش بایسته ، یه دستش رو اینطرف در گذاشت ، یه دستش رو اونطرف در گذاشت ، نوشتند یک ناله ای زد ، اهل مسجد از ناله ی بی بی ، به گریه درآمدند ، فرمود : نامردا میخواهید چه کارکنید ؟ میخواهید بچه های منو یتیم کنید ؟ اونچنان ناله زد ، زن و مرد به گریه درآمدند ، از صدای ناله ی بی بی ، مجبور شدند دستای امیرالمومنین رو باز کردند ، تا دستارو که باز کردند ، امیرالمومنین از جا که بلند شد ، اول برگشت یه نگاه به قدو بالای فاطمه کرد ، یه نگاه کرد دید چادرش خاک آلوده ... تا امیرالمومنین اومد کنار بی بی ، بی بی دورِ علی گشت ، یه جمله گفت ، واقعا این جمله ی بی بی غوغا کرده ، عرضه داشت ، یاعلی : « نَفْسى لَکَ الْوِقاء » یعنی یا علی دورت بگردم ، « رُوحی لَکَ الْفِداء » جانم فدات علی ... لذا اینکه میگم وقتی یاعلی میگی ، جگر حضرت زهرا حال میاد ، اینجاست وقتی میگی یاعلی ، بی بی خوشحال میشه ...
در همان لحظه که
شمشیر تو بالا می رفت
نشنیدی به جنان
فاطمه می گفت : « نزن » ؟
#شاعر_استاد_سازگار
حالا هرچی میتونی « یاعلی » بگی ، از « یاعلی » دریغ نکن ، بگو یاعلی رو برای دل حضرت زهرا میگم ، آخه برای امیرالمومنین ، چند جا حضرت زهرا زمین خورد : یه جا بینِ درو دیوار زمین خورد ؟ یه جا توو کوچه های زمین خورد ؟ آی ی ی علی علی علی ...
منم ز شهرِ ولایت
زِ کویِ سوختگان
شناسنامه یِ من
مُهر یا علی دارد
خدا ، مدالِ علی دوستی
به ما داده است
به غیرِ کشور شیعه
کجا علی دارد ؟
در آن محیط که
از دست و پا نیاید کار
دل شکسته ی بی دست و پا
علی دارد ...
#شاعر_استاد_موید
عُنوانُ صَحيفَةِ المُؤمِنِ حُبُّ عَليِّ بنِ ابيطالب ( عليهالسلام ) ...
#محفل_اشک_حرم_مطهر
۱۴٠۱/۲/۱
4. حضرت زهرا س.mp3
2.37M
قسمت چهارم
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#استاد_حیدرزاده
تا من گفتم : شناسنامه من مُهرِ یاعلی دارد ، فریاد زدی ، گفتی یاعلی یاعلی یاعلی ... اگه تو شناسنامه ات مُهرِ یاعلی داره ، فاطمه زهرا ، رو صورتش نوشت : « یاعلی » ... فاطمه زهرا با میخ در به سینه اش نوشت : « یاعلی » ... فاطمه زهرا با غلاف شمشیر ، روی بازوش نوشت « یاعلی » ... اون روز توو کوچه های مدینه ، بازوبند گرفت ، قهرمانِ کوچه ها بود ، اما این بازو بند رو کسی ندید ، فقط دست یک نفر به این بازو بند رسید ، ای کاش اون دست هم به این بازو بند نمیرسید ... اون شبی که بدن رو غسل میداد ، یه مرتبه دیدند سرش رو روی دیوار گذاشت ، هی صدا میزنه : فاطمه فاطمه فاطمه ... با این که بی بی وصیت کرده بود : یاعلی ، موقع غسل پیراهنم رو بیرون نیار ، میخواست امیرالمومنین ، متوجه زخم های بدنِ بی بی نشه ، اما مگه میشه وَرم بازو پنهان بمونه ؟ تا وَرم رو حس کرد ، فهمید چه خبره ، بلند شد سر روی دیوار گذاشت ، گفت فاطمه فاطمه ... بگم یاعلی ، دستت رسید به وَرم بازو ، صدای ناله ات بلند شد ، اما نبودی کربلا ...
#محفل_اشک_حرم_مطهر
1401/2/1