#مناجات_و_روضه
#ماه_رمضان
#روضه_وداع
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ
خداحافظ، خداحافظ ...
چقدر با تو به خدا نزدیک تر شده بودم،
چقدر بال پرواز پیدا کرده بودم،
چقدر زود داری از ما جدا میشی ...
من به خودم امید ندارم،
دو روز دیگه
شیاطین از غل و زنجیر میاند بیرون
اگه بمیرم ،
ماه رمضان سال آینده رو نبینم ... چه کنم ؟
کجا برم
با رفیقامو علی دوست ها نیمه شب جمع بشم العفو بگم
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَان ...
ممنونم اگر نروی ...
هم داری با ماه رمضون وداع می کنی،
هم دونه دونه روضه های وداع رو داره یادت میاد،
وداع علی با زهرا ...
ممنونم اگر نروی ...
حالا ببرمت وداع کربلا ؟
کمی آهسته تر؛زپیش من برو عزیز مادرم
مرا همره ببر عزیزمادرم،که من هم خواهرم
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَان الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِیهِ الصِّیَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ "اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ آخِرَ الْعَهْدِ من الصِّیَامَ" فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ ...
وداع ابی عبدالله از مدینه...
اومد کنار قبر پیغمبر ،
خوابش برد،پیغمبر
فرمود حبیبی حسین ...
جایی که پیغمبر به ابی عبدالله بگه حبیبی
ما دیگه غمی نداریم،
شکایت هاشو کرد،
حضرت فرمود "أُخْرُجْ إِلَى الْعِرَاقِ"
اما حسین
"كأَنّی أَراكَ مُرَمّلاً بِدِمائِكَ"
دارم میبینم تو خون داری دست و پا میزنی ...
می کشنت،
اما تشنه لب
از قبر پیغمبر اومد کنار قبر مادر پهلو شکسته اش
میروم مادر که اینک کربلا می خواندم ...
آخ عجب خداحافظی کرد...
وَاغْفِرْ لی تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ
شب زیارتی مخصوصشه امشب
فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ
دست گداییتو بالا بیار
حیفه امشب کسی حواسش پرت باشه وا
به وداع این خواهر و برادر
به وداع فاطمه و علی
به وداع بچه های زهرا و بدن زهرا
ده مرتبه بگو:الهی العفو ...
رمضان🥀🥀🥀🥀🥀
#روضه وداع امام حسین (ع)
شب آخر ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم
لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیر،
أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ، ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ ، و اَتُوبُ اِلَیهِ
اول مجلس دعای سلامتی امام زمان را زمزمه می کنیم
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
یا صاحب الزمان
♦️آخر ماه، گدا مانده و تنها مانده
♦️همه رفتند فقط بنده ی رسوا مانده
♦️درب مهمانی خود را کمی آرام ببند
♦️یک نفر از صف بخشیده شدن جامانده
♦️دستگیری بکنی یا نکنی هر دو رواست
♦️دست تسلیم منِ غم زده بالا مانده
♦️هیچ کس واسطه ی بنده ی آلوده نشد
♦️مثل هر سال فقط یوسف زهرا مانده
♦️همه ی زندگی ام حاصل لطف مهدی است
♦️تازه آقایی او در صف عقبی مانده
♦️عاقبت آبرویم ریخت و در چشم امام...
♦️بی بها کرد مرا چشم بد وامانده
♦️سخت دلتنگ نجف هستم و ایوان علی
♦️بر دل غم زده ام، شوق تماشا مانده
♦️آخر ماه هم از غربت ارباب بگو
♦️بین گودالِ پر از خون، تن مولا مانده
♦️اکبر و قاسم و عبداله و عون و عباس
♦️همه رفتند... فقط زینب کبری مانده
♦️چه کند زینب مضطر که سنان دور شود
♦️لب زخمی حسینش به دعا وا مانده
⬅️عزیزان شب آخر رمضانه دیگه این ماه مبارک هم تمام شد خیلی دربین من وشما بودند که سالهای قبل در شب های قدر شرکت داشتند اما حالا جایشان خالیست انشاالله روح همه اموات ازاین مجلس و محفل فیض ببرندشب آخر رمضانه
به همین مناسبت فکر کردم که امشب به ذهنم این آمد روضه وداع امام حسین (ع) را برایتان بخونم انشاالله در زمانی که دست من وتو ازهمه جا کوتا است درشب اول قبر آقا به فریادمان برسه اما عزیزان
عجب روضه جانسوزیه روضه وداع...
سخت ترین حالات ابی عبدالله همین جاست...
اومد کنارخیمه، با همه وداع کنه....
صدا زد کلثوم خداحافظ...
سکینه خدا حافظ....
آخ زینبم خدا حافظ....
همه بیایید دورمو بگیرید...
آخرین دیدار من باشماست...
دیگه شمارو نمیبینم...
همه دورشو گرفتن...
ناله میزنند...گریه میکنند..
یکی میگه مارو تو لشکر دشمن به کی می سپاری.. یکی میگه مارو به مدینه برگردون...
همه رو آروم کرد..
اما اونی که آروم نمیشه زینبه...
زینب مگه مینونه دوری برادر رو تحمل کنه...
زینب نمیتونه از برادر جدا بشه...
🔸گفت با زینب، به آوای حزین
🔸مهربان خواهر بیا حالم ببین
🔸زینبا روز جدایی آمده
🔸موسم عهد خدایی آمده
🔸دور از اهل حرم ای مُمتَهن
🔸خیزو بهرم آر کهنه پیروهن
⬅️تا نام پیراهن اومد دید خواهرش داره میلرزه....
زینبم چرا میلرزی..
الهی برادر داری خدا برات نگه داره...
نبینی داغ برادروو...😭
زینبم چرا میلرزی خواهر...
⏪صدا زد حسین جان..مادرم فاطمه وصیت کرده..هر وقت حسین پیراهن کهنه طلب کرد.😭..
بدون لحظات آخر عمر حسینه..
(دیگه حسینو نمیبینی)
همچین که امام حسین راهی میدان شد دید صدای ناله ای بلنده ...
ای میگه
🖤مهلا مهلا....
🖤یا ابن الزهرا....
⬅️زینب گفت حسین جان برادر..
وقتی حرکت کردی به طرف میدان به یاد وصیت مادرمون فاطمه زهرا افتادم😭...
میگن امام حسین تا نام مادررو شنید از اسب پیاده شد.. گفت زینبم مگر مادر چه وصیتی نموده فرمود برادر مادر گفته زمانی که حسین خواست بره میدان.در
روز عاشورا تو آخرین لحظه وقتی حسینم... بی پناه شد ...
دیگه یاور نداشت...
به طرف میدان میره...
(اوج)
زیننبم مادر... من اون لحظه کربلا نیستم مادر. زینبم
مادر عوض من زیر گلوی حسینمو ببوس
🔴 امان از دل زینب....3
🔴 چه خون شد دل زینب
⬅️اینجا زیر گلوی حسینو بوسید برادرو راهی میدان کرد...😭
چند ساعت بعد اومد کنار جنازه برادر...
الهی خواهری داغ برادر نبینه...
به خدا سخته...
الهی نبینی اونچه که زینب دید..
(فرود)
⏪ اومد کنار جنازه برادر...
چه جنازه ای..
بی سر، عریان، قطعه قطعه....
چه کرد عمه سادات یه وقت دیدن خم شد لبها رو گذاشت له رو رگهای بریدهٔ حسین...یا حسین.
.
حسین آرام جانم حسین روح وروانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
#مناجات_و_روضه
#ماه_رمضان
#روضه_وداع
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ
خداحافظ، خداحافظ ...
چقدر با تو به خدا نزدیک تر شده بودم،
چقدر بال پرواز پیدا کرده بودم،
چقدر زود داری از ما جدا میشی ...
من به خودم امید ندارم،
دو روز دیگه
شیاطین از غل و زنجیر میاند بیرون
اگه بمیرم ،
ماه رمضان سال آینده رو نبینم ... چه کنم ؟
کجا برم
با رفیقامو علی دوست ها نیمه شب جمع بشم العفو بگم
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَان ...
ممنونم اگر نروی ...
هم داری با ماه رمضون وداع می کنی،
هم دونه دونه روضه های وداع رو داره یادت میاد،
وداع علی با زهرا ...
ممنونم اگر نروی ...
حالا ببرمت وداع کربلا ؟
کمی آهسته تر؛زپیش من برو عزیز مادرم
مرا همره ببر عزیزمادرم،که من هم خواهرم
اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَان الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِیهِ الصِّیَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ "اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ آخِرَ الْعَهْدِ من الصِّیَامَ" فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ ...
وداع ابی عبدالله از مدینه...
اومد کنار قبر پیغمبر ،
خوابش برد،پیغمبر
فرمود حبیبی حسین ...
جایی که پیغمبر به ابی عبدالله بگه حبیبی
ما دیگه غمی نداریم،
شکایت هاشو کرد،
حضرت فرمود "أُخْرُجْ إِلَى الْعِرَاقِ"
اما حسین
"كأَنّی أَراكَ مُرَمّلاً بِدِمائِكَ"
دارم میبینم تو خون داری دست و پا میزنی ...
می کشنت،
اما تشنه لب
از قبر پیغمبر اومد کنار قبر مادر پهلو شکسته اش
میروم مادر که اینک کربلا می خواندم ...
آخ عجب خداحافظی کرد...
وَاغْفِرْ لی تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ
شب زیارتی مخصوصشه امشب
فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ
دست گداییتو بالا بیار
حیفه امشب کسی حواسش پرت باشه وا
به وداع این خواهر و برادر
به وداع فاطمه و علی
به وداع بچه های زهرا و بدن زهرا
ده مرتبه بگو:الهی العفو ...
🕊﷽🕊
🔳#روضه(متن و صوت)👇👇👇
◻️#تخریب_بقیع
◼️#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
🍂دل پر خون چشم گریون
🍂باز داره بارون میباره
🍂شب سرده، پر درده
🍂که آقام حرم نداره
🍂آرزوم نقش بر آب شد
🍂دلم از غصه کباب شد
🍂الهی خونم خراب شه
🍂حالا که بقیع خراب شد
🍂بوی کوچه، باز میپیچه
🍂میون شهر مدینه
🍂باز رسیده قد خمیده
🍂مادری بازم حزینه
🍂آسمون زغم سپند شد
🍂وقتی رام توکوچه بندشد
🍂به روی صورت مادر
🍂دست نامردی بلند شد
🍁امون ای دل ...امون ای دل...
⬅️حالا که دلت آماده شد حالا که دلت مدینه ای شد..
اجازه بدید بیشتر از مدینه و بقیع براتون بخونم
میخوام از غریت مدینه برات بگم..
سالروز تخریب ائمه بقیعه
اونایی که مدینه رو دیدن، بهتر حرفمو میفهمند و می سوزند..
⏺اینجا دیار عشق و مستی و جنون است
⏺اینجا دل هر عاشقی دریای خون است
⏺اینجا هوای چشم ها ابریست ابری
⏺اینجا ندارد شیعه از خود هیچ صبری
♻️(امروز باید بیشتر بسوزی...ناله داری یا نه...)
⏺این قبرهایی که ویران و خراب است
⏺نه قبر، قلب ماست زیر آفتاب است
⏺تاریک دلها نور را باور نکردند
⏺شرم از رسول و حضرت داور نکردند
(اما این دو بیت میسوزونه آدمو...)
⏺می سوزد از غم شیعه تا فردای محشر
⏺این قبر بابا باشد و کو قبر دختر
⏺کفرو نفاق و کینه را ترکیب کردند
⏺طاق و رواق و بقعه را تخریب کردند
⏺ای بشکند دستی که دستان ولی الله را بست
⏺ای بشکند پایی که پهلوی خدا را بشکست
✅میگفت تو حرم امام رضا دیدم یه مرد غریبی خیلی گریه میکنه..
رفتم جلو سلام کردم..
گفتم چی شده..مشکلی پیش اومده..دیدم بلند تر گریه کرد کفت نه..من اهل عربستانم..به من گفتن امام رضا ع خیلی غریبه..ولی تا حرم امام رضا رو دیدم..این سیل جمعیت...گنبد و بارگاه باصفا رو دیدم..
میخوام بگم امام رضا ع ..شما غریب نیستی آقا جان..اگه میخوای غریب ببینی..بیا بریم مدینه تو قبرستان بقیع...
🔆منصفانه بده انصاف غریب الغربا کیست
🔆آنکه در خاک وطن خفته و زوار ندارد
♻️این اولین بار نیست...یه روزی هم قبر امام حسینو خراب کردند...
یه روزی هم حرم امام هادی و حرم امام عسکری رو خراب کردند..اما به کوری چشم دشمنا شیعه ها با صفاتر ساختند..
اما فقط،یه بیت بگم صدای نالت بره مدینه...
(روضه ام همین باشه و ببینمت مدینه)
اما داغ دل شیعه اینجاست...که قبر مادرمون زهرا هنوز مخفیه...
⚜مدینه رفتم و آتش بجانم
⚜ندادی قبر زهرا را نشانم
⬅️اونایی که مدینه رفتین...هر چقدر چشم انداختین بگین ببینم آیا قبر یه دونه دختر پیغمبرو دیدید یا نه..
☑️هر کجا نشستی ..ان شاالله آقامون صاحب الزمان بیاد.. قبر گمشده مادرشو نشونمون بده...با همه وجود سه مرتبه صدا بزن
☑️#یا زهرا....
⬇️صلوات حذف نشه لطفا..⬇️
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
AUD-20220507-WA0164.mp3
14.91M
روضه تخریب بقیع
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
.
|⇦•اصغر به خواب رفته...
#روضه #حضرت_علی_اصغر علیه السلام ویژهٔ شب جمعه به نفسِ مرحوم کربلایی حسین بختیاری
●━━━━━━───────
من زینبم به خاطر من گوش کن رباب
*مرحوم مُلّای دربندی مینویسه: تا صدای قدم هایِ ابی عبدالله اومد سمت خیمه ها، بی بی رباب گفت: بچه ام رو حسین آوُرد، حتما سیرابش کرده، اول کاری که کرد بلند شد گهواره اش رو مرتب کرد، به همه خانوم ها هم گفت: الان بچه ام رو میارن، من میخوابونمش...
بی بی زینب اومد بیرون، اما دست خونی، معجر خونی برگشت خیمه، این صحنه رو که دید رباب خبردار شد، به صورتِ خودش زد...*
من زینبم به خاطر من گوش کن رباب
اصغر به خواب رفته فراموش کن رباب
*ناله بزن: حسین!..*
اگر بناست دَمی بی تو بگذرد عُمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دَم را
*ابی عبدالله!...*
غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
به نیم قطره ی اشک محبتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را
محبت تو بود رشته ی نجات مرا
رها نمیکنم این ریسمان محکم را
به یُمن گریه برای تو روز محشر هم
خموش می کنم از اشک خود جهنم را
حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را
به عاشقان تو نازم که بهر جانبازی
گزیده اند همیشه خط مقدم را
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#شب_جمعه
#کربلایی_حسین_بختیاری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
13926.mp3
6.21M
|⇦•اصغر به خواب رفته...
#روضه_حضرت_علی_اصغر علیه السلام ویژهٔ #شب_جمعه به نفسِ زنده یاد کربلایی حسین بختیاری
#روضه_حضرت_مسلم_علیه_السلام
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
السلام علیک یا اباعبدلله
از پنجم شوال که این نامه رو نوشت به ابیعبدلله تا هشتم ذی الحجه خیالش راحته،
اما یه شبه یه بلایی سرش آوردند
که هی آرزو میکرد ای کاش نامه نمینوشتم!
نماز عشا رو که خواند
برگشت دید یه نفر هم پشت سرش نمونده
یاللعجب
کجا برم،
تاریکیِ،
من که جایی رو تو این کوفه بلد نیستم کوچه ها رو غریبانه پشت سر گذاشت،
رسید در خونه ای
دید یه پیرزنی مضطربه
گفت آی زن جرعه ای آب داری به من بدی یا نه؟
تشنمه،
طوعه رفت داخل
یه جرعه آب آورد
تا آب رو نوشید آرام گرفت
پیرزنه دید تازه تکیه به دیوار داد
جایی نمیره،
آی مرد خوب نیست این وقت شب در خونه من اطراق کنی
فرمود آی زن من جایی ندارم برم،
میدونی من کیم؟
من سفیر حسینم.
تا اسم ابیعبدلله اومد دل طوعه به لرزه افتاد
سفیر مولام حسین اومده در خونم،
البِیتُ بِیتُک،
اصلا صاحبخونه خودتی....
فهمیدی چی گفتم؟
هر جا اسم ابیعبدلله بیاد خونه دارت میکنند
لذا تو دنیا همه تلاش اولیا الهی این بود یه کاری برا ابیعبدلله بکنند،
منتسبین به ابیعبدلله همیشه خونه دارند، مستأجر نمیمونند،
لذا زائرینش هم همینن فرمود
هر کی زائر حسین ما نباشه
تو بهشت هم که بره مستأجر،
اونجا خدا بهش خونه نمیده
فهمیدی چی گفتم یا نه؟
اگه میخوای هیچ وقت مستاجر نباشی با ابیعبدلله یه کاری کن،
حسین جان قربونت برم
همه رو صاحبخونه کردی
اما خودت رو از خونت بیرون کردن
عرض توسل به مسلم بن عقیل
اون آقایی که پیامبر به امیرالمومنین فرمود:مؤمنین برا مسلم گریه میکنند
تَبکي عَلَیکْ عیونُ مُؤمنین
وارد خونه طوعه شد،
طوعه منتظر پسرشه،
اصلا دیگه گمشدشو فراموش کرد
تا صبح مثل پروانه دور سفیر حسین میچرخه،
اما یه نگاه کرد دید مسلم هم مضطربه،
آقاجان چتونه؟
چرا غذا میل نکردید؟
صبح که شد تازه طوعه فهمید چه خبره، ریختن در خونش،
شنیدید مسلم بلافاصله از منزل اومد بیرون.
چون میدونه اگه تو خونه بمونه یه بار دیگه واقعه مدینه تکرار میشه.
اون واقعه برا عالم بس هست،
تا قیامت یه بار بیشتر تکرار نشده،
لذا بلافاصله از خونه طوعه اومد بیرون
تا اومد بیرون محاصرش کردند
یجوری میزدند،
تکیه به دیوار داد فرمود
نانجیبا مگه کافر گیرآوردید؟
زنها از بالای خونه هاشون نیها رو آتش زدند
آتش به سرو روش میریختند
چی میخوام بگم؟
میخوام بگم
دستات رو که نبسته بودند
هرچی از بالا آتش میریختند
اونا رو از سر و روت دور میکردی
آخ امان از دل زینب...
خدا نکنه دست و بازوی کسی رو ببندند اونوقت از بالای بام خونه آتش بریزند....
آی حسین...
مگه زین العابدین به سهل ساعدی نفرمود،
تا عمامهشو برداشت،
اونقدر از بالای بام خونههای شام،
آتش و خاکستر ریخته بودند
تازه سرهای رو نیزه بمونه
انگار همه سرها
باید یه اشتراکی با سر ابیعبدلله داشته باشند!
آخه اون سر،
شب یازدهم تنور خولی رفته بود،
سرو رو خاکستری بود،
گفتند بقیه هم سهمی داشته باشند،
اونقدر آتش از بالای بام خونه هاشون ریختند سر و روی بچه های حسین....
ای حسین...
صلی الله علیک یا مظلوم...
یا اباعبدلله...
شبهای جمعه، میگیرم هواتو(٢)
اشک غریبی میریزم برا تو
بیچاره اون که حرم رو ندیده(٢)
بیچارهتر اون که دید کربلاتو
ندیدنش یه درده،
اما دیدنش هزار درده،
مگه کربلا چه خبره؟
میروم بینم در کجا زینب
شِکوه از شمر بی حیا دارد
حسین....
خدایا به دعای نازنین حجة بن الحسن ، دعاهای همه ما ملتمسین دعا به هدف اجابت برسان
به نورانیتش دلهای ظلمانیمون نورانی بفرما
به آبرویش آبروی ما حفظ بفرما
به عظمت و ولایتش این مملکت حسینی و مهدوی رو از گزند بلیات عرضی و سمائی،
از شر شیاطین داخلی و خارجی حفظ فرما
مردم مظلوم یمن، عراق، سوریه، نیجریه، بحرین نجات عنایت بفرما
رهبرمون حفظ فرما
امام و شهدا و علما و اموات این جمع، همه گریهکنا، ذوی الحقوق و ذوی القربیٰ قرین رحمت واسعهات بفرما
مرضا و منظورین شفای عاجل عنایت بفرما
نام ما رو در زمرهی آزادشدگان از آتش جهنم ثبت فرما
بالنبی و آله
رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات
====================
999700.mp3
7.76M
#روضه_حضرت_مسلم_علیه_السلام
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
السلام علیک یا اباعبدلله
از پنجم شوال که این نامه رو نوشت به ابیعبدلله تا هشتم ذی الحجه خیالش راحته...
====================
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
#روضه_حضرت_مسلم_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
بُنَیَّ قَتَلُوکَ وَ مِن الماءِ مَنَعُوکَ
تمام محشر رو بیبی دو عالم
به هم میریزه
به طوریکه اختیار محشر از آن فاطمه میشه
روز اول، با مادرش فاطمه یه عهد و پیمان ببند
بگو فاطمه جان شما لحظه جان دادن نگران ابیعبدلله بودی
به امیرالمومنین سفارش کردی
وَ لَا تَنْسَ قَتِیلَ الْعِدَی بِطَفِّ الْعِرَاقِ
یعنی علی جان حسینم رو فراموش نکن
بگو بیبی جان
از همین روز اول سال میگم
أبَد وَالله ، یَا زَهــــرا مَا ننسی حُسَیناً
بلا نبینی انشالله
انشالله محشر هم دونه دونه گریه کنا دستشون رو بیارند بالا به مادرش فاطمه اینگونه نشون بدند
بریم سر سفره مسلم بن عقیل...
انشالله وعده همهمون زاویه مسجد کوفه
اونجایی که هم سرش رو،
هم بدنش رو از بالای دارالاماره به زمین پرتاب کردند...
تو کوچه ها سرگردون داره میاد تشنگی بهش غلبه کرد
اومد در خانه پیرزنی توقف کرد،
دید این پیرزن مضطربه بیرون خونه گویا منتظره...
گفت پیرزن
آبی داری به من بدی یا نه
این سِقایت تشنه لب تو روایات پیغمبر از افضل اعماله
فرقی هم نمیکنه این تشنه مسلمان باشه یا نه،
بلافاصله طوعه به این فضیلت عمل کرد
تا آب رو داد دست سفیر حسین
آنقدر تشنه بود که آب رو وقتی نوشید
پیرزن دید گویا سفیر حسین هم منتظره
آی مرد حالا که رفع حاجت شد
چرا خونت نمیری؟
شبه خوب نیست اینجا توقف کنی.
من میخوام بگم طوعه اگه خوب نیست یه مرد نامحرم جلو خونه ات توقف کنه
پس تو ایکاش مدینه بودی
هان...
به این میگن مستمع خبره
اونجایی که سیصد مرد نامحرم در خونه فاطمه نه توقف کنند،
هجوم آوردند...
دونه دونهشون سبقت میگرفتند بر کتک زدن فاطمه...
دونه دونه شون همت میکردند
یه جوری ضربه بزنند
که دیگه کسی مانع ورود اینا به خانه نشه...
دیگه برات نگم چه کردند...
مگه نانجیبا سیر میشدند؟
هم در ورود خونه مادر رو کتک زدند
هم در خروج از منزل فاطمه رو کتک زدند
مادرش رو مهمون کن...
روز اوله
روضه رو از اینجا بریدم
هم اینکه فهمید این سفیر حسینه
سالهاست خدمت ابیعبدلله نرسیده،
اما تا شنید این سفیرُ الحُسین
دیدند طوعه هم داره گریه میکنه
اسمش بیچاره میکنه همه رو، وای به حال اینکه سربریدهاش رو کسی ببینه
تا صبح این بانو قرار نداشت،
خدایا نکنه فرستاده حسین گرسنه بمانه
نکنه فرستاده حسین تشنه بمانه
هی آب و غذا برا مسلم میاره،
حتی بعضیا گفتند
امیرالمومنین رو اینجا توی خواب میبینه
نمیتونه غذا بخوره مسلم،
امیرالمومنین به او داره بشارت میده
العجل العجل
بزودی نزد ما میای
خونه رو محاصره کردند
اول خونه رو سنگباران کردند
یَرمُونَه بِالحِجارة
اما بعدش دیدن فایده نداره
دستههای نی رو آتش زدند،
خونه رو که به آتش کشیدند
تعبیر مقتل اینه
فَخافَ مُسلِم أَن یُحرِقوا علیه البَیتْ
یه لحظه مسلم به خودش اومد،
نکنه یه باردیگه خونه رو بسوزونند؟
بلافاصله از منزل بیرون اومد اگرچه مسلم مدینه رو ندیده ....
واقعه آتش گرفتن خونه رو ندیده....
اما همینکه شنیده غیرتش اجازه نداد مبادا من تو خونه بمونم خونه رو با اهلش بسوزونند
مبادا یه بار دیگه یه بانو بازم بین دود و آتش بمانه
بلافاصله فاصله گرفت،
از خونه اومد بیرون...
همینقدر بگم
سنگ اندازها به جای خونه مسلم رو سنگباران کردند
زنا رفتن بالای بام خونه هاشون
دسته های نی رو آتش زدند،
از اون بالا به سر و روش میریختند
هرطوری بود این موانع رو برطرف کرد
دیدند اینجوری حریفش نمیشند،
یه گودال درست کردند،
پهلوان رو میان گودال زمینگیر کردند
الله اکبر
اولین کسی که براش گودال درست شده اینجا مسلمه
دیگه نگم چی شد
هرکی با هرچی دستش بود
سفیر اباعبدلله رو کتک میزد
دستگیرش کردند،
آوردنش بالای دارالاماره
دیدند داره گریه میکنه،
گفتند تو پهلوانی چرا گریه میکنی
فرمود
أبکي لِلْحُسَین وآلِ الْحُسَین
گریم برا آقا و مولامه
تا دیدند اشکش جاری شد،
اصلا از اون موقع تا حالا نمیتونند گریه کن حسین رو ببینند
سر از بدنش جدا کردند،
این سر مبارک رو با بدن مطهر از بالای دارالاماره به زمین پرتاب کردند،
دیدند همه دارند تو کوفه به بدن مسلم طناب میبندند،
بدنش رو تو کوچه و بازار کشون کشون بردند
آوردند این بدن رو معکوس دار زدند،
یه لحظه تصور کن این بدن رو از پا دار زدند
تو عرب اگه کسی رو اینجوری دار بزنند
یعنی صاحب این بدن دیگه احترامی نداره،
دسته دسته از مردم میاومدند از نزدیک به این بدن جسارت میکردند
آی حسین...
این نالهات رو امروز رها کن
این حنجرهها امروز باید بیمه بشه برا اباعبدلله
اما من میخوام بگم خوب شد اهل و عیال مسلم ندیدند
اینجا حتی دخترشم ندید
سرش رو بردند به دروازه آویزان کردند
تا آخر عمر دختر سر بریده باباش رو ندید،