14010204eheyat-hadadian-ehya.mp3
8.1M
|⇦•مراسماحیا...
#مراسم #قرآن_بر_سر_گرفتن ویژهٔ شبهای قدر اجرا شده #شب_بیست_و_سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۱ به نفس حاج سعید حدادیان
.
|⇦•یا برسر من از سر نی....
#روضهوتوسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام ویژهٔ شبهای قدرا جرا شده #شب_بیست_و_سوم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۱به نفس حاج مهدی سلحشور
●━━━━━━───────
یا بر سر من از سرِ نی سایبان بده
یا بر بلند نیزه مرا آشیان بده
جانم به لب رسیده ولی جان نداده ام
گفتم به دل که صبر کن و امتحان بده
نیزه سوار گشته ای و تند می روی
جا مانده ام برای رسیدن زمان بده
*مگه نمی بینی همه ی ما رو با یه طناب بستند؟ مگه نمی بینی با زنجیر و شلاق می زنند؟ هی می خوریم زمین،بلند میشیم...
حضرت زینب سلام الله علیها شروع کرد با داداش صحبتکردن گفت: داداش ...*
پایم دگر برای خودم نیست، باغبان
بر ساقه های مرده ی من باز جان بده
دیدم که گفت چَشم ربابت به نیزه دار
گهواره ی عزیزِ دلم را تکان بده
*نانجیبی صدا زد: هر چی میتونید این خونواده رو اذیت کنید.... گفت این سرا رو از بین این محملا ببرید... چپ چپ به اهل و عیال پیغمبر نگاه کنید... نانجیب لج کردگفت: سرها رو بین محملا تقسیم کنید. سر هر شهیدی رو بردند کنار ناقه ی خانواده اش. اما علی الظاهر اُم لیلا که کربلا نیامده... سرِ علی اکبر کنار محملِ زینب... ام البنین هم که نیامده... سر عباس هم کنارِ محملِ زینب... سر عون و محمد هم کنارِ محملِ زینب... سر ابی عبدالله هم کنار محملِ زینب قرارگرفت...
گفت: داداش! یه خورده قرآن بخون از ما رفع تهمت کن... سر برادر بالای نیزه شروع کرد قرآن خوندن...
"أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا"یه احترامی از این قاری قرآن نگه داشتند... زینب سلام الله گفت : داداش! دیگه بسه قرآن نخوان...*
اینقدر قرآن نخوان این چوب ها نامحرمند
شب بیا ویرانه هر چه خواستی قرآن بخوان...
#شاعر:محسن عرب خالقی
ــــــــــــــــــ
#ماه_مبارک_رمضان
#حاج_مهدی_سلحشور
#شب_قدر
#روضه_حضرت_سیدالشهدا_علیه_السلام
#امام_علی #شب_بیست_و_سوم_رمضان
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
14010205eheyat-salahshor-roze.mp3
1.98M
|⇦•یا برسر من از سر نی .....
#روضه و توسل به امیرالمؤمنین علیه السلام ویژهٔ شبهای قدر اجرا شده #شب_بیست_و_سوم مبارک رمضان ۱۴۰۱ به نفس حاج مهدی سلحشور
❣﷽❣
🖤 #روضه_حضرت_علی_ع
💔 #مناجات_با_خدا
💔 #شب_قدر
💔 #دفتری_علی_ع
🖤#آقای__کربلایی_مرتضی_شاهمندی
🔹امشب بگو که ای خدا
🔶شرمنده تم شرمنده تم
🔹واکن به روی من درو
🔶هر چی باشم من بنده تم
⬅️نمیدونم سال دیگه زنده باشیم یا نه...امشب ان شاالله جوری با خدا حرف بزنیم،، دست خالی از اینحا نریم...بگم یه بار دیگه...
🔹امشب بگو که ای خدا
🔶شرمنده تم شرمنده تم
🔹واکن به روی من درو
🔶هر چی باشم من بنده تم
🔹🔶با ربنا یا ربنا 2
🔹من چی بگم وقتی خودت
🔶داری میبینی حالمو
🔹امشب بیا پاره بکن
🔶پروندهٔ اعمالمو
🔹گریه دوای دردمه
🔶از من نگیر این مرحمو
🔹خیلی خجالت میکشم
🔶از بس شکستم توبه مو
⬅️چقدر گفتم خوب میشم ..میام درِ خونت آدم میشم اما دوباره توبه مو شکستم..
خدایا بندگی نکردم برات...هر وقتم تصمیم گرفتم آدم بشم و. به تو تقرب پیدا کنم...کم آوردم ...توبه مو شکستم..
(یه بیت دیگه بخونم..)
🔹گفتی بیا من اومدم
🔶دیدی چطور زانو زدم
🔹با صد امید و آرزو
🔶خونتو امشب در زدم
🔹🔶یا ربنا یا ربنا2
🔳آقا جان یابن الحسن...
✨شب قدر است و دلها بیقرار است
✨دو دیده منتظر بر روی یار است
✨بیا و از غم جدّت سخن گو
(امام زمان)
✨همان که دیده بر او اشکبار است
✨حسینش یک طرف عباس یک سو
✨حسن بر داغ او آیینه دار است
(یابن الحسن آقا جان)
⬅️شب قدر رسید...کاری برا خودم نکردم...امشب التماست میکنم...آقا جانم...
آقا جان ..امشب قسمت میدم به جد مظلومت علی...دست رد به سینمون نزن..
اما آی مردم...چند شبه صدای مناجات علی تو مسجد کوفه نمیاد...
دیگه درو دیوار مسجد کوفه، صدای(( مولای یا مولای)) آقا رو نمیشنوه...
▪️دیگر صدای ناله مولا نیامد
▪️تنهای شهر خویش در صحرا نیامد
واویلا 3
▪️ای نخلها معشوق صحرا را ندیدید
▪️ای چاه ها آیا صدایش را شنیدید
⬅️دیگه چاه کوفه صدای مولا رو نمیشنوه...
آخه می اومد سر در چاه میکرد درد دل میکرد...
🔘الا ای چاه یارم را گرفتند
🔘گلم عشقم بهارم را گرفتند
⬅️آی چاه فاطمه مو از من گرفتند..فاطمه مو جلوی چشمام تازیانه زدند...
یه بیت دیگه..
🌱بیمار درد و غم طبیبت را چه کردی
🌱ای پیر نابینا حبیبت را چه کردی
⬅️وقتی حسنین بدن باباشونو غریبانه دفن کردند...دارن برمیگردند ...نیمه های دل شب دیدن از تو خرابه صدای ناله میاد...
اومدن دیدن یه پیرمرد نابینا زانوی غم بغل گرفته....
(غربت مولا رو ببین)
⏺سر پیرمرد رو به دامن گرفتن..صدا زدند پیرمرد چی شده تو دل شب داری گریه میکنی.. صدا زد آقا زاده ها..یه آقایی بود هرشب برا من طعام می آورد غذا می آوررد...اما الان دو سه شبه دیگه سراغ من نیومده...
✳️فرج امام زمان ..شفای مریضا ...حاجت حاجتمندا .. اسیران خاک رو مهمون کن...
تا نشونی هاشو داد دیدن صدای ناله حسنین بالا رفت...
آی پیرمرد...بخدا بابامون علی بود..بابامونو تو محراب مسجد فرقشو شکافتند..
آی علی علی...
💠صدا زد تو رو خدا منو ببرید کنار قبر آقام،، دیگه طاقت ندارم..
آوردنش کنار قبر امیرالمومنین،، خودشو انداخت رو قبر مولا..
این قدر علی علی کرد..
یا زهرا یا زهرا...
همونجا کنار قبر مولا از دنیا رفت..
✴️این یه نابینا بود کنار قبرامیرالمومنین از دنیا رفت..اما یه نابینای دیگه هم جابر بود..
آی حسینیا ..روز اربعین اومد کنار قبر ابی عبدالله...خودشو انداخت رو قبر ارباب...
حسین جان پاشو جابر اومده...همونی که وقتی رو دوش پیغمبر بودی شما به من سلام میکردی..
آی حسین جواب سلام منو بده...
(دید جواب سلامی نمیاد )
ولویلا ..
خودش جواب خودشو داد..صدا زد جابر ..چطور توقع جواب سلام داری..از کسی که میان سر و بدنش جدایی انداختن...
♻️ای حسین...
🔅درشب قدردلم راتوجلا بخش خدا
🔅قلب آلوده من را تو صفا بخش خدا
🔅کاش امشب بشود عاقبتم ختم بخیر
🔅زین سبب از کَرمت کرببلا بخش خدا
🔰با همه وجود ..شهدا رو مهمون کن..فرج امام زمان عج..شفای همه مریضا..
سه مرتبه صدا بزن
یا حسین...
⚜هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)⚜
اشعارمناجات وروضه شب بیست و سوم
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ.و
أَسْتَغْفِرُ اللّٰه الَّذِي لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّوْمُ الرَّحْمانُ الرَّحِيمُ ذُوالْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ بَدِيعُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَأَتُوبُ إِلَيْهِ مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَجُرْمِي وَ إِسْرافِي عَلَىٰ نَفْسِي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ
الهی ضیفک ببابک،عبیدک بفنائک،فقیرک بفنائک،سائلک بفنائک،فرحم عبدک العاصی یا اله العاصی
اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذي اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد،وَارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ في عامي هذا وَفي كُلِّ عام،وَاغْفِرْ لي تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ، فَاِنَّهُ لايَغْفِرُهاغَيْرُكَ يا رَحْمنُ ياعَلاّمُ
بالحجه الهی العفو
بازکن در به رویِ سائلِ هجران دیده
این منم بندهیِ آلودهیِ خُسراندیده
شب قدرآمده،قَدری بغلم کن یارب
عَبدِ سَرخورده،مَحبت زکریمان دیده
(هروقت برگشتم برام آغوش واکردی،تحویلم گرفتی،من بد بنده ای بودم برات،اماامشب دست از پادرازتر برگشتم امشب اومدم دَرِ خونه ی خودت
مولای من
دستم از دست تو وا شدکه چِنین گم شدهام
آنقَدَررنج وبلاکودکِ گریان دیده
(مرحوم آیت الله کشمیری فرمودن دونفرودیدم به مقام فناءفی الله رسیدن،
یکی مرحوم سیدعلی قاضی،یکی هم مرحوم سیدهاشم حداد
سیدهاشم حداد توحرم یه بچه ای گم شده بود،دست بچه رو گرفت کمکش کنه،این بچه کوچیک گریه میکرد میگفت الهی زودتربتونم پیداش کنم گرفتار نشم، سیدهاشم هم همینجورگریه میکرد میگفت الهی زودتر بتونم پیداش کنم گرفتار نشم اون بچه به باباش سیدهاشم معشوقشو خدارو میگفت
دستم از دست تو وا شدکه چِنین گم شدهام
آنقَدَررنج وبلاکودکِ گریان دیده
نَفْسسرکش چه بلایی که نیاوَرد سرم
هیچ کس مثل من اینگونه پشیمان دیده
(دستتو بیار بالا امشب شب ناله است شب زمزمه است بگو بامن الهی العفو الهی العفو)
چشمپوشی ز خطا، مَسلَکِ اهل کرم است
هرچه بدکرده گدا،بازهم احسان دیده
غرق عُصیان شده بودیم که زهرا آمد
شیعه ازچادراوخِیرِفراوان دیده
(امشب بگو مادریازهراسفارش مارو به مهدی بِکُن، تقدیر به دست امام زمان رقم میخوره امضا میشه،دیدی یکی داره غرق میشه هی دنبال یه پناهی میگرده نجات پیداکنه،
دیگه امشب شبیه که همه تلاشمونو باید بِکُنیم، دَرِهرخونه ای رو بخوای بزنی،یکی یکی میبرمت، دَرِ خونه ی مادررفتیم،حالاکجابریم)
گرچه گیریم،رضاضامن ماخواهدشد
لطفها بنده ات ازشاه خراسان دیده
زیرو رو کن دل آلودهی مارابه علی
ذکرِ او را لب ما آیهی قرآن دیده
پای مارابِکشانیدبه درگاهِ نجف
این گدابندگیاش را دَمِ اِیوان دیده
این شب قدرخودت رزق حرم را برسان
نوکرت هرچه که دیده است زهجران دیده
این صورتهای خیس امشب خریدار داره امشب گریه کن
این شب قدرخودت رزق حرم را برسان
نوکرت هرچه که دیده است زهجران دیده
آب میخواست،که شمر آمد و او را چرخاند
خنجری را لبِ پاخورده و عطشان دیده
کهنه پیراهنِ او دستِ حرامی افتاد
خواهری جسم پُرازنیزه وعُریان دیده
خِیرِکثیرِعالَم فاطمه زهراست،اما خودفاطمه ی زهرا میفرمودوقتی حسین دربطن من چهارماهه بود من این برکت و زیادی خیر رو تومنزلم احساس میکردم بخاطر وجودحسین
کُلُ الخَیرٍ فی بابُ الْحُسین
همه عالم ازحسین خیر بردن،انبیاازحسین خیربردن،آی کربلائیها زائراازحسین خیر بردن،دوستان ابی عبدالله به خیر رسیدن، حتی دشمنانشم به خیررسیدن
یه بیت بگم
عبای تو به دوش نیزه داری
عقیقِ تو به دست ساربانی
گفت بابا نرو بابا تورفتی سنگ خوردم
بیا قولی بده پیشم بمانی
اگر مالِ منی پس پیش من باش
چرا دائم به دستِ این وآنی
آروم آروم یه جوری که کسی نشنوه،دهانشو آوردپیشِ گوش بابا آروم گفت
نفهمدهیچکس بازاررفتم
بماندبینِ مارازِنهانی
چقدر خوبه حالم پدر
چقدر خوش گذشت این سفر
رو پره قو میخوابم شبا تا سحر
بابا توی این شهر یهودی نیست
این کبودی کبودی نیست
صورتم گل انداخته
هوای شام بهم ساخته
بابا بابا بابا
اگه جایی بااضطراب نرفتی خب منم نرفتم
(بابا همه جای سفر خوب بود نگران نباش)
اگه جایی بااضطراب نرفتی،خب منم نرفتم
اگه توی بزم شراب نرفتی،منم نرفتم
کاش دستِ تو کمی نازکند موی مرا
بلکه آرام کنی دختر بی حوصله را
کاش میشدکه مرا باز بغل می کردی
کاش میشد که بگیری يَقه ی حرمله را
شب سوم امیرالمومنین بگم
گفت بابا
عمه درهلهله ها گفت کجایی عباس
غیرت الله بیا ختم کن این غائله را
ادامه
👇👇👇👇
بگم گریه کنا
گفت بابا
حِسم این است که من دردسرِ قافله ام
کاش با خود ببری دردسر قافله را
عمه بِکشَم سرمه چشام ناز میشه مگه نه
عمه بابائیم میاد دلم باز میشه مگه نه
دوباره زندگیم آغاز میشه مگه نه
نامرتب نیستم من فقط النگوهام دستم نیست
توندیدی بابا زیرِ مَعجر گُلِ سربَستم نیست
بابا دندونم که افتاده در میاد مگه نه
باباتوعروسیم داداش اکبرم میاد مگه نه
بابا
زجر دنبالِ منه
ازهمه فراری ام این حال منه
امشب تقدیرمونودادن دست این سه ساله
زجر دنبالِ منه
ازهمه فراری ام این حال منه
باباآغوش گرمت مال منه
زجردنبال منه
گفت بابا
بارونه نم نمه
اگه تشنه ای هنوز من هم تشنمه
من به هیچکسی نگفتم که گشنمه
بارونه نم نمه
توی بزم شراب پیرم کردن،اززندگی سیرم کردن
میگم اینجارو نه
دوست دارم بازارو این بازارو نه
هرکاری میکردن کاش اینکارونه
چه کردن مگه
اینجا عمه ام شکست
سرت از نی افتاد وشد دست به دست
به رقیه امام حسین الهی العفو
#شب_بیست_و_سوم
#•پاشو از رو خاکا...
#روضه و توسل به حضرت عباس علیه السلام ویژهٔ شبهای قدر اجرا شده #شب_بیست_و_سوم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۱
پاشو از رو خاکا ای سقّای حرم
پاشو نگذار پاشیده تر بشه لشگرم
پاشو ای اِرباً اِرباً تَر از اکبرم
*اله دیردی: ای الیمنن دوتانیم اللرین اللردَقالیب...اباالفضل یک عبا داشتم وخرج علی اکبر شد........ عباسیز گلمشم یوخسا یقیاردیمجسمینی یردن
هردن اوزونن دیردی اصلا عبا اولیدی، عبانی سَرِیدِم، وقتیم اولیدی، خیملرده آدمامیم اولیده، من سنه حوصلینن یردن یقیشترا بیلیدم هرگوشَدَن بیر تیکنی گتیره بیلیدم، اما ابالفضل اوزومنن فیکر الیرم اکبری سنن آپاردیخ، سنی کیمنن آپاروم....گفت: داداش...*
تومثل جون عزیزی، اگر که بَر نَخیزی
رقیه ام و میبره عدو برا کنیزی
بیلیردیلر رقیه انی چوخ ایستر
شامه کیمین رقیه انی ووردُلار
سیلی ییردی دیردی:
سوختم عمو سوختم ...
بابا بابا بابا، منه گولدولر
بابا بابا بابا، منی دویدولر
کرب و بلاده هَلهلهدَن گورخموشام بابا
اضغر اولنده حرملدن گورخموشام بابا
*امشب شبِ دعای آقامونه ..بهکی بگم دردمو غبطه میخورم به اون ملائکی که امشب میبیننش. کجایی آقا؟ شمارو به مادرت برامون دعا کن آقا. ...آبرو دار آبرویم را بخر ..جان زهرا این گدا را بخر ...*
قرآنی اللری سولدو
نه نه امین گوزلری دولدو
اوزوم گوردوم، اوزومگوردوم
نه نه امین لبلری اسیردی
اوزومگوردوم، اوزومگوردوم
گولاخدا گوشواره سیندی..
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#ماه_مبارک_رمضان
🎤کربلایی_مهدی_رسولی
#شب_قدر
#روضه_حضرت_ابوالفضل_علیه_السلام
14010204eheyat-rasouli-roze.mp3
2.79M
•پاشو از رو خاکا .....
#روضه و توسل به حضرت عباس علیه السلام ویژهٔ شبهای قدر اجرا شده #شب_بیست_و_سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۱
#شب_قدر
#مناجات_امام_زمان_علیه_السلام
#شب_بیست_سوم_رمضان
🔸آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است
🔸از دوری تو پاره گریبان شدن بس است
یا بن الحسن کجایی آقا...
در این شب قدر و...
ایام شهادت امیرالمومنین...
امام زمان...
امشب میخوام اعتراف کنم...
🔸تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟!
🔸تا کی اسیر لذّت عصیان شدن؟! بس است
نمیدونم تا کی قراره دلت رو بشکنم آقا...
شرمنده ام مولای من...
شرمنده ام آقای من...
دیگه خجالت میکشم...
از بس که گناه کردم و...
گفتم خدایا...
بالحجه الهی العفو...
دیگه خجالت میکشم...
از بس که گناه کردم و...
هر شب قدری که رسید...
گفتم خدایا به امام زمان...
منو ببخش...
امشب اومدم بگم آقای خوبم...
🔸اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا
🔸دل مردگی و این همه ویران شدن بس است
دیگه بسمه آقا...
یا بن الحسن...
🔸آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
جان من و پدر و مادرم فدای علی...
حالا که اسم امیرالمومنین اومد...
بزار اینم بگم آقا...
با همه بدی هام...
این شبها برای جد غریب شما اشک ریختم...
برا امیرالمومنین به سر و سینه زدم...
آقا.. ما در عزای عزیزانمون...
بیشتر از یک هفته و چهل روز سیاه نمیپوشیم...
اما در عزای جد شما...
یک عمره سیاهپوشیم...
آقا ما محبت شما رو در سینه داریم...
ما با محبت شما زنده ایم...
آقا میشه امشب...
نگاه به اعمال بدم نکنی...
نگاه به کارهای بدم نکنی...
امشب دستم خالیه...
شب قدر میخوام برم در خونه خدا...
میخوام بگم الهی العفو...
اما آبرویی ندارم...
آقا یک بار دیگه آبرو داری کن...
امام زمان...
شرمندتم هستم آقا...
قول میدم آقا...
دیگه دلت رو نشکنم...
قول میدم دیگه گناه نکنم...
🔸آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
🔸از داغ هجرت آتش سوزان شدن بس است
حالا هر چقدر با آقا کار داری صداش بزن...
در این شب قدر همه به هم...
یا صاحب الزمان...
-
1. نخل های کوفه.mp3
1.52M
#روضه_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
نخل های کوفه را یک عمر
در ماتم نشاند
داغ هایی کز مدینه
بر جگر دارد « علی »
#شاعر_استاد_غفورزاده
#محفل_اشک_حرم_مطهر
2. اولین مظلوم.mp3
2.19M
#روضه_حضرت_علی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
هم اولین مظلومِ ، اولین و آخرین مظلومِ ... بی جهت بهش نگفتند اول مظلومِ عالَم ، توو کربلا ابی عبدالله ، توو گودال قتلگاه افتاده بود ، نفس های آخرش بود ، یه مرتبه متوجه شد ، لشکر دارن میرن طرف خیمه ها ، با هر زحمتی بود ، به یک نیزه شکسته تکیه داد ، رو زانوش ایستاد ، فرمودکجا میرید ؟ « أَنَا الَّذي أُقاتِلُكُمْ ، وَ اَنْتُمَ تُقاتِلُوني» با من جنگ دارید ... « وَ النِّساءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ » زن و بچه ی من که گناهی ندارند [1]
شمر با اون خباثتش گفت : حسین راست میگه ، برگردید ، تا حسین زنده است ، کسی طرف خیمه هاش نره ، اول کار خودش رو تمام کنید ، تا نفس داشت ، نگذاشت کسی بره طرف خیمه ها ، وقتی سرش رو بالای نیزه زدند ، اونوقت دستور دادند به خیمه ها حمله کنید ؟؟ ... اما مدینه ، جلو چشمای علی میزدند ...
دلم بهرِ علی میسوخت
چون قُنفذ مرا میزد
نگاهِ دردناکش
بیشتر میداد آزارم
#شاعر_استاد_سازگار
[1] مقتل خوارزمی ، ج 2 ص 33 - لهوف ( با ترجمه ) با اندك اختلافی ، ص 120
#محفل_اشک_حرم_مطهر
1/2/1401
https://eitaa.com/javdafshani