˓ 𝘎𝘏𝘢𝘡𝘢𝘓𝜗𝜚 ˒
اره به خودم افتخار میکنم که قرار نبود توی هر جمعی پیدام کنی ، که اهل پارتی و شلوغی و نمایش نبودم ،
به من سخت گذشت عزیزم ، نه فقط از اینکه رفتی
از این که رفتی و من هنوز مونده بودم ، از این که تو درحالِ آشنا شدن با یه آدم جدید بودی !
و من هنوز داشتم با خاطرهی تو زندگی میکردم .
سخت گذشت وقتی فهمیدم چیزی که برای من هنوز اسمش عشق بود ، برای تو فقط یه فصل از زندگیت بود ؛
فصلی که تموم شد اما من انگار لای همون صفحهها جا موندم .
من با هر پیامِ نرسیده ، با هر سکوتِ طولانی ، با هر «دیگه مثل قبل نیستی» ، کمکم فرو ریختم . .
آروم آروم ، جوری که حتی خودم هم نفهمیدم کی از درون اینهمه خسته شدم .
و دردناکترین بخشش این بود که تو داشتی جلو میرفتی و من هنوز ایستاده بودم همون جایی که تو از من گذشتی .
آدم بعضی وقتا از رفتنِ کسی نمیشکنه ، از این میشکنه که میفهمه طرف مقابل برای سرگرمی اومده بود سمتش درصورتی خودش واقعا داشت عاشق میشد : )
- دلنوشته ی 5 .
˓ 𝘎𝘏𝘢𝘡𝘢𝘓𝜗𝜚 ˒
˓ 𝘎𝘏𝘢𝘡𝘢𝘓𝜗𝜚 ˒
به من سخت گذشت عزیزم ، نه فقط از اینکه رفتی از این که رفتی و من هنوز مونده بودم ، از این که تو درحا
واقعا چیشد یهو ؟
یهو همه چی ریخت بهم ، رفت پی کارش
منم که همون غزلِ بچه بودم نمیفهمیدم چی داره میشه .. فکر میکردم همیشه هستی
ولی خب بزرگ شدم انگار ، یا شایدم تو بزرگی کردی و رفتی .
حالا همه چی خراب شد ، همه چی رفت ! ولی من هنوز گاهی یواشکی دلتنگ اون غزلی میشم که حالش با تو خوب بود ؛
همونی که وقتی بودی ، دنیاش قشنگتر بود ، همونی که هنوزم وقتی بهت فکر میکنه ، یادش میره چقدر بهش بد کردی .
خلاصه که نمیدونم چی بگم ،
فقط اینکه حواست به خودت باشه .
- دلنوشته ی 6 .
˓ 𝘎𝘏𝘢𝘡𝘢𝘓𝜗𝜚 ˒