انتفاضه فلسطین، محسن فایضی
سلام روایت و خاطراتتون از اربعین در حال و هوای #فلسطین و #وحدت رو برام بفرستید، بازنشر میکنم انشال
روایت #اربعین
بعد پیگیری هایم، مرخصی و مجوز خروج از کشور برایم صادر شد. فکر میکردم سرباز بودنم معضل می شود، اما راحت جور شد
با حل شدن مشکل گذر، امسال هم تصمیم گرفتم با کاروان کانون( کانون رهپویان وصال ، از هیات های مذهبی مشهور شیراز) بروم اربعین.
بالاخره وقت حرکت شد.
اول حرکت از نجف به مشایه یکی از همراهان خانم کاروان رهپویان شیرازپرچم فلسطین را روی دوشش گذاشته بود. از اینکه کسی به فکر فلسطین بود نظرم را جلب کرد و سریع عکسی گرفتم. توی مسیر دو تا پسر بچه عراقی بلند و با خنده داد زدند: *فیری فیری فلسطین*
جلوتر که رفتیم یکی از جوانهای عرب پشت کوله اش عکس حاج قاسم را زده بود. انگاری توی این مسیر نژاد و وطن معنی ندارد. همه ذیل پرچم حسین واحد می شوند.
✍پویان حسن نیا، شیراز
@Thirdintifada
انتفاضه فلسطین، محسن فایضی
روایت #اربعین بعد پیگیری هایم، مرخصی و مجوز خروج از کشور برایم صادر شد. فکر میکردم سرباز بودنم مع
ارسالی مخاطبین
پ.ن: عکس موکب ندا الاقصی عمود ۸۳۳
انشالله
@Thirdintifada
🔴آنچه در فکرمان میگذرد، همین است!
وقتی از "انقلاب اسلامی" سخن میگوییم، آرمان هایی است که رژه می روند، از زندگی شخصی تا تحقق دنیایی با نظم بین المللی جدید!و دعوایی است بر سر تحقق شدن و نشدن و در مسیر بودن و نبودن....
🔴وقتی از مدینه فاضله می گوییم، یا از اتوپیا، یا از جامعه توسعه یافته یا هر ادبیاتی برای آن چه فکرمان می گذرد، در آن هم باز کلماتی رژه می روند که آن ها را گمان می کنیم میسازند: کرامت انسانی، جامعه مساوات و برابری، عدالت، وحدت، انسانیت، صدق و....
اما باز برای هر کدام از اینها آرزوهایی است که در کاغذها و گفتگوها شیرینی اش به یادگار مانده است. تصویر سازی این کلیدواژه ها روی زمین هم گاهی سخت می شود، اصلا شاید ممکن نیست؛ اما آنچه در ذهنمان می گذرد، وعده داده شده است "وعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا " (نور آیه 55)
جایی که همه "خوف" ها به "امن" تبدیل می شود، خوف هایی رنگ میبازند از نفس آدمی و خانواده تا تمدن ها و آنگاه فرصت تام می شود برای عبد شدن و پرستیدن از شوق و کامل! و آنگاه چه لذتی است انسان بودن!
🟢اما آنچه در ذهنمان است، همین است! همین جاست! همین اربعین. جایی که دیگر نیازی به کلمات نیست:
📍وقتی از دنیای بی مرزها میگوییم؛ دیگر مصداق وطن خود بخود بازتعریف شده است. وطن یعنی جایی که برخواسته از آنی و متعلق به آن. همه خود از یک خاک میبینند و شوق رسیدن به آن.
📍وقتی از تعاون و مساوات و همدلی میگوییم، دیگر نیازی به ساختارها و مقالات نیست، انگار در مشایه ای بدون حساب و نفع شخصی و رقابت ها قدم میزنی، هر کس در توانش به وسع نیازمندی هم قدمش اقدام میکند.
📍 وقتی از وحدت میگوییم، نیازی به دعواهای فسلفی و اخباریون و حدیث نیست، از "محب" همه چیز مشخص است، محبی که خودش را شبیه محبوب میکند، مسیر را می یابد، دیگر همه چیز حاشیه است! مسیری که انگار در سال به سال در حال یافته تر شدن است؛ برای نبردی مشخص آمده ایم. جهادی از تمدنی از حق بر تمدنی بر باطل ساخته شده و نابود شدنی.
📍 وقتی سخن از خروش مستضعفین بر مستکبرین می گوییم، دیگر در لابلای تاریخ نیازی به گذر و استدلال نیست، مردمی بپاخواسته اند و میدانند شان شان بیش از این نظم و تمدن جهان کنونی است، حالا بر هر اسمی. و چه شوق چشیدن طعم جایگاه واقعی شان را دارند.
📍 وقتی سخن از آزادگی است، از حضور ده ها فلسطینی و شیوخ مسجدالاقصی تا مادر اسیر فلسطینی دیگر متعجب نیستی. دیگر کربلا را در سقیفه معنا نمیکنی، کربلا اینجاست: "قد ركز بين اثنتين السِلّة أو الذِلّة ـ وهيهات منا الذلة "
📍 وقتی سخن از نهایت سعادت میگویی، دیگر نیازی به منبر نیست. اربعین جایی است که بزرگترین رذیلت شیطان که نژاد پرستی باشد و تفکر صهیونیسم مصداق تام عیان آن؛ جای خودش را در واقعیت به "برای انسان گرد آمده ایم" می بخشد. سخن از ملیت ها تنها تفاوت است و لذت احساس ممکن بودن "گذشت" که مرتبه نهایی آن "شهادت" است؛ یعنی عبور از این احساس برتری جویی بشریت بر بشریت برای رسیدن جامعه به خوشبختی.
📍 همه چیز، همین است! این توی توست در اربعین. از مرزهای ساختگی ریمدان تا خسروی، نگران جامانده هایی.
📍 اربعین زیباست، چون مصداقی است از ممکن بودن "وحدت انسان در مسیر امام" است یا ساده تر بگوییم: جمهوری اسلامی گفتمانی است برخاسته از روح الله خمینی، آنچه در پی آن است، همین است، مصداق دارد: "تمام ادیان آسمانی از بین تودهها برخاسته است و با کمک مستضعفین بر مستکبرین حمله برده است ....اسلام برای همین مقصد آمده است و تعلیمات اسلام برای همین معناست که مستکبری بر روی زمین نباشد و نتوانند مستکبرین مستضعفین را استعمار و استثمار کنند. " استعمار و استثماری که تمام شود، اربعین تجلی میکند...
📍 همه داستان همین جاست! همان انسان، همان اخلاق و کاستی ها، همان جامعه، همان نژادها، همان مرزها، همان ساختارها، اما مدینه فاضله شدنی است و طعمی چشیدنی! درست جایی که محمود درویش شاعر فلسطینی می گوید: أن على هذه الأرض ما يستحق الحياة... بر این سرزمین چیزی هست که شایستۀ زیستن است.... شاید بهتر بود اینگونه بگوید: أن على هذه الأرض ما يستحق الحياة و الجهاد...
#روایت_اربعین
محسن فایضی
13 صفر 1445
@Thirdintifada
روایت #اربعین
۸۳۳ کیلومتر آنورتر!
گرمای هوا و خستگی راه، کمکم امانم را بریده بود که خنکای سایهبان های بالای سرم را احساس کردم؛ سرم را ناخودآگاه بالا آوردم؛ برق درخشش گنبدی طلایی درست مانند قبة الصخرة در سمت راست جاده، نگاهم را خیره کرد.
به عمود ٨٣٣ رسیده بودم؛ همانجایی که بعدتر فهمیدم تا قدس شریف دقیقا ٨٣٣ کیلومتر فاصله دارد و گویا حکمت ساخت این گنبد در این نقطه همین است.
در سمت چپ جاده و درست در مقابل این قبه شبیه سازی شده، محوطه بزرگی را با فرش و سایه بان برای استراحت زائران پیاده فراهم کرده اند؛ نکته جالب، حضور پررنگ فلسطینیها با آن چفیه های سیاه و سفید شورانگیزشان است! به سرودی گوش میدادند که یک گروه سرود بینالمللی به ۴ زبان زنده اجرا میکرد...جمعیتی که با گوشیهایشان در حال فیلمبرداری هستند، اجازه نمیدهند نزدیکتر شوم؛ پشت سر جمعیت ایستادم و از شور و شوق زائران پیاده که با این همه قصه و غصه در زندگی شخصیشان، فلسطین همچنان برایشان یک آرمان مقدس است حظ بردم و گریستم...
اما بخش جالب این موکب که نامش "نداء الأقصی" است، بخش نمایشگاهی آن بود؛ از معرفی شهدای فلسطینی قدس که الگوی مبارزاتیشان حضرت سید الشهداء (ع) بوده شروع کردم؛ در برابر مناعت و بلندی طبعشان تعظیم کردم...
روبهروی این، دیوار نگارهای از گرافیتیهای شهدای فلسطینی هم چشمنواز و جوانپسند است؛
اما کمی آنطرفتر، مردم گروه گروه در صف ایستاده اند تا با یک بیلبورد عکس بگیرند:
"راه قدس از کربلا میگذرد"
راستش را بخواهید خودم هم چند دقیقهای مبهوت آن شدم و در دریای رؤیاهایم غوطهور! که ناگهان چند نوجوان عراقی با فارسی دست و پا شکستهشان به من فهماندند مزاحم عکس گرفتنشان با بیلبورد هستم! اینکه این گروه سِنی نوع درکشان از مسأله فلسطین چیست، برایم مبهم و البته جالب است! حتما روزی در موردش تحقیق جدی و عمیق خواهم کرد...
کمی جلوتر، روایتی مصور از یک تراژدی تاریخی است:
روایت اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیهای صهیونیست که با ماکتی سهبعدی، روایت صامتی دارد ...
زیرصدای نمایشگاه موکب، پادکستهایی است که مسائل فلسطین را روایت میکند؛ با بازدیدکنندگان هم کم و بیش گپ میزنم؛ از میزان کمکاری خودمان در معرفی مسأله فلسطین به مردم شرمسار شدهام...سعی میکنم با زبانی ساده برایشان توضیح دهم که اصلا قصه فلسطین چیست و چه ارتباطی با ما دارد...
تعجب از نگاهشان میبارد! گویا اولین بار است که با تمام وجودشان این حقیقت را دریافته اند که:
راه قدس، از کربلا میگذرد...
نداء الأقصی را گامی مهم -هرچند کوچک- در این مسیر دیدم...
دم دست اندر کارانش گرم و قوتشان مزید...
✍امیررضا تمدن
@Thirdintifada
انتفاضه فلسطین، محسن فایضی
روایت #اربعین ۸۳۳ کیلومتر آنورتر! گرمای هوا و خستگی راه، کمکم امانم را بریده بود که خنکای سایهبا
چند عکس از ۸۳۳ کیلومتر آنورتر!
"نداء الأقصی"
روایت #اربعین
@Thirdintifada