eitaa logo
تیمار"
40 دنبال‌کننده
66 عکس
17 ویدیو
0 فایل
در اینجا ادمکی شیشه ای خوابیده است،احتیاط کنید. حرف:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qmy1n8&btn=نوشته.ای.به.تاتا
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید نباید انقدر زود وابسته بشم..
برای خودم خیلی ناراحت کنندس که ادمایی که دوسشون دارم ورژن پر انرژیمو از دست میدن و تا اخر ارتباطمون مجبورن با شخصیت خاکستریم زندگی کنن.
هدایت شده از ‌ ‌ ‌ 𝖨𝗅𝗈𝗆𝗂𝗅𝗈‌
" ترانه " - توی گذشته یه دوستی داشتی که همیشه به این اسم صدات میکرد و توی دنیای موازی این اسم رو بهت دادن چون واقعا بهت هم میاد. https://eitaa.com/Timarox
هدایت شده از 𝙗𝙡𝙖𝙘𝙠 𝙡𝙞𝙣𝙚𝙨⁰فور عزل
کاش میشد من نگم ولی تو بفهمی.
تیمار"
کاش میشد من نگم ولی تو بفهمی.
ولی متاسفانه میگم و تو نمیفهمی.
تیمار"
ضربه ای که اون آدم بهم زد باعث شد ده سال عقب بیوفتم از بقیه..
او شبیه شب‌های بی‌صدا بود. همان شب‌هایی که ستاره ندارند، اما آرامششان عمق دارد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، ترکیبی از خستگی و امید، از سکوت و حرف‌های نگفته. چشمانش خاکستری و سبز، مثل طوفانی که در جنگل به خواب رفته. نه کامل آرام، نه تماماً آشفته. صورتش زخمی بود، اما نه از جنگ، از زندگی. زخمی که فریاد نمی‌زد، فقط زمزمه می‌کرد: "ببین، هنوز ایستاده‌ام." و در لبخند محوش، چیزی شبیه گریه پنهان شده بود؛لبخندی که انگار فقط برای آرام‌کردن دیگران به دنیا آمده بود، نه خودش. او با دنیا شوخی می‌کرد،اما دلش هیچ‌وقت نخندید. آدمی نبود که ساده اعتماد کند؛دلش، در قلعه‌ای قدیمی با دیوارهای بلند حبس بودو هرکس خواست نزدیک شود،زخمی می‌شد.وابسته بود،اما نه از ضعف،بلکه از آن جنس دلبستگی‌هایی که عمق دارند،ریشه می‌زنند،و اگر از خاک بیرون کشیده شوند،هم خاک می‌میرد، هم ریشه. او خودِ تضاد بود؛آرام اما پرتلاطم،سرد اما آتش‌زده،قدرتمند در ظاهر، و ویران‌شده در درون. کسی که اگر دوستت داشت،خودش را فراموش می‌کرد تا لبخندت را به یاد بیاورد.
هدایت شده از  Თ𑜆әɾtǫ
نه در برابر چشمی ، نه غایب از نظری ، نه یاد میکنی از ما ، نه میروی از یاد ؛
داشتم مافیا بازی میکردم توی پنکو و عملا چیت زدم وسط بازی.. یکی که هیچ تارگتی نخورده بود رو شب اول زدم و پدرخوانده بود🎀