#ادامه_پارت_۶۳
رها:
«این بار همهمون میریم.»
اما قبل از اینکه کسی حرکت کند، لپتاپ یک اعلان جدید نشان داد.
یک فایل تازه باز شده بود.
اسم فایل:
RAHA — BIRTH NIGHT
رها به صفحه خیره شد.
رها:
«این دیگه چیه؟»
ویدئو شروع شد.
تصویر دوربین یک بیمارستان قدیمی بود.
و در گوشهی تصویر...
مردی ایستاده بود که رها تا آن لحظه هیچوقت ندیده بود.
مرد چند لحظه به در اتاق نوزاد نگاه کرد.
بعد تلفنش را بیرون آورد و گفت:
«بچه رو پیدا کردم.»
تصویر همانجا قطع شد.
رها آرام گفت:
«اون کیه؟»
نیهان به صفحه خیره مانده بود.
این بار حتی او هم جواب را نمیدانست.
پایان پارت ۶۳
داستان پرونده سایه ها
در دو فصل جذاب 🫰
داستانی اکشن و جنایی و عاشقانه
داستانی در باره ی دختری به نام رعد
داستانی درباره ی گردنبند صلیب
حقایقی که نمیدانستیم
افرادی که از دست میدیم و انتقام هایی که میگیریم
اگه به این سبک داستان ها علاقه دارید
این کانال رو گم نکنید 🤛🤜
https://eitaa.com/parvandeh22sayeh
هدایت شده از 𝑪𝒐𝒍𝒅 𝑯𝒆𝒂𝒓𝒕 💙
نترسم که با دیگری خو کنی، تو با ما چه کردی!؟ که با او کنی...
༺ღ༒ @cooldheart ༒ღ༻
داستان پرونده سایه ها
در دو فصل جذاب 🫰
داستانی اکشن و جنایی و عاشقانه
داستانی در باره ی دختری به نام رعد
داستانی درباره ی گردنبند صلیب
حقایقی که نمیدانستیم
افرادی که از دست میدیم و انتقام هایی که میگیریم
اگه به این سبک داستان ها علاقه دارید
این کانال رو گم نکنید 🤛🤜
https://eitaa.com/parvandeh22sayeh
خب عزیزای دلم
ببخشید بابت امروز
ولی....
فردا سعی میکتم ۲ تا پارت بدم ❤️😉