eitaa logo
ع‍‌م‍‌ارت ف‍‌اوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
76 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
194 ویدیو
2 فایل
-درسواحل اسرارآمیز جزیره ایرلند، عمارتی با دیوار های خاکستری و شیروانی های سیاه رنگ خفته است... عمارت فاوْل در تسخیر ریدل، جایی که حتی او هم نمی داند کیست... برایم نآمه بنویــــس←https://eitaa.com/Tom_Iduna/3977 -فقط خواهران🌚✨ @witch_writer←چنل اصلی
مشاهده در ایتا
دانلود
شرح حال: دیشب روی تختم توی خوابگاه اسلیترین دراز کشیده بودم، هیچکس نبود، عملا تنها بودم. تاریکی اتاق رو فراگرفته و در آن لحظه تنها پرتو های نور ماه بود که از لای پرده سبز رنگ به داخل اتاق می ریخت. لحافم رو محکم دور خودم پیچانده بودم و سعی می کردم نسبت به سرمایی که همانند انگشتان رقصان درازی گوش و انگشتانم را به آرامی لمس می کرد، بی تفاوت باشم. انگشتانم آرام زیر بالشت ام خزیدند و چیزی را شکار کردند، از قرار معلوم یک کاغذ. همانطور که گیج و منگ بودم، کاغذ را مقابل پنجره نگاه داشتم تا پرتوهای نازک نور ماه آن را آشکار کنند. متن نامه اینگونه بود: -آدونا؛ در نیمه‌شب، وقتی که همه چیز در سکوت فرو رفته، به برج شمالی بیا. در آنجا، چیزی منتظر توست که می‌تواند مسیرت را تغییر دهد. اما به یاد داشته باش، هر تصمیمی که می‌گیری، پیامدی خواهد داشت. آیا آماده‌ای که این مسئولیت را بپذیری؟"
"این فقط یک نامه نیست، بلکه یک هشدار است."
._@witch_writer ✧°
واقعا فکر کرده من میرم پیشش، به جای اینکه اون بیاد؟ کور خونده، باید برام ارزش قائل بشه، قدم هاش رو خرج من کنه
پیامد نرفتن پیش تام قطعا سخت تر خواهد بود. ولی من همیشه آماده ام تا سختترین ها رو بپذیرم
امروز کسی تام رو ملاقات کرده؟
_آدونا بنظرت کی خیلی تو ناشناس فعال تره بیشتر تو چالش ها شرکت میکنه و بهتر؟؟ __ _از ممبرای قدیمی میگم تا الان: اسکای، سارا، اورانوس(غیب شد)، مالفوی(ENTPیا همون لورنا😂)، آرتمیس، النا و... بقیه رو یادم نیست حقیقتا