عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
خواهر،من همچنان دارم سسِ تندمو میخورم،انتظارِ چی داری؟ -پری
اوه... اوه😂😂نوش جان، به قول دبیر ادبیات گوارای وجودتون..
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
چرا؟😂 -پری
یه کتاب خوندم ، چندسال پیش، اینقدر اغراق آمیز بود، به زور خوندمش، نمی دونم یارو یهو با یه نگاه نصف شد، بعد زندانی ها سه سال بی آب و غذا زنده موندن و چشم طرف کور شد و وای...
چه خبره اغراق و مبالغه آخه
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
یه کتاب خوندم ، چندسال پیش، اینقدر اغراق آمیز بود، به زور خوندمش، نمی دونم یارو یهو با یه نگاه نصف ش
وااااااای😂
با یه نگاه نصف شددد😂😂
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
جدی از چی به چی رسیدیم، رمان شد که😂 -آدونا
از دلایلی که در دوره امتحانات نباید سراغ کتاب و گوشی بریم:
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
وااااااای😂 با یه نگاه نصف شددد😂😂 -پری
البته دقیق یادم نیست چون خیلی سال پیش خوندم ولی در همین حد اغراق آمیز بود
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
از دلایلی که در دوره امتحانات نباید سراغ کتاب و گوشی بریم: -پری
دقیقا، مخصوصا کتاب
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
دخترک مو مشکی با خود فکر کرد،چه بلایی سرِ حریفش آمده؟ چیزی برای استناد از گذشته نمانده بود اما یک چی
ان دو به دنبال راهی بودند برای انتقام
این حس به اندازه ای قدرتمند بود که مغز ان ها کنترل بدن را تمام و کمال به این حس سپرده بود
اما انها باید کاری میکردند که هیچکس متوجه نمیشد
بدترین کار در خفا ترین حالت
به گونه ای که حتی دیوار گوش دار هم متوجه ان نشود...
یاداوری خاطرات زجر اور بیست سال پیش به این قدرتمند شدن این حس می افزود
به گونه از که چشمانشان کور
و گوشهایشان کر شده بود
فلوریا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
ان دو به دنبال راهی بودند برای انتقام این حس به اندازه ای قدرتمند بود که مغز ان ها کنترل بدن را تمام
گفتم یهویی هرچی رسید به ذهنم بنویسم😂
فلوریا