یک سال پیش همین ساعت ها خواهرم با یه شکم بَر اومده و بار شیشه تشریف آوردن خونه ما
به داداشم گفتن یه پر زعفرون و تخم شربتی قاطی کن برام بیار بخورم
•|Tra Le right~در میان سطر ها |•
یک سال پیش همین ساعت ها خواهرم با یه شکم بَر اومده و بار شیشه تشریف آوردن خونه ما به داداشم گفتن یه
داداشمم از روی لطف زیادی که داشت بجای یه پر زعفرون زحمت میکشه و یه مشت زعفرون و با یه بیل تخم شربتی قاطی میکنه🤧😂
•|Tra Le right~در میان سطر ها |•
داداشمم از روی لطف زیادی که داشت بجای یه پر زعفرون زحمت میکشه و یه مشت زعفرون و با یه بیل تخم شربتی
حدود دو ساعت بعد خواهرم میگن بریم بیمارستان که وقتشه🦦
•|Tra Le right~در میان سطر ها |•
حدود دو ساعت بعد خواهرم میگن بریم بیمارستان که وقتشه🦦
بیمارستان رفتن همانا و یک شبانه روز بی خوابی کشیدن همان
خواستم از همین تریبون بگم که
•|Tra Le right~در میان سطر ها |•
بیمارستان رفتن همانا و یک شبانه روز بی خوابی کشیدن همان خواستم از همین تریبون بگم که
صبح روز بعدش یعنی فردا صبح
ما چهار نفره رفتیم و پنج نفره خارج شدیم😂🦦
یک سال پیش
ساعت ۱۰:۱۰ دقیقه صبح
من خودمو انداختم داخل و نذاشتم کسی بیاد😂
خودم پیشت موندم
تا شب ساعت ۱۱
انقدر کوچیک بودی آدم میترسید بغلت کنه
حالا که هم راه میری هم شیرین زبونی میکنی
آدم نمیتونه باور کنه فقط یک سال گذشته
(گرچه که با خاله شدن احساس پیری میکنم)😂💔
نانااااااا 🎀😭😭
گوگولیییییییی
تولدش مبارککککککک
صد و بیست ساله بشههههه🌱🤍
نازنین خوشگل منو ماچ کنین بگین خاله ریحانه گفت تولدت مبارککک 😭😭❤️