گاهی انسان در تاریکی ذهن خود گم میشود؛ جایی که مرز واقعیت و خیال از هم جدا نیست، تنهایی آرامآرام به درون نفوذ میکند و انسان را از جهان بیرون جدا میسازد در این میان هیچکس نیست که او را بفهمد حتی خود او گویی درونش جهانیست که خودش هم غریبهای در آن است.
مردها میتوانند در لحظه یک میلیون دختر را دوست داشته باشند اما یک مرد واقعی تنها یک دختر را به میلیونها شیوهی متفاوت دوست میدارد.