زندگی بین همون لحظه اوج ایکاروس و سقوطش خلاصه میشه، هیچ چیز دیگه ای وجود نداره.
اگه میخوای بشینی کنار دایدالوس و از پنجره برج به آسمون نگاه کنی میتونی، ولی اینجوری دیگه زندگی نکردی، فقط زنده بودی.
میدونید چرا انقدر فیلمای کامینگ آف ایج و نوجوانانه میبینم؟
چون نیاز دارم بدونم اینا عادین.
کتابای نوجوانانه میخونم چون نیاز دارم بدونم اینکه روابط اجتماعیم مزخرفه، اینکه عجیبم، اینکه پذیرفته نمیشم اینکه خیلی اوقات حالم به طرز وحشتناکی بده چیزی نیست که فقط برای من پیش میاد.
چون نیاز دارم درک بشم و یه پسر نوجوون تو دهه نود میلادی این رو بهم میده.
و حتی همین عجیب غریبانهست.