همهچیز از بیرون ممکنه خوب به نظر بیاد، و اما کسی ندونه چقدر از درونت صرف این میشه که فرو نریزی، تو لحظههایی که هیچ دلیلی برای محکم بودن نداری.
کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟
که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایت
به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز،
به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت..
دلتنگ مانده ایم
از روزی به روز دیگر
پاییز به پاییز
و دیگر فرقی نمیکند
جمعه ها چگونه اند
بساط دلتنگی هایمان
همیشه براست ...