من نمیخوام راجب مسائل سیاسی و جنگ هیچی بگم .
اما همین بچه هایی که داخل بیمارستان کودکان سرطانی بودن و از ترس مجبور شدن از بیمارستان برن بیرون:)
زندگی به اندازه کافی باهاشون بدجنس بوده.
و به نظرم تجربه کردن چنین چیزهایی زیادی رویه
بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته ام
گوییا<او> مرده در من کاین چنینی
خسته و خاموش وباطل گشته ام
هر دم از آیینه میپرسم ملول
چیستم دیگر ،به چشمت ، چیستم؟
لیک در آینه میبینم که ، وای
سایه ای ام ز آنچه بودم نیستم.
بانو فروغ_
_مغآزه لبخند فروشی!_.
خب نازنازی ها ، خیلی خیلی ازتون سپاسگزارم که داخل تقدیمی شرکت کردید واقعا باعث افتخار بود برای من که
خب نازنازیها...
واقعاً ممنونم که توی «قطار نیمهشب» همراهم بودید. 🤍
این چالش برای من خیلی قشنگتر شد چون شما توش حضور داشتید.
تقدیمیها از کانال اصلی پاک میشن و به بایگانی منتقل میشن تا کانال مرتبتر بمونه.
اگه هنوز نتونستید تقدیمیتون رو ببینید یا دوباره خواستید بخونید، همشون اینجان:
[https://eitaa.com/taghdimi_W]
بازم ممنون که وقت گذاشتید و شرکت کردید
حضور تکتکتون برام خیلی ارزشمند بود. 🐝
تا تقدیمی و سفر بعدی...
مراقب خودتون باشید.
— رزان
_مغآزه لبخند فروشی!_.
خب نازنازیها... واقعاً ممنونم که توی «قطار نیمهشب» همراهم بودید. 🤍 این چالش برای من خیلی قشنگتر ش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من آدمی نیستم که دیگه به گذشته ام نگاه کنم،من ترس هام رو پشت سرگذاشتم و عین یک مار پوست انداختم.
امّا هنوزم برای اون لبخند فروشی و شبی که همه امون نقاشی یک ستاره ی نصفه رو کامل کردیم گذاشتیم پروفایل و تازه یک آدمی هم زنده بود ، تنگ نمیشه
بلکه قلبم مچاله میشه