لقب گذاشتن برای آدما از کارای هیجان انگیز برای منه
البته لقبای خوب. اینطور نیست که با اون لقبا صداشون بزنم ، فقط بهشون میگم و تو ذهنم اونطور تجسمشون میکنم.
هر از گاهی به آدمای اطرافتون ویژگی های خوبشون رو یاد آوری کنین
باعث میشین پروانه ها تو دلش پشتک بزنن✨🙂
-دفترچه خاطرات روح سرگردان-
میخوام اینو انجام بدم
Day 12:📺
سریال تلوزیونی مورد علاقت
من زیاد تلوزیون نمیبینم. ولی از بین سریالایی که صداسیما پخش کرده بانوی عمارت و نون خ رو دوست داشتم (من چرا دارم اینارو میگم😭).
سریال کره ای میبینم اکثرا. وینچنزو ، nevertheless و first love (ژاپنیه البته) موردعلاقمن
لبام انقدر خشکن که دلم میخواد بالم لب رو به لبام تزریق کنم خودش خود به خود چرب شه
من وقتی بدنیا اومدم اصلا مو نداشتم. در حد پرز. مامان و بابام ناراحت بودن که این چرا مو نداره و اینا.
بعدنا که موهام بلند شدن و میبافتم جفتشون خیلی ذوق میکردن🙂✨ وقتیم که برای اولین بار از کنار گوشم زدم(تیر ماه امسال) بابام یه مدت نگام نمیکرد و مامانم هی موهانو شونه میکرد میگفت اینجوری زود بلند میشه😂
قول گرفته بودم اسفند برای عید بزنم که الان مامانم زده زیرش
دلم میخواست یه گاو بی دغدغه تو شمال بودم. گاوی که یه پدر و دختر صاحبشن
میچریدم برای خودم ، نگران نبودم چاق شم ، هوای تمیز نفس میکشیدم ، نگرانی های مسخره و مضخرف الانم برام اصلا معنی نداشتن ، دختر مزرعه نازم میکرد.
آخرم سرمو میبریدن حداقل گوشت تنم بدرد میخورد. ولی اگه الانم بمیرم هیچ سود و زیانی برای دنیا نداره. آب از آب تکون نمیخوره