eitaa logo
-دفترچه خاطرات روح سرگردان-
14 دنبال‌کننده
146 عکس
6 ویدیو
1 فایل
"صرفا جهت عمومی کردن تراوشات ذهنی من برای من آینده" حرفی سخنی بود اگه بود ... https://harfeto.timefriend.net/17400541775011
مشاهده در ایتا
دانلود
و در کل عالم به فدایت دلبرررر
ولی لانا دل ری>>>>>
کلمه ها تو ذهنم خیلی خوب پشت سر هم ردیف میشن و چیزی رو که میخوام رو برام توصیف میکنن ولی کاغذ و قلم و که میبینن اینجورین که: عه وا اینجا کجاست؟ ما کی ایم؟ اینجا چه خبره؟
یسری وقتا هستن که دلم میخواد همه چی ناپدید بشه. از خونه زندگی گرفته تا تک تک آدما. اونقدر تنها بمونم که حالم از تنهایی به هم بخوره و التماس کنم که برگردم به قبل شاید اینطور بتونم قدر اطرافیانمو بدونم
منو ببخشید که کافی نیستم @مامان @بابا
-دفترچه خاطرات روح سرگردان-
میخوام اینو انجام بدم
Day 18: 🚶‍♀ 30 تا فکت درباره خودم 1.اگه کاریو بخوام انجام بدم قطعا تمومش میکنم 2.دراز کشیدن جلوی افتاب رو دوست دارم 3.زیاد تو موهام دست میکشم 4.صدای ویلون رو به پیانو ترجیح میدم 5.اگه از ویژگی کسی خوشم بیاد در لحظه بهش میگم 6.بین درسام یا کارام یهو آهنگ میزارم و جلوی آینه میرقصم 7.تنها نقطه ای از خودم که راجع بهش اعتماد به نفس دارم صدامه 8.موهام کوتاهه ، یکم بالاتر از شونه هام 9.بچه بودم پیام بازرگانی هارو حفظ میکردم 10.وقتایی که زیاد فکر میکنم و نمیتونم بخوابم به صدای نفسام گوش میدم و میشمارمشون 11.از بوسیدن ، بوسیده شدن ، بغل کردن و ابراز علاقه لفظی جدا بدم میاد. 12.اگه از کسی بدم بیاد با نگاهام عذابش میدم 13.ریاضی رو دوست دارم 14.خیلی وقتا دخترا بیشتر از پسرا به چشمم میان 15.به سختگیری پدرمادرم چندان اعتراضی ندارم. چون خودمم بودم آدم سختگیری میشدم 16.آدم کتاب خونی نیستم و از اینکه اینو بگم خجالت نمیکشم. قرار نیست همه خوره کتاب باشن 17.هرچیزی برام اتفاق افتاده باشه چهرم خیلی خوب توصیفش میکنه و آبروم رو میبره 18.نمیتونم گریه کنم 19.از مرکز توجه بودن بدم میاد 20.حس اینکه "کسایی که من به عنوان دوست میدونمشون منو هم دوستشون میدونن؟" بدجور عذابم میده 21.انشاهای خوبی مینویسم 22.بین هم سن و سالام مثل مامانبزرگشون میمونم. بخاطر کارام و طرز فکرم. اینکه بزرگتر ازشون فکر میکنم و عمل میکنم 23.تو چت خیلی بهتر و راحت تر حرف میزنم تا رو در رو 24.معلم ادبیاتم کسی بود که باعث شد راجع به نوشتنم اعتماد به نفس پیدا کنم 25.اگه کسی بهم بگه کاری که میکنم اشتباهه ، ادامش میدم تا شکست رو توش حس کنم. اونوقت بجای نصیحت یه تجربه برام میمونه و تاثیرش بیشتره 26.حاضرم تو روستای مامان بزرگم اینا زندگی کنم 27. زیادی خونسردم 28.بقیه بهم میگن خیلی خودتو میگیری درحالی که اینطور نیست 29.رویا های بزرگی ندارم. یه خونه کوچیک ، آرامش و استقلال چیزیه که من میخوام 30.راجع به زندگی خصوصی مردم واقعا اهمیتی نمیدم
آدما دو جور شبیه آدمای دیگه میشن: شبیه کسی/چیزی میشن که ازش خوششون میاد شبیه کسی/چیزی میشن که ازش بدشون میاد اولی خیلی شیرینه. انگار روز به روز وجودت باهاش یکی میشه و پروانه هارو تو دلت حس میکنی ولی امان از دومی ... انگار آروم آروم بذر نفرت از خودت رو تو وجودت میکاری و با دستای خودت پرورشش میدی.
دلم میخواد شبیه چیزی بشم که دوست دارم. ولی اون بذره داره کاشته میشه و این بده