میشه لطفا بهم ببخشی اون رو؟
میدونم که غلطه؛ شبیه سرابیه که فکر میکنی قراره تشنگیت رو برطرف کنه ولی یهو متوجه میشی که بوم. همش پوچ و توخالی بوده.
ولی این گناه رو بهم ببخش؛ همین یکبار.
تا زمانیکه این بند وابستگی ِلعنتشده رو پارهپاره کنم.
و من حالا تنهاییام را محکمتر از قبل بغل کردهام. میدانی؟ آدمها مرا از آنچه هستم غمگینتر میکنند.
گذر زمان دلیل بر از یاد بردن روزهایی که قلبمان تکهتکه شد نیست؛ اگرچه لحظهها میگذرند و فصلها عوض میشوند، اما هیچچیز فراموش نمیشود.