رفیقشـهـ🖤ـیـدم³¹³
بیاید در مورد این شهدای ۱۲ روز صحبت کنیم.
اول از همه من دو تا شهید انتخاب کردم.
شهیده ( ریحانه سادات ساداتی ارمکی) و شهیده ( فاطمه سادات ساداتی ارمکی)
#ساخت_خودم
من خانواده ی ارمکی رو انتخاب کردم. شما چی؟ حتما براشون قرآن بخونید. من روز اول که شهید شدند، خوندم .
🖤😭🖤😭🖤
روایت مادر بزرگ خانواده شهید ساداتی:
از زبان مادر شهید سیدمصطفی ساداتی ارمکی: «شهادت سیدمصطفی چیز دور از انتظاری برایم نبود، همیشه میدانستم دیر یا زود یک روز بالاخره این خبر را میشنوم. برای همین از قبل به همسرم و پسرهایم گفته بودم هر اتفاقی افتاد اول به خودم بگویند، قول میدهم طاقت بیاورم. یکشنبه صبح در آشپزخانه مشغول بودم که همسرم دستم را گرفت و گفت بیا بنشین. یقین کردم که اتفاقی افتاده مخصوصا که دیشب ریحانه سادات روی زبانش حرف شهادت افتاده بود و ول نمیکرد. قرآن را به سینه چسباندم و گفتم: آمادهام.بچهها مِن مِن میکردند: مصطفی شهید شده...من صبور بودم اما داغ امان نمیداد: فهیمه هم شهید شده. برای هر کدامشان چندثانیه بیشتر فرصت عزاداری نداشتم چون بلافاصله اسم دیگری از عزیزانم در لیست قرار میگرفت: ریحانهسادات هم... گریه میکردم و میگفتم: منزل نو مبارکشان _فاطمهسادات... قبل از اینکه اسم سیدعلی را بیاورند پیشدستی کردم: سردار سلیمانی من هم شهید شده؟! از های های گریههایشان جوابم را گرفتم. سید علی عاشق سردار سلیمانی بود. راه میرفت توی خانه و طوری رفتار میکرد که مثلا حاج قاسم است من هم به این اسم صدایش میکردم. سردار سلیمانی ما هم پیکرش سالم نبود از روی DNA شناساییاش کرده بودند. وقتی در معراج گفتم سید علی را بدهید تا به جای مادرش برای پسرم لالایی بخوانم از سبکی تابوتش فهمیدم چیزی از چهارسالهی مان نمانده.»
تکههای دل مادربزرگ، هر کدام جایی افتادهاند؛ زیر آوار، کنار فاطمه و فهیمه...کنار پیکر سوختهی سیدعلی...در تابوتِ سر به مهر ریحانهسادات...
هر جای دل مادر که دست میگذارم یک خط روضهاست، روضههای مجسمی که به چشم دیده است🖤💘💔🔥😭
روضه وار میگوید:
کاش فقط پسرم را شهید میکردند...
کاش فقط مصطفی را...»
امروز رفتم کانال شهیده ریحانه سادات ساداتی رو دیدم
با اینکه یک مهدیار ۱۳ ساله بود ولی خیلی با ذوق و سلیقه محتوا تولید کرده بود.
تا اینکه رسیدم به این پستش👆😳 که ظاهراً در دورهمی اون شب برج میلاد همبودن😔 و از فعالین مدرسه مهدیار شو بود...
تا اینکه بچه ها اکسل اطلاعات روند آموزش اش رو بستند با این جمله که:
🔹به فیض شهادت نائل شد...
و اما بچه های ما مونده بودن بسته پستی رو چطور میشه به بهشت ارسال کرد؟! مگر شاید با نوشتن گیرنده:
شهیده ریحانه سادات ساداتی ...
حالا سید کاظم خودت رو خوب نگاه کن، فکر نکن کسی هستی و خبریه! مهم اینه عاقبت بخیر شی...
از آخر مجلس شهدا رو چیدن