تقدیرمان همین بود که بود .همینی که میبینید .
به درک که چه پیش خواهد امد .به درک که
چه میشود و چه شد.جنگیدن دربرابر تقدیرهمه درکتاب وقصه،فیلم وسریال هاست.
که ان هم تمام خواهد شد .وقتی کتاب بسته
و تلویزیون خاموش شود . _ ویل متهم _
خواستم باتو بگویم راز دل اما نشد
خواستم پروانه شم درکنج پیله ،پیله اما وا نشد
شرح غم گفتن نداشت قاصدک را باد برد
ارزو را خواب دیدم ،تارسیدم خاک شد
تا نوشتم واژه هایم را ،به سرعت ریختند
چون غمم نوک تیز بود و کاغذم سوراخ شد
ویل متهم