eitaa logo
Willy
41 دنبال‌کننده
62 عکس
88 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
Willy
الان فهمیدی عجیجم😂🤣🤣🤣 آنلاین:برخط گالری:نگارخانه عالیههههه اصن عالی😂
بجایی که بیان یکم تقویت کنن این پلتفرم های مزخرفشون رو واسه من فاز فارسی را پاس بداریم گرفتن...
دلقکا
~فصل اول~ فکر کنم دارم می‌میرم. نفس کشیدن برایم عذاب‌آور بود؛ هر نفسی که داخل می‌رفت، سینه‌ام را می‌سوزاند. وقتی هم که بیرون می‌رفت، دیگر به زور داخل می‌آمد. نمی‌توانستم گریه کنم؛ اشک‌هایم در آتش خشک می‌شد. ترجیح می‌دهم پلک‌هایم را روی هم بگذارم و به این فکر نکنم که دارم می‌سوزم. صدای زنی در گوشم می‌پیچد: «رین... زرین...» جلوی چشمانم را پرده‌ای سیاه گرفته است. صدا محوتر می‌شود: «زرین... دخترم... فرار...» با سرفه از خواب بیدار می‌شوم. تمام بدنم درد می‌کند. گلویم دارد آتش می‌گیرد. بعد از تقلا و نفس‌نفس زدن‌های فراوان، حالا می‌توانم اطراف را ببینم. سرم گیج می‌رفت. نمی‌دانم چقدر گذشته؛ هوا کمی گرم‌تر شده است. فقط آنجا روی زمین خنک دراز کشیده بودم، به آسمان خیره نگاه می‌کردم. اینجا بهشت است؟ برزخ؟ همه‌جا سرسبز است. به پهلوی راست می‌چرخم. درد دارد، اما نه به اندازهٔ مردن. به زور دستانم را روی زمین می‌گذارم و آنها را تکیه‌گاه بدنم می‌کنم. دوباره چشمانم سیاهی می‌روند. اخم می‌کنم، اما تسلیم نمی‌شوم. نور چشمم را می‌زند. چمن‌هایی که رویشان دراز کشیده بودم، خیس بود. دستم را روی صورتم می‌کشم. پشتم نم‌دار شده است. نگاهی به اطرافم می‌اندازم، کمی پاهایم را تکان می‌دهم و... به دستانم نگاه می‌اندازم: «این... این چیه؟! تو بهشت آدم‌ها کوچیک می‌شن؟» دستانم را روی صورتم می‌کشم؛ پوست نرم و صاف... سعی می‌کنم بلند شوم، نمی‌توانم. دوباره زمین می‌خورم. انگار پتک به سرم کوبیده باشند. اخم می‌کنم و دوباره سعی می‌کنم. گوشه‌های شنلی که تنم بود پاره شده است. شنل؟ من کی شنل تن کرده بودم؟ لنگان‌لنگان به درختی که کنارم بود می‌رسم و به آن می‌چسبم.
OMG🛐✨
دلتون نخواد شما رفیق کیوت گوگولی نویسنده ی خردادی بی اعصاب با استعداد خر مثل من ندارین😔✨🎀
Willy
میشه بدونم الان این تعریف بود یا تخریب
تعریف عزیزممم معلوم نیستتت؟؟؟
نازی واقعا شاهکاره دارم اینو جدی میگم به امید موفقیت های بیشتر که رقیباتو اون بالا بالا ها اندازه کله مورچه ببینی✨🌱