eitaa logo
دیلی شرلی.
71 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
333 ویدیو
53 فایل
احساسم این بود که شِکوه‌کردن نزد انسان‌ها کاملا بیهوده است، پس بی‌آنکه از واقعیات جیزی بگویم، تنها تحمل کردم و دلقک بازی را ادامه دادم. زوال‌بشری|دازای‌اوسامو
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
مچ دست های دردناک ات را مالیدی، رد طناب مثل یک علامت منفور روی پوستت جا خوش کرده بود. دلیلی برای باز کردن طناب هایت داشت؟ اوه این یک فکر مسخره است، تو که بهرحال نمیتوانی فرار کنی... "خب نگفتی اسم ات چیه؟" طوری با این اوضاع برخورد میکرد انگار با حیوان خانگی اش حرف میزند، مشخص است که وضعیت اسفناک تو را درک نمیکند. "y/n..." صدایت به طرزی خشک و گرفته از گلویت بیرون خزید. هارور کمر اش را صاف کرد و از تو فاصله گرفت. "چقدر بامزه! داست بیا بهش یه نگاهی بنداز، خیلی کوچولوعه!" داست؟ شخصی که تمام مدت در تاریکی فقط تماشا میکرد به آرامی زیر نور سوسو زن نزدیک آمد. کلاه هودی آبی تیره روی نیمی از صورتش سایه انداخته بود و به جای آن لبخند غیرقابل اعتمادی که هارور داشت، هیچ احساسی در چهره اش نمایان نبود. دست هایش را در جیب هایش فرو برده و کمی خمور بنظر میرسید، اما بجای اینکه خجالتی باشد؟ بیشتر انگار حوصله هیچ چیز و هیچ کس در این دنیا را نداشت. سرش را به آرامی بالا گرفت آه لعنتی... نور سرخ و آبی براق چشم هایش در آن تاریکی مطلق باعث شد لرزشی از ستون فقراتت بالا برود لعنتی لعنتی لعنتی!! اگر هارور کمی کنجکاو باشد داست بی برو برگشت سر از تن ات جدا خواهد کرد ناگهان پوزخندی روی آن چهره سرد و بی روح اش شکل گرفت "چرا انقدر میلرزی؟" جمله اش سوالی نبود، با خیال راحت میتوانستی آن علامت سوال تمسخر آمیز انتهایش را حذف کنی. سر ات را پایین انداختی و لب گزیدی، اگر این دو تو را نکشند یا از سرما خواهی مرد یا گرسنگی. یا شاید قبل از همه اینها خودت به این فلاکت پایان بدهی... فکر کردن درموردش آزار دهنده بود، مغز ات خسته تر از بدنت بود، نیاز به چندین ساعت خواب در سکوت داشتی. اصلا برایت مهم نیست اگر قرار باشد روی سنگ بخوابی یا چنین چیزی. "همه آدم ها انقدر کوچیکن؟" داست سرش را سمت هارور که در پاسخ به سوال فقط شانه هایش را بالا می انداخت چرخاند. آنها واقعا هیچ انسانی ندیده بودند...؟ البته حق دارند، تعداد شما خیلی کمتر از چیزی شده که باید باشد.
،،،،،،
اه، منو از دست ایتا نجات بدید.
فقط همونجوری که خودش حرف زد جواب ناشناس رو دادم، هر حرفی که میزنم که نباید به مذاق شما خوش بیاد دوست عزیز🌊🌊🌊
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا