❓چرا مسألهٔ "نظامها" مطرح شد؟
⭕️در این متن استاد غنوی با طرح برخی مختصات زمانهٔ پیش از پیروزی انقلاب و نیز بعد از پیروزی انقلاب، از طریق ترسیم زمینههای عینی مؤثر در شکلگیری مسألهٔ نظامسازی با طرح چالشها، آسیبها و مشکلات بوجودآمده در اثر غفلت متفکرین مسلمان از آن، در صدد پرداختن به این امر مهم برآمدهاند تا جایگاه و اهمیت مسألهٔ سرنوشتساز و تعیینکنندهٔ "نظامسازی" در زمانهٔ کنونی را ارائه دهند.
👤استاد حجةالإسلام امیر غنوی
📖صفحهٔ ۱
♦️یک قدری باید هم با فضای قبل از انقلاب و مشکلاتی که در برخورد با مکاتب دیگر رخ داد، قرار داشته باشید تا این واژه را بفهمید که چرا اینقدر مهم شد و همچنین قدری متوجه مشکلاتی باید باشید که بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی پدید آمد و دوباره این واژه، به کار گرفته شد.
♦️اگر به میان نوشتههای پیش از انقلاب متفکران مسلمان بروید، می بینید که برخی از متفکران مشهور مثل مرحوم سید محمدباقر صدر، از این واژه استفاده کردند و نظامی مثلاً مثل نظام اقتصادی اسلام رو مطرح کردند یا برخی دیگر نظام اخلاقی اسلام رو مطرح کردند و این تعبیر و این واژه را یعنی تعبیر "نظام"را بر سر حوزه های مختلف استفاده کردند، اقتصاد، سیاست، اخلاق با تعبیر "نظام" در صدرشان در نوشتههایی، میبینید که آمده است.
❓خب چرا این وضعیت پدید آمد؟
این اتفاق، دوباره، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و گذشت مدتی، رجوعِ دوباره به این واژه و نوشتن و تألیف مطالبی تحت این عنوان، رواج تازهای پیدا کرد.
▪️زمانهٔ پیش از انقلاب
♦️در پیش از انقلاب ما مواجه شدیم، تقریباً از قرن نوزدهم و بعد در قرن بیستم با مکاتب و اندیشههای تازهای که این مکاتب و اندیشههای تازه، یک گستردگی خاصی داشتند، مثال بزنم اندیشهی جدیِ معارض با مذهب، اندیشهی مارکسیسم بود که در این اندیشه، شما شاهد یک جامعیت غریبی بودید؛ مثلاً شما میدیدید که مارکسیسم وقتی که شروع به گفتگو می کند راجع به همهچیز تقریباً ادعا می کند که حرف دارد، میبینید وقتی راجع به خلقت عالم بحث میشود بحثی تحت عنوان ماتریالیسم دیالکتیک دارد، که نه فقط از اصل وجود عالم حرف میزند، بلکه از چگونگی تحول در این عالم هم حرف می زند، چهار اصل دیالکتیک دارد و یک اعتقاد خاصی به ماده و ازلی بودن او دارد و تمام هستی و دنیا را بر اساس ماتریالیسم با چهار اصل دیالکتیکیاش توضیح میدهد. وقتی به زندگی روی زمین و زندگیِ انسانی نگاه میکنید بحث هایی تحت عنوان ماتریالیسمِ تاریخی دارد، توضیح میدهد که انسانها چگونه پیدا شدند و چگونه جوامع شکل گرفت و جوامعِ اولیه چگونه بود و بعدْ چگونه این جوامع به تدریج دچار تحول شدند؟ حتی پیشتر از این میرود، ماتریالیسم تاریخی از آینده حرف میزند که آینده چه خواهد بود و به کجا در نهایت خواهد رسید، شما نوشتههایی را که تقریبا مربوط به دهه های آخر قرن نوزدهم از مارکسیستها ملاحظه بفرمایید، کاملاً این بحثها را در آنجا میبینید، دین با چنین معارضی روبرو شده بود، معارضی که در همهی عرصهها حرف داشت، خصوصاً از موقعی که حکومتهایی هم در دنیا حامی این مکتب شدند، قدرت آن چندبرابر شد، ابتدا حکومت روسیهی تزاری سقوط کرد و جای خودش را به اتحاد جماهیر شوروی داد، کشورِ بسیار بسیار بزرگی که بیش از بیست میلیون کیلومتر مربع بود و یکی از دو ابرقدرت دنیا شد و حامیِ این ایدئولوژی بود، پس از آنْ چینِ کمونیست شکل گرفت که در آن هم باز شما شاهد شکلگیریِ یک حکومت بسیار بزرگ، آن هم برای مردمی در حدود یک میلیارد نفر بودید که به همین مکتب و مرز هم اعتقاد داشت، دین با چنین معارضهی بزرگی در فضای دنیا مطرح بود و مکاتبی مثل مارکسیسم، ادعای پاسخگویی به همه نیازها و سؤالات را داشتند، در چنین شرایطی از دین هم چُنین مطالبهای بود، میگفتند همانگونه که مکاتب امروزِ بشری مثل مارکسیسم، جوابگوی همه نیازها هستند، دین هم باید جوابگو باشد و این جوابگویی به صورت یک مجموعهی منظم و مرتبی باشد، آنها برای اقتصاد جواب دارند و "نظام" (این واژه رو دقت کنید) نظام اقتصادی مطرح می کنند، نظام سوسیالیستی مثلاً، در برابر آنها غرب؛ غرب سرمایهداری، نظام سرمایه داری مطرح میکند، می پرسیدند که خب، اسلام به کدام نظام اعتقاد دارد؟ نظام سرمایهداری یا نظام سوسیالیستی؟ در تحلیل حرکت تاریخ، متفکرین مختلفی حرف زدند در مکانیسمِ تحول جوامع، مکاتب مختلفی حرف زدند، در اینکه چه باید کرد و چه مسیری را انتخاب کرد مکاتب مختلفی حرف زدند، حالا پاسخ دین به این سؤالات چیست؟
🆔@Asre_jadid_57
📖صفحه ۲
♦️متفکرین دینی به یک چالش جدیای دچار شدند با مکاتبی که این همه گسترهی اطلاعاتی را به مخاطب خودشان میدادند. در این دوره، دین ناچار بود آن نیازی را که مکاتب، به صورت منسجم و مرتب جواب میدادند جوابگو باشد.
♦️بحث نظامها، نظامهای اسلامی در این دوره، که قبل از انقلاب بود شکل گرفت و متفکرین مسلمان در برابر این مکاتب معارض، تلاش کردند که آموزههای دین را به شکلی منسجم و مرتب و هدفمند عرضه بکنند، کتابهایی که اشاره کردم راجع به نظام اجتماعی اسلام، نظام اقتصادی اسلام و نظامهای دیگر اسلامی نوشته شد، در چنین فضایی شکل گرفت.
▪️زمانهٔ بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی
♦️بعد از اینکه جمهوری اسلامی شکل گرفت و بعد از اینکه انقلاب اسلامی توانست با همراهی مردم و رهبری مرحوم امام خمینی به پیروزی برسه، دوباره در یک فضای دیگریْ ضرورت همین بحث مطرح شد، حالا چرا میگویم در فضای دیگری؟ جمهوری اسلامی وقتی آغاز شد، من به اقتضاء سنّم یادم هست، همه احساس می کردند که خب خدا را شکرْ همهٔ مسائل حل شده است، ما الآن می توانیم یک رساله را، مثلاً رساله مفصلی مثل تحریرالوسیله را جلوی خودمان بگذاریم، هر مسئلهای در حکومت داریم با کمک رجوع به کتاب تحریرالوسیله حل کنیم، وقتی شروع شد، تلاش برای این کار، آرام آرام متوجه شدیم که نه یک چیزهایی کم و کسر هست، یک مطالبی را قبلاً فراهم نکردند برای ما، ما در شرایط جدید اجتماعی با یک سلسله دستورالعملهای پراکندهی مربوط به موضوعات مختلف، نمی توانیم برنامهریزی کنیم، ما نیاز به یک سلسله قواعد و اصول کلی داریم، که کاملاً حوزههای مختلف برنامهریزی را پوشش بدهند، در اقتصادْ ما باید برای یک سلسلهْ موضوعات اقتصادیِ کلیدیْ جواب مشخص داشته باشیم، در سیاست ما باید یک سلسله پرسشهای کلیدی را جواب بدیم، تا بر اساس آن پرسشهای کلیدی، ما بتونیم جوابگوی کسانی باشیم که از ما برنامه میخواهند، دستورات تک و تنها مشکلی را حل نمیکرد، شما اگر مراجعه بفرمایید به مباحث تئوریک اول انقلاب و همچنین مراجعه بفرمایید به تألیفات دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و یا به بحثهایی که در شورای انقلاب جمهوری اسلامی شکل گرفت، متوجه میشوید که این کاستی، کاملاً احساس می شد و دوباره این اندیشهْ مورد تأکید قرار گرفت که ما با دستورات منفرد، متشتت و متفرق نمی توانیم به برنامهریزیهای کلی، کلان و منسجم برسیم، باید در هر عرصهای نظامهای اسلامی مشخص شوند، در عرصهی اقتصاد ما نیاز به نظام اقتصادی اسلام داریم، در عرصهی سیاست، نظام سیاسی اسلام، در عرصه سیاستْ نظام سیاسی اسلام، در عرصهٔ تعاملات اجتماعیْ نظام اجتماعی اسلام، اینها باید روشن بشوند.
#نظامسازی
#نظامهای_اجتماعی
#دولتسازی
#منظر_آسیبشناسی
🆔@Asre_jadid_57
الاسلام یعلوا.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
⭕️مفهوم الاسلام یعلو و لایعلی علیه
🔰 آیتالله جوادی آملی حفظهالله
♦️کسی که نمیداند دکارت چه گفته، هایدگر چه گفته، کانت چه گفته، مکتبها و ادیان غرب را نشناسد، این چگونه می تواند شاگرد امام زمان(عج) باشد و "لیظهره علی الدین کله" را محقق کند؟
🆔@radiofekrat
🆔@Asre_jadid_57
⭕️ گذشتهٔ فرهنگ سیاسی ایران؛ "استبدادِ تاریخی"
🔰حضرت آیتالله خامنهای
♦️اگر به تاريخ كشورمان از هزارها سال پيش تا امروز نگاه كنيد - از آن وقتى كه تاريخ مدون داريم - مىبينيد حكومت فردىِ مطلقهى ديكتاتورى، حكومت يك جمع معدود با رياست يك فرد بر عامهى مردم، بدون اينكه عامهى مردم اندك اختيارى در ادارهى اين كشور داشته باشند، داشتهايم. اين، تاريخ ماست. سلطنتهاى ما، همه از اين قبيل بودهاند. آن پادشاهانى كه ما آنها را احترامشان هم مى كنيم؛ پادشاهان مقتدر غزنوى، سلجوقى، بعد بياييد تا برسيد به دوران صفويه؛ شاه عباس، شاه اسماعيل، شاه طهماسب، آنها هم همينجور بودند. اينها پادشاهان خوب مايند؛ اما همين پادشاهان خوب، چهجورى اين مملكت را اداره كردند؟ سجلّ وَ شناسنامهى اين مملكت از لحاظ ادارهى حكومتى چيست؟ اين است: يك نفر در رأس، همه مطيع او و اين مجموعه، اداره كنندهى كل سرنوشت اين كشور هستند و آحاد مردم هيچ تأثيرى ندارند و مملكت مال اينهاست.
♦️ پادشاه به وزراى خودش ميگفت: نوكران من! نوكرش هم بودند. واقعش هم همين بود. ناصرالدين شاه و محمدشاه و فتحعلى شاه و بقيه و بعدىها، حتى به وزراشان، به صدر اعظمشان ميگفتند: شما نوكر خوبى هستيد! فرهنگ سياسى در كشور اين بود. وقتى كه نخست وزير و وزير، نوكر شاهاند، رئيس فلان اداره، گفت:
جایی كه شتر بود به يك غاز
خر، قيمت واقعى ندارد!
مردم هم كه مثل «هباء منبثا»؛ هيچ. مملكت متعلق به يك جمع معدود و در حقيقت متعلق به يك فرد بود. اين تاريخ ماست.
📕بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۳۸۶/٠۶/۳۱
🌐https://khl.ink/f/3402
🆔@Asre_jadid_57
#روابط_بینالملل
#قرآن
#قراردادهای_بینالمللی
#تفسیر_قرآن
🔰حضرت آیتالله جوادی آملی
♦️خدا فرمود با کفاری که اصلاً هیچ پیمانی نمیشناسند مبارزه کنید. نفرمود چون کافرند و دین ندارند! چون میشود با کافر بیدین ساخت. فرمود: ﴿فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ﴾ چرا؟ چون ﴿إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ﴾ نه «لا إیمان لهم»، نفرمود چون کافرند. ما با خیلی از کفار رابطه عادلانه داریم. فرمود اینها أیمان ندارند، یمین ندارند، کنوانسیون ندارند، برجام ندارند، میثاق بینالملل ندارند، امضا نمیشناسند. ملتی که امضای خودش را نمیشناسند چگونه میتوانی با او زندگی کنید؟ ﴿فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ﴾، نه «لا إیمان لهم»
♦️ این کتاب چقدر شیرین است! ای کاش به ما میگفتند هر شب قرآن به سر بکنیم! نگفت حمله کنید، گفت اینقدر قوی و قوی و قوی باشید که تا سنگینترین دشمن از شما خشیّت داشته باشند؛ یعنی آن قدر قوی و غنی و موشکی باش که بیگانه طمع نکند. از شما حتماً باید بترسند. الآن شما مثل سلسله جبال البرز قله دماوند باشید، همین! هیچ کس جرأت نمیکند با چهار کلنگ و بیل به جنگ قلّه دماوند بیاید. فرمود شما اینگونه باشید، همین! این قدر غنی و قوی باش که بیگانه اصلاً طمع نکند که نسبت به شما بیادبی کند، همین! آن وقت این جز با عقل و هوش و حداقلِ عرضه حاصل نمیشود... از این بانک که بیست درصد، سی درصد ربا میگیرد، این شدنی نیست!
📕درس تفسیر آیت الله جوادی آملی، ۱۳۹۶/۸/۸
🆔@Asre_jadid_57
⭕️قاعدهی عدم رعایت "اصول اخلاقی و انسانی" در هنگام تعارض آنها با منافع؛ حاکم بر دیپلماسی غربی
#روابط_بینالملل
#عهدشکنی
#علت_تهاجم_یا_توطئه_بینالمللی
#بیارزشی_اصول_اخلاقی
#ریشه_حمایت_غرب_از_جنایات_صهیونیست
#قوانین_حاکم_بر_ذهن_سیاستورزان_غربی
#دیپلماسی_غربی
♦️لرد پالمرستون؛ دولتمرد بریتانیایی قرن ١٩ در تفسیر معاهدهی تاریخی وستفالیا میگوید:
«ما دیگر هیچ همپیمان دائمی و هیچ دشمن همیشگی نداریم، منافع ما هستند که دائم و همیشگیاند و بر ماست که آن منافع را دنبال نماییم.»
♦️در تعریف دقیقتر این منافع به صورت سیاست خارجی رسمی، این سیاستمدار قدرتمند بریتانیایی چنین میگوید:
«هنگامی که مردم از من می پرسند که سیاستگذاری دقیقاً بر مبنای چیست؟ تنها پاسخ این است که هدف ما انجام کاری است که بسته به هر موقعیت؛ بهترین کار ممکن به نظر میرسد و به دنبال این هستیم که منافع کشور خود را سرلوحه کار قرار دهیم.»
📕به نقل از کتاب نظم جهانی، هنری کیسینجر، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۹۶، ص۲۱.
🆔@Asre_jadid_57
⭕️مشکل از روشهاست!
🔰مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی
♦️نظر ما این است که با ابزارهای فعلی، هر چند نیروهای جوان بسیار زیاد در دانشگاه و حوزه بخواهند مسائل حکومتی را پاسخ دهند، اما به جای پاسخ، مسائل را وصله پینه میکنند!
♦️کارایی فقه موجود [نه فقه مطلوب، بیشتر] برای احکام فردی در حکومت میباشد نه کارایی تصرفی و محوری؛ البته مدعی آن هم نیست. نمیگوید نظام توزیع قدرت ارائه میدهم؛ یعنی چگونه چارت ادارهها را تنظیم کنید. نمیگوید چگونه الگوی تخصیص را بدست بگیرید؛ نمیگوید چگونه عدالت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را ایجاد کنید؛ نمیگوید چگونه در برابر کفر محدث حادثه باشید! البته پاسخگو به مسائل مستحدثه و مبتلابه میباشد و ادعای بیش از این هم ندارد.
♦️ما معتقدیم مشکلات از روشها میباشد و سپس از تعاریف و احکامی که موجود است. بر اساس این مبانی، توسعه تعبد حاصل نمیشود.
۱۳۷۴٫۱۱٫۲
♦️در انقلاب فرهنگی باید روش منقلب شود و روشی به دست بیاید که بتواند ضرورت هماهنگسازی و تفاهم اجتماعی را در افق استنتاج از کتاب و سنت داشته باشد که در این صورت، توان پاسخگویی نسبت به سؤالاتی که در آن واقع شدهایم پیدا میشود.
۱۳۷۳٫۷٫۱۴
🆔@AndisheMonir
#روش
#مکانیسم
#نرمافزار
#عقلانیت
#محدث_حادثه
🆔@Asre_jadid_57
⭕️ناقصبودن، امتداد سیاسی و اجتماعی نداشتن فلسفهی اسلامی
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
♦️... نقص فلسفهی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفههای غربی برای همهی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن میکند: سیستم اجتماعی را معیّن میکند، سیستم سیاسی را معیّن میکند، وضع حکومت را معیّن میکند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن میکند؛ اما فلسفهی ما بهطور کلّی در زمینهی ذهنیّاتِ مجرّد باقی میماند و امتداد پیدا نمیکند. ...
📕بیانات در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، 1382/10/29
🌐https://khl.ink/f/8616
#فلسفه_اسلامی
#ملاصدرا
#فارابی
🆔@Asre_jadid_57
⭕️آنچه زندگی را اداره میکند، عملاً فقه ما است. فلسفهی اسلامی در طول زمان امتداد عملی نداشته است.
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
♦️... ما یک نظامی داریم با این پدیدهها و با این حوادثی که پیرامونش و در درونش وجود دارد؛ این [نظام] باید اداره بشود با اسلام، با فکر اسلامی. فکر اسلامی در جنبهی عملی، همان فقه اسلام است؛ البتّه بنده با فلسفهخواندن، نه فقط مخالف نیستم بلکه کاملاً تأیید میکنم، فلسفه هم لازم است؛ ... در این تردیدی نیست؛ لکن آنچه زندگی را اداره میکند، عملاً فقه ما است؛ علّت هم این است که فلسفهی اسلامی در طول زمان امتداد عملی نداشته؛ یعنی این حکمت نظری ما به حکمت عملی امتداد پیدا نکرده؛ در حالی که فلسفههای غربی که از لحاظ نفْسِ فلسفه بودن خیلی کم محتواتر و ضعیفتر از فلسفهی اسلامی هستند، امتداد عملیّاتی دارند؛ یعنی اگر چنانچه شماها مثلاً فرض کنید که فلسفهی کانت یا هگل یا مارکس را معتقد باشید، در مورد حکومت نظر دارید، در مورد فرد نظر دارید، در مورد ارتباطات اجتماعی نظر دارید؛ امّا [اینکه] اقتضای فلسفهی ملّاصدرا یا فلسفهی فرض بفرمایید که ابنسینا یا دیگری در حکومت یا در فلان [مسئله] چیست، چیزی برای ما روشن نشده؛ نه اینکه ندارد، قطعاً دارد؛ سفارش من به متفلسفین و فعّالان فلسفه همیشه این بوده که این امتداد را پیدا کنند؛ چون معتقدم اثر دارد؛ این امتداد وجود دارد امّا خب روی آن کار نشده؛ بنابراین فعلاً آنچه میتواند جامعه را اداره کند، فقه ما است. ...
📕بیانات در دیدار اعضای موسسه عالی فقه و علوم اسلامی، 1397/12/13
🌐http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=41898
#فقه
#فرآیندسازی
🆔@Asre_jadid_57
⭕️سهم تأثیر فوقالعادهی دستگاه مدیریتکنندهی جامعه در هدایتگری آن
🔰حضرت آیتالله خامنهای
♦️اگر دستگاه مدیریت جامعه، صالح و سالم باشد، خطاهای متن جامعه، قابل اغماض است و در مسیر جامعه، مشکلی بهوجود نخواهد آورد. اما اگر مدیریت و رأس جامعه، از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، ولو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاح بدنهی مردم، نمیتواند این جامعه را به سرمنزل مطلوب هدایت کند. یعنی تأثیر رأس قله و هرم و مجموعهی مدیریت و دستگاه ادارهکننده در یک جامعه، اینقدر فوقالعاده است.
📕بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۳۶۹/۴/۲۰
🌐https://khl.ink/f/2335
#دستگاه_مدیریت
#دستگاه_محاسباتی
🆔@Asre_jadid_57
هدایت شده از معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️خطر تبدیل اسلام به عنصر توجیهگر تمدّن غربی؛ امروز نیز این بلیّهْ حاکم و مسلّط بر ذهن بسیاری است.
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
♦️بعضیها اسلام را یکبُعدی مطرح میکنند، درست مثل آن متفکّرین مسلمان مادّیگرای قرن نوزدهم میلادی؛ متفکّران مسلمانی که در حقیقت مادّی بودند، اگر چه بهظاهر و به ادّعا مسلمان.
... در قرن نوزدهم میلادی که قرن علم و علمگرایی بود و علم، میداندارِ همهٔ این جوامع پیشرفته و مترقّی یا آن جوامعی که حسرت آن پیشرفتگی را میخوردند بود، متفکّرین مسلمانی هم پیدا شدند که به جای اینکه سعی کنند اسلام را بفهمند و اسلام را ارائه بدهند و اسلام را بر تمدّن عرضه کنند تا تمدّن، آن را ناگریز و ناچار بپذیرد و به شکل آن در بیاید، سعی کردند اسلام را با تمدّن تطبیق بدهند و تمدّنِ صنعتی مادّی را بر اسلام تحمیل کنند. از جملهی [اینها] سیّداحمدخان هندی است؛ یک دانشمند متفکّر اسلامی در هندوستان و مفسّر قرآن عجیب این است و بهوجودآورندهی یک دانشگاه بزرگ اسلامی [به نام] علیگر در هندوستان که هنوز هم آن دانشگاه هست؛ یک متفکّر اسلامی و اسلامیاندیش است، امّا درست در بافت و کوک حرفها و تفکّراتش که میروی آن رگههای دوری از معنویّتِ اسلام و نزدیکی و گرایش و اعتقاد به مادّیگری را ملاحظه میکنی. هر آیهای در قرآن، هر حدیثی در احادیث اسلامی، هر مطلبی از تاریخ اسلام را که با فرمولهای علمی محدودِ کشفشدهی تا آن روز که خیلی خیلی کم بود نسبت به آنچه بعدها کشف شد و نسبت به آنچه دانش بشری تا آخر کشف خواهد کرد اندک منافاتی داشت، رد میکرد؛ همهی معجزات انبیا را که در قرآن آمده تأویل و توجیه [میکرد]؛ چرا؟ چون عقلش نمیفهمید؛ عقلش نمیتوانست درست قبول کند و بپذيرد چیزی را که خارج از فرمولهای علمی بود؛ شکافتن دریا برای موسی، معجزهی عصای موسی و همه معجزاتی که در قرآن به آنها تصریح شده. این یک بلیّهی بزرگی بود! سعی میکردند اسلام را تطبیق بدهند با آن مقدار از علمی که تا آن روز کشف شده که همانطور که عرض کردم، خیلی هم کم و ناچیز و کمارزش بود نسبت به اندوختههای فرهنگی بشر؛ چه قبل از آن و چه بعد از آن.
♦️امروز آن بلیّه حاکم و مسلّط بر ذهن بسیاری است. فرهنگ غربی در ذهنش هست، سعی میکند اسلام را با آن تطبیق بدهد. جزو بلیّههای بزرگ یکی است: آزادی و دموکراسی با مفهوم غربیاش. سعی میکنند آزادیای که در انقلاب اسلامی و در حکومت اسلامی لازم است، هر چه ممکن است نزدیک کنند به آزادیای که مثلاً انقلاب کبیر فرانسه [به مردم] داده و امروز در فرانسه رایج است. و آیا آن آزادی است؟ و آیا آنچه امروز در دنیای دموکراسی چه در انگلستان که مادرِ دموکراسی است و چه در فرانسه و چه در سایر کشورهای غربی و چه در آمریکا وجود دارد و رایج است، آزادی است؟ آیا واقعاً انسانها در آنجا آزادانه میتوانند آنچه لازمهی شخصیّت و منش انسانی و اصالت انسانی است انجام بدهند و بفهمند؟ این درست است؟ و آیا امروز جایز است که ما آنچه بهعنوان آزادی به دست آوردهایم در اشکال قانونی با آنچه امروز غرب دارد تطبیق بکنیم؟ معنای وفاداری به اسلام همین است؟ اسلام حدود و ثغور را برای ما معیّن کرده.
📕شرح نهجالبلاغه، شرح خطبهی اوّل (نبوّتها در نهجالبلاغه)، صفحهٔ ۳۲ الی ۳۴
#سیّداحمدخان_هندی
🆔@Asre_jadid_57