معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
توضیح درباره نزدیک شدن به برخی جریانهای سیاسی https://youtu.be/e67UKVFJFcs?si=NTz6YA6-UMJiKUKq
اصلاح جمهوری اسلامی با نیروهای راستین گفتمان انقلاب | ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
بیژن عبدالکریمی در این دیدآوا (ویدئو) ، به انتقاداتی پاسخ میدهد که او را از نزدیک شدن به جریانات سیاسی برحذر میدارند. او توضیح میدهد که به باور او نیروهای اصیل تاریخی ایران، نیروهای گفتمان انقلاب هستند و هر اصلاحی در حکومت تنها از طریق همین نیروهای راستین انقلاب امکانپذیر است.
مصطفی نجفی:
یکی از فرماندهان دوران جنگ برای من تعریف میکرد:
آن روزها که محسن رضایی فرمانده سپاه، حسن طهرانیمقدم را مأمور یافتن و ساختن موشک کرد و بعد هم حکم فرماندهی یگان موشکی سپاه را به او سپرد، حتی تصور چنین مأموریت و حکمی دشوار بود. در شرایطی که ابتداییترین تجهیزات نظامی به سختی پیدا میشد، حرف زدن از یگان موشکی بیشتر شبیه یک رؤیا بود تا یک برنامه عملی.
به حسن گفتیم: «احتمالاً فرمانده میخواهد تو را دنبال نخود سیاه بفرستد!» حسن با همان آرامش همیشگی فقط لبخند زد و چیزی نگفت و رفت. سالها بعد فهمیدیم آن لبخند چه رازی در خود داشت.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📝فهرست یادداشتهای اینجانب پیرامون اندیشه و عمل سیاسی دکتر بیژن عبدالکریمی این سلسلهنوشتارها، تق
رسم ادب این بود که بنده با استاد دکتر عبدالکریمی تماس بگیرم، اما ایشان تماس گرفتند که برای حقیر افتخاری است. این تماس، در 16 خرداد گرفته شد و به مدت تقریبا 40 دقیقه به طول انجامید. ایشان بنا بر لطف و به رسم شاگردپروری، ابتدا تشکر کردند از تلاش بنده و سپس نکاتی را فرمودند که قابل استفاده و قابل تامل بود. بنده هم سهپیشنهاد خودم رو به ایشان عرض کردم و انشالله که در آینده جدی تر این ارتباط برقرار شه.
امیدوارم فرصتی رخ دهد تا بتوانم گزارشی از این صحبت تلفنی بنویسم اما رفتار استاد مرا بیش از پیش شیفته ی ایشان کرد. استادی به سرشلوغی عبدالکریمی که این روزها انتظار جامعه از او زیاد شده و بسیار تراکم کاری دارد با بنده تماس بگیرد و ضمن تشکر، یک گفت وگوی دو نفره را راه بیندازد.
گفتم تا مشخص شه که ایشون امر گفتوگو رو -نه فانتزی و نمایشی- واقعا مورد ارج قرار میده.
ایشان فرمودند شصت و خرده ای سال دارم و بدنم در حال فرسایش هست و از طرفی انتظار جامعه از من بالا رفته و وضعیت کشور اقتضا میکنه که پرکار باشم، علیرغم اینکه همهجابودن میل و خواست من نیست... این مسئولیت پذیری ایشان در قبال کشور و تعهد ایشان به ایران آموختنی است.
ایشان نکاتی رو در باب ایدههاشون برای تحول حوزه و علوم حوزوی، ارتباط حوزه با دانشگاه، و نیز پرسشهایی جدی را مانند چیستی انتظارات حوزه از روشنفکران و... مطرح کردند. در کل بحث خوبی بود بهعنوان مقدمهای بر نزدیکشدن جهانهای متفاوتِ اما ایرانی بههم در قالب گفتوگوی حضوری.
بنده هم نقد خودم به کنشگری ایشان را مطرح کردم که عبدالکریمی نباید در مواجهه با تکثر، حل و هضم در کثرات شه و بهعبارتی همهجایی بشود. این خود عنصر ضدتبلیغشدن است و نباید خرج دیگر اشخاص شود.
✍️تفرشی
#گفتوگو
👤مجید شاکری:
دولت نیاز به تغییر کلی ایده از غربگرایی، بازارگرایی و توزیع اختیار به واقع گرایی، دولت گرایی و تمرکز اختیار است. این طبعا ملازم تغییر افراد هم هست.
https://x.com/i/status/2062863959338721340
#نظریهی_دولت #مکروپاور
🆔@world_order
♨ ابراهیم کحلوت، فرزند شهید ابوعبیده، سخنگوی پیشین گردانهای قسام، در پیامی که در حساب شخصی تلگرام خود منتشر کرد، اعلام نمود: «در برابر کسانی که ما را تنها گذاشتند، بیش از هر زمان دیگری با صراحت و تندی سخن خواهم گفت» و سپس دیدگاههای خود را درباره برخی کشورها بیان کرد:
🔸 قطرساخته آمریکا است؛ بیش از آنکه یک میانجی باشد، شریک جرم به شمار میرود و بهعنوان سپری برای نیروهای آمریکایی عمل کرده است.
🔸 مصر امروز تا حد زیادی وزن و تأثیر خود را از دست داده و آن جایگاه درخور تاریخ و موقعیتش را از دست داده است. السیسی کشور را به وضعیتی ناتوان کشانده است. ما آن را یک میانجی نمیدانیم، بلکه آن را در خدمت منافع اسرائیل میبینیم. توافق گازی با اسرائیل تنها بخش کوچکی از امتیازاتی است که به آن داده است. گذرگاه رفح بهطور کامل توسط مصر و بر اساس دستورالعملهای صهیونیستها اداره میشود.
🔸 ترکیه که انتظار داشتیم موضعی مؤثر از خود نشان دهد، به کشوری تبدیل شده که نقشی متناسب با قدرتش ایفا نمیکند. به نظر میرسد اردوغان بیش از آنکه سخنانش را به عمل تبدیل کند، در فن خطابه مهارت یافته است؛ بهگونهای که هرچند سر و صدای زیادی ایجاد میشود، اما تأثیر واقعی آن بسیار اندک است.
🔸 اردن؛ امیدوار بودیم که مردمش بسیار قدرتمندتر از آنچه به نظر میرسد باشند، اما میزان ناامیدی فراتر از همه انتظارات بود. ملک عبدالله در واقع چیزی جز یک چهره تشریفاتی نیست که جایگاه قدرت را اشغال کرده است؛ نه تصمیمی از خود دارد و نه قدرتی فراتر از مردمش. دستگاه اطلاعاتی اردن نیز تنها برای تعقیب کسانی فعالیت میکند که به غزه کمک میفرستند.
🔸 عربستان سعودی، امارات و بحرین؛ دولتهای این کشورها با جسارتی بسیار در جنگ علیه اسلام و مسلمانان شریک شده و میلیاردها دلار برای حمایت از جنگی که صهیونیستها علیه غزه به راه انداختهاند و نیز برای تقویت نفوذ آمریکا هزینه کردهاند. این دولتها باید پیش از هر تغییر دیگری فوراً تغییر داده شوند.
🔸 لبنان؛ مردم درباره حزبالله دیدگاههای متفاوتی دارند: برخی معتقدند این گروه اشتباه کرده و برخی دیگر بر این باورند که تا حد توان از غزه حمایت کرده است. اما آنچه قابل درک نیست، این است که برخی افراد نهتنها مخالفت میکنند، بلکه به هر کسی که هزینه داده یا فداکاری کرده نیز حمله میکنند. اگر این رویدادها را حمایت از غزه میدانید، چگونه به کسانی که خون دادهاند و تلفات دادهاند حمله میکنید؟ و اگر آن را اشتباه میدانید، جایگزین شما چیست؟
🔸 لیبی و تونس؛ گویی از دایره حافظه خارج شدهاند و در سکوتی سنگین فرو رفتهاند؛ نه حضوری قابل ذکر دارند و نه اثری قابل مشاهده.
🔸 یمن، سرزمین خرد و افتخار؛ با وجود فاصله جغرافیایی، از وظیفه خود در قبال غزه عقبنشینی نکرد. کاری را که نزدیکترها نتوانستند انجام دهند، انجام داد و با موضع خود تأثیرگذار بود و در میدان حمایت، صدای بلندی داشت.
🆔@world_order
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیرنویس فارسی/ وزیر خزانهداری رژیم آمریکا به نقل از تیم مذاکره آمریکا با ایران میگوید که در این مذاکرات تحریمهای ایران لغو نخواهد شد و پول بلوکه شده ایران پس داده نخواهد شد، فقط محاصره دریایی ایران در مقابل بازگشایی تنگه هرمز برداشته خواهد شد.
https://x.com/i/status/2062928228830880031
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
زیرنویس فارسی/ وزیر خزانهداری رژیم آمریکا به نقل از تیم مذاکره آمریکا با ایران میگوید که در این مذا
اینجا هنوز کمی ابهاموجود دارد.
سوال کنند بدنبال این است که مطمئن شود در هر گونه توافقی هیچ تحریمی لغو نمیشود و پول بلوکه شدهای به ایران بازگردانده نخواهد شد.
اسکات بسنت در ظاهر جوری حواب داد که اینگونه خواهد بود منتهی بطور ظریفی انرا مرتبطبه بازکردن تنگه کرد کهدر صورت نیاز به این معنی باشد که در مقابل بازکردن تنگه رفع تحریمی نخواهد شد و دارایی های بلوکه ایران بازگردانده نخواهد شد.
منتهی تنگه باز شود قطعا رفع تحریم و بازگرداندن دارایی هایی در کار نخواهد بود.
به همین دلیل ایران بر اتمام جنگ قبل از مذاکره هستهای و حالا بر آزاد کردن قسمتی از دارای های بلوکه شده در حین مذاکره تاکید میکند.
اقای محسن رضایی در مصاحبه با CNNتاکید کردند به جهت اعتماد سازی امریکا باید اول ۲۴ میلیارد دلار دارایی بلوکه شده ایران را آزاد کند.
#بین_دوگانگیها
جناب آقای زیباکلام،
گاهی آدم از کسی که سالها عنوان استادی علوم سیاسی را با خود داشته، انتظار دارد دستکم حرمت چند واحد «تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی» را نگه دارد. اما در سخنان اخیر شما نه کلام چندان زیباست و نه محتوایش چندان عالمانه.
فرم استدلال شما ساده است: «اگر سلاح هستهای استفاده نمیشود، پس به چه درد میخورد؟ اگر موشک آزادی و رفاه نمیآورد، پس چرا باید موشک داشت؟» این، نقد سیاست امنیتی نیست؛ سادهسازی کودکانه مفهوم بازدارندگی است. سلاح بازدارنده را برای جشن ملی، رفاه عمومی، باز شدن زندان، یا شادی شهروندان نمیسازند. برای این میسازند که طرف مقابل نداند هزینه تعرض، حمله، اشغال، تخریب زیرساخت یا تغییر رژیم چقدر بالا خواهد بود. بیمه خانه هم مدرسه نمیسازد، بیمارستان نمیسازد، زندانی سیاسی آزاد نمیکند؛ اما وقتی آتشسوزی آمد، نبودنش معنای دیگری پیدا میکند.
شما میپرسید موشکها زندان اوین را بستهاند؟ خیر. همانطور که ارتش آلمان، نیروی هوایی فرانسه، زیردریاییهای بریتانیا و سامانه هستهای اسرائیل هم قرار نیست زندان ببندند یا انتخابات آزاد برگزار کنند. آزادی سیاسی محصول نهاد سیاسی، قانون، جامعه مدنی، تفکیک قوا و پاسخگویی است. امنیت سخت نیز کارکرد دیگری دارد. مشکل شما این است که با ابزارهای یک حوزه، پرسشهای حوزه دیگر را میسنجید و بعد از آن نتیجه اخلاقی میگیرید.
اگر بنا باشد با منطق شما حرف بزنیم، باید بپرسیم: آیا ارتش اسرائیل برای شهروندان اسرائیلی عدالت اجتماعی آورده؟ آیا هزینه نظامی عربستان آزادی سیاسی آورده؟ آیا بودجه دفاعی آمریکا زندانهای آمریکا را بسته؟ روشن است که نه. اما هیچ دانشجوی جدی روابط بینالملل از این پاسخ نتیجه نمیگیرد که پس دولتها در محیط ناامن نباید ابزار بازدارندگی داشته باشند.
قبل از انقلاب ایران، یعنی در همان منطقهای که شما گویی آن را با سوئیس اشتباه گرفتهاید، عربستان در سال ۱۹۷۸ حدود ۱۶.۷۴ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکرد. اسرائیل در همان سال حدود ۲۲.۸۹ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکرد. این ارقام برای قبل از انقلاب است، نه محصول جمهوری اسلامی، نه سپاه، نه ادبیات موشکی امروز. منطقه از همان زمان منطقهای امنیتی، مسلح، بیاعتماد و پرهزینه بوده است. ایران نه در شمال با لوکزامبورگ همسایه است، نه در شرق با نروژ، نه در غرب با کانادا. ایران با عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان مرز زمینی دارد و در جنوب نیز در خلیج فارس و دریای عمان با شبکهای از رقابتهای امنیتی، پایگاههای خارجی، دولتهای مسلح و ائتلافهای متغیر روبهروست.
در چنین محیطی، سخن گفتن از امنیت بدون توجه به جغرافیا، همسایگان، جنگ تحمیلی، فروپاشی نظم منطقهای، حضور آمریکا، قدرت هستهای اعلامنشده اسرائیل، قدرت هستهای پاکستان، و بیثباتی مزمن پیرامونی، بیشتر شبیه خطابه اخلاقی است تا تحلیل علوم سیاسی.
بله، میتوان و باید درباره هزینه فرصت برنامه موشکی بحث کرد. بله، میتوان پرسید چرا توسعه، سلامت، آموزش و رفاه در ایران قربانی امنیتیسازی شده است. بله، میتوان نقد کرد که چرا توازن میان امنیت سخت، دیپلماسی، اقتصاد و آزادی سیاسی از بین رفته است. اما این نقد یک چیز است، و گفتن اینکه «چون موشک زندان اوین را نبسته پس به درد نمیخورد» چیز دیگر. اولی تحلیل است؛ دومی شعار است.
مشکل اصلی این است که شما نقد حکمرانی را با نفی ابزار بازدارندگی یکی میگیرید. میتوان همزمان منتقد فضای بسته سیاسی داخلی بود و ضرورت دفاع ملی را فهمید. میتوان همزمان منتقد هزینههای غیرشفاف بود و دانست کشوری با این جغرافیا، این تعداد مرز زمینی، این همسایگان، این تجربه جنگ، و این موازنه هستهای نامتقارن در منطقه، نمیتواند با پند اخلاقی و آرزوی صلح زندگی کند.
از قضا این همان جایی است که فقر نظری خود را نشان میدهد. علوم سیاسی فقط سخنرانی درباره آزادی و توسعه نیست. علوم سیاسی فهم نسبت قدرت، نهاد، تهدید، جغرافیا، موازنه، بازدارندگی و دولت است. کسی که میان «کارکرد آزادیساز نهاد سیاسی» و «کارکرد بازدارنده توان نظامی» فرق نمیگذارد، از ابتداییترین تمایزهای تحلیلی عبور کرده است.
طنز تلخ تاریخ دانشگاه ما همینجاست. پس از انقلاب فرهنگی، بسیاری از استادان و سنتهای جدی علمی حذف شدند و دانشگاهی شکل گرفت که در آن گاهی وفاداری، شهرت رسانهای یا سادهسازی سیاسی جای دقت مفهومی را گرفت. حاصلش همین است: کسی سالها در دانشکده حقوق و علوم سیاسی مینشیند، اما درباره امنیت ملی چنان سخن میگوید که گویی ایران کشوری بیمرز، بیدشمن، بیتاریخ، بیجنگ و بیمحیط راهبردی است
با آرزوی سلامتی
حسین
#حسین_قتیب
🆔@world_order
🔹مهدی خراتیان:
سخنان بسیار مهم لاوروف در مصاحبه با RT عربی در حاشیه اجلاس اقتصادی سنت پترزبورگ، نقطه عطفی مهم در سیاستهای اعلامی مسکو پیرامون معاهده عدم اشاعه و دکترین هسته ای جمهوری اسلامی ایران است.
این سخنان موید نظریه امکان "گفتگوی راهبردی" تهران و مسکو پیرامون امکان استناد ایران به ماده ۱۰ NPT،خروج از آن و در صورت لزوم تغییر دکترین هسته ای ایران است.
پیش از این جریانهای غربگرا مستند به مواضع پیشین روسیه این امر را محال و خط قرمزی آهنین و غیرقابل انعطاف ترسیم مینمودند، اما سخنان خاص و منحصر بفرد اخیر لاروف نشان داد که مسکو موضع خود را در این مورد از "چراغ قرمز" به "چراغ زرد" تغییر داده است.
لارورف در بیانات مهم خود جملاتی را بر زبان رانده است که از یک طرف هشداری به اطراف آمریکایی/اسراییلی است،با این مضمون که ادامه این مسیر یعنی تهدید دائمی نظامی و اطلاعاتی ایران، تهران را ناگزیر به سمت سلاح اتمی سوق خواهد داد.
و از طرف دیگر، سیگنالی به تهران است که مسکو شرایط خطیر تهران را درک میکند و در این مورد باب گفتگو بسته نیست.
در سخنان لاوروف میخوانیم:
"تا قبل از حمله به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تمام سطوح رهبری ایران حول فتوای رهبر ترور شده این کشور، آیتالله علی حسینی خامنهای، متحد و همعقیده بودند.این اقدام یک ترور سیاسی بود.
و اگر چیزی بتواند ذهنیت نخبگان ایران و به طور کلی افکار عمومی این کشور را در قبال تعهد به اصل«عدم تولید سلاح هستهای»تغییر دهد، همین تجاوز نظامی است: اقداماتی که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند و همچنان ادامه میدهند و فاقد هرگونه توجیه منطقی هستند."
وی در ادامه ضمن تبیین تجربه تلخ لیبی (رها کردن برنامه هسته ای و در نهایت سقوط قذافی و تجزیه لیبی)بیان میدارد:
"این همان منطقی است که بارها کشورهای در حال توسعه در مورد آن با ما سخن گفته اند"
که اشاره ای مستقیم به گفتگو حول بازدارندگی هسته ای است.
در ادامه لاوروف نقطه مقابل تجریه لیبی یعنی کره شمالی را مثال زده و نشان میدهد که اشاره وی به تاریخچه تلخ لیبی چه معنایی دارد: "کره شمالی را در نظر بگیرید. این کشور عضو معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای(NPT) نیست.
آنها به این نتیجه رسیدند که بدون سلاح هستهای، به کلی از روی نقشه محو خواهند شد. کره شمالیها بر اساس همین انتخاب عمل کردند و حالا کسی هم مزاحمشان نمیشود."
لاوروف یک دیپلمات کارکشته و هوشمند در انتخاب کلمات است و خوب میداند که صحبت از تجربه لیبی و قرار دادن تجربه کره در برابر آن چه معنا و هشداری برای مقامات ایران دارد.
این دو مثال نشان میدهد که روسیه از تبعات ژئوپولتیک فروپاشی ایران ناشی از فرسایش بازدارندگی آن و تسلط آمریکا بر جنوب روسیه بشدت نگران است،تا جایی که تعهد روسیه به اعمال قانون عدم اشاعه را تحت الشعاع خود قرار دهد.
وی در ادامه میگوید:
"من پیشنهاد نمیکنم که همه کشورها این مسیر(مسیر کره شمالی)را دنبال کنند. اما در مورد ایران، هیچگاه هیچ شکی وجود نداشته است."
اینجا لاوروف گفتمانی که در ایران اخیرا رواج پیدا کرده است را هدف گرفته است: اگر قرار بر این باشد که تقید ایران بهNPT هیچ فایده ای نداشته باشد،چرا ایران به سمت سلاح اتمی حرکت نکند؟
لاروف با واژه "اما"،تلویحا ایران را از موضع عدم حرکت به سمت سلاح هسته ای مستثنا کرده است.
به عبارتی از منظر لاوروف، تفید ایران به NPT و در عین حال مورد اتهام قرارگرفتن و مورد حمله واقع شدن ایران، تهران را در وضعی استثنایی قرار داده است:
"آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به طور منظم در گزارشهای خود اعلام کرده که هیچ نشانهای از انحراف هر بخش از برنامه هستهای یا انرژی ایران به سمت اهداف نظامی وجود ندارد.
و تا به امروز، هیچکس هیچ مدرکی خلاف این ادعا ارائه نکرده است.با این حال، واشنگتن اتهام بیاساس زده است."
قرار دادن این سخنان بیسابقه لاوروف در کنار حمایتهای پوتین از ایران در سخنان خود در این اجلاس و تکرار آمادگی مسکو جهت میانجیگری در جنگ، موید نکاتی است که پبش از این بارها آنرا تکرار کردیم:
تهران باید وارد گفتگوی راهبردی و کلان با مسکو شده و در صدر موضوعات به دکترین هسته ای خود و همچنین نحوه حل و فصل جنگ و معماری امنیتی خلیج فارس (بر اساس ابتکار امنیت جمعی روسیه) بپردازد.
این تعامل عینا باید در پکن هم پیگیری شود.
جریانهای غربگرا در مورد تحلیل رفتار پکن و مسکو همواره اشتباه کرده و گزاره های نادرستی را ترویج کرده اند، که سخنان اخیر لاوروف باطل کننده یکی از مهمترین آنهاست.
البته این سخنان به معنای "موافقت" روسیه با توسعه سلاح اتمی ایران نیست، اما فتح بابی مهم جهت تحدید تبعات خروج احتمالی ایران از NPT و جلوگیری از تبعات فصل هفتمی آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
https://x.com/i/status/2063383316351648201
🆔@world_order
🔴پایان ترس از ابرقدرت؛ دکترین نظامی جدید ایران برای رویارویی مستقیم با آمریکا و عبور از خط قرمز هرمز / اسرائیل هیوم
🔴تغییر قواعد بازی
🔴تبادل آتش میان نیروهای ایرانی و آمریکایی در خلیج فارس طی روزهای گذشته، یک رویداد گذرا نیست، بلکه نشاندهنده یک رویکرد استراتژیک جدید از سوی تهران برای بازسازی بازدارندگی در برابر ایالات متحده و تثبیت وضعیت موجود در تنگه هرمز است. الگوی تنشهای اخیر نشان میدهد که هرگاه تهران احساس کند شناورهای تحت حمایت آمریکا یا نیروی دریایی این کشور واقعیتهای جدید در تنگه هرمز را به چالش میکشند، علیه آنها اقدام میکند. این اقدامات با پاسخهای سنجیده آمریکا به تأسیسات نظامی ایران روبهرو میشود و متعاقباً با حملات محدود ایران به پایگاههای آمریکایی در کویت و بحرین ادامه مییابد.
🔴اگرچه هر دو طرف تمایلی به ورود به یک جنگ تمامعیار ندارند و مایلند تنشها را کنترل کنند، اما تداوم این وضعیت بدون تفاهم دیپلماتیک خطر خارج شدن کنترل را به شدت افزایش میدهد. ایران توانایی تحمل چندین ماه محاصره دریایی توسط آمریکا را دارد و با آمادگی برای افزایش سطح پاسخهای خود، درصدد ایجاد یک معادله بازدارندگی است تا واشنگتن را پیش از هرگونه اقدام نظامی یا تغییر قوانین بازی به تجدیدنظر وادارد. ایران حاکمیت و آزادی عمل خود را در منطقه تحمیل خواهد کرد.
🔴فروپاشی دکترین نیابتی
🔴نگاه استراتژیک تهران فراتر از مسئله تنگه هرمز است. فروپاشی مفهوم «دفاع پیشدستانه» که بر پایه بازدارندگی شبکهای از گروههای نیابتی منطقهای در برابر اسرائیل و ممانعت از حمله مستقیم به خاک ایران استوار بود، رهبران ایران را به بازبینی اساسی در دکترین امنیت ملی خود واداشته است. با درک این واقعیت که نیروهای نیابتی دیگر نمیتوانند لایه محافظتی استراتژیک گذشته را فراهم کنند، ساختار تصمیمگیری ایران به این نتیجه رسیده است که مؤثرترین راه برای ممانعت از اقدامات نظامی آینده آمریکا یا حمایت واشنگتن از حملات مجدد اسرائیل، ایجاد یک معادله بازدارندگی مستقیم با خود ایالات متحده است.
🔴برخلاف گذشته که رهبری ایران تا حد امکان از رویارویی مستقیم و مستمر با واشنگتن پرهیز میکرد، امروز آمادگی و تمایل بیشتری برای پذیرش و حتی آغاز تنشهای کنترلشده با آمریکا وجود دارد. منطق این دکترین جدید بر این اصل استوار است که تنها با به نمایش گذاشتن هزینههای گزاف یک رویارویی مستقیم، میتوان بر محاسبات و تصمیمگیریهای آینده ایالات متحده تأثیر گذاشت و از موجودیت نظام حاکم دفاع کرد. ایران تهدید حضور آمریکا در خلیج فارس را حفظ میکند.
🔴الگوی کره شمالی
🔴تهران به دنبال جنگی بیپایان با واشنگتن نیست، بلکه قصد دارد دستاورد اصلی خود در نبردهای اخیر، یعنی بقای رژیم و حفظ کامل توانمندیهای نظامیاش را به اهرمی برای چانهزنی تبدیل کند. در این چارچوب، گزینه اختلال در ترافیک دریایی تنگه هرمز یا انسداد کامل آن در مواقع بحرانی، همچنان به عنوان یکی از حیاتیترین ابزارهای نفوذ و ارکان اصلی بازدارندگی ایران در قبال دولتهای آینده آمریکا باقی خواهد ماند. با این حال، مسئله اصلی این است که آیا تهران به این سطح از بازدارندگی بسنده خواهد کرد یا خیر. با تداوم بحثهای داخلی در ایران پیرامون درسهای جنگ اخیر و آینده دکترین امنیت ملی، مؤلفه هستهای بیش از گذشته برجسته شده است.
🔴اگر در گذشته برنامه هستهای عمدتاً به عنوان یک برگ برنده در مذاکرات و ابزاری برای تثبیت موقعیت ایران به عنوان یک دولت در آستانه هستهای نگریسته میشد، اکنون این برنامه در چارچوبی کلانتر و به عنوان ابزار بازدارندگی مستقیم علیه ایالات متحده تعریف میشود. در این فضا، مدل هستهای کره شمالی به عنوان یک مرجع کلیدی در مباحث استراتژیک تهران مطرح شده است تا امنیت مطلق نظام را تضمین کرده و مانع تحمیل هرگونه جنگ آینده شود.
#روندنگاری_تحولات_بینالمللی
🆔@world_order
هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰مرروی بر«جستارهایی درباب تاریخ هنرومعماری دردوره آغازین مدرن»؛
روایتی از «شهر آغازین مدرن»/ بناهای دوره صفویه اصفهان چگونه قدرت را مرئی میکردند؟
🔸ترجمه فارسی کتاب «جستارهایی در باب تاریخ هنر و معماری در دوره آغازین مدرن» اثر سوسن بابایی و ترجمه مصطفی امیری، با عبور از روایتهای سنتی، افق تازهای برای فهم نسبت هنر، معماری، شهر و قدرت در ایران صفوی میگشاید.
🔸اهمیت خبری این انتشار کتاب فقط در دسترسپذیرشدن مقالاتی پراکنده در بازهای نزدیک به سه دهه نیست؛ بلکه یک سازوکار میانرشتهای به زبان فارسی است، ساختاری که مطالعات صفوی را به گفتوگوهای بزرگتری مانند نظریه فضا، تاریخ شهرهای امپراتوری و بازاندیشی مدرنیتههای غیراروپایی وصل میکند. از این منظر، کتاب میتواند مرزهای رایج میان تاریخ سیاسی، تاریخ هنر، معماری و مطالعات فرهنگی را در پژوهش ایرانی کمرنگ کند و بهویژه برای دانشگاهها، پژوهشکدهها و بدنه اصفهانپژوهی نقش «متن مرجع» پیدا کند؛ متنی که به جای توصیف سبک و تزئین، پرسشهای سختتری را پیش میکشد: قدرت چگونه در فضا مستقر میشود؟ تشیع چگونه در شهر «کالبد» مییابد؟ و شهر دوره صفوی چگونه به صحنه تولید و بازتولید نظم اجتماعی تبدیل میشود؟ این کتاب به همت مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل شهرداری اصفهان و توسط انتشارات سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان به چاپ رسیده است؛ انتخابی معنادار که نشان میدهد نهادهای شهری اصفهان نیز به ضرورت پیوند «میراث» با «روشهای نوین خوانش میراث» واقف شدهاند.
🔸یکی از ابعاد مهم کتاب، قرار دادن اصفهان در متن تاریخ جهانی شهرهای امپراتوری است که قبلاً به آن اشاره کردم. از سوی دیگر، بابایی با این رویکرد تصویری متفاوت از مفهوم «مدرنیته» نیز ارائه میدهد. او تلویحاً این ایده را به چالش میکشد که برنامهریزی شهری، سازمان فضایی کلان یا شکلگیری فرهنگ شهری پیچیده، صرفاً پدیدهای اروپایی بوده است. اصفهان صفوی در آثار او نمونهای از شکلگیری نوعی مدرنیته شهری غیراروپایی است؛ مدرنیتهای که بر پایه پیوند میان تشیع، سلطنت، تجارت و فرهنگ بصری شکل گرفته بود. به همین دلیل، کتاب نه فقط درباره صفویه، بلکه درباره بازاندیشی در تاریخ جهانی شهر و مدرنیته نیز هست. در نهایت، اهمیت جایگاه اصفهان در این کتاب از آن روست که بابایی از خلال این شهر، امکان نوعی بازنویسی تاریخ صفوی را فراهم میکند.
🔸یکی از مهمترین تأثیرات احتمالی این ترجمه، گسترش مفهوم «فرهنگ بصری» در مطالعات ایرانی است؛ بابایی نشان میدهد که میدان نقش جهان، چهارباغ، مسجد، بازار و کاخ را نباید صرفاً مجموعهای از بناها دانست، بلکه باید آنها را بخشی از یک نظام دیداری و فضایی فهمید که اقتدار صفوی را مرئی میکرد. در نگاه او، قدرت در دوره صفوی نه فقط نوشته و گفته میشد، بلکه «دیده» و «تجربه» نیز میشد. این رویکرد میتواند افق تازهای برای مطالعات مربوط به تشیع، آیین، فضا و معماری در ایران بگشاید و پژوهشگران را به سمت مطالعه «سیاستِ فضا» و «معماری اقتدار» سوق دهد.
ibna.ir/x6Hjt
@ibna_official
انرژی تا آگوست، آمریکا را وادار به انتخاب میکند
✍️ عبداله باباخانی
ترامپ به محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا پی برده است و به همین دلیل احتمال ورود به جنگی مشابه سناریوی «جنگ ۳۹ روزه» را کاهش داده است. همانگونه که روسیه در اوکراین با واقعیتهای میدان مواجه شد، آمریکا نیز در صورت درگیری گسترده در منطقه هرمز با محدودیتها و هزینههای سنگین روبهرو خواهد شد.
برای خروج از این بنبست و حل معادله انرژی، واشنگتن عملاً با دو گزینه مواجه است:
ارائه امتیازاتی فراتر از برجام به ایران در حوزههای مختلف؛
یا تکیه بر روشهای غیرمتعارف و غیرکلاسیک در صورت وقوع یک رویارویی جدید.
تا ماه آگوست، ظرفیت بازار انرژی برای تحمل قیمتهای زیر ۱۰۰ دلار به نقطه تصمیمگیری خواهد رسید و دولت ترامپ ناچار به انتخاب یکی از این مسیرها خواهد شد.
در هر دو سناریو، «ترامباچف» برای ترامپ بیش از پیش معنا پیدا میکند؛ همانگونه که گورباچف در پایان دوران اتحاد جماهیر شوروی نقشی تاریخی ایفا کرد، ترامپ نیز در حال رقم زدن آغاز افول هژمونی نظامی آمریکا است و تعداد سررسید تاریخ های عمل نکرده اش در کنار ضعف نظامی که نشان دادند، در آینده سونامی سقوط آمریکا بعنوان لیدر جهان را سرعت خواهد بخشید.
🆔@world_order