🔻جنگ با ایران آسیبپذیری آمریکا را آشکار کرد
در گفتگو با مجله آمریکایی نیوزویک عنوان کردم:
سه اشتباه بزرگ آمریکا در شروع جنگ؛
۱. جغرافیای ایران: وسعت، عمق راهبردی و موقعیت جغرافیایی ایران بینظیر است و تنگه هرمز جزئی جداییناپذیر از این مزیت به شمار میرود که در محاسبات آمریکا لحاظ نشد.
۲. جمعیت ایران: با دهها میلیون شهروند، ایران ظرفیتی برای بسیج و تابآوری دارد که فراتر از انتظارات بیرونی است.
۳. تکامل دکترین نظامی ایران: دکترین ایران از بازدارندگی صرفاً دفاعی به الگویی مبتنی بر تحمیل هزینه ملموس بر دشمن تغییر یافته است.
به گفته نجفی، پیش از جنگ، ایران در چارچوب «خویشتنداری بیش از حد، احتیاط راهبردی و اجتناب از جنگ تمامعیار» عمل میکرد، اما با تهدید واقعی، ایران تهدیدات دیرینه خود را برای حمله به کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکا و مختل کردن تردد در تنگه هرمز عملی کرد.
مرحله آینده: نبرد اقتصادی و روانی
گرچه درگیریهای نظامی ادامه دارد، اما کانون جنگ از عملیات نظامی به کشمکش دیپلماتیک منتقل شده است. با این حال، مذاکرات در بنبست قرار دارد. نجفی تأکید میکند: «به نظر میرسد دشمنان ایران به این نتیجه رسیدهاند که شکست کشور از طریق اقدام نظامی مستقیم، بسیار پرهزینهتر از آن چیزی است که تصور میکردند. در نتیجه، تمرکز اصلی علاوه بر درگیری، به سمت فرسایش اقتصادی، جنگ روانی و تضعیف همبستگی داخلی تغییر میکند.»
به گفته این تحلیلگر، «مهمترین نبردی که ایران در سالهای پیشرو با آن مواجه است، تنها در آبهای خلیج فارس نیست؛ بلکه در عرصههای عملکرد اقتصادی، حکمرانی و حفظ وحدت ملی رقم خواهد خورد. اگر ایران در مدیریت این چالشها موفق باشد، بسیاری از اهدافی که دشمنانش امید داشتند با تقابل نظامی به دست آورند، دستنیافتنی باقی خواهد ماند.»
https://www.newsweek.com/how-100-days-iran-war-exposed-us-12038789
🆔@world_order
پایان توهم وستفالیایی در جهان پسالیبرال
یکی از توهمهای نظری در رشته روابط بینالملل، بهویژه در میان بخشی از نخبگان سیاستگذار ایرانی که با زبان حقوق بینالملل و مفروضات نظم لیبرال میاندیشیدند، این تصور بود که دولتها از حیث حق حاکمیت، یا sovereignty، واقعاً برابرند. این تصور معمولاً به دولت ملت، نظم لیبرال و استعارهی «نظم وستفالیایی» پیوند زده میشد. اما مسئله این است که نظم وستفالیایی، از آغاز، نظمی مبتنی بر برابری واقعی همه بازیگران نبود. آنچه به نام برابری دولتها تصور میشد، عمدتاً برابری میان بازیگران اروپایی درون یک نظم خاص قدرت بود، نه برابری جهانشمول همه جوامع و ملتها.
در همان زمانی که در اروپا از حاکمیت دولتها سخن گفته میشد، در بیرون از اروپا نظم امپراتوری و استعمار فعال بود. مردمان مستعمرات، حتی ساکنان مستعمرات انگلیسی در آمریکای شمالی، در این تصور از برابری حاکمیتی جایگاه برابر نداشتند. ایران نیز، اگرچه رسماً مستعمره نشد، اما هرگز بخشی از هسته مرکزی کنسرت اروپا و نظم دولتمحور اروپایی نبود. بنابراین باید فهمید که نظم دولت ملت، نظم امپراتوری و نظم استعماری بهطور همزمان وجود داشتند و از یکدیگر جداشدنی نبودند.
بسیاری از نهادها، مرزها، دولتهای ضعیف، وابستگیها و بحرانهای کنونی در منطقه ما و در بخشهای وسیعی از جهان، محصول همین همزیستی میان نظم دولتمحور اروپایی و نظم استعماری هستند. این نکته به معنای نادیده گرفتن ضعفهای داخلی نیست، بلکه یادآوری این واقعیت است که جهان پس از استعمار، میراث نهادی، مرزی، مذهبی و امنیتی استعمار را همچنان با خود حمل میکند. پایان رسمی استعمار به معنای پایان آثار آن نبود.
اهمیت این بحث امروز بیش از گذشته آشکار شده است. در مدل امپراتوری نوینی که در جهان ترامپی و پسالیبرال در حال شکلگیری است، همان ایدهی برابری ظاهری دولت ملتها، که پس از جنگ جهانی اول در زبان ویلسونی و سپس در ساختار جامعه ملل و سازمان ملل بازتاب یافت، بهتدریج رنگ میبازد. جهان بار دیگر به وضعیتی نزدیک میشود که در آن قدرت عریان، نه برابری حقوقی، معیار واقعی حاکمیت و بقا در سیاست بینالملل است. این همان واقعیتی است که سیاستمدار و سیاستگذار ایرانی باید آن را و تمام پیامدهای راهبردیاش درک کند.
#حسین_قتیب
🆔@world_order
⭕️اولویت ملی: معیشت مردم پیش از رقابت قدرت
در شرایط کنونی، اولویت سیاستمداران و نخبگان ایران، حتی آنهایی که به آینده سیاسی خود و سهمی در ساختار قدرت میاندیشند، باید یک چیز باشد: تأمین معیشت مردم، تأمین کالری مورد نیاز شهروندان، و تضمین دسترسی عمومی به نیازهای اولیه، بهویژه در حوزه خوراک و زندگی روزمره.
مسئله امروز فقط اقتصاد به معنای فنی کلمه نیست. مسئله، حفظ انسجام اجتماعی، جلوگیری از فرسایش اعتماد عمومی، و پیشگیری از رسیدن جامعه به نقطههای خطرناک است. وقتی مردم در تأمین نان، غذا، دارو، مسکن و حداقلهای زندگی دچار بحران شوند، دیگر بحثهای سیاسی، جناحی و رسانهای معنای خود را از دست میدهد.
بدون جیرهبندی عادلانه، بدون یارانه هدفمند، بدون تأمین سبد غذایی، و بدون تضمین حداقل کالری مورد نیاز برای شهروندان، وقوع شورش گرسنگان، آشفتگی اجتماعی و فرسایش صلح اجتماعی اصلاً دور از ذهن نیست. جامعهای که احساس کند نیازهای اولیهاش دیده نمیشود، بهتدریج از سیاست رسمی فاصله میگیرد و وارد مرحلهای از خشم، بیاعتمادی و بیثباتی میشود.
در چنین وضعیتی، بازی مقصرسازی، درگیریهای جناحی، حمله صداوسیما به دولت، پاسخگوییهای دفاعی دولت، و جدلهای بیپایان درباره اینکه چه کسی مقصر است، هیچ مشکلی را حل نمیکند. این لحظه، لحظه سرزنش نیست. لحظه اقدام ملی است.
بر همه نیروهای سیاسی، اداری، رسانهای و امنیتی کشور واجب است که مسئله معیشت مردم را به عنوان یک وظیفه ملی ببینند. نجات کشور از این وضعیت، پیش از هر چیز، از مسیر تأمین نیازهای عمومی مردم میگذرد. اعمال قدرت سیاسی، بدون جامعهای آرام، امیدوار و دارای حداقل امنیت معیشتی، نه پایدار است و نه ممکن.
#حسین_قتیب
🆔@world_order
رند عالم سوز را با مصلحتبینی چه کار
کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش
ادارهی یک سرزمین بیش از هر چیز به خرد و و درک مصالح ملی نیاز دارد. ادارهی ایران و رسیدن به آرمانهای شایستهاش، نیازمند تصمیمات شجاعانه و خردمندانه است. باید تصمیم درست که خواست خدای متعال است را گرفت و سرزنش دیگران را به جان خرید.
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 * شمسالواعظین: حضرت عباسی باید گفت حضرت آیتالله خامنهای در ارتباط با بنیه دفاعی ایران شاهکار کردند*
*شمسالواعظین در پنل گفتوگوی آینده لبنان جدید در خانه دیپلماسی گفت:*
🔻 من آدم منتقدی هستم که دارم این حرف را میزنم اما حقیقت را باید گفت.
🔻 آیتالله خامنهای زمانی که دستورالعمل مسئله موشکها را صادر کردند، [به نقل از شهید حاجیزاده میگویم] گفتند * توپخانه باید برای شلیک، در تعداد بسیار زیاد گلوله داشته باشد؛ ما باید به مسئله موشک همانطوری نگاه کنیم.*
*🔻 این تعداد موشکهای زیادی که در این جنگ دیدیم ناشی از آن نوع نگاه است.*
🔻 [آمریکا و اسرائیل] بارها ادعا کردهاند که موشکهای ایران رو به پایان است و ترامپ هم اخیراً توییت کرده و مدعی شده فقط ۲۲ درصد باقی مانده است؛ اما این ادعاها غلط است.
🆔@world_order
اگر هدف دشمن تسلیم بی قیدوشرط ایران از راه بمباران اتمی باشد، دکترین ما چیست؟
سیاستگذار ایرانی باید از خود بپرسد اگر روزی ایالات متحده یا اسرائیل راهبرد خود را بر جنگ محدود، بلکه بر تحمیل تسلیم بیقید و شرط با استفاده از بمب اتمی بنا کنند، ایران در برابر چنین سناریویی چه راهبردی دارد؟ اگر منطق طرف مقابل به سمت شکستن اراده سیاسی کشور حرکت کند و انتقام از جامعه ایران، همانگونه که در پایان جنگ جهانی دوم، بمباران هستهای ژاپن به ابزاری برای تحمیل تسلیم تبدیل شد، پاسخ راهبردی ایران چه خواهد بود؟
طبیعی است که موشکهایی مانند رستاخیز ( درباره ان فقط شنیدهایم) یا سامانههای مشابه میتوانند قدرت تخریبی و قابل توجهی داشته باشند. اما مسئله اصلی این است که آیا این توان موشکی تا امروز واقعا وارد محاسبات راهبردی دشمن شده است یا نه. اگر دشمن همچنان تصور کند که میتواند سطح فشار، محاصره، حمله یا تهدید را تا آستانه تسلیم ایران بالا ببرد، باید پرسید بازدارندگی موجود در کدام نقطه عمل میکند.
مسئله فقط داشتن ابزار نظامی نیست. مسئله این است که در نردبان تصاعد تنش، ایران تا کجا میتواند بالا برود، بدون آنکه ابتکار عمل را از دست بدهد. اگر طرف مقابل پله به پله فشار را افزایش دهد، از حمله محدود تا محاصره دریایی، از ترور فرماندهان تا حمله به زیرساختها، و از تهدید متعارف تا تهدید وجودی مانند ۷ اپریل ، پاسخ ایران چیست؟
ایران نیازمند یک بحث جدی درباره دکترین بازدارندگی است. بازدارندگی فقط نمایش قدرت نیست، بلکه فهماندن این نکته به دشمن است که عبور از برخی خطوط، هزینهای غیرقابل تحمل خواهد داشت. اگر این پیام در ذهن تصمیمگیران واشنگتن و تلآویو ننشیند، حتی قویترین موشکها نیز ممکن است از تبدیل شدن به بازدارندگی واقعی بازبمانند.
پرسش اصلی این است: ایران در برابر راهبرد تسلیمسازی چه میکند؟ آیا صرفا واکنش نشان میدهد، یا از پیش دکترین روشن، پلههای پاسخ، خطوط قرمز معتبر و ابزارهای سیاسی، نظامی و روانی لازم برای مهار تصاعد بحران است.
#حسین_قتیب
🆔@world_order
هدایت شده از اقتصاد کاربردی - رضا غلامی
از فرد مطلع و موثقی شنیدم
"۸ سال قبل، رهبر شهید بصورت مکتوب نوشتند تجارت با امارات را صفر کنید... چند سال بعد، مجددأ نوشتند دست کم ۵۰٪ کاهش دهید"
ولی نه تنها کاهش نیافت بلکه افزایش هم داده شد. تجارت ایران با امارات در سال ۱۴۰۴ به حدود ۲۷ میلیارد دلار رسید در حالی که در سال ۱۳۹۵ حدود ۱۴ میلیارد دلار بوده است.
دو نکته،
اول، همه چیز را پای ولی فقیه ننویسید. چون دولتها فقط دستوراتی را اجرا میکنند که قبول داشته باشند.
دوم، تنوع بخشی به مبادی و مقاصد تجاری از لوازم اقتصاد مقاومتی است که به آن عمل نشده است.
@DrRezaGholami
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
رند عالم سوز را با مصلحتبینی چه کار کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش ادارهی یک سرزمین بیش ا
☝️
متخصصین و کارشناسانی که بنده دنبالشان میکنم در این سالها گفته و هنوز هم میگویند که «اقتصاد ایران» تبدیل به یک تهدید امنیتی شده است. و علاوه بر «ارتباط راهبردی با قدرتهای بزرگ»، اینکار باید از دست دولت بهدربیاید و توسط شعام و دیگر نهادهای حاکمیتی با تعریف یک شورای متمرکز بر حل «امر اقتصاد» پیگیری شود.
جمهوری اسلامی دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد. به تعبیر رهبری سالهاست که فرصت آزمون و خطا ندارد. بهویژه در شرایطی که جمهوری اسلامی با بحران بقا مواجه است. فرصتها را نباید از دست داد.
#اقتصاد #چین #روسیه #شاکری #خراتیان
🆔@world_order
ترامپ در حوزه تهدید، خنثی شده است.
✍️ عبداله باباخانی
ترامپ در حوزه فضاسازی رسانهای و نمایش قدرت نظامی، به نظر میرسد بخشی از اثرگذاری گذشته خود را از دست داده است.
برای نمونه، دونالد ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز اعلام کرد که به دلیل طولانی شدن روند مذاکرات با تهران، به صدور دستور حملات نظامی جدید نزدیک شده است.
چنین اظهارنظری اگر در هفتههای نخست بحران یا در اوج درگیریها مطرح میشد، میتوانست بهتنهایی یک شوک خبری قابلتوجه در بازارهای مالی، انرژی و فضای سیاسی بینالمللی ایجاد کند. اما اکنون، پس از ماهها تکرار تهدیدها، هشدارها و تعیین خطوط قرمز متعدد، اثرگذاری اینگونه مواضع نسبت به گذشته کاهش یافته است.
در ادبیات راهبردی، اعتبار یک تهدید به میزان باورپذیری آن نزد مخاطب بستگی دارد. هنگامی که فاصله میان تهدید و اقدام عملی افزایش یابد، بازارها و بویژه بازار انرژی و بازیگران سیاسی بهتدریج بخشی از آن را در محاسبات خود نادیده میگیرند.
به همین دلیل، اظهاراتی که زمانی میتوانستند بازار نفت یا فضای دیپلماتیک را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند، امروز گاه واکنشی محدودتر از برخی مواضع مقامات اجرایی یا امنیتی دولت آمریکا ایجاد میکنند.
مسئله اصلی، قدرت نظامی آمریکا نیست؛ بلکه میزان اعتبار سیاسی تهدید به استفاده از آن است. هرچه یک تهدید بیشتر تکرار شود و کمتر به اقدام عملی منجر گردد، ارزش بازدارندگی آن نیز کاهش مییابد.
شاید به همین دلیل باشد که بازارها بیش از آنکه به خود تهدید توجه کنند، در انتظار نشانههای عملی برای اندازه گیری هستند.
🆔@world_order
ماجرای نفت عبوری مورد ادعای ترامپ از هرمز
ترامپ:
«ما میلیونها بشکه نفت را خارج کردهایم. هیچکس از آن خبر ندارد. میدانید چه کسی از آن خبر ندارد؟ ایران، تا همین الان.»
✍️ عبداله باباخانی
اما به نظر میرسد ماجرا ساده تر از آن چیزی باشد که در این اظهارات مطرح شده است.
چند هفته پیش نیز اشاره کردم که بر اساس برخی گزارشهای محلی و دادههای غیررسمی بازار، بخشی از تجارت نفت در منطقه از طریق سازوکارهای غیرمتعارف ادامه یافته است. در این الگو، محمولههای نسبتاً کوچک نفت و میعانات از نفتکش های گیر افتاده در خلیج فارس خریداری شده و با سیگنال خاموش از نزدیکی سواحل عمان به سمت آبهای آزاد منتقل میشوند. سپس به نفتکش های بزرگ خریدار جدید دوباره منتقل میشود.
برآوردهای مختلف بازار نشان میدهد که حجم این جابهجاییها در مقاطعی میتواند به ارقامی در حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز برسد؛ هرچند به دلیل ماهیت غیرشفاف این فعالیتها، تأیید دقیق ارقام دشوار است.
نکته مهم این است که چنین جریانی از چند هفته پیش از اظهارات اخیر ترامپ شروع شده و بیشتر محصول عملکرد دلالان بازار و با انگیزههای تجاری اتفاق افتاده است.
به همین دلیل، نسبت دادن تمام این حجم جابهجایی نفت به یک تصمیم سیاسی یا اقدام مستقیم دولت آمریکا، با واقعیت پیچیده بازار نفت همخوانی کامل ندارد. آنچه مشاهده میشود بیش از آنکه نتیجه یک عملیات سیاسی باشد، حاصل انعطافپذیری شبکه تجارت جهانی نفت در مواجهه با محدودیتها و ریسکهای ژئوپلیتیکی است.
بازار نفت بارها نشان داده است که حتی در شرایط بحران نیز برای بخش قابلتوجهی از جریان عرضه، مسیرهای جایگزین و راهحلهای موقت پیدا میکند.
🆔@world_order
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماکیاول پانصد سال پیش به ما گفته است که برای هر کشور و هر نظام سیاسی دو چیز مهم است و آن «قانونهای خوب» و «جنگافزارهای خوب» است. او معتقد بود که قانونهای خوب، بدون جنگافزارهای خوب هیچ ارزشی ندارد و کشوری که جنگافزارهای خوب ندارد در مواجهه با اولین تهاجم خارجی ویران خواهد شد.
ماکیاول نه اتحاد با ابرقدرتها، نه دل بستن به کشورهای دیگر و نه انتظار از جامعه جهانی، بلکه روحیه سلحشوری و داشتن جنگافزارهای خوب (البته در کنار قوانین خوب) را عامل بقای یک کشور میداند.
سوریه اسد، افغانستانِ اشرف غنی، اوکراینِ زلنسکی، ارمنستانِ پاشینیان و بسیاری دیگر همگی به جای واقعبینی و اتکاء بر افزایش قدرت دفاعی به امید قدرتهای دیگر نشسته بودند. اشرف غنی در اولین مواجهه با طالبان فرار را برقرار ترجیح داد، زلنسکی همانگونه که منتظر هواپیما و تانک آمریکایی و انگلیسی است ویرانی اوکراین را به نظاره نشسته است، اسد کشور را تحویل تروریستها داد و...
حال درد این است که این جماعت جاهل که استادی علوم سیاسی در دانشگاههای بیصاحبِ ایران را یدک میکشند، از درک سادهترین بدیهیات این رشته هم عاجزند.
#خرمگس
🆔@world_order
هدایت شده از در باب سیاست // قاسم شباننیاء
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فعال اصلاحطلب: اعتراف میکنم در نقد به دکترین دفاعی رهبر شهید اشتباه کردیم
🔹علی باقری، دبیرکل حزب عهد ایران در گفتوگو با فارس: رهبر شهید، معمار بازسازی قدرت ایران در جهان بود.
🔹عملکرد ایران در جنگهای اخیر و مقابله با قدرتهای بزرگ نظامی، نتیجه دکترین دفاعیای بود که رهبر شهید طی سه دهه طراحی و تثبیت کردند؛ دکترینی که امروز قدرت نظامی ایران را به واقعیتی غیرقابل انکار تبدیل کرده است.
🔹مهمترین میراث ۳۷ سال رهبری ایشان، ساختن «ایران قدرتمند» است؛ کشوری که توان ایستادگی و مقابله با دشمنان خود را دارد.
🔹این دکترین سالها از داخل و خارج مورد نقد بود و ما در جریان اصلاحات هم به آن انتقاد داشتیم؛ اما جنگ ۴۰ روزه و پیش از آن جنگ ۱۲ روزه نشان داد این طراحی دقیق، هدفمند و کاملاً درست بوده است.
✍️در باب سیاست//قاسم شباننیاء
@ghasem_shabannia