معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نه چپ نه راست 🔺نظام تصمیم گیری کشور که زیر نظر رهبران انقلاب تصمیمات مهم راهبردی را میگیرد نه چپ اس
⭕️ پدیدۀ «علامۀ ذوفنون»؛ از تحلیل سطحی تا بستهی سیاستی، نمونهی سادهانگاری خطرناک
جریان تأثیرگذار دیگری نیز وجود دارد که تحلیل آن برای وضعیت امروز ضروری است: جریان سادهانگاری؛ جریان «همهچیزدان» و دائماً اظهارنظرکننده.
این جریان که محصول اعتماد به نفس کاذب و توهم دانایی مطلق است، از مرحلۀ «سادهانگاری» صرف نیز عبور کرده و به نوعی «... انگاری» خطرناک رسیده؛ رویکردی که پیچیدگیهای واقعیت را نادیده میگیرد و برای هر پدیدهای، توضیحی سرراست، تکبعدی و اغلب نادرست ارائه میدهد. دامنۀ ورود این جریان گسترده و نامحدود است: یک روز دربارهی تاریخ فلسفهی غرب و روز دیگر مورد جریانهای حوزۀ علمیۀ قم اظهار نظر میکنند، روز بعد به تحلیل طیفهای سیاسی کشور میپردازد، روز دیگر سازوکار تصمیمگیری در رأس نظام را تشریح میکند. گویی هیچ موضوعی از تیررس اظهار نظر قطعی آنها خارج نیست. این افراد بدل به «علامههای ذوفنون» روزگار شدهاند؛ مدعیانی که در طیف شگفتآوری از رشتهها، از فقه، کلام، فلسفه و عرفان گرفته تا علوم سیاسی، جامعهشناسی و اقتصاد، خود را صاحبنظر میدانند.
این مدعیان در قامت یک متخصص ظاهر میشوند و با ادعای برخورداری از «چارچوب تئوریک»، تحلیلهایی ارائه میدهند که مدعی است بر «فکتها و بیگدیتاهای حساس و امنیتی» بنا شده. آنها پا را از جایگاه تحلیلگر یا حتی اندیشمند و راهبردنگار فراتر نهاده و به سطح «پالیسیپیپر» و طراح «بستۀ سیاستی» ورود کردهاند و نسخۀ عملیاتی میپیچند. این همان نقطۀ گذار از «نظرورزی» به «تجویز»، و از سطحینگری به خطرآفرینی عملی است.
بررسی دقیق این تحلیلها و تجویزها، یک خلأ اساسی را آشکار میکند: فقدان عمق و ناتوانی در دیدن پیچیدگیها. خروجی کارشان به ندرت از شعارهای کلیشهای فراتر میرود. نتیجۀ این سطحینگری، بستههای سیاستی غیرواقعی است که به جای حل مسئله، خود بخشی از بحران میشود.
نکتۀ تلخ ماجرا این است که این جریان سالهاست در قامت «جلودار» جوانان ظاهر شده و در شکلگیری وضعیت نابهسامان کنونی نقش داشته است. در مواجهه با این افکار و تحلیلهای بیپشتوانه که حالا به تجویزهای راهبردی خطرناک رسیده، باید با احتیاط و وسواس بیشتری برخورد کرد.
✍تفرشی
#سادهانگاری #برپا #امتداد_حکمت_قرآنی_و_فلسفه_الهی
#پوپولیسم #ژورنالیسم #تخصص #تمرکز #پیچیدگی
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ پدیدۀ «علامۀ ذوفنون»؛ از تحلیل سطحی تا بستهی سیاستی، نمونهی سادهانگاری خطرناک جریان تأثیرگذار
با احترام، در نقد برخی تحلیلهای موجود در فضای مجازی؛ از جمله برخی نوشتههای آقای مهدیان.
فرهاد قنبری
بینش سیاسی
«چوپانان از سهچهارم طبقۀ متوسط فرانسه باشعورترند، چون اینها خودشان را گرفتار جنونِ آنچه در روزنامهها خواندهاند نکرده و مثل فرفره به بادِ آنچه این یا آن روزنامه گفته نمیچرخند.»
(گوستاو فلوبر)
آنچه در این مملکت به وضوح قابل مشاهده است این است که بسیاری از روستاییان، پیرمردها و پیرزنان و در کل افرادی که تحصیلات دانشگاهی نداشته و دسترسی کمتری به شبکه های ماهوارهای و اینترنت دارند، درک به مراتب واقعیتر و دقیقتری از شرایط دیروز و امروز جامعه و واقعیت حاکم بر عرصه بینالملل دارند. این طیفها چون کمتر در معرض رسانهها و گفتمانهای سیاسی غربی قرار داشتهاند و درکی شهودی از واقعیت بینالملل تاریخ دارند، هنوز ذهنشان توسط گفتمانهای هژمونیک غرب مسموم نشده و به صورت تجربی درکشان از جهان انطباق بیشتری با واقعیت دارد.
انسان امروزی بیشتر از آنکه دستپخت و محصول تفکر و اندیشه خود باشد، اسیر و گروگان رسانه هاست. و این رسانه ها هستند که خوب و بد و زیبا و زشت و خیر و شر و.. را برایش تعریف و معنا می نمایند.
رسانه ها امروز هر لوده و دلقک و ابله و تروریست و خائن و مزدوری را به اسم آزادیخواه و فعال حقوق بشر و فعال سیاسی و فعال حقوق زن و امثالهم به خورد مخاطب خود می دهند و جامعه را به مسیر دلخواه خود هدایت می کنند.
با توجه به این شرایط است که امروز درک و شناخت میوهفروش سر کوچه ما از واقعیت روابط بینالملل (که پنج کلاس سواد ابتدایی بیشتر ندارد) از عمده روزنامهنگاران، سیاسیون و اساتید علوم سیاسی (فنی و پزشکی که جای خود دارد...) دانشگاههای مطرح کشور بیشتر است.
امروز هر کسی که کمتر تلویزیون نگاه میکند، کمتر با فستیوالهای هنری غربی آشنایی دارد، کمتر تحت تاثیر هژمونی فرهنگی غرب است، کمتر با بنگاههای حقوق بشری و بنگاه صلح نوبل و بنیادهای گسترش دموکراسی و امثالهم شناخت دارد و هنوز در جهان ذهنی خود هر خارجی را با همان ادبیات کلاسیک رایج در کشور «اجنوی» میشناسد، شناخت دقیقتر و واقعیتری از جهان بیرون و واقعیت حاکم بر روابط بینالملل دارد.
این طیف که ذهنش کمتر تحت استثمار رسانههای غرب بوده، عموما از لحاظ اقتصادی وضعیت قابل تعریفی ندارد اما به واسطه همان درک تجربی از واقعیت زمخت زندگی بسیار بیشتر از دانشگاهیان و فارغ التحصیلان دانشگاهی قدر داشتههای خود را میداند و چشم امیدی به هیچ سازمان خارجی اعم از حقوق بشری و غیربشری ندوخته است و تصوری شبیه جهنم از ایران و شبیه بهشت از غرب ندارد.
🆔@world_order
فرهاد قنبری
آیتالله خامنهای
به واسطه فضای به غایت ضدشیعی و ضد روحانیتی که در دهههای اخیر در شبکههای اجتماعی و رسانههای فارسیزبان شکل گرفته بود، امکان فهم درست گفتمان آقای خامنهای و دفاع از گفتمان آقای خامنهای حقیقتا دشوار و سخت بود و کوچکترین سخن و کلامی در همدلی با ایشان کافی بود تا گوینده با انواع و اقسام ناسزاها و تهمتها و توهینها مواجه گردد.
به این واسطه حتی خود نگارنده نیز اغلب برای قرار نگرفتن در آماج این دست توهینها و تهمتها علاقه چندانی برای دفاع از گفتمانی که آیتالله خامنهای نماینده اصلی آن بودند، نداشتم.
اما امروز و پس از شهادت ایشان (آن هم به همراه خانواده)، سکوت در این زمینه را هم بزدلی و هم خیانت به وجدان خویشتن میدانم.
به این واسطه وظیفه خود میدانیم که از گفتمان خامنهای و از خاکی که استعمارگران بر چشمان ما پاشیدند تا قدرت بیناییمان را از ما بگیرند، سخن بگوییم.
- غرب همیشه مبارزان راه آزادی در جنوب جهانی را ترور شخصیت کرده است. اما در تاریخ ایران هیچ چهره و رهبر سیاسی به اندازه آیتالله خامنهای ترور شخصیت نشده است. بیش از دویست شبکه رادیویی و تلویزیونی و هزاران صخفه مجازی صبح تا شب بر علیه ایشان گفتند و نوشتند. سخیفترین سخنان را علیه ایشان بر زبان راندند، ایشان را در حد یک کلکسیونباز تقلیل دادند، از زندگی اشرافیاش سخن گفتند، ایشان را معتاد به مواد مخدر معرفی کردند، به ایشان انگ ترسویی و پنهان شدن در چهل طبقه زیرزمین زدند، از میرطاهر و داشتن بدل و هزاران هزار تهمت و توهین سخیف دیگر گفتند. میزان ترور شخصیت آیتالله خامنهای به حدی بود که شاید هیچ رهبری در دنیا اینچنین ناجوانمردانه مورد هجوم و حمله همهجانبه دشمن قرار نگرفته باشد.
- آقای خامنهای را چهرهای متحجر و ضدزن و ضدآزادی معرفی کردند. اما آیتالله خامنهای از معدود حاکمان تک همسر تاریخ ایران بود که هیچگاه طلاق یا همسر دیگری را تجربه نکردند. در ایران تخت رهبری آقای خامنهای ارتقاء جایگاه اجتماعی زنان یکی از بالاترین رتبهها را در جهان داشت. در حکومت ایشان میلیونها زن و دختر ایرانی از دار قالی جدا شده و راهی دانشگاه و مدرسه شدند، میلیونها زن و مادر ایرانی دیگر نگرانی از دست دادن جان خود هنگام زایمان را ندارند، هزاران زن ایرانی در تخصصهای بالای مدیریتی و علمی مشغول به فعالیت شدهاند و ایران در خشونت علیه زنان در منطقه پایینترین رتبه در خاورمیانه را صاحب شده است.
- آیتالله خامنهای را خرافاتی و ضدعلم و متحجر معرفی کردند اما شاید تاریخ ایران رهبر و حاکمی به باسوادی ایشان به خود ندیده باشد. در تک تک سخنان ایشان اعتماد و خودباوری و رسیدن به قلههای علم جهانی و تولید درونزا مورد تاکید بود و رشد علمی ایران تحت رهبری ایشان از بالاترین رتبههای جهانی برخوردار بود.
- ایران تحت رهبری آقای خامنهای را ایرانی ضعیف و ذلیل معرفی کردند اما آقای خامنهای اولین نیروی نظامی مدرن-بومی (قدرت نظامی که قدرتش بر خلاف بسیاری از کشورهای جهان بر پایه خرید جنگافزارهای غربی نیست) ایران را بنیان گذاشتند و تمام تلاش خود را برای ساخت ایران قوی و قدرتمند به کار گرفتند.
- از آقای خامنهای چهرهای مالاندوز و راحتطلب و اشرافی به دنیا معرفی کردند اما به یقین تاریخ این سرزمین معدود رهبری به سادهزیستی ایشان به خود دیده است. آقای خامنهای اهل تفکر و اندیشه و آرمان و برخوردار از آن میزان از مناعت طبع بودند که آراستگیهای مادی جهان توان فریب ایشان را نداشته باشد.
- آقای خامنهای نه فقط از سوی دشمنان بلکه از سوی ما ایرانیان ساکن داخل کشور هم ترور شخصیت شد. آیتالله خامنهای وقتی از «قله» سخن میگفت، وقتی از توسعه و پیشرفت کشور سخن میگفت، وقتی از دشمن در کمین سخن میگفت، وقتی از لزوم جنگیدن در سوریه به جای جنگیدن در کرمانشاه و تهران سخن میگفت، وقتی از تفاوت «تورم» و «عقبماندگی» سخن میگفت، وقتی از عدم اعتماد به آمریکا و نخریدن واکسن از آمریکا و امثالهم سخن میگفت، اذهان استعمار زده شروع به تمسخر ایشان کرده و از دچار بودن ایشان به توهم توطئه سخن میگفتند.
🆔@world_order
ادامه
- کارنامه آقای خامنهای برای بخش بزرگی از جامعه (که به عللی چون برخی سختگیریهای اجتماعی، رانتخواری برخی مسئولان، تبلیغات رسانههای بیگانه، فشار تورمی و...، به دشمن وطن خویش تبدیل شدهاند) مغفول خواهد ماند، اما رهبر شهید، روزی دیگر و توسط نسلهایی دیگر که فارغ از این سیاست زدگیِ کینهتوزانه به منافع ملی و مسائل کلان امنیتی مینگرند، مورد بازخوانی قرار خواهد گرفت. و زمان خواهد برد تا تک تک ما ایرانیان از این فضای آکواریومی برساخته رسانههای دشمن بیرون آمده و بدانیم که خامنهای قاتل کودکان سوریه نبود بلکه با شیطان مجسم میجنگید. خامنهای دشمن زنان نبود بلکه مدافع کرامت زنان بود، خامنهای دشمن ایران نبود بلکه دغدغهای جز توسعه و استقلال کشور نداشت و در ایران راه جان خود را نیز فدا کرد.
روشن شدن همه اینمسائل زمان خواهد برد اما یقین دارم روزی واقعیت برای عموم مردم ایران عیان خواهد گشت..
🆔@world_order
⭕️آقای لیلاز پا تو کفش فنیها نکنید.
سعید لیلاز: من باید به دوستان فنی و متخصص خودم ثابت کنم که ظرفیت تولید برق ایران از بریتانیا و ژاپن بیشتره!
✍️ عبداله باباخانی
🔹 مقایسه ظرفیت برق؛ ایران، بریتانیا و ژاپن، بر اساس آخرین آمارهای موجود:
▪️ ایران
- ظرفیت نصبشده: حدود ۹۶ گیگاوات
- تولید واقعی برق: حدود ۳۸۰ تا ۳۹۰ تراواتساعت در سال
- ظرفیت تجدیدپذیر: حدود ۲ تا ۳ گیگاوات (کمتر از ۳ درصد کل ظرفیت)
▪️ بریتانیا
- ظرفیت نصبشده: حدود ۷۲ گیگاوات
- تولید واقعی برق: حدود ۲۸۰ تا ۲۹۰ تراواتساعت در سال
- ظرفیت تجدیدپذیر: حدود ۳۵ تا ۴۰ گیگاوات (بیش از ۵۰ درصد کل ظرفیت)
▪️ ژاپن
- ظرفیت نصبشده: حدود ۳۰۰ گیگاوات
- تولید واقعی برق: حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ تراواتساعت در سال
- ظرفیت تجدیدپذیر: حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ گیگاوات (نزدیک به ۵۰ درصد کل ظرفیت)
🔹نتیجه روشن است:
ایران از بریتانیا ظرفیت نصبشده بیشتری دارد، اما از ژاپن ظرفیت نصبشده بسیار کمتری دارد.
اما در صنعت برق، «ظرفیت نصبشده» تنها بخشی از داستان است. آنچه اهمیت اقتصادی و راهبردی دارد، میزان برق تولیدشده، راندمان نیروگاهها و ترکیب سبد تولید برق است.
تفاوت مهمتر در ساختار تولید برق است. در حالی که بیش از نیمی از ظرفیت برق بریتانیا و نزدیک به نیمی از ظرفیت برق ژاپن از منابع تجدیدپذیر تأمین میشود، سهم تجدیدپذیرها در ظرفیت نصبشده ایران هنوز کمتر از ۳ درصد است. به همین دلیل بخش عمده برق ایران همچنان بر پایه گاز طبیعی تولید میشود.
میانگین راندمان نیروگاههای حرارتی ایران خوشبینانه حدود ۳۹ تا ۴۰ درصد برآورد میشود، در حالی که این رقم در بسیاری از کشورهای صنعتی با ناوگان جدیدتر سیکل ترکیبی به ۴۵ تا ۵۰ درصد میرسد. افزایش راندمان نیروگاهها و توسعه تجدیدپذیرها همچنان دو مسیر اصلی برای تقویت امنیت انرژی و کاهش مصرف گاز در ایران هستند.
🆔@world_order
کاردینال زوپی نام تمامی کودکانی را که در غزه جان سپردند، قرائت کرد. این کار ۷ ساعت به طول انجامید.
https://x.com/i/status/2065484257418526871
🆔@world_order
مکان حضور قالیباف در جنگ چهل روزه دوبار بمباران شد و یکبار ایشان را از زیر آوار درآوردند اما چون شانس آورد و زنده ماند، لکه ننگ نامیده میشود.
نیروهای مسلح ایران در این جنگ مقاومت مردانهای از خود نشان داده و با جانفشانی فراوان مانع از فروپاشی کشور شدند.
طرف مقابل ایران یک کشور معمولی نیست. بودجه نظامی و تجهیزات نظامی آمریکا با فاصله هنوز در جهان اول است.
مقاومت مردمی ایران و شکست استراتژیک اسرائیل و آمریکا را به اسم شکست ارتش آمریکا به مردم قالب نکنیم. این خیانت به این سرزمین است.
ایران اگر به هر طریقی سایه جنگ و نابودی زیرساختها را از سر خود دور کرده و اجازه عرضاندام به تجزیهطلب و سایر تروریستها را نداده و از این برهه به سلامت عبور کند، پیروز جنگ است.
توهمفروشی با سخنان پوچی چون «بالای خیمه معاویه هستیم» و امثالهم اگر از روی غرض و مرضی نباشد به هیچوجه با واقعیات همخوان نیست.
ایران باید از فرصت پیش آمده (ناامیدی دشمن از تجزیه و فروپاشی ایران و اهرم تنگه هرمز) نهایت استفاده را کرده و بدون واگذاری امتیازات حیاتی سایه تهدید را از سر کشور دور کند. باقی لاطائلات است.
حال آیا با امضای تفاهمنامه نامه سایه جنگ از سر کشور برداشته خواهد شد؟
مشخص نیست. هیچ تضمینی هم وجود ندارد. اما وظیفه مسئول و دیپلمات این است که نهایت تلاش خود را برای وصول به این نتیجه به کار بگیرد.
کمااینکه در هر دو تهاجم قبلی هم ایران تلاش خود را برای جلوگیری از تهاجم دشمن به کار گرفت.
#خرمگس
🆔@world_order
- دشمن دارای برتری نظامی در عرصه هوایی و دریایی و دارای سلاح هستهای است. دشمن هزاران کیلومتر دورتر از خاک خود میجنگد و عملا از سمت جنگ تحت فشار چندانی نیست. اینکه افکار عمومی آمریکا با جنگ همراه نیست چندان تاثیری در معادلات نهایی ندارد. آمریکا زمانی که به ژاپن بمب اتم میزد هم توجه چندانی به افکار عمومی نداشت و امروز هم اگر شرایط ایجاب کند از هر جنایتی فروگذار نخواهد بود.
- ادامه این وضعیت و دنبالهدار بودن محاصره دریایی باعث آسیبهای بیشتر به اقتصاد کشور خواهد شد و جامعه پس از یک دهه تحریم شدید اقتصادی تابآوری چندانی برای مقاومت بیشتر ندارد.
- در شرایط فعلی تامین و برقراری امنیت در سراسر کشور و حفظ تمامیت ارضی کشور و تلاش برای جلوگیری از حمله به زیرساختهای حیاتی کشور وظیفه اصلی سیاستگذاران است.
اینکه دشمن با به رسمیت شناختن حاکمیت و نظام سیاسی ایران از برنامه خود برای تجزیه و فروپاشی و غارت منابع ایران کوتاه آمده و سعی در به رسمیت شناختن توان بازدارندگی ایران خواهد داشت و یا اینکه با تجدید قوا دنبال تهاجم نظامی دیگری خواهد بود فعلا مشخص نیست.
آنچه مشخص است این است که ایران اراده خود را به طرف مقابل برای ادامه جنگ نشان داده است.
ایران خطوط قرمز مشخصی دارد. یا دشمن به آنها احترام گذاشته و به توافق حداقلی راضی میشود و یا اینکه دوباره جانفشانی نیروهای نظامی ایرانی (و در صورت لزوم همه وطندوستان) برای دفاع از کشور را آزمایش میکند.
در هر صورت ایران پس از سه ماه مقاومت جانانه با دست بسته پای میزه مذاکره نرفته است. طرف مقابل هم میداند هدفی که با جنگ به آن دست نیافته را پای میز مذاکره به دست نخواهد آورد.
#خرمگس
ادمین: قائد شهید عظیمالشأن فرمودند: آرمانگرایی واقعبینانه!
لطفاً «نادیدهگرفتن واقعیات عینی و تدابیر خردمندانه» را به اسم «علم و اعتقاد به سنن إلهی» جا نزنیم. و این پیامها مرز با غربگرایان دارد.
🆔@world_order
فرهاد قنبری
نفهمیدن مناسبات جهان جدید
«دُن کیشوت» و «سانکو پانزا» دو شخصیت اصلی اثر جاودانه سروانتس هر کدام به جهانبینی کاملا متفاوتی تعلق دارند.
دُن کشیوت شوریدهٔ پاک باخته ای است که بهخاطر مطالعهٔ کتابهای سلحشوری-پهلوانی ارتباط خود با واقعیت را از دست دادهاست. دُن کیشوت خود را قهرمان و پهلوانی سرگردان و سترگ میبیند که قرار است برای رسیدن به عشق ناب زیباروی و شاهزادهٔ نجیبش سختیها و مشقات زیادی را به جان بخرد و همچون هرکول و اسفندیار از خانهای چندگانهٔ خود سرافراز و پیروز بیرون آید. دُن کیشوت در افق بلند اندیشه های متعالیش جایی برای امور روزمره و دغدغه معیشت و غرایز پست و این جهانی نمی بیند. دُن کیشوت خود را در جایگاهی می بیند که قرار است کشتی به گِل نشسته آرمانهای بلند بشری را به سر منزل مقصود برساند و نام خود را بر تارک بلند تاریخ قهرمانان بشری جاودانه سازد.
در مقابل سانکو پانزا همراه و همدم این پهلوان سرگردان، روستایی ساده و بیسواد و طماعی است که به امید زندگی راحت و به دست آوردن ثروت همراه او شده است. سانکو پانزا دغدغه این جهانی دارد، اهل حساب کتاب است، به منافع شخصیاش می اندیشد، چشم امیدی به غذای لذیذ و جای خواب راحت دارد و جهان آرمانی دُن کیشوت برایش چندان قابل فهم نیست.
اصلاحطلبان و حامیانشان شبیه سانکو پانزا هستند. دغدغه جیبشان دارند، هنوز همان الاغ تکیده و لاغر برایشان مهم است، دو دوتا چهارتای خود را دارند، درگیر امور روزمره زندگی هستند و به کیفیت غذا و نان و خودرو و سایر امورات خود میاندیشند و آنقدر اسیر آز و طمع خویشاند که توان تشخیص نیک و بد خویش را ندارند. در مقابل جبهه پایداری و بسیاری از حامیانشان شبیه دُنکیشوت هستند، نگاه آنها به اصلاحطلبان مانند نگاه دُن کیشوت به سانکو پانزاست. آنها به اصلاحطلبان به چشم موجودانی کریه المنظر و پست می نگرند که توان و قدرت تشخیص آرمانهای بلند آنها را ندارند و مدام غُر زده و دغدغهای جز آب و نان و راحت طلبی ندارند. آنها پیش خود می گویند ما پنجه در پنجه مستکبرین عالم انداختهایم و این موجودات حقیر به فکر قیمت اجازه خانه و برنج و نان هستند، ما به دنبال مقاومت و آزادی انسان از چنگال خونخواران جهانی هستیم و اینها به فکر قیمت ماشین و دلار هستند، ما به دنبال برقراری جهانی پر از عدل و داد هستیم و اینها دغدغه قیمت برنج و سیب زمینی دارند، ما به دنبال تحقق «ملت بزرگ و قهرمان ایران» هستیم و آنها به چشم پس انداز پول هستند، ما به دنبال تحقق بخشیدن به ارتش صد و پنجاه میلیونی مومنین ایرانی هستیم و آنها دغدغه پوشک و لباس و خورد و خوراک بچه دارند.
تناقض این دو دیدگاه باعث شکل گیری دو باور و رویکرد و زیست جهان متفاوت و متضاد شده است. در یک سو، جهان دُن کیشوتی قرار دارد که همه سلحشور و پهلوان بوده و چشم خود را بر واقعیت جهانی که در آن زیست میکنند بستهاند و در سوی دیگر جهان سانکو پانزاهایی است که هر روز نگران تورم و از دست دادن سرمایه و نان سفره خویشاند و در طمع نان و ثروت به روستا و خانه و خانواده خود پشت پا زده و در نهایت چیزی جز تنی کتک خورده و آبرویی بر باد رفته چیزی نصیبشان نمیشود.
#خرمگس
🆔@world_order
⏪ ایراد اصلی این طیف این است که در یک فضای اثیری و خیالی که هیچ نسبتی با زیست نود میلیون ایرانی ندارد، سیر میکند. آنها نه از فضای روانی حاکم بر جامعه و فشار کمرشکن اقتصادی که این جو بر جامعه ایجاد کرده است آگاهی دارند و نه پشیزی برایشان اهمیت دارد.
⏪ این طیف تصور میکند که چون ایران تصمیم گرفته یک تفاهمنامه با آمریکا امضاء کند سرش کلاه رفته و تصمیمگیرانی هم که به این جمعبندی رسیدهاند بسیار سادهلوح هستند و درکی از اینکه آمریکا به آن پایبند نخواهد بود، ندارند.
⏪ این طیف درکی از واقعیت میدان هم ندارد و تصور میکند که پذیرش شکست برای ابرقدرت نطامی و اقتصادی که همه جهان چون غلام حلقه به گوش به احترامش ایستادهاند آسان است.
⏪ وظیفه اصلی ایران در این شرایط کاهش فشار روانی جنگ بر جامعه و مدیریت میدان و کم کردن آسیب جنگ تا پایان دوره «ترامپ-نتانیاهو» است.
⏪ آمریکا در این جنگ شکست استراتژیک خورده است اما اینکه ایران به دولت ترامپ اجازه دهد که آبرومندانه و با یک روایت پیروزی و بدون اقدام وحشیانه دیگری (حمله اتمی، تهاجم زمینی، حمله به زیرساختهای حیاتی و..) از این جنگ خارج شود، عین عقلانیت است.
#خرمگس
🆔@world_order
⭕️بقا برای توسعهی قدرت؛ روایتی واقعبینانه از جنگ نظمها
✍تفرشی
🔸جنگ حق و باطل، همیشگی تاریخ است. در سیاست رئالیستی بینالملل نیز جنگ پدیدهای دائمی و صلحها زنگ تفریحی موقت هستند. از ابتدای جنگ رمضان، راهبرد اصلی در این کانال «بقا برای توسعهٔ قدرت» تعریف شد. هدف راهبردیِ «اخراج فوری آمریکا از منطقه» شعاری دستنیافتنی در کوتاهمدت و نیازمند فرایندی تدریجی و واقعبینانه است. توهم ابرقدرتی ایران نیز باید کنار گذاشته شود؛ ابرقدرتی نیازمند مؤلفههایی است که ایران برخی را دارد و برخی را باید با رعایت ملاحظاتِ معمای امنیت کسب کند.
🔻 واقعیت میدان و شکست استراتژیک دشمن
بودجه و تجهیزات نظامی آمریکا همچنان در جهان اول است، اما نیروهای مسلح ایران مقاومتی مردانه نشان داده و مانع از فروپاشی کشور شدند. مهم شکست میدانی است که آمریکا خورده، اما پذیرش این شکست برای یک ابرقدرت آسان نیست.
ایران اگر بتواند سایه جنگ و نابودی زیرساختها را از سر کشور دور کند، اجازه عرضاندام به تجزیهطلبان ندهد و از این برهه به سلامت عبور کند، پیروز است (بهشرط بقا برای توسعهٔ قدرت که البته باری گران بر دوش نهادهای فرادولتی است). وظیفه اصلی کاهش فشار روانی جنگ بر جامعه و کم کردن آسیبها تا پایان دورهی ترامپ-نتانیاهو است. (بر فرض عدم حملهی بعدیشان تا اتمام دوره) باید از فرصت پیشآمده ــ ناامیدی دشمن از تجزیه و فروپاشی ایران و اهرم تنگه هرمز ــ بدون واگذاری امتیازات حیاتی استفاده کرد.
🔻 مذاکره بهمثابه تاکتیک: خرید زمان در جنگ نظمها
مذاکره و توافق تاکتیکاند. دشمنی آمریکا تمامی ندارد و بدعهدی آن محرز است، اما توافق برای خرید زمان و سرباز شدن اختلافات داخلی در آمریکا و رفع ضعفهای ایران وجاهت دارد. این جنگ، جنگ نظم است و به دلایلی چون توسعه قدرت ایران و چین، جنگ سومی نیز در راه خواهد بود. عین عقلانیت است که ایران به دولت ترامپ اجازه دهد آبرومندانه و بدون اقدام وحشیانه دیگری از این جنگ خارج شود. اما آنچه در میدان رخ داده تعیینکننده است، نه روایت ترامپ.
ترکیب آرمانگرایی و واقعبینی، عملگرایی را اجتنابناپذیر میکند. باید از دو ورطه «تسلیمطلبی» و «توهم ادامهی این جنگ تا نابودی اسرائیل» پرهیز کرد. سیاست خارجی را نهادهای بالادستی و مورد اعتماد نظام تعیین میکنند و تصمیمگیران موظفاند فراتر از تودهها، منافع ملی را انتخاب کنند.
🆔@world_order