کدام قدرت، جهان دهه آینده را رهبری خواهد کرد؟
✍️ عبداله باباخانی
هفت شرکت بزرگ آمریکایی فعال در حوزه هوش مصنوعی؛ مایکروسافت، آمازون، آلفابت (گوگل)، متا، انویدیا، اوپنایآی و اوراکل، برآورد میشود که تنها در سال ۲۰۲۶ در مجموع بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساختها، مراکز داده، تراشههای پیشرفته و گسترش فناوری هوش مصنوعی هزینه کنند.
برای درک ابعاد این رقم کافی است بدانیم که این میزان سرمایهگذاری با بودجه سالانه بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان برابری میکند و از سرمایهگذاری سالانه بسیاری از بخشهای سنتی اقتصاد، از جمله برخی حوزههای انرژی های فسیلی، فراتر میرود.
آنچه امروز در حال وقوع است صرفاً یک رقابت فناورانه نیست؛ بلکه رقابتی برای تعیین مرکز ثقل قدرت اقتصادی، صنعتی، نظامی و ژئوپلیتیکی جهان در دهه آینده است. همانگونه که نفت موتور محرک قرن بیستم بود، اکنون هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به موتور اصلی قدرت در قرن بیستویکم باشد.
شاید پرسش اصلی این نباشد که کدام شرکت در رقابت هوش مصنوعی پیروز خواهد شد؛ بلکه این باشد که کدام کشور خواهد توانست بیشترین سهم را از این تحول تاریخی به دست آورد و رهبری جهان دهه آینده را در اختیار گیرد.
فراموش نکنیم که بحث بر سر یک دهه است و شاید بعضی کشورها تا یک دهه دیگر، حتی نتوانند درک درستی از این پدیده داشته باشند.
🆔@world_order
اشتباه است که تصور کنیم ملّتی میتواند تمایز دوست/دشمن را از طریق اعلام دوستی خود با تمامی جهان یا از طریق خلع سلاح ارادی خود از میان ببرد. با این کار جهان سیاستزدایی نمیشود و به سمت اخلاق خالص، عدالت خالص یا اقتصاد خالص حرکت نمیکند.
اگر عدهای از آزمونها و مخاطرات ملازم با حضور در حوزۀ سیاسی (دوست/دشمن) هراس داشته باشند، آن وقت عده دیگری ظاهر میشوند که با محافظت از حوزه سیاست در مقابل دشمنان خارجی آن آزمونها را به جان میخرند و بدین وسیله حکومت سیاسی را فراچنگ میآورند. از همین رو این محافظ است که با توجه به رابطه ابدی محافظت و اطاعت تصمیم میگیرد که دشمن کیست.
مفهوم امر سیاسی - کارل اشمیت
🆔@world_order
✍حسین قتیب:
این فصل از جنگ رو به پایان است. ترامپ با رؤیای «تسلیم بیقید و شرط» آمد، اما اکنون ناگزیر است محاصره دریایی را با گشایش تنگه تاخت بزند. خواستند ایران را به سرنوشت لیبی، سوریه یا ونزوئلا بکشانند؛ اما ایستادگی مردم و دفاع سربازانمان، ایران را ایرانتر کرد.
🆔@world_order
تسلیم نه، خاک هرگز!
این بار اسکندر از تنگه نگذشت تا آتش به جان تختجمشید بزند.
این بار سعد بن ابیوقاص به تیسفون نرسید تا فرش بهارستان را پارهپاره کند و به غارت ببرد.
این بار نه گنجه رفت، نه شوشی، نه بادکوبه، نه هرات و نه بحرین.
ما ماندیم.
زخمی، داغدیده، خسته، اما ماندیم.
و همین ماندن، در روزگاری که با تحریم و جنگ و نامردمی، همه چیز برای فروپاشی آماده شده بود، خود نوشتن تاریخ بود.
#سرو_ایران
✍حسین قتیب
🆔@world_order
درس جنگ اخیر روشن بود، اما متأسفانه به آن دقت نشد: سبک استفاده از تنگه هرمز دیگر مانند اهرم فشار نفتی دهه ۱۹۷۰ اعراب نیست. غرب از بحران نفتی ۱۹۷۳ آموخته است که باید عرضهکنندگان، مسیرها و ذخایر انرژی خود را متنوع کند. به همین دلیل، بحران در هرمز قیمتها را بالا میبرد، بازارها را عصبی میکند و هزینه بیمه و کشتیرانی را افزایش میدهد، اما لزوماً در اروپا یا آمریکا کمبود فیزیکی فوری ایجاد نمیکند. در واقع استفاده از اهرم هرمز نیازمند صبر راهبردی بود. فشار واقعی تنها در صورت تداوم بحران و فرسایش ذخایر راهبردی شکل میگیرد. در مقابل، ضربهی مستقیمتر و سریعتر بر اقتصادهای آسیایی، بهویژه چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، وارد میشود.
همانگونه که تصویر نخست نشان میدهد، واردات نفت خام اروپا اکنون میان طیف گستردهای از عرضهکنندگان توزیع شده است. ایالات متحده بزرگترین منبع از نظر ارزش واردات است و پس از آن نروژ، قزاقستان، لیبی، عربستان سعودی و چند کشور دیگر، از جمله نیجریه، عراق، جمهوری آذربایجان، الجزایر، برزیل، مکزیک و گویان قرار دارند. این الگو بازتاب یکی از درسهای اصلی بحران نفتی ۱۹۷۳ و تحریم نفتی عربی است: امنیت انرژی فقط به دسترسی به نفت وابسته نیست، بلکه به تنوعبخشی در عرضهکنندگان، مسیرها، ذخایر و منابع انرژی نیز بستگی دارد.
تصویر دوم همین نکته را در مورد گاز طبیعی تأیید میکند. واردات گاز اروپا دیگر تحت سلطهی یک منبع واحد نیست. هرچند روسیه همچنان در نمودار دیده میشود، تصویر کلی نشاندهندهی ساختاری متنوع در عرضه گاز است؛ ساختاری که در آن نروژ، ایالات متحده، شمال آفریقا، بریتانیا، جمهوری آذربایجان، قطر و دیگر عرضهکنندگان نقشهای مهمی ایفا میکنند. به بیان دیگر، درس راهبردی پس از ۱۹۷۳ در سیاست انرژی اروپا نهادینه شده است.
این مسئله پیامدهای مستقیمی برای معنای راهبردی تنگه هرمز دارد. تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی در جهان است، اما اهمیت آن برای ایالات متحده و اروپا تغییر کرده است. اختلال در هرمز قطعاً قیمتها را بالا میبرد و اضطراب بازار را افزایش میدهد. با این حال، چنین اختلالی لزوماً به کمبود فوری انرژی در اروپا یا ایالات متحده منجر نمیشود، زیرا آنان ساختار وارداتی متنوع، عرضهکنندگان جایگزین، ذخایر راهبردی و دسترسی به بازارهای جهانی دارند.
فشار واقعی ماهیتی انباشتی دارد. اگر بحران هرمز طولانی شود، میتواند بهتدریج ذخایر را تحت فشار قرار دهد، حق بیمه را افزایش دهد، هزینههای کشتیرانی را بالا ببرد، قراردادها را مختل کند و فشار تورمی ایجاد نماید. خطر راهبردی دقیقاً در همینجاست: نه در فروپاشی فوری انرژی غرب، بلکه در یک جنگ فرسایشی بلندمدت میان تابآوری بازار و اختلال ژئوپلیتیک.
برای اقتصادهای آسیایی، آسیبپذیری مستقیمتر است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی همچنان بسیار بیشتر به جریان انرژی از خلیج فارس وابستهاند. بنابراین، اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز به اقتصادهای صنعتی آسیا شدیدتر و فوریتر از اقتصادهای غربی آسیب خواهد زد. این همان نکتهی راهبردی است که سیاستگذاران ایرانی باید جدی بگیرند.
✍حسین قتیب
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
تسلیم نه، خاک هرگز! این بار اسکندر از تنگه نگذشت تا آتش به جان تختجمشید بزند. این بار سعد بن ابی
بهنظرم یک تلقی از عبارت «به قله نزدیکیم» رهبری شهید، همین باشد.
ایرانی که در دوران قاجار و پهلوی در برابر هجوم استعمار مستأصل و درمانده بود، حالا دیگر بازیگری فعال در برابر ابرقدرتهاست و تن به تسلیم نمیدهد.
#مقاومت #بازدارندگی
هدایت شده از خبرگزاری فارس
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 قالیباف: رابطۀ ایران با چین رابطه یک مشتری یا همتای تجاری نیست بلکه به معنای واقعی کلمه باید شریک باشیم
🔹نمایندۀ ویژۀ ایران در امور چین: در هر ائتلاف منطقهای که شکل بگیرد، ایران و چین حضور خواهند داشت و من با قدرت در این مسیر حرکت میکنم.
🔹ما صرفاً یک مشتری یا یک همتای تجاری برای چین نیستیم، بلکه واقعا یک شریک به تمام معنا برای او هستیم.
🔹با همۀ وجود میخواهم شما به من کمک کنید تا تصمیم درست بگیرم، اما بدانید که من فردی نیستیم که بدون تصمیم بمانم و تصمیم خواهم گرفت، البته من هرگز نمیخواهم وارد جزئیات شوم و فقط میخواهم برای شما تسهیلگری کنم هرگز دنبال این که بگویم این کار را بکن یا نکن و از من اجازه بگیر نیستم.
@Farsna
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
قالیباف: باید به معنای واقعی کلمه با چین شریک باشیم
▪️امروز وظیفه داریم مردم را از زیر فشارهای اقتصادی بیرون بیاوریم
نماینده ویژه در امور چین در نشست همفکری با اتاق بازرگانی ایران:
🔹در هر ائتلاف منطقهای که شکل بگیرد، ایران و چین حضور خواهند داشت و من با قدرت در این مسیر حرکت میکنم.
🔹ما صرفاً یک مشتری یا یک همتای تجاری برای چین نیستیم، بلکه واقعا یک شریک به تمام معنا برای او هستیم.
🔹با همه وجود میخواهم شما به من کمک کنید تا تصمیم درست بگیرم، اما بدانید که من فردی نیستیم که بدون تصمیم بمانم و تصمیم خواهم گرفت، البته من هرگز نمیخواهم وارد جزئیات شوم و فقط میخواهم برای شما تسهیلگری کنم هرگز دنبال این که بگویم این کار را بکن یا نکن و از من اجازه بگیر نیستم.
@TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
قالیباف: تعهد ایران به همکاری برد-برد بر پایه مشارکت استراتژیک جامع با چین، قاطع است
🔹نماینده ویژه ایران در امور چین: تعهد ایران به همکاری برد-برد که بر پایه مشارکت استراتژیک جامع با چین بنا شده، قاطع است. در جلسهام با اتاق بازرگانی ایران تأکید کردم: ما مصمم هستیم که اجماع استراتژیک خود را تحت ابتکار توسعه جهانی GDI به نتایج عملی تبدیل کنیم.
@TasnimNews
🔴 اینها اگر فیلم بود وسطش سالن سینما را ترک میکردم!
🔺چند وقت پیش در لابلای یک یادداشت دیگری نوشتم «اگر پنج سال قبل پای یک فیلم سینمایی مینشستم که نشان میداد از سوی آمریکا به ایران حمله نظامی میشود و در ساعت صفر جنگ رهبری و تمام فرماندهان اصلی نظامی کشور یک جا ترور میشوند، به همه مراکز و تاسیسات نظامی ایران تا حد کلانتری محلات حمله میشد و کشور در کمتر از ۲۴ساعت به مرحله اداره زیرزمینی امور میرسد، در حدی که احتمالا یک بخشدار هم در ساختمان بخشداری نتوان پیدا کرد؛ اما ایران تنها ۲ساعت بعد از شروع چنین جنگی به ۷پایتخت در منطقه حمله گسترده موشکی میکرد، تنگه هرمز را مسدود میکرد و تا ۱۰۰روز بزرگترین ارتش جهان نه توان آن را پیدا میکرد که این تنگه را باز کند و نه قدرت آفندی و موشکی ایران را از کار بیاندازد و در این فضای اداره زیرزمینی کشور که کلانتریها هم تخلیه شدهاند حتی یک شهر کوچک مرزی سقوط نکند و دست آخر ایران زمان آتشبس را تعیین کند و...» قطعا همان اواسط فیلم، سالن سینما را ترک میکردم و میگفتم این فیلم بیش از حد پروپاگاندایی و اگزجره است و درصدی به شعور مخاطبانش احترام نگذاشته است.
🔹اما خب چه میشود گفت؟ ما این فیلم غیرقابل باور را در این صد و چند روز زندگی کردیم. در یک نبردی که بسیار از هجوم اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و ارتش متفقین هم بزرگتر بود ما تاریخیترین مقاومت میهنی را از خودمان نشان دادیم.
🔸حجاب معاصرت چندان اجازه نمیدهد که بفهمیم تمام اینها یعنی چه، اما خب بعدها هرکه در کتاب تاریخ به این جنگ و داستان دفاع ما میرسد با حیرت و غرور و افتخار، آن را میخواند. گوارای وجود آیندگان باد افتخار به این تاریخ و نقطه پایانی که بر قرنها اضطراب برای بقا ایران و حفظ تمامیت سرزمینیاش گذاشتیم.
🔹یکصد و چند روز پیش اهریمنان زمانه از پایان جنگ در چند روز الا چند هفته گفتند. اهدافشان هم مشخص کردند.
1️⃣ نابودی توان موشکی ایران
2️⃣ نابودی قدرت دریایی ایران
3️⃣ نابودی و خارج کردن مواد غنیسازیشدن ایران
4️⃣ تغییر نظام سیاسی ایران
5️⃣ مالکیت بر جزایر جنوبی و منابع نفتی ایران
و به پیوست تمام اینها: تسلیم بی قید و شرط
◽️ما تا ساعت آخر این جنگ موشکهایمان به هر تعداد و با هر هدفی که انتخاب خودمان بود شلیک شد.
◾️ما تا ساعت آخر جنگ تعیین کردیم که کدام کشتی از تنگه عبور کند و کدام پشت دروازه بماند.
◽️ما سرنوشت اورانیومها را حتی از شروط پایان جنگ خارج کردیم.
◾️و آن دو مورد آخر هم که ارزش پاسخگویی ندارد و لفظش هم به دهان نجس دشمنان بزرگ بود.
✅ ایران با تنی زخمی و با داغی ابدی از فقدان نیکوترین فرزندانش این جنگ را به انتها رساند. آنان تن به تن برای اقتدار و استقلال وطن ذبح شدند اما حالا خلیج، از هر زمانی فارستر است. تهدید ایران علیه دشمنانش از هر زمانی معتبرتر است، ایمان به توان دفاعیمان از هر زمانی بالاتر است. و ایران برای ما وارثان این ایام سخت از هر زمانی ایرانتر و عزیزتر است.
✍️ محمدصادق فرامرزی
🇮🇷 @world_order
فرانسیس فوکویاما: توافق با ایران نشانه پایان جنگ است، نه تحقق اهداف آن
فرانسیس فوکویاما، استاد دانشگاه استنفورد و از شناختهشدهترین اندیشمندان علوم سیاسی آمریکا، در یادداشتی با عنوان «هنر بیتوافقی» استدلال میکند که توافق در حال شکلگیری میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، نشاندهنده عقبنشینی آمریکا از اهدافی است که در آغاز جنگ مطرح کرده بود. از نگاه او، اگرچه ترامپ این توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی میکند، اما نتیجه عملی آن بازگشت به شرایطی است که پیش از آغاز جنگ وجود داشت.
فوکویاما یادآوری میکند که دولت ترامپ جنگ را با مجموعهای از اهداف بلندپروازانه آغاز کرد: تغییر رفتار بنیادین جمهوری اسلامی، پایان برنامه هستهای، توقف حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقهای و حتی در مقاطعی طرح ایده تغییر رژیم. اما اکنون، پس از ماهها درگیری، هیچیک از این اهداف محقق نشدهاند. جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است، سپاه پاسداران نقش مسلط خود را حفظ کرده، برنامه هستهای ایران متوقف نشده و هیچ توافقی درباره پایان حمایت تهران از حزبالله، حوثیها یا سایر گروههای متحدش حاصل نشده است.
به اعتقاد او، مهمترین ضعف توافق این است که تقریباً همه مسائل اصلی به مذاکرات آینده موکول شدهاند. موضوعاتی مانند سرنوشت اورانیوم غنیشده، ادامه غنیسازی، نظارتهای بینالمللی و سایر اختلافات اساسی قرار است در طول آتشبس ۶۰ روزه مورد مذاکره قرار گیرند. فوکویاما معتقد است اگر ایران واقعاً آماده پذیرش این مطالبات بود، باید این تعهدات در متن توافق اولیه گنجانده میشد. از این رو، او احتمال دستیابی به توافقی جامع در آینده نزدیک را پایین ارزیابی میکند.
او همچنین توافق فعلی را با برجام مقایسه میکند و به این نتیجه میرسد که توافقی که ترامپ اکنون از آن دفاع میکند، در برخی زمینهها حتی ضعیفتر از توافق سال ۲۰۱۵ است؛ توافقی که خود ترامپ سالها آن را «فاجعهبار» توصیف میکرد. از نگاه فوکویاما، برجام محدودیتهای مشخص و قابل راستیآزمایی بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد، در حالی که چارچوب فعلی فاقد چنین ضمانتهایی است.
فوکویاما علت اصلی این تغییر موضع را فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی بر دولت آمریکا میداند. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از تورم و تأثیر جنگ بر بازارهای جهانی باعث شده که کاخ سفید بیش از هر چیز به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به بحران باشد. به باور او، از آنجا که ترامپ تمایلی به گسترش جنگ و استفاده از نیروی زمینی نداشت، در نهایت ناچار شد به توافقی رضایت دهد که بخش بزرگی از مطالبات اولیه واشنگتن را کنار میگذارد.
او در پایان تأکید میکند که بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنشها بدون شک به سود اقتصاد جهانی خواهد بود، اما این موضوع نباید با موفقیت راهبردی آمریکا اشتباه گرفته شود. فوکویاما مینویسد شاید حامیان سرسخت ترامپ این توافق را یک پیروزی بزرگ بدانند، اما برای بسیاری از ناظران، نتیجه چیز دیگری است: آمریکا پس از ماهها جنگ و صرف هزینههای سنگین، بدون دستیابی به اهداف اصلی خود به نقطهای نزدیک به وضعیت پیش از جنگ بازگشته است. او در تندترین بخش مقاله، ترامپ را «رئیسجمهوری ناتوان و ناآگاه» (*feckless and ignorant president*) مینامد و استدلال میکند که توافق فعلی بیش از آنکه نماد قدرت آمریکا باشد، نشاندهنده محدودیتهای سیاستی است که جنگ را آغاز کرد اما نتوانست اهداف اعلامشده خود را محقق سازد. از نگاه فوکویاما، در شرایط کنونی این ایران است که با حفظ رژیم، حفظ بخش عمدهای از برنامه هستهای و نگه داشتن اهرمهای منطقهای خود، دستاورد سیاسی بیشتری از این توافق کسب کرده است.
https://www.persuasion.community/p/the-art-of-the-non-deal
🇮🇷@world_order
شرمن: ترامپ هر آنچه را علیه برجام میگفت، امروز در توافق خودش پذیرفته است
🟠 مذاکرهکننده پیشین آمریکا به سیانان گفت: اینکه مفاد یادداشتتفاهم ایران و آمریکا هنوز هم در هالهای از ابهام قرار دارد، نشان میدهد که آنها نسبت به محتوای آن و اینکه چگونه توسط دیگران دیده خواهد شد، بسیار نگران هستند.
🟠 برداشت شخصی من این است که رئیسجمهور میخواهد روز جمعه یک پیروزی سیاسی را جشن بگیرد، در طول هفته نیز بازارها آرام شوند و قیمت نفت کاهش یابد و سپس شاید از جمعه شب تا صبح شنبه، سرانجام متن توافق را ببینیم.
🟠 آنچه تاکنون به عنوان متن توافق منتشر شده، بسیار کلی، مبهم و صرفاً مفهومی است. نکته جالب این است که من دوباره سخنرانی رئیسجمهور را زمانی که از برجام خارج شد، خواندم. او آن زمان چند نکته بسیار مهم را مطرح کرد که اکنون نیز معیار قضاوت درباره این توافق خواهد بود.
🟠 او گفت که ما تحریمها را خیلی زود لغو کردیم، در حالی که اکنون به نظر میرسد برخی تحریمها، بهویژه تحریمهای نفتی، فوراً برداشته خواهند شد تا ایران بتواند نفت صادر کند.
🟠 او گفته بود که ایران باید همه فعالیتهایش در خاورمیانه را متوقف کند، اما من فکر نمیکنم چنین چیزی واقعاً بخشی از این توافق باشد.
🟠 او ادعا کرده بود که ما میلیاردها دلار به ایران دادهایم، در حالی که این ادعا درست نبود. اما اکنون ظاهراً قرار است بخشی از داراییهای مسدودشده آزاد شود و حتی یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری نیز در نظر گرفته شده است.
🟠 ترامپ همچنین گفته بود که برجام هیچ ارتباطی با موشکها یا مبارزه با تروریسم ندارد، البته همه تحریمهای مربوط به این موضوعات در دوران رئیسجمهور اوباما همچنان برقرار بودند.
🟠 او همچنین مدعی شده بود که بازرسیها کافی نیستند، در حالی که در واقع، این بازرسیها سختگیرانهترین نظام نظارتی در جهان بودند.
🟠 اما مهمتر از همه، این موضوع به مردم ایران مربوط میشود. ترامپ وارد جنگی ویرانگر شد؛ جنگی که به اعتبار آمریکا آسیب زد و من فکر نمیکنم مردم ایران هم دستاورد چندانی از آن داشته باشند.
🟠 من معتقدم عملکرد نیروهای نظامی آمریکا فوقالعاده بود، اما همه دولتها همیشه میدانستند که بستن تنگه هرمز، حمله به پایگاههای آمریکا و حمله به شرکای ما در خلیج فارس، همواره از خطرات جدی بوده است.
🟠 به همین دلیل است که هیچ رئیسجمهور دیگری وارد چنین جنگ بیمحابایی نشد. این جنگی فاجعهبار بود و آنچه تاکنون به عنوان صلح از آن بیرون آمده، به نظر من توافقی بسیار ضعیف و ناامیدکننده است.
🟠 نمیدانم سرنوشت نهایی برنامه هستهای ایران چه خواهد شد؟ بسیار قابل توجه بود که رئیسجمهور گفت «خب، این چیزی که به آن "گرد اورانیوم" میگویند، واقعاً نیازی نیست با آن کاری داشته باشیم؛ چون زیر زمین قرار دارد.» این دقیقاً برخلاف شعاری است که او در تمام این مدت تکرار میکرد.
🇮🇷@world_order