جنگ دوازدهروزه و چهلروزه، ورای همه روایتها و داوریها، یک واقعیت سیاسی بنیادین را آشکار کرد: در لحظه خطر، مرز اصلی سیاست نه میان اصلاحطلب و اصولگراست، نه میان انقلابی و غیرانقلابی، بلکه میان آنان است که در کنار ایران ایستادند و آنان که با سکوت، تردید، توجیه یا همراهی، به متجاوز میدان دادند.
بازگشت به شکافهای پیشین، با هر نام و نشانی، بازتولید همان وضعیتی است که جامعه را فرسوده و سیاست را از مسئله اصلی دور میکند. امروز ایران در برابر یک تهدید واحد ایستاده است، و در چنین لحظهای، وفاداری به سرزمین باید بر همه برچسبهای فرسوده سیاسی تقدم داشته باشد.
ما اکنون زیر یک پرچم ایستادهایم: ایران.
آن که به دنبال تفرقه است را طرد کنید.
✍حسین قتیب
🇮🇷@world_order
محمد رضا جلایی پور:
همهٔ کارکنان رسانهٔ ملی که زیر تهدید مدام بمباران نگذاشتند صدا و سیما خاموش شود، به ویژه آنها که در برنامههایی همچون زمانه و منایرانم همبستگیهای فراگیرتری ساختند؛
یکایک مرزبانان خاکی و آبیِ ایران که در شرایط تشدید تهدیدهای تجاوز، رخصت ناامنی و تجاوز مرزی را ندادند؛
یکایک ایرانیانی که بعد از تهدید زیرساختها، روی پلها و دور نیروگاههای ایران زنجیرهٔ انسانی ساختند؛
یکایک داوطلبان هلال احمر و کارکنان آتشنشانی و نهادهای مدنی و عمومی امدادرسانی که چهل روز به قربانیان تجاوز به کشورمان و در شرایط سخت خدمات کارساز رساندند؛
همهٔ همراهان کمپینهای مستقل دفاع میهنی همچون «به نام ایران» که از روز اول جنگ با طرحهای میدانی و رسانهایشان مارپیچهای سکوت را شکستند، صدای کودکان میناب و دلاوران ناو دنا و هزاران شهید ایران در داخل و خارج کشور شدند، هزاران نفر با سلایق مختلف را در بیانیهها و کنشهای نمادین همبسته کردند و الگوهایی برای ساختن همبستگیهای فراگیرتر و تکثرپذیر و بهرهگیری از هنر و ادبیات در فضای عمومی و خیابان پروردند که تکثیر شد؛
یکایک ایرانیان خارج از کشور که زیر فشار و ضرب اپوزیسیون فاشیستی و وابسته به اسراییل، محور تجمعهای ضد تجاوز به ایران در شهرهای بزرگ جهان شدند؛
صدها هزار اهالی کشمیر و عراق و پاکستان و یمن و ترکیه که با تجمعهای اعتراضی باشکوه و کمکهای نقدیشان به یاری ایرانیان آمدند؛
سازندگان جوان و خلاق ویدیوهای لگویی و انیمهای که در شرایط ضعف دیپلماسی عمومی ایران تاثیر جهانی داشتند؛
هنرمندانی همچون محسن چاوشی که از همان روزهای اول جنگ خطشکنی کردند و خوش درخشیدند و سرمایهٔ اجتماعی و هنریشان را در خدمت دفاع میهنی قرار دادند؛ و هنرمندانی همچون علی قمصری که ابتکارشان را در خدمت حفظ ایران و سرمایههای زیرساختیاش قرار دادند؛
مداحانی همچون مهدی رسولی و حسین طاهری و محمدحسین پویانفر که در این جنگ با نوحههای حماسی و محبوبشان مقاومت و شور ضروری برای دفاع میهنی را پروردند؛
همهٔ فرماندهان و مدیران عالیرتبه در نهادهای عمومی که زیر تهدید مدامِ ترور، خدمترسانی تماموقت کردند و حتی یک نفر ریزش و پیوستن به جبههٔ دشمن نداشتند؛
یکایک کارکنان صنعت حمل و نقل و صاحبان کسب و کارهای خرد و بزرگ که بخشی از کالاها و خدمات ضروری را ارائه میکردند و حتی در رمضان و نوروز و شرایط جنگی هم تعطیلات نداشتند؛
رهبران و کنشگران سیاسی و مدنی هزینهدادهای که در روزهای جنگ انتقادهایشان در سیاست داخلی را مسکوت گذاشتند و با ارتفاعگیری ملی از همان ابتدا تمامقد و گرم و بسیجگر وارد میدان دفاع میهنی شدند؛
همه کارشناسان و راهبرد اندیشانی که بدون اینکه موظف باشند و بیمزد و منت، با دهها ساعت وقتگذاری، پیشنهادها و ایدههای کارساز برای عبور ایران از این گردنه را میپرداختند و به هر طریق ممکن به دست تصمیمگیران و تصمیمسازان میرساندند؛
دلاوران لرِ هموطنمان که با برنو به نبرد مجهزترین نیروهای عملیات ویژه متجاوزان در دشت و کوهستان رفتند؛
۱۶ میلیون جانفدا که ظرف چند روز برای دفاع از ایران داوطلب شدند؛
و شهید لاریجانی که هم راوی قدرت ملی در هر دو جنگ بود و هم پرورندهٔ تدبیرهایی که به چنین نتیجهٔ عزتمندانهای برای ایران ختم شد.
یکایک ما سوارانِ کشتیِ ایران و حتی فرزندان و نوادگانمان مدیون رشادت و مجاهدت و ایثارگری قهرمانان و نیروهایی هستیم که یاد شدند. بالنده و پاینده باد ایران!
🇮🇷@world_order
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ایتای بلومنتال تحلیلگر نظامی و امنیتی شبکه کان ۱۱ عبری:
امشب فاش میکنیم که در آغاز جنگ رمضان علیه ایران در ماه مارس، مقامات ارشد امنیتی امارات متحده بهصورت محرمانه به اسرائیل سفر کردند و با مسئولان بلندپایه دستگاه امنیتی اسرائیل دیدار داشتند.
در واقع، اکنون برای نخستین بار گزارش میدهیم که در جریان جنگ، مقامات بلندپایه اماراتی بهصورت فیزیکی وارد اسرائیل شدهاند.
این دیدارها بر هماهنگیهای امنیتی میان دو طرف متمرکز بوده است و پس از آن انجام شد که گزارشهایی درباره سفرهای محرمانه مقامات اسرائیلی به ابوظبی منتشر شده بود؛ از جمله نتانیاهو و رئیس ستاد کل، ایال زامیر.
برای درک اهمیت این هیئت، نمیتوانیم جزئیات هویت افراد حاضر را فاش کنیم، اما این مقامات با یک هواپیمای اختصاصی بوئینگ ۷۳۷ VIP وارد شدند؛ هواپیمایی که معمولاً توسط اعضای بلندپایه خاندان سلطنتی امارات مورد استفاده قرار میگیرد.
⭕️چرا بخشهای به سود ایران در توافقنامه در حال برجسته شدن است؟
به گمان من، درز دادن بخشهایی از توافق احتمالی را نباید صرفا یک اتفاق رسانهای یا نتیجه رقابت معمول میان خبرنگاران برای انتشار زودتر خبر دانست. زمانبندی این درزها، انتخاب بندهایی که منتشر میشوند و نحوه برجستهکردن آنها نشان میدهد که احتمالا با بخشی از یک کارزار سیاسی و رسانهای روبهرو هستیم. کارزاری که از همین حالا میخواهد توافق را ضعیف، ناکافی و بیش از حد به سود ایران نشان دهد، آن هم پیش از آنکه متن کامل، ضمائم حقوقی و سازوکارهای اجرایی آن در دسترس افکار عمومی قرار گیرد.
در چنین شرایطی، انتشار گزینشی چند بند میتواند تصویری کاملا متفاوت از کلیت توافق بسازد. ممکن است امتیازهای ایران برجسته شوند، اما محدودیتهای پذیرفتهشده از سوی تهران، تعهدات متقابل آمریکا و اسرائیل یا ضمانتهای اجرایی توافق کمتر دیده شوند. به این ترتیب، پیش از آنکه بحثی جدی درباره هزینهها و دستاوردهای واقعی توافق شکل بگیرد، این برداشت در افکار عمومی تثبیت میشود که ایران دست بالا را پیدا کرده و طرف مقابل ناچار به عقبنشینی شده است.
منطق سیاسی این کار روشن است. وقتی توافق در واشنگتن، تلآویو یا رسانههای نزدیک به آنها بهعنوان نشانه شکست یا عقبنشینی معرفی شود، فشار برای اجرای سختگیرانهتر آن افزایش پیدا میکند. در چنین فضایی، هر بند مبهم میتواند با محدودکنندهترین تفسیر ممکن اجرا شود، هر تأخیر فنی یا اختلاف اجرایی میتواند بهعنوان عدم پایبندی ایران معرفی شود و هر اختلاف بر سر بازرسیها، رفع تحریمها، عبور کشتیها از تنگه هرمز یا ترتیب اجرای تعهدات، به بحران تازهای تبدیل شود. حتی نقض برخی مفاد توافق نیز ممکن است بعدا با این استدلال توجیه شود که طرف مقابل صرفا در حال «اصلاح یک توافق بد» یا «جلوگیری از سوءاستفاده ایران» بوده است.
مقالههایی از جنس تحلیل اخیر Foreign Policy را نیز باید در همین چارچوب دید. این نوشتهها فقط در پی توضیح این نیستند که چه کسی جنگ را برد یا باخت. آنها در حال ساختن روایتی هستند که بر اساس آن، آمریکا و اسرائیل در میدان نظامی موفق بودند، اما در سطح سیاسی و راهبردی امتیاز دادند. در این روایت، بقای نظام سیاسی ایران، سختترشدن مواضع تهران، استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار و فاصلهگرفتن کشورهای عربی از پروژه عادیسازی با اسرائیل، همگی نشانههای یک شکست راهبردی معرفی میشوند.
نتیجه عملی چنین روایتی این است که توافق از همان روز نخست نه بهعنوان پایان جنگ، بلکه بهعنوان سندی موقت، ناقص و قابل بازنگری معرفی شود. توافقی که باید دائما زیر سؤال برود، با سختگیری اجرا شود و امکان بازگشت از آن همیشه باز بماند. در این چارچوب، حتی اگر جنگ در میدان متوقف شود، منطق جنگ میتواند در شیوه اجرای توافق ادامه پیدا کند.
به همین دلیل، به نظر من نبرد اصلی شاید تازه پس از اعلام توافق آغاز شود. این نبرد دیگر فقط بر سر متن و مفاد حقوقی توافق نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی تفسیر مسلط از آن را شکل میدهد. اگر روایت «توافق ضعیف» تثبیت شود، راه برای اجرای گزینشی، بازگشت مرحلهای تحریمها، تعلیق برخی تعهدات و حتی نقض تدریجی توافق باز خواهد شد. در چنین شرایطی، طرفی که روایت عمومی را در اختیار بگیرد، احتمالا قدرت بیشتری برای تعیین سرنوشت واقعی توافق خواهد داشت.
✍حسین قتیب
🇮🇷@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
قالیباف: باید به معنای واقعی کلمه با چین شریک باشیم ▪️امروز وظیفه داریم مردم را از زیر فشارهای اقتص
قالیباف، یکی از متنفذترین چهرههای ایرانی، پیشنهاد تشکیل یک بلوک (اتحاد) با چین را مطرح کرد:
«ما به بلوکها نیاز داریم و بهنوعی، آنها در حال حاضر وجود دارند.
هر بلوکی که شکل بگیرد، بدون شک دو کشور بخشی از آن خواهند بود؛ هیچ تردیدی در این باره نیست: چین و ایران.
من در تمام جنبهها—اعم از فناوری، اقتصاد و سیاست—به این مسیر کاملاً متعهد هستم.»
One of the most influential Iranian figure Ghalibaf proposes forming a Bloc with China:
"We need Blocs and in a sense, they already exist
Whatever Bloc is formed, two countries will undoubtedly be part of it; there is no doubt about that: China and Iran
I am firmly committed to this path in all its aspects: technology, the economy, and politics"
https://x.com/i/status/2067215308599820651
🇮🇷@WORLD_ORDER
هدایت شده از ParsinTV | پارسین تیوی
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نیک فوئنتس، چهره رسانهای مشهور آمريکايی؛
"شیعیان مسلمانان واقعی هستند، هرگز فراموش نکنید چه کسانی برای فلسطین جنگیدند، اون ایران و شیعیان بودند
«رهبر معظم ایران [آیت الله خامنهای] اگر صدایم را میشنوید، از اینکه به مقابله با اسرائیل پرداختهاید، سپاسگزارم.»"
✨پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲
🆔 @parsintv
ترامپ:
«ما فردی بهنام سلیمانی را از میان برداشتیم. فکر میکنید اگر او زنده بود، اتفاقات فعلی برای ایران رخ میداد؟
او یک نابغه بود. مردم این را فراموش میکنند.
همه آدمهای سرسخت متوجه نیستند که این یک توافق سه ماهه نبود. سالها طول کشید تا این توافق حاصل شود. میدانید چرا؟ چون من کسی بودم که ژنرال سلیمانی را کشتم.
ترور سلیمانی بزرگترین اتفاق ۵۰ سال اخیر خاورمیانه بود.
سلیمانی یک نابغه بود. او خیلی مورد احترام بود. او همه کاره ای ایران بود.
آنها هرگز نتوانستند او را جایگزین کنند»
⏪ سلیمانی نابغهای بود که هم توسط آمریکا، هم توسط جریانهای سیاسی داخل، هم توسط رسانهها و هم توسط جماعت نوکدماغ بینی که بزرگترین دغدغهاش شکم و زیرشکم است، ترور شد.
سلیمانی وطندوستترین استراتژیست نظامی ایران بود و همین جرم برای او بس بود که در معرض این میزان توهین و بیاحترامی قرار بگیرد.
و اصولا در جامعهای که یک جرثومه فساد و تباهی و رذالتی چون رضا پهلوی میتواند در قد و قواره کنشگر سیاسی مطرح شود، باید هم سلیمانیها مورد توهین و اهانت قرار بگیرند.
⏪ دچار این توهمات و خیالات هم نشویم که ملت بزرگ ایران شکستناپذیر است و این ملت تاریخی است و فلان و فلان.
این ملت همیشه تاریخ و در بالای نود درصد جنگها شکست خورده و تحقیر شده و خاک و جان و مال خود را از دست داده است.
این کشور اگر امروز سر پا مانده است بعد از الطاف الهی، مجاهدت و از جان گذشتگی نهایت بیست تا سی درصد ساکنان این سرزمین است. باقی خیالات است.
#خرمگس
🇮🇷@world_order
فرهاد قنبری
کدام شاهنشاهی دوهزار ساله؟
جشنهای شاهنشاهی دوهزار و پانصد ساله در عمل به توهم دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی ایرانی دمید و جماعتی بیسواد و خودبزرگ پندار خلق کرد که تصور میکرد دوهزار و پانصد سال آقای جهان بوده است. و جالب آنکه در این میان حتی یک نفر هم نپرسید که از سال دوازده هجری شمسی که تازیها پا به این سرزمین گذاشتند تا هزار سال بعد آن چند پادشاه ایرانی بر بخش بزرگی از این سرزمین حکومت کرد که آن را بخشی از امتداد و دوهزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران مینامند؟
در این توهمات از معاویه تا هشام ابنعبدالملک و عبدالملکابن مروان و منصور دوانیقی و هارون رشید و سایر خلفای تازی که تسمه از گُرده اجدادمان کشیدند، به عنوان امتداد شاهنشاهی ایرانی یاد شد..
در این توهمات از فرزندان سبکتکین و سلجوق و انوشتکین غرچه و سایر غلامان ترک و ترکمان که از بزدلی و بیعرضگی اجداد ما بر این سرزمین حکومت میکردند به اسم امتداد شاهنشاهی ایرانی یاد شد.
در این مسیر آنقدر توهم را ادامه دادند که از هلاکوخان و اباقا و اولجایتو و تیمور و الغبیگ و سایر نوادگان چنیگزِ وحشی، برایمان امتداد شاهنشاهی ایرانی ساختند و چنان بر چشمانمان خاک پاشیدند که حتی تل عظیم جنازه اجدادمان که با شمشیر تازی و ترکمان و مغول بر روی هم انباشته شده بود را ندیدیم.
در امتداد این شاهنشاهی از ما چنان قهرمانانی شکست ناپذیری ساختند که انگار همیشه تاریخ بر تارک پر افتخار تاریخ نشسته و جهان محو جبروتمان بوده است. در این توهم فروشی دوهزار و پانصد ساله به ما نگفتند که تا همین یک قرن پیش از تازی و مغول و ترک تا عثمانی و ازبک و ترکمان جغرافیای این سرزمین ستمدیده را اتوبان قتل و غارت و تجاوز خود میدانست و هر وقت که عنان هوس و شهوت از دستاش خارج میشد یا دنبال غارت و راهزنی بود مسیری بهتری از مرزهای دوهزار و پانصد سال شاهنشاهی ما نمیشناخت.
ایران با دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی از چالدران تا جنگهای ایران و روس و جنگ اول و دوم جهانی همیشه راحتالحلقوم اقوام بیابانگرد و قدرتهای منطقهای و جهانی بود و آنچه در این میان پایمال میشد، جان و مال و ناموس و آبروی رعیت ایرانی بود. ملتی که تاریخاش، تاریخ شکست بود و در هر جنگ و پای هر میز مذاکرهای چارهای جز تحقیر و از دست دادن بخشی از خاک و امضای کاپیتولاسیون و پرداخت غرامت و امثالهم نداشت. ملتی که باید تا همین نیم قرن پیش میان قدرتهای استعمارگر «موازنه مثبت» برقرار میکرد تا خدای نکرده خم به ابروی ظالمان و زورگویان نیاید. (و اگر در این میان هم کسی جرات میکرد و از مقاومت و «موازنه منفی» و ملی کردن منابع کشور سخن میگفت، شاهنشاهی دوهزار و پانصد ساله به کمک امپریالیستها میشتافت و چنان در دهان دولت و ملت خود میزد که دیگر جرات چنین غلطهایی را نداشته باشند)
حال در این میان و در نیم قرن اخیر مردانی پیدا شدند که علارغم همه خامی واشتباهات و تعصبات و ندانمکاریهای خود، کاپیتولاسیون را ننگ ایرانی میدانستند، از غارت منابع کشور توسط بیگانه ابراز ناخرسندی میکردند و از قدرت درونزا و قوی شدن کشور برای مقابله با ظالمان سخن گفتند و تلاش میکردند که ایرانی قوی و قدرتمند که هر کس و ناکسی جرات حمله و غارت منابع آن را نداشته باشد، بسازند.
و در این هنگام دوباره مدعیان شاهنشاهی دوهزار و پانصد ساله به کمک امپریالیستها و دشمنان شتافتند و این بار با کنار گذاشتن تمام نقابها، دوشادوش دشمنان برای نابودی ایران صف کشیدند و فریاد زدند که شما غلط میکنید که میخواهید ایرانی مستقل و قوی بسازید. فریاد زدند که ایرانی مفتخر به شاهنشاهی چند هزارساله، باید تحقیرشده، مورد تجاوز قرار گرفته، لگدخورده و چاپلوس بیگانه باشد و چیزی غیر این را تحمل نخواهیم کرد..
🇮🇷@world_order
آنکه تصور میکند ایران در هیچ جنگی شکست نخورده است به یقین حتی یک ورق از تاریخ این سرزمین را تورق نکرده است.
چنین شخصی به خود زحمت نداده و یک ورق از تاریخ خلافت اموی و عباسی را نخوانده است تا بر بیچارگی اجداد خود خون گریه کند. به خود زحمت نداده و یک ورق از تاریج جهانگشای جوینی را نخوانده است تا از فلاکت و بیچارگی و حجم اندوهی که بر این سرزمین رفته است دچار سردرد و تپش قلب شود. (چنان رنج و دردی که حتی ابناثیر عرب هم وقتی میخواهد آن را روایت کند میگوید کاش از مادر زاده نشده بودم و کاش تاریخنگار نمیشدم تا بخواهم چنین رنج و شقاوتی که این قوم خونخوار بر خراسان روا داشت را بر قلم برانم)
یک ورق تاریخ نخوانده و حتی یک ورق ادبیات هم نخوانده تا در پس جمله به جمله و بیت به بیت آثار بیهقی و انوری و عطار نیشابوری و دیگران فریاد مظلومیت و بیپناهی اجداد خود را بشوند.
ریچارد فرای آمریکایی میگوید در هیچ نقطه جهان به اندازه خراسان انسان بیگناه کشته نشده است اما هموطن متوهم ما تصور میکند که همیشه تاریخ قدرتمند و پیروز هر جنگی بوده است..
#خرمگس
🇮🇷@world_order
🔴دلیل اصلی توقف جنگ توسط ترامپ: احتمال بالای رکود اقتصادی در آمریکا
رئیسجمهور دونالد ترامپ روز چهارشنبه گفت که ادامه جنگ ایران میتوانست عواقب اقتصادی شدیدی داشته باشد؛ وی افزود که نمیخواسته به «هربرت هوورِ مرحوم و بزرگ» تبدیل شود، یعنی همان رئیسجمهوری که در زمان سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹ (که جرقه رکود بزرگ را زد) روی کار بود.
ترامپ در جریان یک کنفرانس خبری در اجلاس سران جی۷ گفت: «بنابراین، تنها چیزی که نمیخواستم شاهدش باشم، یک فاجعه اقتصادی بود.
اگر به این وضعیت ادامه میدادید، ممکن بود چنین اتفاقی بیفتد. اما تنها چیزی که من میدانم این است که هر بار که از احتمال صلح صحبت کردیم، بازار سهام مثل موشک بالا رفت.
هیچوقت پایین نیامد. اگر مردم از این کار [صلح] خوششان نمیآمد... میدانید، بازار سهام از هر کسی که وجود دارد باهوشتر است، از جمله از افرادی که روی این صحنه هستند—البته به جز خود من.»
https://www.newsday.com/news/nation/g7-summit-trump-ai-france-17-june-2026-f72748?hl=en-US
🔻توضیح:
این صحبتهای ترامپ منطبق بر همان نکتهای است که آقای میرشایمر از همان روزهای اول جنگ ۴۰ روزه اخیر به آن اشاره میکرد؛ یعنی خطر مواجهه با یک «کوه یخ» (iceberg) در قالب یک رکود اقتصادی بزرگ، شبیه به رکود سال ۱۹۲۹.
#بین_دوگانگیها
🇮🇷@world_order
سپاس خدای را که سهم ما از تاریخ، ایستادن در روزگار سقوط نیشابور نبود؛ نه هنگام جدا شدن هرات از پیکر ایران زیستیم و نه در شهریور بیست، آنگاه که بیگانگان از شمال و جنوب آمدند و وطن را اشغال کردند. تقدیر نسل ما این نبود که تنها راوی شکست باشد. ما را برای روز دیگری نگه داشتند؛ برای روز ایستادن.
انقلاب اسلامی پنجاهوهفت، با همه فراز و فرودها و همه داوریها، چیزی را در جان این ملت زنده کرد که قرنها تحقیر و شکست میکوشید از او بگیرد: اعتماد به نفس ملی. این باور که ایران میتواند بر پای خود بایستد، برابر دو قدرت اتمی عقب ننشیند، عراق نشود، لیبی نشود، ونزوئلا نشود و سرنوشتش را دیگران برایش ننویسند.
ما افسانه شهرهای موشکی را نشنیدیم؛ دریچههایشان را دیدیم که گشوده شد. دیدیم چگونه از دل کوه، آتش برخاست و آسمان را شکافت. دیدیم مردانی را که در پای پرتابگرها ماندند و آنان را که پشت سامانههای پدافندی، چشم به آسمانی دوختند که هر لحظه میتوانست مرگ از آن فرود آید.
ما قهرمانان را این بار روی پرده سینما ندیدیم. نسخه واقعی دلیران تنگستان را دیدیم؛ در خلیج فارس و هرمز؛ بیگریم، بیموسیقی حماسی، بینورپردازی. مردانی خاموش، کنار قایقها، پهپادها، موشکها و رادارها، در میان آژیر و آتش، که شاید نام بسیاریشان هرگز دانسته نشود، اما ایران نام کارشان را به یاد خواهد سپرد.
و دیدیم که زندگی نیز تسلیم نشد. نوازندهای در دل خطر، در کنار نیروگاه ساز زد؛ مردمی روی پلها ایستادند، با آنکه میدانستند آسمان امن نیست. شبها و شبها در خیابان با وجود تهدید. گویی هر کدام میخواستند به دشمن بگویند: میتوانید آسمان را ناامن کنید، اما نمیتوانید زندگی را از این سرزمین بگیرید.
ما ایران را بیزخم ندیدیم. داغ دیدیم، ترس دیدیم، ویرانی دیدیم. اما نگریختیم. آن روز که تاریخ در خانه ما را کوبید، پشت در پنهان نشدیم. ایستادیم و فهمیدیم که میهن فقط خاک نیست؛ لحظهای است که میدانی خطر نزدیک است، اما باز هم جایت را ترک نمیکنی.
سپاس خدای را که سهم ما از تاریخ، ایستادن در روزگار سقوط نیشابور نبود؛ نه هنگام جدا شدن هرات از پیکر ایران زیستیم و نه در شهریور بیست، آنگاه که بیگانگان از شمال و جنوب آمدند و وطن را اشغال کردند. تقدیر نسل ما این نبود که تنها راوی شکست باشد. ما را برای روز دیگری نگه داشتند؛ برای روز ایستادن.
انقلاب اسلامی پنجاهوهفت، با همه فراز و فرودها و همه داوریها، چیزی را در جان این ملت زنده کرد که قرنها تحقیر و شکست میکوشید از او بگیرد: اعتماد به نفس ملی. این باور که ایران میتواند بر پای خود بایستد، برابر دو قدرت اتمی عقب ننشیند، عراق نشود، لیبی نشود، ونزوئلا نشود و سرنوشتش را دیگران برایش ننویسند.
ما افسانه شهرهای موشکی را نشنیدیم؛ دریچههایشان را دیدیم که گشوده شد. دیدیم چگونه از دل کوه، آتش برخاست و آسمان را شکافت. دیدیم مردانی را که در پای پرتابگرها ماندند و آنان را که پشت سامانههای پدافندی، چشم به آسمانی دوختند که هر لحظه میتوانست مرگ از آن فرود آید.
ما قهرمانان را این بار روی پرده سینما ندیدیم. نسخه واقعی دلیران تنگستان را دیدیم؛ در خلیج فارس و هرمز؛ بیگریم، بیموسیقی حماسی، بینورپردازی. مردانی خاموش، کنار قایقها، پهپادها، موشکها و رادارها، در میان آژیر و آتش، که شاید نام بسیاریشان هرگز دانسته نشود، اما ایران نام کارشان را به یاد خواهد سپرد.
و دیدیم که زندگی نیز تسلیم نشد. نوازندهای در دل خطر، در کنار نیروگاه ساز زد؛ مردمی روی پلها ایستادند، با آنکه میدانستند آسمان امن نیست. شبها و شبها در خیابان با وجود تهدید. گویی هر کدام میخواستند به دشمن بگویند: میتوانید آسمان را ناامن کنید، اما نمیتوانید زندگی را از این سرزمین بگیرید.
ما ایران را بیزخم ندیدیم. داغ دیدیم، ترس دیدیم، ویرانی دیدیم. اما نگریختیم. آن روز که تاریخ در خانه ما را کوبید، پشت در پنهان نشدیم. ایستادیم و فهمیدیم که میهن فقط خاک نیست؛ لحظهای است که میدانی خطر نزدیک است، اما باز هم جایت را ترک نمیکنی.
✍حسین قتیب
🇮🇷@World_Order
کمتر از یک دهه؛ پایان دو ابرقدرت نظامی؟
✍️ عبداله باباخانی
جنگ اوکراین افسانه شکستناپذیری ارتش روسیه را فرو ریخت. اکنون رویارویی با ایران نیز این پرسش را مطرح کرده است که آیا عصر برتری مطلق نظامی آمریکا نیز به پایان خود نزدیک میشود؟
جهان در آستانه ورود به عصر جدیدی از قدرت قرار دارد. در این عصر، برنده جنگها الزاماً کشوری نیست که ناو بیشتری داشته باشد یا موشکهای دوربردتری تولید کند؛ بلکه کشوری پیروز خواهد بود که در هوش مصنوعی، داده، جنگ سایبری و تسلط بر زیرساختهای دیجیتال برتری داشته باشد.
قدرت نظامی قرن بیستم بر فولاد، سوخت و تسلیحات استوار بود؛ اما قدرت نظامی قرن بیستویکم بر الگوریتم، داده و هوش مصنوعی بنا خواهد شد.
🇮🇷@world_order