مهمتر از پیگیری مسائل مرتبط با مذاکره تشکیل فوری #دبیرخانه برای پیگیری مسائل چین در تهران است.
آقای #قالیباف بسمالله...
https://x.com/m_e_najafabadi/status/2069348321257218494?s=20
🆔@world_order
🔴هشدار!!!
✍مهدی خراتیان
۱. بند ۸ توافق هسته ای، با توجه به اینکه ایران را به شکلی مطلق مقید به عدم ساخت سلاح اتمی میکند، یا در حالت خوشبینانه، تعهد ایران برای عدم توسعه سلاح هسته ای را به عدم تهدید/استفاده از زور ایالات متحده و متحدینش منوط کرده است، با توجه به بند آخر توافق نامه (که تاکید میکند همه مفاد در نهایت به قطعنامه الزام آور سازمان ملل تبدیل خواهند شد) مقدمه تعهدی فراتر از NPT است (که به موجب بند ۱۰ حق خروج از NPT و لغو تعهد به عدم ساخت سلاح را در صورت تهدید منافع عالی امنیت ملی جایز دانسته است). لذا به موجب اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی "اجرایی شدن" این بند توافق بشکلی مضاعف نیازمند بحث و بررسی و تصویب در مجلس شورای اسلامی است.
۲. همچنین بند ۸ این توافق به دلیل اوردن دو کلمه develop و procure از ادبیات NPT خارج شده و میتواند به ایالات متحده و غرب دستاویزی دهد تا خواستار جمع آوری تمام یا بخش مهمی از صنعت هسته ای تحت لوای "مقدمه سازی برای ساخت سلاح اتمی" شوند. اینامر، هم از منظر حقوقی و هماز منظر راهبردی بسیار چالش برانگیز است و مستلزم ورود مضاعف مجلس به جزییات این بند است و تا آنزمان اجرایی شدن این بند غیر قانونی است.
۳. باید توجه کرد که ورود بازرسان آژانس در شرایط فعلی، و با توجه به قانون تعلیق همکاریها با آژانس، از منظر عرف، معنایی جز اجرایی سازی بند ۸ و همچنین بند ۹ توافق اسلام آباد- یعنی فریز وضعیت فعلی برنامه هسته ای در برابر فریز تحریمها و اقدامات نظامی آمریکا - ندارد، چون فریز "وضعیت فعلی" نیازمند داشتن علم به "وضع فعلی" برنامه هسته ای ایران است تا بتوان در یک روند نظارتی، "وضع موجود" را حفظ کرد. این مساله ای است که باید تیم مذاکره کننده به آن توجه کند.
۴. با توجه به منطق خود توافق یعنی بند ۱۳، هرگونه مذاکره در مورد سایر پاراگرافها من جمله حوزه هسته ای منوط به تضمین تمامیت ارضی لبنان است که در شرایط فعلی معنای آن تعهد اسراییل به خروج از لبنان در قالب یک جدول زمانبندی مدون و قابل سنجش و همچنین عقب نشینی به نقاطی است که در آغاز توافق درآنها استقرار داشته است. لذا تا آنزمان هرگونه مذاکره هسته ای و تغییر در وضع موجود حوزه هسته ای ایران (که کسب اطلاع دشمن از وضعیت آن را شامل میشود) طبق خود متن توافق، مخالف متن و روح توافق و خلاف مصالح عالی کشور است.
۵. با توجه به قانون مهم "الزام دولت به تعليق همكاري با آژانس بين المللي انرژی اتمی"
مصوب ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ و ابلاغ آنتوسط رییس جمهور:
اولا، تا زمان "حصول اطمينان از رعايت كامل حاكميت ملي و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران و به ويژه تأمين امنيت مراكز و دانشمندان هسته ای" و "
حصول اطمينان از رعايت كامل حقوق ذاتی جمهوری اسلامی ايران در بهره مندی از كليه حقوق مصرح در ماده (۴) معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای به ويژه غنی سازی اورانيوم"، هرگونه همکاری با آژانس به حالت تعلیق درامده است. در متن قانون اگرچه اطمینان از موارد فوق بر عهده شورای عالی امنیت ملی گذاشته شده است، اما با توجه به اینکه در متن توافق تصریحی به حقوق هسته ای ایران وجود ندارد و تعهد آمریکا برای عدم تعرض به ایران نیز اعتباری ندارد، دادن اجازه به بازرسان آژانس برای ورود به سایتهای هسته ای به اعتبار کشور شدیدا ضربه وارد میکند.
۶. ثانیا به موجب تبصره ۱ قانون فوق "
اطمينان از تحقق شروط مذكور، پس از گزارش سازمان انرژي اتمي با تصويب شوراي عالي امنيت ملي احراز خواهد شد. دولت مكلف است هر سه ماه يك بار گزارش تحقق شروط مذكور را به مجلس شوراي اسلامي و شوراي عالي امنيت ملي ارائه نمايد." لذا باید برای احراز اطمینان، مراحل فوق طی شود و مجلس نیز در جریان قرار گیرد.
در یکجمع بندی، تیم مذاکره کننده میتواند استدلال کند که ورود بازرسان آژانس به ایران ابدا به معنای اجرایی سازی توافق خصوصا بندهای ۸ و ۹ نیست و اساسا ربطی به توافق ندارد پس با بند ۱ و ۱۳ هم در تعارض نیست و نیز مدعی شود که تمامی روالهای قانونی در شعام و سازمان انرژی اتمی جهت دسترسی مجدد بازرسان به سایتهای هسته ای انجام شده و از همینرو طبق قانون است؛ اما این هشدار برای آنها بسیار جدی است که عقب نشینیهای راهبردی و سیاسی مقدمه جا افتادن تفاسیر حقوقی طرف مقابل از متن است و بر بازدارندگی غیرمتعارف و متعارف کشور تاثیراتی بلندمدت خواهد داشت. دولت آمریکا در حال حاضر اقداماتی را انجام میدهد که از حیث قانونی برایش چالش کمی خواهد داشت، اما این نگرانی وجود دارد که تیم ایرانی اقداماتی را انجام میدهد که تراشیدن وجاهت قانونی برای آنها، حتی بر اساس متن توافق، بسیار پرزحمت است و این عدم توازنها عاقبت کار دست کشور میدهد. امیدواریم که خبر ورود بازرسان تکذیب و نکات فوق توسط تیم محترم مذاکره کننده، لحاظ شود.
https://x.com/i/status/2069116851297096127
@world_order
🔻دیدار معاون شورای عالی امنیت ملی ایران با وزیر امور خارجه چین در نشست رؤسای آژانسها و مشاوران امنیت ملی کشورهای عضو بریکس، بهویژه در فضای پساجنگ، رویدادی قابل توجه و دارای پیامهای مهم سیاسی و امنیتی است. اهمیت این دیدار از آن جهت است که یک مقام عالیرتبه سیاسی چین وارد گفتوگو با یک مقام ارشد امنیتی ایران شده؛ موضوعی که فراتر از یک ملاقات تشریفاتی در حاشیه نشستهای چندجانبه ارزیابی میشود و نشاندهنده توجه ویژه پکن به تحولات امنیتی و سیاسی مرتبط با ایران است.
همچنین دیدار با مشاور امنیت ملی هند در این مقطع زمانی حائز اهمیت است.
✍مصطفی نجفی
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
غافلگیری جامعه اطلاعاتی آمریکا از فناوری پهپادی ایران
🟠 سیانان در گزارشی اختصاصی از آنچه یک خلبان جنگنده آمریکایی درست پیش از خروج اضطراری از هواپیمایش بر فراز ایران دیده بود، پرده برداشت.
🟠 هواپیمای او در ماه آوریل سرنگون شد و در آن زمان رئیسجمهور ترامپ گفته بود که هواپیما با یک موشک دوشپرتاب هدف قرار گرفته است.
🟠 اما به گفته منابع آگاه، این خلبان پیش از سقوط، چندین پهپاد ایرانی را مشاهده کرده که بهصورت گروهی و در آرایشی شبیه «عروس دریایی» حرکت میکردند. یکی از منابع این صحنه را «واقعاً شبیه موجودات فضایی» توصیف کرده است.
🟠 «زکری کوهن» خبرنگار ارشد امنیت ملی سیانان، گفت این توصیف خلبان باعث شگفتی مقامهای اطلاعاتی آمریکا شد که در حال بررسی حادثه بودند.
🟠 خلبان توضیح داده که چندین پهپاد را دیده که به یکدیگر متصل بودهاند؛ پهپادهای بزرگتر در بالا قرار داشتند و پهپادهای کوچکتر مانند «پاها» در زیر آنها حرکت میکردند. همه این پهپادها بهصورت هماهنگ و یکپارچه عمل میکردند که نشاندهنده نوعی ارتباط و هماهنگی میان آنها بود.
🟠 منابع میگویند جامعه اطلاعاتی آمریکا تاکنون چنین قابلیتی را در برنامه پهپادی ایران رصد نکرده بود. یکی دیگر از منابع، روایت خلبان را شبیه توصیف «یک میدان مین از پهپادها» دانسته است.
🟠 اگر آنچه خلبان دیده واقعاً وجود داشته باشد، این سؤال مطرح میشود که ایران چگونه توانسته به چنین قابلیتی دست پیدا کند، بدون آنکه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا از آن مطلع شوند؟
🟠 «سدریک لیتون» سرهنگ بازنشسته در واکنش به این گزارش گفت: غافلگیری همیشه در کار اطلاعاتی اتفاق بدی است. آنچه خلبان توصیف کرده میتواند نشانه استفاده از فناوری یا تاکتیکهای جدید باشد.
🟠 او ادعا کرده توسعه چنین تاکتیکهایی نیازمند سطح بالایی از پیچیدگی فنی است و احتمالاً در چین یا روسیه توسعه یافته و سپس توسط ایران بومیسازی شده است.
🟠 در پاسخ به این سؤال که چگونه میتوان با چنین آرایش پهپادی مقابله کرد، لیتون گفت این مسئله چالش بزرگی برای نیروی هوایی آمریکا خواهد بود.
🟠 «سابرینا سینگ» تحلیلگر سیانان، گفت اگر این گزارش درست باشد، نشان میدهد ایران همچنان از فناوریهای پیشرفته پهپادی برخوردار است و این توانمندیها در جنگ از بین نرفتهاند.
🟠 او گفت: ایران نهتنها شکل میدان نبرد مدرن را تغییر خواهد داد، بلکه بر نحوه خرید تسلیحات و برنامهریزی آمریکا برای جنگهای آینده نیز اثر خواهد گذاشت.
🆔@World_Order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴«عروس دریایی» بر فراز آسمان ایران؛ سقوط اف-۱۵ و پردهبرداری از شبکه پیچیده پهپادی تهران / تایمز اسرائیل
🔴شوک در آسمان
🔴گزارشهای اطلاعاتی درباره سرنگونی یک فروند جنگنده اف-۱۵ ایالات متحده در حریم هوایی ایران در جریان جنگ اخیر در ماه آوریل، ابعاد نگرانکنندهای از توانمندیهای ناشناخته رزمی تهران را فاش کرده است. خلبان آمریکایی که پس از سقوط در خاک دشمن توسط نیروهای کماندویی نجات یافت، در جلسات بازجویی اطلاعاتی خود مشاهداتی تکاندهنده را روایت کرده است. پیش از اصابت، او صراحتاً مجموعهای از پهپادهای ایرانی را مشاهده کرده که در یک آرایش هماهنگ، یکپارچه و متصل به یکدیگر در حال پرواز بودهاند؛ ساختاری که به یک «عروس دریایی» غولپیکر شباهت داشته است.
🔴در این آرایش، پهپادهای بزرگتر در بالا و پهپادهای کوچکتر مانند پاهای این موجود در پایین حرکت میکردهاند. این خلبان فضای اطراف خود را به یک «میدان مین پهپادی» توصیف کرده و منابع آگاه این صحنه را پدیدهای کاملاً فرازمینی خواندهاند. این نخستین و تنها باری بود که واشنگتن یک جنگنده خود را در خاک ایران در جنگی از دست داد که با موج حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در بیستوهشتم فوریه و کشته شدن علی خامنهای آغاز شد و ماه جاری با توافقی میان کشورها پایان یافت. افسر سیستمهای تسلیحاتی این جت نیز پس از ۳۶ ساعت در یک عملیات پیچیده استخراج شد، اگرچه مشخص نیست او نیز این آرایش را رویت کرده باشد.
🔴جهش تکنولوژیک مرگبار
🔴فناوری پیچیدهای که توسط این خلبان توصیف شده، در ادبیات نظامی با عنوان «شبکهسازی توری یکبهچند» شناخته میشود؛ قابلیتی که در آن یک اپراتور واحد، ناوگانی متشکل از چندین پهپاد را به صورت همزمان هدایت و کنترل میکند. ارزیابیهای اولیه نشان میدهد که احتمالاً همین آرایش هوشمند پهپادی عامل اصلی سرنگونی جنگنده پیشرفته اف-۱۵ بوده است. با این حال، مقامات اطلاعاتی آمریکا با تردیدهایی نسبت به دقت روایت خلبان مواجه هستند؛ او در زمان بیان این مشاهدات دچار ضربه مغزی شده بود و پیشتر نیز در جریان همین جنگ، توسط آتش نیروهای خودی کویت سرنگون شده بود.
🔴اما اِما بیتس، کارشناس جنگافزارهای پهپادی، هشدار داده که مقابله با توانمندی شبکهسازی توری، مستلزم صرف هزینههای نجومی است. به گفته او، اگر پهپادها بتوانند خود را در یک شکل مشخص هماهنگ کرده، آن آرایش را حفظ کنند، حامل مواد منفجره باشند و منابعی را برای حملات ثانویه و نابودی اهداف باقیمانده در ذخیره نگه دارند، با رویکردی به شدت کارآمد و مرگبار مواجه هستیم که پیشتر تصور نمیشد در اختیار تهران باشد.
🔴ردپای اژدها و خرس
🔴سازمانهای اطلاعاتی ایالات متحده تا پیش از این رویداد بیسابقه، هرگز ارزیابی نکرده بودند که جمهوری اسلامی به قابلیت پیشرفته شبکهسازی توری دست یافته باشد. ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) و دفتر مدیر اطلاعات ملی نیز از ارائه هرگونه توضیح در این باره خودداری کردهاند. با این وجود، زنجیرهای از گزارشهای متوالی نشان میدهد که توسعه این تکنولوژی به احتمال بسیار قوی با کمک و پشتیبانی کشورهای خارجی صورت گرفته است. چین و روسیه دو قدرتی هستند که به طور قطع این قابلیت پیشرفته را در اختیار دارند و دو منبع آگاه تایید کردهاند که آنها به تهران در توسعه فناوریهای مرگبار پهپادیاش یاری رساندهاند.
🔴این جهش هراسانگیز در تسلیحات بدون سرنشین نشاندهنده یک تغییر اساسی در موازنه قدرت نظامی است که نیروهای آمریکایی و متحدان آن را با تهدیدی پیچیده مواجه میسازد. ظهور این شبکه هوشمند پهپادی، از لایههای پنهان و بسیار پیشرفته دفاع هوایی ایران پرده برداشته و فرضیات پیشین مبنی بر برتری مطلق هوایی واشنگتن را در نبردهای آینده در خاورمیانه با چالشهایی جدی و پیشبینینشده روبهرو ساخته است.
🆔@World_Order
✍مهدی خراتیان
مقاله ای تفصیلی پیرامون دلایل صدور پیام تاریخی رهبر انقلاب و ارزیابی توافق مهم ایران و ایالات متحده؛ واکاوی دلایل مداخله آشکار رهبر جمهوری اسلامی ایران در تقابل دو کادر رهبری تحت فشار
در حال حاضر در بطن جامعه ایران و همچنین محافل نخبگانی سیاسی کشور، درمورد دو متن بحثها و گفتگوهای فراوانی درگرفته است:
نخست، پیام رهبر معظم انقلاب، که حاوی نکات بیسابقهای پیرامون نظر ایشان به روند مذاکرات آتش بس ایران و ایالات متحده است.
دوم، انتشار متن یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا پیرامون نحوه پایان جنگ و آغاز مذاکرات هستهای.
برای درک دلایل این مداخله و پیام تاریخی، علاوه بر بررسی دقیق متن توافق، به تحلیلهای فرامتنی متعددی نیاز است که شامل فرایند توافق، بررسی پیامهای پیشین رهبری نظام، بررسی بیانیه مهم شورای امنیت ملی در پایان جنگ، شرایط فعلی معادلات قدرت در واشنگتن و تهران و و وضعیت فعلی منطقه خاورمیانه خصوصا لبنان میشود.
برای شروع، به تبیین پاردایمهای سیاستی میپردازیم که جهت معماری متن و فرامتن این توافق به رقابت پرداختند. از منظر نگارنده، با اندکی اغماض میتوان گفت که جهت شکلگیری یادداشت تفاهم یاد شده، حداقل چهار پاردایم سیاستی در محافل سیاسی در تهران به رقابت پرداختند که در ادامه به ویژگیهای هر یک و تاثیری که بر فرایند مذاکرات گذاشتند خواهیم پرداخت. در ادامه، گریزی به نقش لابی کشورهای عربی خصوصا قطر و امارات در تحقق این توافق خواهیم داشت. سپس به بررسی حساسیتهای رهبر انقلاب که در متن پیامهای ایشان منعکس است خواهیم داشت و در ادامه متن توافق را با دقت مورد بررسی قرار داده و نقاط قوت و ضعف آنرا نشان خواهیم داد.
در ادامه به بررسی وضعیت منازعات قدرت در واشنگتن و رقابت شبکه راکبریج (حامیان ونس) و لابی اسرائیل خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چرا برغم واقعی بودن این شکاف، این مساله تحت الشعاع انتخابات میاندوره ای و شرایط خاص بازارهای مالی است و این احتمال جدی وجود دارد که پس از انتخابات، روابط واشنگتن و تل آویو «به تنظیمات کارخانه» بازگردد. در این حال توضیح خواهیم داد که این شکاف میتواند در صورت دقت نظر در تهران و عدم سوء محاسبه در مسئولان کشور و نبود اختلاف در کادر رهبری نظام، فرصتهای مهمی را در اختیار ایران قرار دهد. در ادامه به بررسی وضع لبنان خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چرا با توجه به جمیع جوانب، این پیام هشداردهنده ضرورت داشته است.
چهار پارادایم سیاستی که در تهران برای نیل به این یادداشت تفاهم به رقابت پرداخته و کوشیدند مسیر نیل به توافق و متن یادداشت را تحت تاثیر خود قرار دهند، عبارت اند از:
۱. پارادایم نرمالیزاسیون: این پارادایم معتقد است:
۱.۱. اگرچه جهان در حال گذر است و قدرت آمریکا نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما جهان گذارمعناداری از Pax Americana نداشته و ایران ناگزیر است تمام مسائل خود را دیر یا زود با آمریکا حل کرده، وارد فرایند عادیسازی با واشنگتن شود.
۱.۲. در مورد اسرائیل، این پاردایم آنرا به عنوان واقعیت منطقه خاورمیانه و قدرت برتر سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی منطقه پذیرفته و بشکلی نه چندان آشکار حامی پیوستن ایران به پیمان ابراهیم یا حداقل رفع تخاصم میان ایران و اسراییل است.
۱.۳. این پاردایم عمیقا معتقد است که سطح روابط تهران-پکن و تهران-مسکو به سقف خود رسیده است و هرگونه تلاش در جهت تعمیق این روابط اتلاف وقت است.
۱.۴. در حوزه هسته ای، این جریان حامی سرسخت اعطای امتیازات گسترده در حوزه صنعت هستهای و حتی تعطیلی آن است، چرا که معتقد است این صنعت تا کنون برای ایران صرفا هزینه بوده است.
۱.۵. این جریان حامی گزارههایی چون «ترامپ معاملهگر» و امکان جداسازی راهبردی اسرائیل و ایالات متحده است.
۱.۶. این جریان بر محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در قیاس با ایالات متحده و اسراییل تاکید بسیاری دارد و تا پیش از این جنگ هیچ شانسی برای ایران جهت پیروزی یا عدم شکست مطلق در یک جنگ نظامی با آمریکا قائل نبود.
۱.۷. در حوزه منطقهای این جریان با هرگونه تنش با همسایگان خصوصا سعودی و امارات عربی متحده مخالف است و از هر فرصتی برای بهبود روابط با این کشورها استقبال میکند.
۱.۸. این جریان روی شکافها در حزب دموکرات و جمهوریخواه حساب ویژه ای باز کرده و معتقد است تهران میتواند از این شکافها جهت تامین منافع راهبردی و بلندمدت خود را تامین کند.
۱.۹. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که انسداد این تنگه اگرچه موثر واقع شده اما ایران باید در جهت «اعتمادسازی» جهانی هرچه سریعتر شرایط تنگه را به وضعیت پیشین خود بازگرداند.
🆔@world_order
۲. پاردایم تنفس میان دو جنگ: این پارادایم تخاصم بلندمدت میان ایران و ایالت متحده را مفروض گرفته است و معتقد است که از هر فرصتی برای تنفس و بهبود شرایط جهت فاز بعدی تقابل باید استفاده کرد. ویژگیهای این پاردایم عبارت اند از:
۲.۱. اگرچه این جریان قائل به تخاصم با آمریکاست، اما وضعیت کشور را عمدتا از لنز رابطه جنگ و صلح با آمریکا یا متحدین وی (نظیر اسرائیل) ارزیابی میکند و برای سایر قدرتهای بزرگ در عمل شان چندانی قائل نیست.
۲.۲. این جریان قائل به ارتقای روابط با پکن و مسکو است، اما معتقد است ابتدا باید تکلیف جنگ/صلح با آمریکا مشخص شود و سپس در امتداد آن و بشکل سری (و نه موازی) تکلیف روابط با کشورهای دیگر مشخص شود.
۲.۳. در حوزه هستهای، این جریان معتقد است که ایران در تقابل با آمریکا/اسرائیل نیازی به تغییر وضعیت موجود و دکترین هستهای ندارد، اما باید تلاش کند تا حد امکان در حوزه هستهای امتیاز ندهد.
۲.۴. این پاردایم بنا را بر بی اعتمادی کامل به قولهای آمریکا و ترامپ گذاشته و نسبت به اثربخشی استفاده از شکافهای موجود در آمریکا پیرامون پرونده اسرائیل بی اعتماد است.
۲.۵. این جریان معتقد است که اگرچه ایران دارای توان سیاسی، اقتصادی و نظامی بسیار محدودتری نسبت با آمریکاست، اما دارای مزیتهای ژئوپولتیک منحصر به فردی است که در ترکیب با دکترین دفاع نامتقارن میتواند در برابر آمریکا بازدارندگی ایجاد کند.
۲.۶. در حوزه منطقه ای این پارادایم نسبت به کشورهای عربی خصوصا قطر، سعودی و امارات اعتماد کمی دارد اما معتقد است در صورت استفاده از اهرمهای سخت میتوان با آنها بشکلی مجزا از ایالات متحده و اسرائیل به توافق پایدار رسید و از منافع روابط با آنها در بلندمدت بهرهمند گردید یا از لابی آنها در واشنگتن جهت تحقق اهداف در حد ضرورت استفاده کرد.
۳. پاردایم تقابل دو نظم: این جریان همه تحولات اخیر را از منظر کل گرا و نظم محور، رقابت قدرتهای بزرگ جهت تثبیت نظم جهانی مد نظر خود و رقابت استراتژیک ایران و اسرائیل جهت تثبیت نظم منطقه ای حول هژمونی خود ارزیابی میکند. این پاردایم به نکات زیر معتقد است:
۳.۱. تقابل ایران و ایالات متحده و رژیم اسرائیل، بیش از آنکه ناشی از یک تضاد ایدئولوژیک قابل حل باشد، ناشی از یک جبر ژئوپولتیک و در عین حال تاریخی (در امتداد رفتار بریتانیا/طبقه حاکم آتلانتیک) در تضعیف یکپارچگی ارضی ایران است که با تشدید رقابت قدرتهای بزرگ شدت یافته است.
۳.۲. بر خلاف جریانهای پیشین، این پاردایم معتقد است که به دلیل رقابت نظمهای «مبتنی بر قواعد» و جهان چند قطبی و رقابت و گسترش کوریدورها و ائتلافها، فرصتهای بالقوه و بینظیری در برابر تهران جهت ارتقای روابط با مسکو و پکن، خصوصا پکن وجود دارد که تهران در بالفعل کردن آنها بشدت کوتاهی کرده است.
۳.۳. در حل و فصل منازعه اخیر، این پارادایم بر خلاف پارادایمهای فوق معتقد است که تثبیت شرایط کشور از تثبیت یک «نظم» پیرامون تهران میگذرد که این تثبیت خود نیازمند نسبت یابی میان نظم مد نظر تهران با نظمهای مد نظر پکن و مسکو (خصوصا پکن) و البته واشنگتن است. ایران باید تلاش کند تا حد امکان ار فرصتهای نظمهای نوظهور استفاده و در عین حال نسبت خود را با نظم مبتنی بر قواعد بشکلی تعریف کند که آسیبهای اقتصادی و امنیتی حداقل شود. لذا تثبیت نظم پسا جنگ نیازمند تعاملی موازی با چین و روسیه به موازات مذاکرات با آمریکاست و ای بسا تعامل با چین از حیث زمانی و رتبهای بر مذاکرات با آمریکا اولویت داشته باشد.
۳.۴. در حوزه هستهای، این پارادایم با توجه به اینکه به نظم در حال گذار جهانی و افزایش سطح آنارشی در روابط بین الملل اهمیت بسیاری میدهد، قائل به تغییر دکترین هسته ای ایران است. با وجود این، این تغییر را نیازمند برخی مقدمات در حوزه اطلاعات/ضداطلاعات و یارگیری از میان قدرتهای اتمی صاحب حق رای وتو میداند.
۳.۵. در حوزه بازدارندگی متعارف، این جریان معتقد است که دریافت سلاحهای «تغییردهنده بازی» از قدرتهای بزرگ نیازمند گفتگوهای راهبردی و همسویی میان «استراتژی بزرگ» تهران با پکن و مسکو (البته به معنای تعمیق همسویی منافع مشترک ملی نه تعریف رابطه متروپل-قمر) است و دریافت سلاح راهبردی، نیازمند گفتگوی راهبردی و همسویی راهبردی است.
۳.۶. در حوزه منطقه ای این جریان به دلیل نگاه «نظم محور» و «کل گرا» نسبت به سایر جریانها حساسیت بسیار بیشتری نسبت به مهار اسراییل، حفظ بازدارندگی شبکه ای و عناصر محور مقاومت و دکترین «وحدت ساحات» دارد و مساله «ژئوپولتیک شیعه» و حفظ آن برایش موضوعیت بسیار زیادی دارد.
🆔@world_order