⭕️اراده مستقل در شرایط استثنایی
شباهت های فراوان واقعه عاشورا و انقلاب اسلامی و بویژه شهادت حسین گونه رهبر انقلاب بارها دستمایه تحلیل های گوناگون بوده است اما مایلم یکبار از منظری متفاوت یعنی از دریچه نظریه تصمیم استثنایی (Exception) کارل اشمیت به آن نگاه کنم.
نکته اصلی عاشورا این نیست که امام حسین(ع) شهید شد بلکه این است که در شرایطی که تقریباً همه نخبگان سیاسی، دینی و اجتماعی جهان اسلام منطق بقا را پذیرفته بودند، حسین(ع) تنها کسی بود که تشخیص داد وضعیت به نقطهای رسیده که حفظ نظام موجود مساوی با نابودی حقیقت آن نظام است. یعنی مسئله او مرگ و زندگی نبود؛ بلکه تشخیص یک وضعیت استثنایی بود.
در شرایط عادی، عقل سیاسی میگوید موازنه قوا را حفظ کن، هزینهها را کاهش بده و بقای ساختار را مقدم بدار اما در شرایط استثنایی، همین عقل سیاسی ممکن است به ابزار نابودی حقیقت تبدیل شود. هنر حسین(ع) این بود که تشخیص داد زمان، زمان محاسبه عادی نیست.
مقایسه انقلاب اسلامی با عاشورا هم نشان می دهد شباهت آن دو در شهادت نیست؛ بلکه در نوع مواجهه با نظم جهانی است.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، جمهوری اسلامی میتوانست مانند بسیاری از دولتهای منطقه در نظم مسلط جهانی ادغام شود و هزینههای تقابل را کاهش دهد.
اما رهبران انقلاب طی دههها بر این گزاره اصرار داشتند که مسئله صرفاً اختلاف بر سر منافع نیست؛ بلکه نزاع بر سر حق تصمیمگیری مستقل است.
اینجاست که شباهت عمیق پدیدار میشود:
یزید از حسین فقط بیعت نمیخواست؛
میخواست مرجع تشخیص حق و باطل را از مدینه به شام منتقل کند.
آمریکا نیز فقط تغییر یک سیاست منطقهای را نمیخواهد؛ میخواهد مرجع تصمیمگیری راهبردی از تهران به نظم هژمونیک جهانی منتقل شود.
در هر دو مورد، نزاع بر سر قلمرو یا قدرت نیست؛ نزاع بر سر مرجعیت تصمیم است.
با این نگاه، شهادت حسین(ع) از یکسو و شهادت رهبر انقلاب را نباید صرفاً از زاویه فداکاری دید.
مسئله این است که آیا با حذف رهبر، مرکز تصمیم مستقل نیز حذف میشود یا نه؟
اگر حذف شود، دشمن پیروز شده است؛
حتی اگر هزاران نفر زنده بمانند و اگر حذف نشود، دشمن شکست راهبردی خورده؛ حتی اگر رهبر کشته شده باشد.
از این منظر، مهمترین شباهت عاشورا و این رخداد در مظلومیت یا شهادت نیست بلکه در این حقیقت است که هر دو آزمونی برای سنجش ظرفیت یک امت در تولید اراده مستقل پس از حذف رهبر هستند.
عاشورا ثابت کرد که شیعه توانست مرجعیت حق را از حسین(ع) به یک سنت تاریخی منتقل کند.
پرسش امروز هم این است که آیا ساختار سیاسی، نخبگان، نیروهای اجتماعی و بدنه مؤمن به ایران و انقلاب میتوانند قدرت تصمیم مستقل را بدون حضور رهبر بازتولید کنند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه شباهت با عاشورا در سطحی بسیار عمیقتر از شعارهای رایج شکل میگیرد؛ زیرا در هر دو مورد، دشمن نه برای کشتن یک فرد، بلکه برای پایان دادن به یک اراده تاریخی مستقل اقدام کرده و معیار موفقیت یا شکست نیز نه تعداد کشتهها، بلکه بقای آن اراده پس از حذف رهبری است.
✍️ دکتر محمدرضا اخضریان کاشانی
🆔@world_order
⭕️منطق قدرت و سناریوهای پنهان نظم جهانی
تحولات جهانی و ژئوپلیتیک، حاصل تصمیمهای آنی و لحظهای نیستند؛ بلکه نتیجه سناریوها و راهبردهاییاند که سالها پیش طراحی شدهاند. این تحولات، مستقیماً بر تمام ابعاد زندگی ما، یعنی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و منابع و کسبوکارها اثر میگذارند.
منظور از #منطق_قدرت، تسلیم شدن در برابر ابرقدرتی چون آمریکا نیست. منطق قدرت یعنی شناخت مجموعه قواعد و سازوکارهایی که از درون نظم کهنه، بر اساس مقتضیات زمانه، نیازهای تعریفشده و اهداف مشخص، به سوی نظمی جدید حرکت میکند. هر دولت، هر حکومت و هر ملتی که این منطق را بهتر درک کند و به آن عمل کند، خواهد توانست آن نظم را در اختیار خود بگیرد.
آمریکا، بهعنوان یک قدرت قرن بیستم، از طریق سناریوهای مختلف مانند جنگهای سایبری (که پیشنویس آن به سال ۱۹۹۵ برمیگردد) در پی تثبیت ابرقدرتی خود در قرن بیستویکم بود. سناریوهایی که برخی سناتورهای آمریکایی در سال ۱۹۹۷ بهدستور وزارت دفاع، مأمور نگارش «استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن ۲۱» شدند. این پروژه سه سال طول کشید و بیش از ۱۰۰۰ کارشناس روی آن کار کردند. (این سند در ایران توسط نشر ابرار معاصر تهران ترجمه و منتشر شده است).
خلاصه اینکه، دنیا بیحسابوکتاب نمیچرخد. تمام این بازیها بر زندگی شما اثر دارد: بر بازار، اقتصاد، فرهنگ، کسبوکار، سیاست و همه چیز.
#منطق_قدرت #نظم_جهانی
🆔@world_order
🔴نقشه راه سپاه برای احیای زرادخانهها پسا آتشبس؛ آیا ایران میتواند زرادخانه خود را بازسازی کند؟ / الشرق الاوسط
🔴بازسازی در محاصره لاشهها
🔴ابعاد دقیق خسارات وارده به توان نظامی ایران در پی حملات سال ۲۰۲۶ واشنگتن و تلآویو کماکان نامشخص است، اما گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) تایید میکند که در صورت عدم تغییر رژیم، تهران به سرعت به سمت احیای ساختار خود حرکت خواهد کرد. شواهد اوپنسورس و تصاویر ماهوارهای تجاری، از نابودی تقریباً تمام ناوگان سطحی متعارف نیروی دریایی و ویرانی کارخانههای اصلی کشتیسازی و پایگاههای دریایی حکایت دارند؛ بنادری که به دلیل غرق شدن شناورها در لنگرگاهها، بخشی از کارایی خود را از دست دادهاند.
🔴بر اساس گزارش CSIS، نخستین اولویت حیاتی تهران، پاکسازی بنادر از لاشه کشتیها با استفاده از تجهیزات تخصصی نظیر بالشتکهای بادی نجات دریایی، پمپهای هیدرولیک غوطهور و جرثقیلهای دروازهای سنگین است، چرا که بدون بازگشایی کانالها، هرگونه تلاش برای احیای نظامی در بنبست باقی میماند. همزمان با تلاش برای بازیابی بنادر، ترمیم کارخانههای تخریبشده تسلیحات روی زمین و جایگزینی تجهیزات خطوط تولید، پیششرط اصلی بازگشت به چرخه تولید انبوه نظامی به شمار میرود.
🔴انقلاب قایقهای تندرو
🔴تصاویر ماهوارهای نشاندهنده آسیب جدی به تاسیسات تولید سلاح است و آمارهای متناقضی از زرادخانه موشکی و پهپادی ایران پس از شلیک ۶۷۷۰ پرتابه تا اول آوریل وجود دارد. ارزیابیهای اخیر دولتی در نیویورک تایمز و واشنگتن پست نشان میدهد تهران کماکان ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده، اما انبار پهپادهای آن به ۴۰ درصد سقوط کرده است. از آنجا که پهپادها محور اصلی دکترین نظامی، بازدارندگی نامتقارن و رژیم صادرات تسلیحاتی ایران هستند، بازسازی این زرادخانه اولویت درجه اول تهران خواهد بود.
🔴گزارش CSIS تاکید میکند با فلج شدن ناوگان متعارف و آسیب به کشتیسازیها، تهران به طور کامل به سمت ظرفیتهای ناهمساز قایقهای تندرو کوچک، حملات سریع و توانمندیهای بدون سرنشین دریایی سپاه پاسداران متمایل خواهد شد؛ پلتفرمهایی که ارزانتر و سریعتر ساخته میشوند و برای ماموریتهای ایذایی و انکار دسترسی در کوتاهمدت کاملاً ایدهآل هستند.
🔴شریانهای خزر
🔴احیای ناوگان پهپادی مستلزم واردات مستمر قطعات کلیدی است؛ اسناد افشاشده از سفر هیات روسی در نوامبر ۲۰۲۲ نشان میداد ایران توانایی تولید سالانه ۵۰۰۰ موتور و ۵۰۰ بدنه پهپاد شاهد-۱۳۶ را دارد. تهران برای حفظ این آمار و احیای خودکفایی داخلی، علاوه بر قطعات الکترونیکی و موتور، باید تجهیزات پایه تولید را نیز وارد کند. مسیرهای تدارکاتی ایران در اثر جنگ تغییر یافته و تمرکز اصلی بر توسعه کانالهای قاچاق از طریق کشورهای حاشیه دریای خزر استوار خواهد بود.
🔴گزارش CSIS تصریح میکند اگرچه قطعات و تجهیزات چینی بخش اعظم نیازهای تهران را پوشش میدهند، اما ایران کماکان به تلاشهای غیرقانونی خود برای قاچاق فناوریهای پیشرفته غربی نظیر کنترلرهای ماشینابزار آلمانی و ژاپنی ادامه خواهد داد. البته فشارهای دیپلماتیک بر پکن میتواند به پنهانکاری تجاری بیشتر و تعدد ایستگاههای واسط گمرکی میان چین و ایران منجر شود که این امر فرآیند تامین را کندتر و به شدت پرهزینهتر میسازد.
🆔@world_order
🔴جنگ ایران و قمار اتمی ریاض: مرگ چتر امنیتی آمریکا و تولد زرادخانه پنهان خاورمیانه / The National Intrest
🔴پایان توهم امنیتی واشنگتن
🔴جنگ ویرانگر سال ۲۰۲۶ میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، آسیبپذیری استراتژیک و ژئوپلیتیک عربستان سعودی را به عریانترین شکل ممکن به تصویر کشید. ریاض پس از اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی به تاسیسات کلیدی انرژی و سفارت آمریکا، با درک این واقعیت که واشنگتن دیگر سپر دفاعی قابلاتکایی نیست، از ورود رسمی به درگیری نظامی خودداری کرد. این پادشاهی در اوج بحران، کانالهای ارتباطی مستقیم خود را با تهران حفظ نمود و بلافاصله پس از آتشبس، دیپلماسی فعال را از سر گرفت.
🔴ریشههای این تغییر پارادایم به حملات سال ۲۰۱۹ بازمیگردد؛ جایی که انفعال آمریکا ثابت کرد معادله سنتی تبادل نفت در برابر امنیت، عملاً کارکرد خود را از دست داده است. واشنگتن با وجود اعطای جایگاه متحد اصلی خارج از ناتو در اواخر سال ۲۰۲۵ و امضای قراردادهای کلان تسلیحاتی، همچنان از ارائه تضمینهای امنیتی الزامآور طفره میرود. این رویکرد محتاطانه، همراه با پیامدهای سیاسی جنگ غزه که عادیسازی روابط با اسرائیل را ناممکن ساخته، پادشاهی سعودی را به این نتیجه قطعی رسانده است که اتکا به یک حامی خارجی واحد، قماری محکوم به شکست است و بقای ژئوپلیتیک نیازمند استقلال کامل خواهد بود.
🔴معماری ائتلافهای جایگزین
🔴ریاض در راستای جبران این خلأ استراتژیک، معماری دفاعی خود را به سمت شرق گسترش داده است. مشارکت راهبردی با پکن به انتقال سیستمهای پدافندی و بومیسازی تولید موشکهای بالستیک سوخت جامد در تاسیسات الدوادمی منجر شده است؛ تسلیحاتی که واشنگتن همواره از فروش آنها امتناع میورزید. در سوی دیگر، پیمان دفاعی سال ۲۰۲۵ با پاکستان، لایه دیگری از بازدارندگی نظامی را فراهم میآورد، هرچند نقش میانجیگرایانه اسلامآباد در جنگ اخیر نشان داد که این توافق بیشتر کارکردی نمادین دارد.
🔴حیاتیترین چرخش استراتژیک ریاض، حرکت شتابان در مسیر مدل کره جنوبی است. عربستان با توسعه صنعت موشکی داخلی و پیگیری مجدانه حقوق غنیسازی تحت پوشش توافقهای هستهای غیرنظامی، در حال ساخت یک ظرفیت هستهای نهفته است. دستیابی به نقطه گریز هستهای بدون وجود چتر حمایتی قدرتمند، پاسخی پیشگیرانه و قاطع به تهدیدات فزاینده منطقهای محسوب میشود.
🔴هژمونی و گسست منطقهای
🔴پیامدهای جنگ اخیر، توهم همبستگی در شورای همکاری خلیج فارس را نیز به سرعت در هم شکست. در حالی که امارات متحده عربی، به عنوان یکی از قربانیان اصلی حملات، با خروج ناگهانی از اوپک در ماه مه و آغاز جنگ بیرحمانه سهم بازار، خواهان تقابل با ایران و همسویی بیشتر با واشنگتن است، ریاض مسیر کاملاً متفاوتی میپیماید. عربستان با برخورداری از عمق استراتژیک سرزمینی، راهبرد مدارا و تعامل مدیریتشده با تهران را با حمایت مستقیم کویت، قطر و عمان پیش گرفته است. این رویکرد چندلایه، بازتاب یک پوستاندازی بیسابقه در دکترین سیاست خارجی است.
🔴ریاض ضمن حفظ روابط ظاهری با آمریکا، با شتابی چشمگیر به سوی خوداتکایی و استقلال تسلیحاتی حرکت میکند. سیاستهای محدودکننده ایالات متحده، نظیر خودداری از ارائه تعهدات امنیتی، نه تنها مانع جاهطلبیهای منطقهای ریاض نشده، بلکه در خلأ ناشی از سیاستهای خاورمیانهای واشنگتن، دقیقاً همان کاتالیزوری است که عربستان سعودی را به سمت توانمندیهای نهفته هستهای سوق میدهد.
🆔@world_order
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صورتی از "پورنوگرافی" کلامی در سینما و تئاتر و حوزه بلاگری ایران شکل گرفته است که حقیقتا شرمآور است.. پورنوگرافی که شنیدن آن باعث تهوع انسان می شود. این صورت از پورنوگرافی به شدت مخربتر از پورنوگرافی عریان است چرا که سعی الگوسازی فرهنگی دارد و این سبک گفتاری را به عنوان سبک معیار «باحال» بودن معرفی میکند.
این ویدئوها هزاران بار دست به دست میشود، از کودک و نوجوان میبینند و از آن الگو میگیرند، از آن به عنوان ادبیات گفتاری روزمره استفاده میکنند. تاثیر این جماعت لمپن در گفتار و رفتار دانش آموزان در مدارس قابل مشاهده است. این طیف در حال ویران کردن تخیل و ذهن و فکر نسلهای جدید جامعه هستند.
به خدا قسم آن فردی که سرخیابان ایستاده و روسپیگری میکند هزاران هزار بار شرف دارد به این طیفی که امروز به نام هنرمند (بیچاره هنر) و بلاگر مشغول تولید این پورنوگرافی کلامی در قالب طنز است.
#خرمگس
🆔@world_order
جنگها صرفاً یک رخداد نظامی و امنیتی نیستند، بلکه لحظهای برای بازتعریف مناسبات قدرت، بازتوزیع مشروعیت و جابهجایی نخبگان سیاسی به شمار میروند. در ایران نیز هر جنگ بزرگ، بهویژه اگر با فرسایش ساختارهای پیشین همراه شود، میتواند به نقطه عطفی برای تغییر آرایش نیروهای حاضر در ساخت قدرت تبدیل شود. در چنین شرایطی اگر جنگ چهلروزه را نه صرفاً یک درگیری نظامی، بلکه یک جنگ ترکیبی با شوک ژئوپلیتیکی و نهادی تلقی کنیم، آنگاه پیامدهای آن را باید در سطحی فراتر از میدان نبرد و درون ساخت قدرت جمهوری اسلامی جستوجو کرد؛ ساختی که با توجه به تجربیات چهار سال اخیر بیش از هر چیز متمرکز بر نوعی «عملگرایی امنیتی» خواهد بود، الگویی که در آن، حفظ ثبات بر هرگونه رقابت جناحی و اصطکاک های فرهنگی و اجتماعی بحران زا اولویت پیدا میکند.
#کاتخون
🆔@world_order
جنگ چهلروزه برای ایران صرفا یک تقابل نظامی نبود؛ بلکه صحنهای بود برای بازتعریف مفهوم قدرت. در این جنگ، آنچه موازنه را تعیین میکرد فقط موشک، ناو و قدرت تخریب نبود، بلکه توانایی هر طرف در تعریف «معنای جنگ» بود. بطوریکه آمریکا تلاش میکرد جنگ را در قالب بازگرداندن نظم و مهار یک بازیگر « سرکش» روایت کند، در حالیکه ایران میکوشید همان جنگ را بهعنوان نشانهای از محدویت توان آمریکا و شکنندگی امنیت انرژی و زنجیرههای تامین بازنمایی کند. در این چارچوب، تنگه هرمز نه یک جغرافیای صرف، بلکه یک ابزار تولید معنا بود؛ گلوگاهی که تهران از طریق آن توانست جنگ را از محدوده جغرافیایی ایران به سطح اضطراب جهانی منتقل کند.
در واقع اهمیت هرمز برای ایران دقیقا در همین قابلیت نهفته بود، توانایی تبدیل یک درگیری محدود به بحرانی با پیامدهای جهانی. اما مسئله اصلی اینجاست که قدرت هرمز در «بستن کامل» آن نیست. زیرا ایران بهخوبی میداند که انسداد پایدار تنگه، در برابر برتری دریایی و هوایی آمریکا و متحدانش، نه عملیاتی واقعبینانه است و نه از نظر سیاسی قابلتداوم. بنابراین ارزش راهبردی هرمز نه در توقف کامل انرژی بلکه در ظرفیت ایجاد نااطمینانی است. زیرا جهان بیش از آنکه به واقعیت انسداد واکنش نشان دهد به احتمال اختلال واکنش نشان میدهد و همین احتمال کافی است تا هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ بهشدت افزایش یابد.
از این منظر، هرمز برای ایران بیش از آنکه یک ابزار بازدارندگی باشد، یک اهرم فشار است. زیرا بازدارندگی یعنی جلوگیری از آغاز حمله؛ اما هرمز عمدتا برای مرحله پس از آغاز بحران اهمیت پیدا میکند. بطوریکه این تنگه به ایران امکان میدهد هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و اقتصاد جهانی افزایش دهد، بدون آنکه الزاما وارد رویارویی مستقیم و فراگیر شود. در واقع تهران از هرمز بهعنوان ابزار «فرسایش تصمیم» استفاده میکند.
همین منطق هم موجب شد آمریکا در جنگ چهلروزه با نوعی ناکامی استراتژیک مواجه شود.
اما با این حال در بلند مدت استفاده بیش از حد از ظرفیت این منطق میتواند به نقطه آسیبپذیری برای ایران تبدیل شود. زیرا اگر روایتسازی درباره قدرت هرمز بیش از حد بزرگنمایی شود، همان نقطهای که امروز بهعنوان ابزار فشار عمل میکند، ممکن است در آینده به محرکی برای تشدید تنش بدل شود. زیرا وقتی یک بازیگر بهطور مداوم بر توانایی خود در تهدید شریان انرژی جهان تأکید میکند، بتدریج این تصور را در ذهن رقبایش تثبیت میکند که مسئله دیگر صرفا یک تهدید تاکتیکی و مقطعی نیست، بلکه یک خطر ساختاری و بلندمدت برای اقتصاد جهانی است. در چنین شرایطی، آمریکا و متحدانش ممکن است به این جمعبندی برسند که باید مسئله هرمز را نه مدیریت، بلکه خنثی کنند.
این همان نقطهای است که روایت میتواند علیه راوی عمل کند. زیرا تا زمانی که هرمز صرفا یک ابزار فشار کنترلشده تلقی شود، کارکرد آن افزایش هزینههای دشمن است؛ اما اگر این تصویر ایجاد شود که ایران قادر است در هر بحران، اقتصاد جهانی را گروگان بگیرد، آنگاه انگیزه برای ایجاد ائتلافهای گستردهتر ضد ایرانی، توسعه مسیرهای جایگزین انرژی، تقویت محاصره دریایی و... افزایش می یابد. به بیان دیگر، افراط در روایتسازی درباره هرمز ممکن است بهجای بازدارندگی روانی، نوعی امنیتیسازی دائمی علیه ایران ایجاد کند.
در واقع، هرمز زمانی برای ایران بیشترین کارایی را دارد که در وضعیت ابهام باقی بماند؛ یعنی تهدید آن واقعی به نظر برسد، اما قطعی و مطلق جلوه نکند. قدرت این اهرم در تعلیق است نه در قطعیت. بر همین اساس اگر تهران بیش از اندازه بر توان بستن یا فلجکردن تنگه تاکید کند، ممکن است ناخواسته رقبای خود را به سمت کاهش وابستگی راهبردی به هرمز سوق دهد؛ فرآیندی که در میانمدت میتواند ارزش ژئوپلیتیکی این ابزار را کاهش دهد. به همین دلیل، استفاده هوشمندانه از هرمز نیازمند نوعی توازن ظریف است، به عبارتی نمایش ظرفیت اختلال، بدون تبدیلشدن به تهدیدی که بازیگران جهانی را به سمت پاسخ ساختاری و بلندمدت سوق دهد.
در مجموع، اهمیت هرمز در جنگ چهلروزه بیش از آنکه در توان نظامی آن باشد، در نقش آن بهعنوان سازوکار تولید ادراک نهفته بود. ایران از این تنگه برای تغییر محاسبات دشمن استفاده کرد، اما همانطور که روایت میتواند قدرت بسازد، میتواند دام نیز ایجاد کند. بطوریکه اگر روایت تهدید از کنترل خارج شود، همان اهرمی که امروز نقطه فشار علیه آمریکا محسوب میشود، ممکن است در آینده به توجیهی برای تشدید مهار و حتی افزایش احتمال تقابل مستقیم تبدیل شود. یادمان باشد در جهان امروز، قدرت تنها در توان ایجاد ترس نیست؛ بلکه در توان مدیریت میزان ترس نیز هست.
#کاتخون
🆔@world_order
در سنت سیاسی و نظامی اسرائیل، نامگذاری عملیاتهای جنگی صرفا یک انتخاب تبلیغاتی یا رسانهای نیست، بلکه در بسیاری از موارد بخشی از یک دستگاه معنایی عمیقتر است که حافظه دینی و اهداف راهبردی را به یکدیگر پیوند میدهد. دستگاهی که در آن، جنگ دیگر نه یک ضرورت امنیتی، بلکه نبردی الهی تلقی میشود
نبردهایی که یکی از گویاترین نمونه های آن را می توان در نامگذاری جنگ چهل روزه علیه ایران مشاهده کرد«شیر غران»، نامی برگرفته از دومین نبوت بلعام در کتاب اعداد، که در آن اسرائیل به شیری تشبیه میشود که برمیخیزد و تا زمانی که شکار خود را ندرد و از خون کشتهشدگان ننوشد، آرام نمیگیرد. تصویری که در بستر الهیات یهودی، نه تنها صرفا توصیفی شاعرانه از قدرت نظامی نیست بلکه بیانی از اراده شکستناپذیر قومی است که خود را تحت حمایت یهوه/ خدا میبیند و همچنین بیانگر فرآیند عمیقی است که از خروج از مصر، فتح کنعان، نبردهای داوود و پادشاهان اسرائیل آغاز شده و تا زمان حاضر امتداد یافته است، امتدادی که محصول آن استعلا جنگهای متعارف به جنگ های توراتی است، گویی دشمنان هر چند نام و جغرافیای آنها متفاوت است اما با این حال، تکرار دوباره، مدیان، عمالیق و... هستند.
در چنین چارچوبی زبان تورات دیگر نه یک متن الهیاتی بلکه به ابزاری برای تفسیر اهداف ژئوپلیتیکی اسرائیل تبدیل میشود بطوریکه دیگر نمی توان اهداف راهبردی اسرائیل را جدا از این بستر معنایی فهمید. زیرا هنگامی که این اهداف به زبان نمادهای مقدس بیان میشوند، ماهیتی فراتر از محاسبات صرف امنیتی مییابند. به گونه ای که تهدیدات امنیتی در قالب دشمنان تاریخی بازخوانی میشوند و اقدامات نظامی در قالب ماموریتی الهی معنا پیدا میکنند، ماموریتی که در آن از نیل تا فرات دیگر نه یک آرزوی مدفون در اسفار بلکه مبدل به یک نقشه راه می شود، نقشه راهی که بزرگترین مانع آن، کسی نیست جز ایران.
#کاتخون
🆔@world_order
از منظر ژولین فروند، هر راهبرد سیاسی که بر فرض امکان حذف کامل دشمن بنا شود، محکوم به شکست است؛ زیرا دشمن نه محصول سوتفاهم یا تعارضات معمول، بلکه یکی از عناصر ساختاری زندگی سیاسی است. در واقع سیاست از لحظهای آغاز میشود که یک جامعه یا دولت میان خود و دیگری تمایز قائل میشود و آماده دفاع از این تمایز میگردد. بنابراین، راهبرد سیاسی واقعبینانه نه بر نابودی کامل دشمن، بلکه بر مدیریت، مهار و تنظیم مناسبات با او استوار میشود. در این چارچوب، امنیت نه نتیجه حذف تهدیدات، بلکه حاصل توانایی یک نظام سیاسی در کنترل و جهتدهی به تعارضات است.
#اشمیت #ژولین_فروند #کاتخون
🆔@world_order
جنگها معمولاً ظرفیتهای پنهان جغرافیا را آشکار میکنند، اما با این حال کشوری که جغرافیا را صرفا به عنوان یک سلاح تعریف کند، دیر یا زود دیگران را به خنثیسازی آن سلاح وادار خواهد کرد اما در مقابل، کشوری که بتواند همان جغرافیا را به بخشی از شبکه منافع مشترک تبدیل کند، هزینه حذف خود از معادلات منطقهای و بینالمللی را افزایش داده است.
بر این اساس قدرت هرمز در بسته شدن آن نیست؛ بلکه قدرت آن در این واقعیت نهفته است که هیچ بازیگری نمیتواند نسبت به احتمال بسته شدن آن بیتفاوت باشد. همین ظرفیت است که نه تنها به ایران قدرت بازدارندگی میدهد بلکه میتواند به اهرم چانهزنی تبدیل شود. ولی این اهرم تنها زمانی کارآمد باقی میماند که در سطح «امکان» باقی بماند و به سیاست دائمی و روزمره تبدیل نشود. زیرا در لحظهای که تهدید به انسداد یا نظامیسازی هرمز به یک وضعیت پایدار بدل شود، منطق ژئوپلیتیک به سرعت واکنش نشان خواهد داد بطوریکه بازیگران دیگر به جای سازگاری با آن، به دنبال بیاثر کردن آن خواهند رفت، در نتیجه هدف راهبردی ایران در بلند مدت نباید صرفا معطوف به ایجاد اختلال در تنگه باشد، بلکه باید تثبیت این گزاره در ذهن بازیگران منطقهای و جهانی باشد که امنیت انرژی بدون مشارکت ایران امکانپذیر نیست. تفاوت این دو رویکرد، تفاوت میان قدرت سلبی و قدرت ایجابی است؛ اولی بر توانایی ایجاد هزینه برای دیگران استوار است و دومی بر توانایی تولید منفعت مشترک. در این میان تاریخ نشان داده قدرتهای ایجابی نه تنها ماندگارتر هستند، بلکه ظرفیت بسیار بیشتری برای تبدیل نفوذ به امتیازات سیاسی و اقتصادی دارند.
#کاتخون
🆔@world_order
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
▪ موفقیت قوّهی قضائیه، اعتماد مردم به نظام را تقویت خواهد کرد
▪ شأن قوّهی قضائیه در نظام جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از حقوق مردم و احیاء حقوق عامّه و آزادیهای مشروع، مبارزه با مفاسد، اجرای عدالت، و اقامهی حدود الهی و نظارت بر اِعمال قانون است.
▪ ثمرهی موفقیت در این مسیر، علاوه بر کسب رضایت الهی، تقویت اعتماد مردم به این رکن نظام خواهد بود. انتظار بحق از همهی قوا، دستگاهها و نهادهای مسئول آن است که همواره عملکرد خود را با تراز مطلوب نظام مقدّس جمهوری اسلامی و شأن والای ملّت، تنظیم و بازآرایی کنند.
✍ بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سالگرد شهادت آیتالله بهشتی و یارانش. ۷/تیر/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
▪ موفقیت قوّهی قضائیه، اعتماد مردم به نظام را تقویت خواهد کرد ▪ شأن قوّهی قضائیه در نظام جمهوری ا
بسیاری از نارضایتیهای مردمی و عمومی ریشه در ظلمهایی دارد که از سمت عناصر فاسد و یا اهل تساهل در قوهی قضاییه به مردم صورت گرفته است.
برخی ظرفیت لازم را نداشته و این نارضایتی را تا سطح ولی فقیه تسری دادهاند.
کار آن جا سخت میشود که عناصر خودفروخته در قوهی قضاییه و حتی برخی نهادهای حساس کشور (که یا از روی خیانت یا از روی سادگی، تأییدیه برای فعالیت افراد فاسد میدهند) به صورت یک باند اقدام به سودجویی و کلاهبرداری از مردم نموده و از این طریق ضربهای بزرگ به اعتماد مردم به نظام اسلامی میزنند. (مانند پروندههای زمینخواری)
و دولتسازی، تنها با اقدامات نظری پیش نمیرود و در عمل با چنین موانعی مواجه است و نیازمند اقدامات میدانی است.
برای سیدمجتبی حسینی خامنهای عزیز دعا کنیم تا با عنایت امام زمان و امداد خدای متعال بر این مشکلات فائق آید و کشور را نجات دهد.