eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
حفره شناختی و حفاظتی در قلب ساختار امنیت ملی هدف قرار گرفتن رهبری و فرماندهان ارشد نظامی در تهران، آن هم در مرکز ثقل نمادین و عملیاتی قدرت، صرفا یک رخداد نظامی یا یک خطای حفاظتی محدود نیست. این حادثه باید به مثابه نشانه‌ای از یک حفره بزرگ در چند سطح فهم شود: حفره شناختی در ارزیابی نیت و توان دشمن، حفره ادراکی در فهم الگوی جدید تهدید، حفره اطلاعاتی در کشف نفوذ و رصد مقدمات عملیات، و حفره حفاظتی در صیانت از کانون‌های تصمیم‌گیری. اهمیت ماجرا در این است که تهدید، دیگر فقط در مرزها، پایگاه‌ها یا میدان‌های نبرد خارجی ظاهر نمی‌شود. تهدید به درون مرکز سیاسی و امنیتی کشور منتقل شده و توانسته است فاصله میان «دسترسی اطلاعاتی» و «ضربه عملیاتی» را به حداقل برساند. از این منظر، مسأله اصلی فقط این نیست که چگونه یک حمله انجام شده است، بلکه این است که چرا دستگاه ادراکی و حفاظتی پیش از وقوع آن نتوانسته نشانه‌های هشدار را به یک ارزیابی عملیاتی معتبر تبدیل کند. نقطه هشدار اولیه از زمان مراسم تحلیف آقای پزشکیان و ترور اسماعیل هنیه در تهران آشکار شده بود. آن رخداد نشان داد که دشمن نه فقط به اطلاعات مکانی، بلکه احتمالا به الگوی رفت‌وآمد، سطح حفاظت، زمان‌بندی حضور، زنجیره تشریفات و نقاط ضعف پروتکل‌های امنیتی دسترسی دارد. وقتی پس از چنین رخدادی، امکان تکرار یا گسترش تهدید در سطوح بالاتر باقی می‌ماند، دیگر نمی‌توان موضوع را به یک «نقص موردی» تقلیل داد. این وضعیت از یک خلأ ساختاری در ضدجاسوسی، امنیت حفاظتی، تحلیل تهدید و مدیریت ریسک حکایت دارد. در ادبیات امنیت ملی، حفاظت مؤثر فقط به معنای افزایش نیرو، بستن خیابان یا کنترل فیزیکی محیط نیست. حفاظت، پیش از هر چیز، محصول شناخت درست از تهدید است. اگر دستگاه امنیتی همچنان با الگوهای قدیمی تهدید بیندیشد، اما طرف مقابل با ترکیبی از نفوذ انسانی، رصد الکترونیک، تحلیل رفتاری، جنگ سایه، جنگ پهپادی و عملیات دقیق کار کند، آنگاه حتی شدیدترین تدابیر ظاهری هم کفایت نخواهد کرد. مشکل اصلی در چنین وضعیتی، شکاف میان واقعیت تهدید و تصور نهادی از تهدید است. از این زاویه، هر حضور عمومی، هر تجمع تشریفاتی و هر مراسمی که در آن مقامات عالی، فرماندهان ارشد، خانواده‌ها، چهره‌های سیاسی و جمعیت عمومی در یک زمان و مکان قابل پیش‌بینی گرد هم می‌آیند، به یک هدف پرریسک تبدیل می‌شود. تشییع پیکرها، مراسم رسمی، جلسات نمادین، تجمعات بزرگ و حتی نشست‌های محدود در مکان‌های شناخته‌شده، تا زمانی که این حفره شناسایی و ترمیم نشده باشد، واجد ریسک مضاعف‌اند. خطر فقط حمله مستقیم نیست؛ خطر مهم‌تر، تبدیل مراسم به یک دام عملیاتی، روانی و رسانه‌ای است. در اینجا باید میان «نمایش اقتدار» و «تولید امنیت» تفکیک کرد. نظام‌های سیاسی در لحظات بحران معمولا به نمایش انسجام، حضور، جمعیت و تشریفات نیاز دارند مانند تظاهرات روز قدس در زمان جنگ. اما منطق امنیتی لزوما با منطق نمایش سیاسی یکی نیست. گاهی حفظ توان حکمرانی و بقای ساختار فرماندهی، مستلزم کاهش دیده‌شدن، پرهیز از تمرکز مقامات، تغییر الگوهای رفتاری، تعلیق مناسک پرریسک و پذیرش موقت محدودیت در نمایش عمومی قدرت است. امنیت ملی در لحظه بحران، بیش از نمادپردازی به انضباط، سکوت عملیاتی و بازطراحی پروتکل‌ها نیاز دارد. بنابراین اولویت فوری، نه برگزاری مراسم بزرگ‌تر و نه پاسخ تبلیغاتی سریع‌تر، بلکه بازسازی زنجیره شناخت، اطلاعات، ضدنفوذ و حفاظت است. باید روشن شود دشمن چگونه به داده‌های حساس رسیده، کدام حلقه‌ها در چرخه تشریفات و حفاظت آسیب‌پذیر بوده‌اند، چه میزان از الگوهای رفتاری مقامات قابل پیش‌بینی شده، و چرا هشدارهای پیشین پس از ترور هنیه به بازطراحی بنیادین امنیت مقامات منجر نشده است. تا زمانی که این خلأ پر نشود، هر تجمع عالی‌رتبه می‌تواند به ریسک راهبردی تبدیل شود. در چنین شرایطی، احتیاط نه نشانه ضعف، بلکه نشانه عقلانیت امنیتی است. دولت‌ها زمانی اقتدار دارند که بتوانند میان نیاز روانی به نمایش قدرت و ضرورت حرفه‌ای حفظ ساختار فرماندهی تمایز بگذارند. امروز مهم‌ترین آزمون امنیتی، نه فقط پاسخ به حمله، بلکه فهم این واقعیت است که دشمن پیش از شلیک، در سطح شناخت، نفوذ، اطلاعات و زمان‌بندی عمل کرده است. ✍حسین قتیب 🆔@world_order
کار مردم، طبق کلام رهبری، نظارت بر تحقق مصوبات تفاهم است؛ نه تخریب ارکان تصمیم‌گیری نظام. دستگاه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی، به‌ویژه دستگاه نظامی و امنیتی که فراجناحی هستند، آن‌قدرها هم که عده‌ای تصور می‌کنند بی‌مبنا و بی‌قاعده نیستند. اصلاً این‌طور نیست که نظرشان با نظر یک شخص خرید و فروش شود. آن‌ها مشاور دارند و اهل محاسبه‌گری دقیق هستند. بنده، علی‌رغم مخالفتم با خوش‌بینی جریان‌های رمانتیک و غربگرا به این مذاکره، این حق را به تصمیم‌گیران نظامی و برخی سیاسیون از جمله قالیباف می‌دهم که در این شرایط بغرنج و پیچیده – که فشل بودن دستگاه تصمیم‌سازی کشور (حوزه و دانشگاه) آن را تشدید می‌کند – محتاطانه تصمیم بگیرند و چه‌بسا تا حدی هم اشتباه کنند. اما در عین حال، مرز خودم را با کسانی که بیان رهبری را مصادره به مطلوب می‌کنند، به نظامیان و سیاسیون قابل اعتماد حمله می‌کنند و مهم‌تر از آن، سیستم و نظام را بی‌اعتبار و غیرقابل‌اعتماد می‌کنند (که از حساسیت‌های خامنه‌ای شهید و خمینی کبیر بوده است)، کاملاً مشخص می‌کنم. این راهی که شما می‌روید به ترکستان است. این رویه اصلاً قابل انتساب به خامنه‌ای شهید و موجود نیست. حق همین است که از خطر بی‌اعتبارسازی سیستم و غیرقابل‌اعتماد کردن آن هشدار داده شود و از آن پرهیز گردد. افزون بر این، رویه‌ی این افراد که بدون تخصص در امر نظامی و بدون اطلاع از وضعیت نظامی کشور، پا در پوتین نظامیون می‌کنند رد و محکوم است. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
کار مردم، طبق کلام رهبری، نظارت بر تحقق مصوبات تفاهم است؛ نه تخریب ارکان تصمیم‌گیری نظام. دستگاه تص
پی‌نوشت: دکتر مهدی فدایی مهربانی: یکی از مشکلاتی که ما در جامعه ایرانی داریم این است که خیلی مردم مسائل را بدیهی تصور می‌کنند. تصور می‌کنند همه‌چیز صحنه سیاست روی صحنه است و در مورد همه چیز به راحتی می‌توان نظر داد. این خطرناک است و ممکن است ما را در دام پوپولیزم بیندازد. باید در نظر گرفت که سیاست همیشه یک بازی هزارتو است و حفره‌های مخفی بسیاری دارد.
🔴چینی‌ها احتمالاً نبرد با ایران را چطور تحلیل خواهند کرد؟ / Defense One 🔴کوری استراتژیک واشنگتن 🔴نبرد اخیر در غرب آسیا نشان داد ایالات متحده برده نابینایی ایدئولوژیک و نقص شناختی خویش است؛ استادی در تاکتیک و آماتوری در استراتژی که پیشرفت را با شاخص‌های عددی موضعی نظیر تعداد سورتی‌های پروازی یا نابودی رهبران می‌سنجد، اما در تبدیل انرژی انفجاری به پیروزی سیاسی ناتوان است. این جنگ آزادی عمل واشنگتن را محدود، منابعش را تقلیل و قدرت جهانی آن را در ابعاد اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک کاهش داد. همزمان، یکجانبه‌گرایی آمریکا و عدم رایزنی با کشورهای اقماری، متحدانش را در معرض حملات تلافی‌جویانه بدون چتر حمایتی قرار داد و شکاف‌های ائتلاف غربی را آشکار کرد. 🔴در نقطه مقابل، شکل‌گیری یک مجتمع یادگیری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی به انتقال موفق تاکتیک‌ها پیوند خورد؛ به‌طوری‌که نیروهای ایرانی با تلفیق تاکتیک‌های روسیه در میدان اوکراین و داده‌های اطلاعاتی چین، از طریق حملات پهپادی اشباع‌شده و سیستم‌های فریب، شبکه‌های پدافند هوایی آمریکا را مکرراً شکست داده و خسارات استراتژیکی به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی وارد آوردند. 🔴ریاضیات مرگبار فرسایش 🔴قوانین عینی جنگ‌های هوشمند مدرن، نامتقارن بودن مخرب هزینه‌ها را بر محاسبات غربی دیکته کرده است. ارتش آمریکا برای انهدام ۱۳ هزار هدف، به‌ازای هر موشک به‌طور میانگین ۴ میلیون دلار هزینه کرد و برای رهگیری پهپادهای ارزان‌قیمت ۲۰ هزار دلاری، موشک‌های پدافندی چند میلیون دلاری ترجیح داد. واشنگتن حدود ۱۵۰ فروند از ذخیره موشک‌های سیستم تاد خود را شلیک کرد که جایگزینی مصرف این یک ماه جنگ، نیازمند بیش از ۱۲ سال خروجی مداوم صنعتی است. این بحران برای موشک‌های پاتریوت ۳.۹ میلیون دلاری و موشک‌های اس‌ام-۳ با قیمت ۲۸.۷ میلیون دلار نیز تکرار شد و احیای ذخایر موشک‌های کروز تاماهوک تا سال ۲۰۳۰ به طول می‌انجامد. 🔴اوج این آسیب‌پذیری شناختی و فلج‌کننده در عملیات نجات یک خلبان نمایان شد؛ جایی که شبکه پدافند ایران یک جنگنده پیشرفته را سرنگون کرد و پنتاگون برای نجات یک فرد، ۱۵۵ هواپیما، ۶۴ جنگنده، ۴۸ تانکر سوخت‌رسان و ۴ بمب‌افکن استراتژیک هسته‌ای را به مخاطره انداخت و در نهایت ناچار شد دو پرنده گران‌قیمت عملیات ویژه ۱۳۰ میلیون دلاری خود را در گل‌ولای ایران نابود کند. 🔴جنون قدرت پنتاگون 🔴مقامات وزارت دفاع آمریکا در واکنشی تند، این تحلیل‌های سیستماتیک پکن را زباله‌های اداری و تئوری‌بافی‌های روشنفکرانه خوانده و به‌شدت رد کردند. پنتاگون مدعی است که موفقیت عملیات جنگی ایالات متحده با معیارهای حسابداری یا حاشیه سود زنجیره تأمین جهانی سنجیده نمی‌شود، بلکه نابودی قاطع ۱۳ هزار تهدید، نمایشی سازش‌ناپذیر از قدرت مطلق و عریان هژمونی است. از نظر مقامات واشنگتن، عملیات پرخطر و پرهزینه نجات خلبان، نه یک نقطه ضعف استراتژیک یا اتلاف منابع، بلکه نمادی از عهد مقدس جنگجویان آمریکایی است که بوروکرات‌های کمونیست هرگز آن را درک نخواهند کرد. 🔴ارتش آمریکا با تاکید بر پایان یافتن دوران تمرکز بر سمینارهای تنوع نژادی و بازسازی ساختار نظامی حول محور جنگ‌افروزی خالص، اعلام کرد که ظرفیت تولید صنعتی و تولید انبوه خود را برای احیای زرادخانه‌ها به کار خواهد گرفت تا هرگونه ائتلاف اقتدارگرا و پهپادهای مصرفی آن‌ها را در صورت ورود به حریم نبرد، به‌طور کامل در هم بکوبد. 🆔@world_order
دنیای معکوس. اگر فرانسه هم فرهنگ سیاسی و رسانه‌ای مانند ایران داشت باید الان این تیترها را مشاهده می‌کردیم: - آدم باورش نمی‌شود که در کشوری در قرن بیست و یکم، صدها نفر از شدت گرما بمیرند. بختت فرانسوی - حقیقتا نمی‌فهمم چه بلایی باید سرمان بیاید تا ما مردم بی‌غیرت فرانسه به خیابان آمده و خانه مکرون را بر سرش خراب کنیم. - ما را از موشک‌های پوتین و روسیه نترسانید ما اینجا هر روز با موشک‌های این حکومت اشغالگر کشته می‌شویم. - دوست دارم فقط یک نفر دیگه «نه به حمله روسیه به فرانسه» بگه تا همین‌جا جرش بدم. - فردا همه در مقابل مجلس شعار «اوکراین را رها کن، فکری به حال ما کن» سر می‌دهیم. - می‌دانید با پولی که جمهوری مکرون در جنگ اوکراین و ساخت پایگاه نظامی در خاورمیانه و آفریقا هزینه می‌کند، می‌شود چند میلیون کولر گازی خرید تا مردم قشنگ و بی‌پناهمان در گرمای تابستان جان ندهند؟ - هی نگویید فرانسه بگویید «جمهوری اشغالی مکرون». اینها فرانسوی نیستند وگرنه یک فرانسوی محال است پول کشور را هزینه اوکراین و مالی کرده و مردمش در گرما بمیرند. 🆔@world_order
وضعیت نابسامان نظام بانکی و قفل شدن نظام پرداخت در حال تبدیل شدن به بحران سیاسی است. مسئله فقط چند اختلال فنی یا چند ساعت قطعی خدمات نیست. وقتی مردم نتوانند کارت بکشند، پول جابه‌جا کنند، خرید روزمره انجام دهند یا به حساب‌هایشان دسترسی مطمئن داشته باشند، بحران از سطح فناوری عبور می‌کند و به سطح اعتماد عمومی و امنیت ملی می‌رسد. هر آدم عاقلی می‌دانست وقتی نظام بانکی تا این اندازه دیجیتالی می‌شود، وقتی پول نقد از زندگی روزمره عقب می‌نشیند و همه چیز به کارت، اپلیکیشن، شاپرک، شتاب و زیرساخت‌های متمرکز وابسته می‌شود، احتمال جنگ سایبری هم بالا می‌رود. این دیگر علم غیب نمی‌خواست. تجربه جهان هم روشن بود: در جنگ‌های جدید، بانک، برق، اینترنت، حمل‌ونقل و داده، خود میدان جنگ‌اند. پس پدافند غیرعامل کجاست؟ وزارت اقتصاد کجاست؟ بانک مرکزی کجاست؟ نهادهای امنیت سایبری کجایند؟ مگر وظیفه پدافند غیرعامل فقط صدور بیانیه و برگزاری همایش است؟ نقشه ریسک نظام پرداخت کجاست؟ سامانه جایگزین کجاست؟ سناریوی بحران کجاست؟ چرا اختلال در چند بانک باید زندگی روزمره مردم را مختل کند؟ مسئله فقط این نیست که دشمن حمله کرده است. دشمن کار خودش را می‌کند. مسئله این است که چرا زیرساخت حیاتی کشور تا این اندازه آسیب‌پذیر است و چرا قبل از بحران، کسی هزینه آماده‌سازی، تاب‌آوری و پشتیبان‌سازی را جدی نگرفته است. اگر این خلأ پر نشود، هر حمله سایبری بعدی می‌تواند از یک اختلال بانکی به بحران اجتماعی و از بحران اجتماعی به بحران سیاسی تبدیل شود. حکمرانی که نظام پرداخت را دیجیتالی می‌کند اما پدافند سایبری و مدیریت بحران آن را جدی نمی‌گیرد، خودش اعتماد عمومی را روی لبه تیغ می‌گذارد. ✍حسین قتیب 🆔@world_order
آرشام بهمن نژاد پژوهشگر زبان‌شناسی دانشگاه دولتی ولادی‌وستوک ما و تشییع خامنه‌ای: چه باید کرد؟ ترور قاسم سلیمانی حذف یک شخصیت سیاسی نبود، بلکه انهدام یک نماد سیاسی بود: «نماد امنیت خلل‌ناپذیر ایران». دقیقا به همین دلیل مخالفانِ دولتیِ «نظام جمهوری اسلامی» به کرات از این واقعه به عنوان بزرگترین پیروزی خود یاد کرده‌اند. همان‌طور که بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی -اعم از موافقان و مخالفان نظام- پس از این ترور گفتند و نوشتند، سکوت در برابر حذف قاسم سلیمانی بنیان حکمرانی را در ایران سست‌خواهدکرد، و چنین شد: تورم افسارگسیخته، گسست بی‌سابقه‌ی همبستگی اجتماعی که اوجش در قضایای ۴۰۱ و ۴۰۴ متجلی شد، خلل‌های روز افزون در اهرم‌های دور زننده‌ی تحریم، شکاف اجتماعی ناشی از فروپاشی شعار امنیت، تعرض به مراکز دیپلماتیک ایران در خارج از کشور، ترور سران نظام و در نهایت، دو جنگ. سوژه‌ی ایرانی نیاز ندارد طرفدار حاکمیت جمهوری اسلامی باشد تا بفهمد این رویدادها در وهله‌ی اول نه به بنیان نظام، بلکه به معیشت روزمره‌ی ملت -زندگی من و شما- لطمه زده‌است. هر فرد تیزبینِ باورمند به «لیبرالیسم» یا «ماتریالیسم تاریخی» یا «اسلام سیاسی» چون نیک بنگرد، شهادت می‌دهد که وضعیت failed state و یک حکمرانی زوال یافته در حالی که آلترناتیوی برایش تولید نشده، برای زیست مادی مردمان به مراتب بدتر از وضعیتی است که در آن یک حاکمیت مقتدر با منشی خلاف خواستِ منِ شهروند بر سر کار است. حتی اگر حکمران اهریمن مطلق باشد، «حاکمیت مستقر» بر «فروپاشی سیاسی» اولی است. از این روست که نیروهای متعهدِ منتقد حکومت، از پی آلترناتیو واقعی (ایجاب) می‌روند، ‌و نه از پی فرسودن توان حاکمیت مستقر (سلب). با این مقدمه، معتقدم آن‌چه می‌تواند وضعیت ایران امروز را بهبود ببخشد «احیای نماد» است. حاکمیت چیزی نیست جز نماد، آن‌گاه که نماد وجود داشته‌باشد، حاکمیت قدرتمند است و زمانی که نماد زائل شود، رشته‌ی حکمرانی گسسته می‌گردد. ترور قاسم سلیمانی حذف یک نماد بود لذا به آسیب‌های غیرقابل جبران منجر شد. آن موقع بسیاری افراد تیزبین، جهت احیای نماد حکمرانی از ضرورت آغازِ تهاجمیِ جنگِ تمام عیار با اسراییل و آمریکا گفتند. به این نظر اهمیتی داده نشد و ضررش را مردم و حکومت با هم متحمل شدند. همان منطق، امروز حکم می‌کند که «تشییع خامنه‌ای به مثابه یک نماد» در عرصه‌ی سیاست جهانی بازتاب بیابد. این فرصتی است برای احیای نماد سیاسی در ایران و در نتیجه برداشتن سایه‌ی جنگ، فشار اقتصادی و هجمه‌ی شناختی از سر «مردم ایران». معتقدم هر کس که طرفدار نظام است، هر کس که اپوزیسیون و ضد نظام است، هر کس که لیبرال ملی گراست، هر کس که سوسیالیست جهان وطن است، هر کس که مسلمان امت‌گراست، هر کس که به هر ایدئولوژی و مسلکی ایمان عملی دارد و در عین حال، کاستن از آلام مردم ایران برای او مهم است، باید تشییع خامنه‌ای را جدی بگیرد. اگر دلتان برای ایران و راحت مردمانش می‌سوزد، در این چند روز تمام توان خود را بر سامان‌دهی حضور حداکثری اطرافیان خود در مراسم چند روزه‌ی تشییع رهبر فقید نظام جمهوری اسلامی متمرکز کنید. تاریخ بشری باید شاهد بزرگ‌ترین تجمع مردمی همه‌ی دوران‌ها باشد تا بدین ترتیب «نماد حکمرانی ایران» دوباره احیا شود. این، بحثِ جمهوری اسلامی نیست، بحث ایران است و بحث یک منطق تاریخی لایتغیر. «نماد» ضامن امنیت و بقای ماست. 🆔@world_order
‌ما در لحظه‌ای ایستاده‌ایم که موازنه قدرت داخلی در حال بازتعریف است. رقابت میان گروه‌ها، شبکه‌ها و نیروهای سیاسی برای تثبیت موقعیت خود شدت گرفته، آن هم در وضعیتی که کشور هم‌زمان با بحران‌های داخلی، فشارهای بیرونی و نااطمینانی‌های راهبردی در رابطه با مهاجمین خارجی و مزدورانش روبه‌روست. ‌من نه مدعی قدرت سیاسی‌ام و نه سخنگوی هیچ جریان. شهروندی عادی‌ام، اما شهروندی بی‌مسؤولیت نیستم. برای خودم دو شأن قائل‌ام؛ ‌نخست، شأن مشاهده‌گر و پژوهشگر؛ کسی که می‌کوشد روابط علی سیاست را بفهمد، سازوکارهای قدرت را توضیح دهد و نشان دهد چگونه تصمیم‌ها، بحران‌ها، رقابت‌ها و خطاهای نهادی به پیامدهای سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شوند. ‌دوم، شأن شهروند مسؤول؛ کسی که دغدغه‌اش حقوق مردم، حفظ تمامیت ارضی ایران، مخالفت با مداخله خارجی و فراهم شدن زمینه‌های توسعه، امنیت و زندگی شرافتمندانه برای مردم ایران است. ‌نوشته‌های من از تلاقی این دو شأن بیرون می‌آید: از یک سو تلاش برای فهم علمی سیاست، و از سوی دیگر تعهد اخلاقی به مردم و سرزمین. نه تحلیل سیاسی بدون مسؤولیت مدنی کافی است، نه احساسات ملی بدون فهم سازوکارهای قدرت راه به جایی می‌برد. ‌در زمانه‌ای که رقابت‌های داخلی می‌تواند به فرسایش ظرفیت ملی بینجامد، بیش از هر چیز به عقلانیت، خویشتن‌داری، شفافیت و دفاع هم‌زمان از حقوق مردم و منافع ملی نیاز داریم. سیاست، اگر از مردم جدا شود، به نزاع قدرت فروکاسته می‌شود؛ و اگر از فهم علمی جدا شود، به شعار و هیجان. ✍حسین قتیب 🆔@world_order
🔴جنگ ایران، رؤیای هوش مصنوعی ابوظبی را به کابوس مراکز داده تبدیل کرد / دویچه‌وله 🔴شوک به جاه‌طلبی 🔴امارات از سال ۲۰۱۷، با انتصاب عمر سلطان العلماء به عنوان نخستین وزیر دولتی هوش مصنوعی در جهان، وعده داده بود به آماده‌ترین کشور جهان برای عصر هوش مصنوعی تبدیل شود. شش سال بعد، نام او در نخستین فهرست TIME100 AI قرار گرفت و ابوظبی راهبرد دیجیتال خود را با شتاب پیش می‌برد. اما پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه، امارات به یکی از اهداف کلیدی تهران بدل شد؛ هزاران حمله موشکی و پهپادی ایران دفاتر محلی و مراکز داده شرکت‌هایی چون آمازون، گوگل، مایکروسافت و انویدیا را نشانه گرفت. 🔴جنگ، امنیت کابل‌های زیردریایی حیاتی برای مراکز داده و زیرساخت دیجیتال را نیز زیر سؤال برد و انسداد تنگه هرمز از سوی ایران و سپس آمریکا، تحویل سخت‌افزار را به تأخیر انداخت. در چنین فضایی، مراکز داده دیگر صرفاً دارایی تجاری نیستند؛ به زیرساخت حیاتی شبیه پالایشگاه‌های نفت و تأسیسات آب‌شیرین‌کن تبدیل شده‌اند. 🔴تاب‌آوری خلیج 🔴با وجود فشارهای جنگ، مبانی راهبرد امارات به‌کلی فرو نریخته است. این کشور همچنان در تقاطع جریان سرمایه میان شرق و غرب قرار دارد و از انرژی، زمین و اراده سیاسی لازم برای ساخت ظرفیت‌های هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ برخوردار است. منطقه خلیج فارس بحران‌های پیشین، از رکود مالی اواخر دهه ۲۰۰۰ تا همه‌گیری کرونا و منازعات قبلی خلیج فارس را پشت سر گذاشته و مدل کسب‌وکار آن بارها آزموده شده است. 🔴امارات در این بحران‌ها سطح بالایی از تاب‌آوری نشان داده و راه‌هایی برای بازآفرینی خود یافته است؛ آسیب جدی زمانی رخ می‌دهد که منازعه ایران طولانی شود و ابوظبی نتواند مدل خود را سازگار کند. با این حال، مسیر کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت دیپلماسی محاسباتی جهانی امارات هنوز روشن نیست. لغو پروژه یک میلیارد دلاری ابرمرکز داده در کنیا در ماه مه، نشانه‌ای از فشار بر طرح‌های برون‌مرزی است. 🔴وابستگی پنهان 🔴راهبرد «UAE AI Strategy 2031» شاید آن‌قدر متنوع شده باشد که بحران ایران را تاب بیاورد. قلب این جاه‌طلبی، G42 است؛ مجموعه چندمیلیارددلاری ابوظبی که از ۲۰۱۸ بر هوش مصنوعی و رایانش ابری متمرکز شده است. امارات در ۲۰۱۹ دانشگاه هوش مصنوعی محمد بن زاید را به عنوان نخستین دانشگاه تحصیلات تکمیلی کاملاً ویژه هوش مصنوعی افتتاح کرد و سودای تبدیل آن به «استنفورد خاورمیانه» را داشت. ابوظبی مدتی کوشید میان آمریکا و چین نقش دولت نوسان‌گر فناورانه بازی کند، اما زیر ذره‌بین واشنگتن قرار گرفت و در ۲۰۲۳ همه پیوندهای هوش مصنوعی با چین را برید. 🔴اکنون پروژه عظیم Stargate UAE را برای OpenAI و دیگر شرکت‌های آمریکایی پیش می‌برد؛ خوشه‌ای از مراکز داده در وسعتی هم‌اندازه موناکو که قرار است بزرگ‌ترین مرکز داده خارج از آمریکا باشد. با وجود حقوق‌هایی هم‌سطح سیلیکون‌ولی، امارات هنوز در ردیف نخست مهندسان جهانی هوش مصنوعی نیست و اکوسیستم منطقه به مدل‌ها، الگوریتم‌ها و معیارهای بیرونی وابسته مانده است. کیفیت مدل‌های عربی مانند Jais «غافلگیرکننده ضعیف» توصیف شده و عملکرد K2 Think نیز اغراق‌آمیز خوانده شده است. با این‌همه، حجم سرمایه‌گذاری امارات عقب‌نشینی را ناممکن کرده است؛ داده، همان نفت تازه است. 🆔@world_order
به عنوان برادر کوچک همه شما، و به عنوان کسی که اندکی در سیاست پژوهش کرده، عرض می‌کنم: بدترین خطا در شرایط فعلی، که همچنان در وضعیت جنگی و امنیتی به سر می‌بریم، دامن زدن به منازعات سیاسی فرساینده است. ‌خاضعانه از نمایندگان مجلس و همه سیاست‌ورزان تقاضا می‌کنم سطح تخاصم و اصطکاک را کنترل کنند. این کشمکش‌ها کمکی به کشور نمی‌کند. ‌این توصیه را پیش از همه به خودم می‌کنم، و بعد به همه عزیزان. ✍حسین قتیب 🆔@world_order
هدایت شده از اتاق جنگ
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابراهیم متقی: «پیش از هر چیز باید در خودمان تغییر ایجاد کنیم. تعریف کنیم که هستیم. ما همه با هم هستیم. یک دولت-ملت وجود دارد و هیچ ایرانی خارج از این دولت-ملت نیست.» برای تماشای گفت‌وگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید: @otaqejangmedia 📺 مشاهده کامل «مذاکره با آمریکا؛ پایان جنگ یا بازآرایی برای حمله سوم» در آپارات اتاق جنگ: https://www.aparat.com/v/hajhh6b