eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴سه سناریو برای ایران و آمریکا؛ از توافق پرهزینه تا جنگ بلندمدت اجتناب‌ناپذیر / شورای آتلانتیک 🔴ارزیابی کارنامه 🔴کارنامه سیاست‌های دونالد ترامپ در قبال ایران شامل تشدید تحریم‌ها علیه برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای تهران، تلاش برای دستیابی به توافقی سخت‌گیرانه‌تر از برجام و تقویت هماهنگی امنیتی میان اسرائیل و کشورهای عربی از طریق توافق‌های ابراهیم است. این چارچوب به ارتقای سطح هماهنگی نظامی و دفاعی در برابر حملات مستقیم ایران علیه اسرائیل در دوره بایدن نیز منجر شده است. تصمیم‌گیری‌های مرتبط با استفاده از نیروی نظامی نیز ترکیبی از احتیاط و ریسک‌پذیری را نشان می‌دهد و در مقاطع مختلف با تغییر رویکرد مشاوران همراه بوده است. 🔴در برابر بحران جاری، سه مسیر محتمل ترسیم می‌شود: دستیابی سریع به توافقی که به‌عنوان خطای راهبردی تلقی می‌شود؛ فروپاشی مذاکرات و بازگشت فوری به جنگ با پیامدهای بالقوه رکود جهانی و جهش انرژی؛ و مسیر سوم یعنی فرسایش تدریجی که در آن ایران توان نظامی خود را بازسازی کرده و زمینه یک جنگ آینده با احتمال بالاتر شکل می‌گیرد. 🔴مذاکره و بازدارندگی 🔴راهبرد پیشنهادی بر طولانی‌سازی هدفمند مذاکرات و جلوگیری از بازگشت به جنگ استوار است، به‌گونه‌ای که بازه شصت‌روزه در صورت توافق طرفین به‌طور متوالی تمدید شود. هم‌زمان، ایجاد ابتکارات منطقه‌ای برای کاهش تنش و شکل‌دهی به سازوکارهای امنیتی گسترده‌تر در خاورمیانه می‌تواند جریان پایدار نفت را حفظ کرده و به بازسازی ذخایر جهانی کمک کند. در سطح نظامی، تداوم حضور یک گروه رزمی ناو هواپیمابر در حوزه فرماندهی مرکزی و پیرامون خلیج فارس به‌عنوان ابزار اصلی بازدارندگی مطرح است و همراهی متحدان اروپایی و شرکای عربی در این چارچوب اهمیت دارد. 🔴بازسازی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، افزایش تاب‌آوری در برابر تهدیدات موشکی و پهپادی و ارتقای همکاری تسلیحاتی با متحدان برای رفع محدودیت‌های تولید از عناصر کلیدی محسوب می‌شود. همچنین بازگشت به آرایش پایدار نیروها پس از دوره کاهش حضور در مدیترانه و سواحل ونزوئلا و انجام عبورهای دوره‌ای از تنگه هرمز برای تثبیت بازدارندگی ضروری ارزیابی می‌شود. 🔴آینده تقابل 🔴تداوم ساختار سیاسی ایران به معنای استمرار اقدامات خصمانه و ضرورت آمادگی دائمی برای جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هسته‌ای تلقی می‌شود. در این چارچوب، احتمال وقوع جنگ دوم در افق بلندمدت بالا ارزیابی شده و این وضعیت ناشی از بازسازی توان نظامی ایران و انگیزه‌های انتقامی پس از درگیری‌های پیشین است. هم‌زمان، بحران اقتصادی شامل تورم بالا، بیکاری گسترده، سقوط ارزش پول ملی و سوءمدیریت مالی، زمینه فرسایش ساختاری حکومت را تقویت کرده است. 🔴محور اصلی هر تحول احتمالی در ایران در داخل کشور تعریف می‌شود و نه در جریان‌های مهاجر خارج از کشور. توسعه شبکه‌های اطلاعاتی در داخل، شناسایی ظرفیت‌های ارتش رسمی و حمایت از ارتباطات امن در برابر قطع اینترنت از عناصر کلیدی آمادگی آینده به شمار می‌رود. در کنار آن، تکیه بر تصور وجود نیروهای «میانه‌رو» در ساختار قدرت به‌عنوان راه‌حل پایدار رد شده و تجربه‌های گذشته ناکارآمدی این رویکرد را نشان داده است. در مجموع، مسیر آینده نه با توافق‌های مقطعی، بلکه با توازن میان بازدارندگی، مدیریت بحران و آمادگی برای تحولات داخلی تعیین خواهد شد. 🆔@world_order
🔴ایران پس از جنگ؛ شکست راهبرد شوک‌ آمریکا و صعود به معادله قدرت منطقه‌ای / Modern Diplomacy 🔴انسجام راهبردی 🔴در جریان درگیری نظامی اخیر با ایالات متحده و اسرائیل، ساختار اجتماعی و سیاسی ایران به‌جای فروپاشی یا چندپارگی، در قالب یک انسجام واحد ظاهر شد و روایت «ملت یکپارچه» در برابر فشار خارجی تثبیت گردید. راهبرد «شوک و وحشت» که با هدف فرسایش سریع توان تصمیم‌گیری و فروپاشی درونی طراحی شده بود، به نتیجه مورد انتظار نرسید و محاسبات اولیه درباره امکان تغییر سریع رژیم ناکام ماند. هم‌زمان، فشار افکار عمومی در ایالات متحده نیز به‌عنوان یک متغیر تعیین‌کننده عمل کرد، به‌گونه‌ای که اکثریت قابل توجهی از شهروندان با ورود به یک جنگ انتخابی علیه ایران مخالفت نشان دادند. 🔴این وضعیت در کنار هزینه‌های مالی سنگین برای واشنگتن و تل‌آویو، ظرفیت تداوم جنگ را با محدودیت‌های جدی مواجه کرد و شکاف میان اهداف اعلامی و توان واقعی عملیات را آشکار ساخت. این وضعیت شکاف میان اهداف اعلامی و ظرفیت عملیاتی را عمیق‌تر کرده و هزینه‌های حیثیتی و راهبردی را هم‌زمان افزایش داده است. 🔴جغرافیای درگیری 🔴از نخستین روز آغاز تقابل، بسته‌شدن تنگه هرمز به‌عنوان یک پیامد مستقیم جنگ، به‌عنوان ابزار فشار راهبردی وارد معادله شد و گزارش‌هایی از مین‌گذاری در مسیرهای کشتیرانی برای مختل‌سازی جریان تجارت دریایی مطرح گردید. در همین چارچوب، دکترین «دفاع موزاییکی» با ساختار غیرمتمرکز و تقسیم نیروها به ۳۱ بخش عملیاتی مستقل فعال شد؛ سازوکاری که امکان تصمیم‌گیری لحظه‌ای و اجرای حملات بدون انتظار برای فرمان مرکزی را فراهم ساخت. 🔴هم‌زمان، جنگ نامتقارن با اتکا بر پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های متنوع در برابر سامانه‌های دفاعی بسیار پرهزینه، توازن هزینه-فایده را به زیان طرف مقابل تغییر داد و مفهوم فرسایش اقتصادی جنگ را برجسته کرد. گسترش درگیری به سطح منطقه‌ای نیز با هدف‌گیری پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه دنبال شد و در ادامه، حملات به رادارهای راهبردی AN/FPS-132 در قطر و AN/TPY-2 در اردن، و همچنین آسیب به ستاد ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و چندین پایگاه دیگر، بُعد جدیدی به میدان نبرد افزود. این الگو نشان‌دهنده انتقال جنگ به سطح چندلایه منطقه‌ای بود. 🔴بازآرایی قدرت 🔴ادامه جنگ به سمت الگوی فرسایشی حرکت کرد و در نهایت زمینه‌ساز شکل‌گیری توافقی در قالب تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ میان تهران و واشنگتن شد؛ توافقی که با هدف مهار بحران و جلوگیری از آسیب‌های گسترده‌تر به اقتصاد جهانی از جمله خطر رکود عمیق طراحی گردید. ارزیابی اهداف اولیه این درگیری همچنان محل مناقشه باقی ماند؛ اهدافی شامل تغییر رژیم، خلع سلاح ایران و تضعیف ظرفیت راهبردی کشور. در این چارچوب، برخی تحلیل‌ها جایگاه ایران را به‌عنوان چهارمین مرکز قدرت جهانی پس از ایالات متحده، چین و روسیه تعریف کردند. ریشه این موقعیت در روندی بلندمدت از سال ۱۹۷۹ و ایجاد ساختار موازی نظامی یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار ارتش رسمی دیده می‌شود. 🔴نتیجه این مسیر، تثبیت ظرفیت بازدارندگی، حفظ شبکه‌های نیابتی، توسعه برنامه موشکی و دستاوردهایی مانند رفع تحریم‌ها، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدودشده و تثبیت موقعیت در تنگه هرمز عنوان شد. در مقابل، محاسبات اولیه مبتنی بر پیروزی سریع و فروپاشی ساختار حکومتی از طریق عملیات ضربتی ناکارآمد از آب درآمد و معادلات جنگ را به سمت بازتعریف توازن قدرت سوق داد. 🆔@world_order
هدایت شده از اتاق جنگ
وداع با همسایه‌ای که دیر شناختم ✍️ علیرضا اسکندری‌نژاد وقت وداع است. تقریباً تمام عمرم با او همسایه بودم، اما از بخت بدم در همراهی با این همسایه تعلل کردم. در روزهای بدرقه و تشییع او فرصتی کوتاه اما کافی برای وداع دارم؛ بنابراین از این لحظات نهایت بهره را می‌برم و بی‌پرده با او سخن می‌گویم، چراکه می‌دانم بیش از همه‌ی ما زندگان، بینا و شنواست. ۹ اسفند که خبر بمباران بیت رهبری آمد، تهران نبودم و مثل بسیاری از مردم با خودم فکر کردم که «کی داخل بیت بوده که زدنش؟» و احتمال حضور شما را در نظر نمی‌گرفتم. با وجود این، هر لحظه با خودم فکر می‌کردم که «باید شخصیت مهمی را برای آغاز جنگ زده باشند» و باز هم سعی می‌کردم که در معادلات منطقی و ذهنی خودم حضورتان را نادیده بگیرم. اوایل صبح ۱۰ اسفند بود که آن خبر را شنیدم و از وحشت به خودم لرزیدم و با دو دست به سرم کوبیدم. در بهت و حیرت بودم، چراکه فکر نمی‌کردم این‌طور آزاد و رها از قید این جهان، رخت شهادت بر تن کرده باشید. چرخه‌ی غم و وحشت امانم را بریده بود. مدام به این می‌اندیشیدم که «چه بر سر ایران می‌آید؟» در واقع ایمانم سست و ضعیف بود و وحشت این را داشتم که بی‌حضور شما جمهوری اسلامی فرو بریزد و خانه‌ام تکه‌تکه شود. با وجود این وحشت و ترس خفه‌کننده، همان روز به تهران بازگشتم تا اگر قرار است اتفاقی رخ دهد، در خانه‌ام (در همسایگی شما) باشم. آن روزها را به‌خوبی به خاطر دارم. خشم، ناراحتی و وحشت بر من و بسیاری از ما حاکم بود. هر روز که می‌گذشت، با هر ضربه‌ای که به دشمنان می‌زدیم و با صلابتی که از خود نشان می‌دادیم، بیشتر و بیشتر میراثتان پیش چشمانمان جلب توجه می‌کرد. فرماندهانتان یک لحظه‌ی کوتاه ننشستند و جمهوری اسلامی، همان نظامی که دشمنانتان می‌گفتند ناکارآمد و فاسد است، یک آن سر خم نکرد. در هنگامه‌ی جنگ و پس از آن، مدام با خودم کلنجار می‌رفتم که چرا شما را سال‌ها پیش نشناختم و اینکه چقدر در این کشور غریب و مظلوم بودید. دقیقاً در آن روزها که ثمره‌ی عمرتان پیش چشمانمان بود و با هر شلیک موشک به ایرانی بودنمان می‌بالیدیم، شما در میانمان نبودید. در بین ما نبودید تا آن‌چنان که شایسته است قدردانتان باشیم. پیش ما نبودید تا بابت سال‌ها ایمان نداشتن و همراهی نکردنمان عذرخواهتان باشیم. حالا ماییم و غم دوری‌تان. باید با شما خداحافظی کنیم. میثاق من با شما در این وداع تلخ آن است که پاسدار میراثتان باشم و سستی ایمانم را با سخت‌کوشی و فرمان‌برداری از فرزندتان جبران کنم. نمی‌دانم دفتر کار او و محل زندگی‌اش قرار است کجا باشد، اما امیدوارم باز هم با رهبر انقلاب همسایه شوم تا آنچه را در حق شما به‌عنوان همسایه به‌جا نیاوردم، در حق او به‌جا بیاورم. ختم کلامم این است: ای رهبر شهید من، این همسایه‌ی کاهل و سست‌ایمانت را ببخش و برایش طلب مغفرت و آمرزش کن و از حضرت حق بخواه که در هیچ راهی جز راه تو قدم نگذارد. @otaqejangmedia ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نظم، کلید پیش‌بینی روابط بین‌الملل همواره در مطالعات کلاسیک، مدرن و حتی پست‌مدرن روابط بین‌الملل، بنیادی‌ترین مفهوم، «نظم» بوده است. اهمیت این مفهوم از آنجا ناشی می‌شود که روابط بین‌الملل، پیش از آنکه مجموعه‌ای از تعاملات سیاسی باشد، یک سیستم است و هر سیستم، خواه طبیعی و خواه اجتماعی، بر اساس نوعی نظم عمل می‌کند. این سیستم در ابتدا تحت تأثیر رویکردهای پوزیتیویستی و رفتارگرایانه مطالعه می‌شد، اما با تحول مباحث معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی، برداشت از ماهیت سیستم و نظم نیز دستخوش تغییر شد. ازاین‌رو، پرسش اصلی این است که جایگاه نظم در سیستم بین‌الملل چیست و چگونه می‌توان از طریق آن رفتار بازیگران را تبیین یا حتی پیش‌بینی کرد؟ مفهوم سیستم، ریشه‌ای مکانیکی دارد و سپس با آثار تالکوت پارسونز وارد علوم اجتماعی شد. بعدها نظریه‌پردازان ساختارگرا، به‌ویژه در روابط بین‌الملل، این مفهوم را به عرصه سیاست جهانی وارد کردند. در این نگاه، سیستم بین‌الملل از مؤلفه‌هایی همچون نظم، بازیگران، ساختار، فرصت‌ها و محدودیت‌ها تشکیل شده است. هر یک از این عناصر در تعامل با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند، اما این نظم است که قواعد تعامل، دامنه انتخاب‌ها و حدود کنش بازیگران را تعیین می‌کند. در واقع، نظم مشخص می‌کند که دولت‌ها با چه ابزارهایی، در چه سطحی و با چه هزینه‌ای قادر به تأمین منافع ملی خود خواهند بود. آنچه از مطالعه تاریخ و نظریه‌های روابط بین‌الملل برمی‌آید آن است که نظم را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از قواعد حقوقی یا توافق‌های سیاسی دانست. برداشت سنتی، به‌ویژه در دوران جنگ سرد، نظم را محصول توافق قدرت‌های بزرگ و انعکاسی از موازنه قدرت تلقی می‌کرد. در چنین برداشتی، نظم قراردادی بود که توسط بازیگران مسلط ایجاد و بر دیگران تحمیل می‌شد. اما این تعریف، بیش از آنکه ماهیت نظم را توضیح دهد، تنها یکی از اشکال تاریخی آن را توصیف می‌کند. در جهان معاصر، نظم بیش از آنکه یک قرارداد باشد، یک الگوی برآمده از تعاملات مستمر بازیگران است. نظم محصول انباشت میلیون‌ها کنش، واکنش، همکاری، رقابت و سازگاری در سطوح مختلف محلی، منطقه‌ای و جهانی است. از این منظر، هیچ بازیگری به تنهایی خالق نظم نیست، بلکه نظم از دل روابط میان بازیگران و شبکه‌های ارتباطی آنان پدیدار می‌شود. از همین رو، نظریه‌های پیچیدگی برداشت متفاوتی از نظم ارائه می‌کنند. در این رویکرد، نظم یک پدیده نوپدید است؛ یعنی ویژگی‌ای که از تعامل اجزای سیستم حاصل می‌شود و قابل تقلیل به رفتار هیچ بازیگر منفردی نیست. همان‌گونه که بازار از تعامل میلیون‌ها کنشگر اقتصادی شکل می‌گیرد یا اکوسیستم از ارتباط میان موجودات زنده پدید می‌آید، نظم بین‌المللی نیز نتیجه تعاملات مستمر قدرت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، شرکت‌های فراملی، شبکه‌های اجتماعی و حتی بازیگران غیردولتی است. بر این اساس، تغییر نظم الزاماً به معنای وقوع جنگ یا فروپاشی یک نظام سیاسی نیست. گاه تغییرات کوچک در الگوهای تعامل، به مرور زمان به دگرگونی‌های بزرگ ساختاری منجر می‌شوند. افزایش نقش فناوری، هوش مصنوعی، زنجیره‌های تأمین جهانی، بازیگران غیردولتی و شبکه‌های مالی نمونه‌هایی از تحولاتی هستند که بدون تغییر فوری در توزیع قدرت، ماهیت نظم بین‌المللی را دگرگون می‌کنند. در چنین شرایطی، قدرت نیز دیگر صرفاً به منابع مادی محدود نیست. در نظم شبکه‌ای، جایگاه هر بازیگر به میزان اتصال او به شبکه‌های اقتصادی، فناورانه، اطلاعاتی، مالی و امنیتی بستگی دارد. بنابراین، کشوری که از ظرفیت شبکه‌سازی بیشتری برخوردار باشد، حتی با منابع مادی محدودتر نیز می‌تواند نفوذ قابل‌توجهی در شکل‌دهی به نظم داشته باشد. از منظر تحلیلی، شناخت نظم مهم‌ترین ابزار پیش‌بینی رفتار بازیگران است. دولت‌ها معمولاً بر اساس ترجیحات شخصی رهبران عمل نمی‌کنند، بلکه رفتار آنها تا حد زیادی توسط محدودیت‌ها و فرصت‌هایی که نظم ایجاد می‌کند هدایت می‌شود. ازاین‌رو، هرگونه تحلیل سیاست خارجی بدون شناخت منطق نظم حاکم، تحلیلی ناقص و گاه گمراه‌کننده خواهد بود. به همین دلیل، مطالعه آینده روابط بین‌الملل بیش از آنکه مستلزم تمرکز بر رویدادهای روزمره باشد، نیازمند شناخت روندهای شکل‌دهنده نظم است. رقابت قدرت‌های بزرگ، تحولات فناوری، تغییرات اقتصادی، بحران‌های زیست‌محیطی و بازآرایی شبکه‌های منطقه‌ای، همگی متغیرهایی هستند که مسیر تحول نظم را تعیین می‌کنند و در نتیجه، رفتار آینده بازیگران را قابل پیش‌بینی‌تر می‌سازند. 🆔@world_order
🔴پس از توافق موقت؛ هرمز نیمه‌باز، امتیازهای کامل و فرسایش تدریجی اهرم آمریکا / فارن پالیسی 🔴توازن شکننده 🔴دو هفته پس از امضای یادداشت تفاهم میان ایالات متحده و ایران برای توقف درگیری‌های فعال در آخرین جنگ خاورمیانه، وضعیت اجرای توافق همچنان ناپایدار ارزیابی می‌شود. ایران در همین بازه زمانی از کاهش تحریم‌ها در طول تابستان بهره‌مند شده و صادرات نفت خود را افزایش داده، در کنار آن تعهدات مکتوبی برای آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدودشده از سوی آمریکا دریافت کرده است. 🔴با وجود این، تنگه هرمز نه کاملاً باز است و نه در وضعیت انسداد کامل قرار دارد؛ در حالی‌که پیش از جنگ روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از آن عبور می‌کردند، اکنون حدود ۴۰ کشتی در روز تردد دارند. هم‌زمان بخشی از کشتی‌ها با روشن نگه داشتن سامانه‌های موقعیت‌یاب عبور می‌کنند و نفت برنت تا حدود ۷۰ دلار کاهش یافته است. در این شرایط، بخش مهمی از اهرم فشار واشنگتن هم‌زمان با مصرف گسترده مهمات در دوره درگیری تضعیف شده و ظرفیت اعمال فشار مستقیم کاهش یافته است. 🔴اقتصاد تعویق‌شده 🔴بر اساس اظهارات مقامات ایرانی، از جمله محمدباقر قالیباف، ایران از زمان امضای یادداشت تفاهم حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده که معادل تقریبی ۳ میلیون بشکه در روز ارزیابی می‌شود؛ بخشی از این حجم نیز از «ذخایر شناور» تأمین شده است. با این حال، امتیازهای تحریمی اعطا شده به ایران دارای تاریخ انقضا بوده و مجوز عمومی X برای صادرات نفت در اواخر اوت منقضی می‌شود؛ موضوعی که موجب احتیاط بانک‌ها، پالایشگاه‌ها و خریداران در تعامل با طرف‌های تحریمی شده است. 🔴در این چارچوب، چین همچنان مقصد اصلی نفت ایران باقی مانده است. ساختار توافق ۱۴ بندی نیز به‌گونه‌ای توصیف شده که تعهدات آمریکا شامل امتیازهای مشخص و سنگین بوده، در حالی‌که تعهدات مرحله‌ای ایران مبهم و قابل تفسیر باقی مانده است. در همین زمینه، میاد ملکی این توافق را «یادداشت سوءتفاهم» توصیف کرده و بر این نکته تأکید دارد که ایران مذاکرات را نه برای حل مسائل، بلکه برای مدیریت فشار پیش می‌برد. 🔴فرسایش اهرم‌ها 🔴مذاکرات غیرمستقیم در دوحه میان تهران و واشنگتن نیز همچنان درگیر اختلاف بر سر اجرای مفاد توافق قبلی است و پیشرفت معناداری در موضوعات راهبردی از جمله برنامه هسته‌ای حاصل نشده است. از دیدگاه واشنگتن، هدف این گفت‌وگوها حرکت تدریجی به سمت پرونده‌های اصلی بوده، اما ایران اجرای کامل توافق پیشین را پیش‌شرط ورود به مذاکرات جدی‌تر قرار داده است. در این میان، ایالات متحده بخش قابل توجهی از مهمات دقیق و سامانه‌های پدافندی خود را در عملیات چند هفته‌ای موسوم به «خشم سنگین» مصرف کرده و از گزینه نظامی مستقیم فاصله گرفته است؛ به‌ویژه با توجه به هزینه‌های سیاسی داخلی و نزدیکی انتخابات. 🔴در مقابل، تنها اهرم باقی‌مانده تهدید بازگشت به محاصره دریایی عنوان می‌شود. هم‌زمان، بحث‌هایی درباره سازوکارهای تعرفه‌ای یا پرداخت عوارض برای عبور از هرمز با مشارکت عمان مطرح شده است. با این حال، ارزیابی غالب این است که ایران برای حفظ روابط با متحدان باقی‌مانده و به‌ویژه چین، ناگزیر به بازگشت به وضعیت عبور آزاد در تنگه خواهد بود؛ در حالی‌که دوره فعلی بیش از آن‌که تثبیت نظم جدید باشد، مرحله‌ای از چانه‌زنی فرسایشی میان فشار و امتیاز تلقی می‌شود. 🆔@world_order
⏪ سالهای سال جریان به اصطلاح روشنفکری ایران سعی کرد آقای خامنه‌ای را چیزی شبیه صدام و قذافی و دیکتاتوری‌های آمریکای لاتین و کره‌شمالی و یوگسلاوی سابق و.. معرفی کند و در این زمینه مدام کتابهای اورول و حتی آثار بی‌ارزش جلد قرمزی را برای ایجاد حس همزاد‌پنداری در ذهن ایرانیان، در حد آثار فاخر ادبی تاریخ به طبقه متوسط جدید ایرانی قالب کرد. ⏪ اما این یک دروغ بزرگ بود. کاری به سایر کارگزاران جمهوری اسلامی و خانواده‌های آنها ندارم اما آقای خامنه‌ای بر خلاف تمام حکومت‌های منطقه و جهان، تمام عمر بر اساس اصول و دیسپلین خاص یک انقلابی مسلمان زندگی کرد. ایشان نه دنبال منافع شخصی بود و نه سفره خود را از مردم جدا کرد و نه اندک امتیازی برای خانواده و نزدیکان خود قائل شد. ایشان در آخر هم در پای همان اصول به همراه عزیزان خود و در راه دفاع از استقلال این سرزمین جان خود را فدا کرد. ⏪ نه آثار کم ارزش و مغرضانه بلکه «سور بز» و «گفتگو در کاتدرال» یوسا را بخوانیم. «پاییز پدرسالار» مارکز را بخوانیم. «آقای رئیس‌جمهور» آستوریاس و.. را بخوانیم تا تفاوت آقای خامنه‌ای با جهان سیاستمداران دیگر جهان امروز را بهتر متوجه شویم. 🆔@world_order
ایران، زمانی می‌تواند در صلح بماند که قدرتمند باشد. ▪️آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، صرف‌نظر از قضاوت‌های موافق یا مخالف، بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران را با ایده «استقلال» و «اقتدار ملی» گره زد؛ ایده‌ای که بر این باور استوار بود که کشوری وابسته، همواره در معرض تحمیل، فشار و تهدید خواهد بود. ▪️او در تمام سال‌های رهبری، حفظ استقلال سیاسی، تقویت توان دفاعی، توسعه قدرت منطقه‌ای و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی را از ارکان امنیت ایران می‌دانست و تا واپسین روزهای زندگی، بر همین مسیر تأکید داشت. ▪️امروز، در مراسم تشییع او، فارغ از اختلاف دیدگاه‌ها، یک حقیقت تاریخی قابل تأمل است؛ اینکه بحث «ایرانِ قوی» همچنان یکی از مهم‌ترین موضوعات آینده این سرزمین خواهد بود. 📖 تاریخ درباره او داوری خواهد کرد و قطعا نامش به‌عنوان یکی از قهرمانان ملی ایران ماندگار خواهد ماند. 🆔@world_order
هدایت شده از شعوبا
در عراق چه خبر است؟ تحلیل کامل آنچه دیروز در عراق اتفاق افتاد، همچنان دشوار است. وضعیت در هاله ای از ابهام است و اطلاعات موجود امکان قضاوت قطعی را فراهم نمی‌کند، اما طرح اولیه‌ای از تصویر احتمالی آینده ارائه می‌دهد. در داخل عراق، هویت دستگیرشدگان، شاخص‌های سیاسی را آشکار می‌کند که نادیده گرفتن آنها دشوار است. 🔴اکثر دستگیرشدگان متعلق به بلوک السودانی هستند و در حوزه سیاسی سنی، این کمپین، مثنی السامرایی، رهبر بلوک عزم، و چند تن از معاونان او، به همراه زیاد الجنابی و مضر الکروی را که با اتحادهای انتخاباتی با خمیس الخنجر مرتبط هستند، هدف قرار داده است. اگر این نام‌ها را با هم در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد که این کمپین همزمان حلقه سیاسی السودانی و شبکه متحدان الخنجر را هدف قرار داده است، با تمرکز آشکار بر ضعیف‌ترین حلقه در جامعه سنی، یعنی مثنی السامرایی. دستگیری محمد جمیل المیاحی، که پیش از پایان مشارکت سیاسی‌شان حدود دو ماه پیش، متحد شبل الزیدی بود، نیز قابل توجه است. به استثنای محمد الجبوری، عضو بلوک الحلبوسی، اکثر چهره‌های هدف قرار گرفته متعلق به بلوک‌هایی با رقبای سیاسی بانفوذ هستند. اینها نیروهای سیاسی اصلی مورد حمایت قدرتمندترین چهره عراق هستند که موازنه قدرت را در دست دارد و این امر این رقبا را در میان برجسته‌ترین ذینفعان سیاسی نتایج این کمپین قرار می‌دهد. علاوه بر این، اکثر چهره‌های سنی بازداشت شده به درجات مختلف با پرونده عدنان الجمیلی مرتبط هستند، از جمله محمد الجبوری که به نظر می‌رسد رهبری بلوک او ترجیح داده است که برای دفاع از او وارد نبرد سیاسی نشود. 🔸در سطح بین‌المللی، نشانه‌هایی از دخالت مستقیم آمریکا در برخی از جنبه‌های این عملیات وجود دارد. چندین رسانه، از جمله تلویزیون العربی، از ورود بازرسان آمریکایی به بغداد برای بازجویی از افرادی که نامشان به طور کامل فاش نشده است، در مورد پرونده‌های مربوط به تأمین مالی یک گروه متهم به هدف قرار دادن یک کاروان دیپلماتیک آمریکایی خبر دادند. احتمالاً این موضوع به حمله به کاروان اشاره دارد که در روز اعلام آتش‌بس، هشتم آوریل، علاوه بر پرونده‌های دیگر مربوط به افراد ذکر شده در فهرست تحریم‌های وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، توسط روزنامه‌نگار شلی کیتلسون همراهی می‌شد. 🔸بر اساس این حقایق، آنچه رخ داده است را می‌توان به عنوان یک کمپین با دو مسیر موازی در نظر گرفت. 1⃣اولین مورد، انگیزه داخلی است که مخالفان فاسد را هدف قرار می‌دهد، در حالی که همزمان با نشان دادن جدیت بیشتر در پیگیری این موضوع، به دولت یک دستاورد سیاسی می‌دهد. بنابراین، تصمیم به عدم قطع اینترنت در طول امتحانات(برخلاف سالهای قبل) ممکن است بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر با هدف تضمین پوشش گسترده رسانه‌ای و به حداکثر رساندن تأثیر عمومی این کمپین باشد. 2⃣ انگیزه دوم به نظر می‌رسد ارتباط نزدیک‌تری با اولویت‌های آمریکا دارد، زیرا شواهد نشان می‌دهد که ایالات متحده علاقه دارد چهره‌های خاص را حذف یا به حاشیه براند، چه از طریق اخراج‌ها یا دستگیری‌های اخیر، به ویژه با توجه به سفر قریب‌الوقوع الزیدی به ایالات متحده. با این حال، این یک تحلیل اولیه بر اساس اطلاعات موجود تاکنون است و نتیجه‌گیری قطعی نیست. بخش قابل توجهی از حقایق برای عموم ناشناخته مانده است و روزهای آینده ممکن است اطلاعات جدیدی را آشکار کند. ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
🔹مهدی خراتیان: ‌نظر عبدالخالق عبدالله، چهره برجسته اندیشکده‌ای اماراتی و بسیار نزدیک به آل نهیان در مورد رابطه ایران و چین: «چین با وجود عمق منافعش با امارات و کشورهای عربی خلیج فارس، ایران را مهم‌ترین شریک راهبردی خود در بلندمدت می‌داند. در محاسبات چین، پایداری ایران دلیلی بر افول آمریکا است که در خدمت منافع چین قرار می‌گیرد؛ از این رو، چین در جریان مرحلهٔ تجاوز وحشیانهٔ ایران، به‌طور آشکار جانب ایران را گرفت.» پ.ن.: این عبارت بارها در پادکستهای مختلف از جانب بنده و کارشناسان دیگر گفته شد، اما همواره جریان غربگرا با عباراتی چون «رابطه چین و دول عربی بسیار عمیق است» و «چین هرگز ایران را به کشورهای عربی ترجیح نمیدهد» بارها و بارها به طرفداران پارادایم «نظم محور» حمله کردند. در مقاله اخیر نیز استدلالا نشان دادیم که اصرار امارات برای بازی در نظم آمریکایی و کوریدور IMEC چطور منافع بلند مدت چین و روسیه را تهدید میکند، که مواضع اخیر مدودف در مورد باب المندب و تنگه هرمز و تشبیه آنها به «سلاح اتمی ایران» موید نکته اخیر است. با وجود این نکات اکنون قصد دارم نکته مهمی را به متفکرین، سیاست پژوهان و سیاستگذاران کشور عرض نمایم. با وجود تمام علائم و شواهد دال بر امکان نزدیک شدن تهران، پکن و مسکو و ارتقای روابط به سطح راهبردی (البته در عمل، نه در لفاظیهای پوک ژورنالیستی)، تلاش گسترده‌ای توسط عده‌ای «کارچاق‌کن» فاقد اندیشه راهبردی برای دور کردن روابط ایران، چین و روسیه و هضم شدن ایران در نظم آمریکایی در جریان است، و جریان نرمالیزاسیون و غربگرا با قدرتی زاید الوصف در تلاش است مسیر کشور در این مقطع حساس تاریخی به سمت نادرستی منحرف شود، که هم پیش از جنگ ۱۲ روزه (در قالب سفر خالد بن سلمان و وعده سرمایه گذاری ۱۰۰۰ میلیاردی) و هم پیش از جنگ ۴۰ روزه این مسیر نادرست آزموده شده و عاقبت به جنگ منجر شده است. امیدواریم دلسوزان کشور و در راس آنها مقام معظم رهبری، رییس جمهور محترم و جناب دکتر قالیباف با تدابیر به موقع و درست خود هرچه سریعتر کشور را به سمتی که شایسته آن است، هدایت نمایند. https://x.com/i/status/2073471486195634341 🆔@world_order
آیت‌الله خامنه‌ای استراتژیست بزرگی بود و در بزرگی ایشان همین بس که امروز برای تشییع جنازه ایشان در کشور عراقی که هشت سال با ایران جنگید بیش از ده استان تعطیل عمومی اعلام کرده است و از جنوب لبنان تا یمن و کشمیر انسانهایی تربیت یافته‌اند که برای سربلندی و بالا بودن پرچم ایران حاضر به فدا کردن جان خویش هستند. در استراژیست بودن آیت‌الله خامنه‌ای همین بس که در این دهه‌ها شاید عربستان در تک تک این کشورها بیش از صد برابر ایران هزینه کرده باشد اما نه تنها یک صدم نفوذ معنوی ایران را ندارد بلکه تصور نمی‌کنم در هیچ کشور منطقه حتی یک نفر هم حاضر باشد که به خاطر عربستان جان خود را فدا کند یا برای (مثلا) تشییع جنازه پادشاه عربستان شهر و کشوری تعطیل شود. 🆔@world_order