معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نظم، کلید پیشبینی روابط بینالملل
همواره در مطالعات کلاسیک، مدرن و حتی پستمدرن روابط بینالملل، بنیادیترین مفهوم، «نظم» بوده است. اهمیت این مفهوم از آنجا ناشی میشود که روابط بینالملل، پیش از آنکه مجموعهای از تعاملات سیاسی باشد، یک سیستم است و هر سیستم، خواه طبیعی و خواه اجتماعی، بر اساس نوعی نظم عمل میکند. این سیستم در ابتدا تحت تأثیر رویکردهای پوزیتیویستی و رفتارگرایانه مطالعه میشد، اما با تحول مباحث معرفتشناختی و هستیشناختی، برداشت از ماهیت سیستم و نظم نیز دستخوش تغییر شد. ازاینرو، پرسش اصلی این است که جایگاه نظم در سیستم بینالملل چیست و چگونه میتوان از طریق آن رفتار بازیگران را تبیین یا حتی پیشبینی کرد؟
مفهوم سیستم، ریشهای مکانیکی دارد و سپس با آثار تالکوت پارسونز وارد علوم اجتماعی شد. بعدها نظریهپردازان ساختارگرا، بهویژه در روابط بینالملل، این مفهوم را به عرصه سیاست جهانی وارد کردند. در این نگاه، سیستم بینالملل از مؤلفههایی همچون نظم، بازیگران، ساختار، فرصتها و محدودیتها تشکیل شده است. هر یک از این عناصر در تعامل با یکدیگر معنا پیدا میکنند، اما این نظم است که قواعد تعامل، دامنه انتخابها و حدود کنش بازیگران را تعیین میکند. در واقع، نظم مشخص میکند که دولتها با چه ابزارهایی، در چه سطحی و با چه هزینهای قادر به تأمین منافع ملی خود خواهند بود.
آنچه از مطالعه تاریخ و نظریههای روابط بینالملل برمیآید آن است که نظم را نمیتوان صرفاً مجموعهای از قواعد حقوقی یا توافقهای سیاسی دانست. برداشت سنتی، بهویژه در دوران جنگ سرد، نظم را محصول توافق قدرتهای بزرگ و انعکاسی از موازنه قدرت تلقی میکرد. در چنین برداشتی، نظم قراردادی بود که توسط بازیگران مسلط ایجاد و بر دیگران تحمیل میشد. اما این تعریف، بیش از آنکه ماهیت نظم را توضیح دهد، تنها یکی از اشکال تاریخی آن را توصیف میکند.
در جهان معاصر، نظم بیش از آنکه یک قرارداد باشد، یک الگوی برآمده از تعاملات مستمر بازیگران است. نظم محصول انباشت میلیونها کنش، واکنش، همکاری، رقابت و سازگاری در سطوح مختلف محلی، منطقهای و جهانی است. از این منظر، هیچ بازیگری به تنهایی خالق نظم نیست، بلکه نظم از دل روابط میان بازیگران و شبکههای ارتباطی آنان پدیدار میشود.
از همین رو، نظریههای پیچیدگی برداشت متفاوتی از نظم ارائه میکنند. در این رویکرد، نظم یک پدیده نوپدید است؛ یعنی ویژگیای که از تعامل اجزای سیستم حاصل میشود و قابل تقلیل به رفتار هیچ بازیگر منفردی نیست. همانگونه که بازار از تعامل میلیونها کنشگر اقتصادی شکل میگیرد یا اکوسیستم از ارتباط میان موجودات زنده پدید میآید، نظم بینالمللی نیز نتیجه تعاملات مستمر قدرتها، سازمانهای بینالمللی، شرکتهای فراملی، شبکههای اجتماعی و حتی بازیگران غیردولتی است.
بر این اساس، تغییر نظم الزاماً به معنای وقوع جنگ یا فروپاشی یک نظام سیاسی نیست. گاه تغییرات کوچک در الگوهای تعامل، به مرور زمان به دگرگونیهای بزرگ ساختاری منجر میشوند. افزایش نقش فناوری، هوش مصنوعی، زنجیرههای تأمین جهانی، بازیگران غیردولتی و شبکههای مالی نمونههایی از تحولاتی هستند که بدون تغییر فوری در توزیع قدرت، ماهیت نظم بینالمللی را دگرگون میکنند.
در چنین شرایطی، قدرت نیز دیگر صرفاً به منابع مادی محدود نیست. در نظم شبکهای، جایگاه هر بازیگر به میزان اتصال او به شبکههای اقتصادی، فناورانه، اطلاعاتی، مالی و امنیتی بستگی دارد. بنابراین، کشوری که از ظرفیت شبکهسازی بیشتری برخوردار باشد، حتی با منابع مادی محدودتر نیز میتواند نفوذ قابلتوجهی در شکلدهی به نظم داشته باشد.
از منظر تحلیلی، شناخت نظم مهمترین ابزار پیشبینی رفتار بازیگران است. دولتها معمولاً بر اساس ترجیحات شخصی رهبران عمل نمیکنند، بلکه رفتار آنها تا حد زیادی توسط محدودیتها و فرصتهایی که نظم ایجاد میکند هدایت میشود. ازاینرو، هرگونه تحلیل سیاست خارجی بدون شناخت منطق نظم حاکم، تحلیلی ناقص و گاه گمراهکننده خواهد بود.
به همین دلیل، مطالعه آینده روابط بینالملل بیش از آنکه مستلزم تمرکز بر رویدادهای روزمره باشد، نیازمند شناخت روندهای شکلدهنده نظم است. رقابت قدرتهای بزرگ، تحولات فناوری، تغییرات اقتصادی، بحرانهای زیستمحیطی و بازآرایی شبکههای منطقهای، همگی متغیرهایی هستند که مسیر تحول نظم را تعیین میکنند و در نتیجه، رفتار آینده بازیگران را قابل پیشبینیتر میسازند.
#کیسینجریسم
🆔@world_order
🔴پس از توافق موقت؛ هرمز نیمهباز، امتیازهای کامل و فرسایش تدریجی اهرم آمریکا / فارن پالیسی
🔴توازن شکننده
🔴دو هفته پس از امضای یادداشت تفاهم میان ایالات متحده و ایران برای توقف درگیریهای فعال در آخرین جنگ خاورمیانه، وضعیت اجرای توافق همچنان ناپایدار ارزیابی میشود. ایران در همین بازه زمانی از کاهش تحریمها در طول تابستان بهرهمند شده و صادرات نفت خود را افزایش داده، در کنار آن تعهدات مکتوبی برای آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدودشده از سوی آمریکا دریافت کرده است.
🔴با وجود این، تنگه هرمز نه کاملاً باز است و نه در وضعیت انسداد کامل قرار دارد؛ در حالیکه پیش از جنگ روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از آن عبور میکردند، اکنون حدود ۴۰ کشتی در روز تردد دارند. همزمان بخشی از کشتیها با روشن نگه داشتن سامانههای موقعیتیاب عبور میکنند و نفت برنت تا حدود ۷۰ دلار کاهش یافته است. در این شرایط، بخش مهمی از اهرم فشار واشنگتن همزمان با مصرف گسترده مهمات در دوره درگیری تضعیف شده و ظرفیت اعمال فشار مستقیم کاهش یافته است.
🔴اقتصاد تعویقشده
🔴بر اساس اظهارات مقامات ایرانی، از جمله محمدباقر قالیباف، ایران از زمان امضای یادداشت تفاهم حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده که معادل تقریبی ۳ میلیون بشکه در روز ارزیابی میشود؛ بخشی از این حجم نیز از «ذخایر شناور» تأمین شده است. با این حال، امتیازهای تحریمی اعطا شده به ایران دارای تاریخ انقضا بوده و مجوز عمومی X برای صادرات نفت در اواخر اوت منقضی میشود؛ موضوعی که موجب احتیاط بانکها، پالایشگاهها و خریداران در تعامل با طرفهای تحریمی شده است.
🔴در این چارچوب، چین همچنان مقصد اصلی نفت ایران باقی مانده است. ساختار توافق ۱۴ بندی نیز بهگونهای توصیف شده که تعهدات آمریکا شامل امتیازهای مشخص و سنگین بوده، در حالیکه تعهدات مرحلهای ایران مبهم و قابل تفسیر باقی مانده است. در همین زمینه، میاد ملکی این توافق را «یادداشت سوءتفاهم» توصیف کرده و بر این نکته تأکید دارد که ایران مذاکرات را نه برای حل مسائل، بلکه برای مدیریت فشار پیش میبرد.
🔴فرسایش اهرمها
🔴مذاکرات غیرمستقیم در دوحه میان تهران و واشنگتن نیز همچنان درگیر اختلاف بر سر اجرای مفاد توافق قبلی است و پیشرفت معناداری در موضوعات راهبردی از جمله برنامه هستهای حاصل نشده است. از دیدگاه واشنگتن، هدف این گفتوگوها حرکت تدریجی به سمت پروندههای اصلی بوده، اما ایران اجرای کامل توافق پیشین را پیششرط ورود به مذاکرات جدیتر قرار داده است. در این میان، ایالات متحده بخش قابل توجهی از مهمات دقیق و سامانههای پدافندی خود را در عملیات چند هفتهای موسوم به «خشم سنگین» مصرف کرده و از گزینه نظامی مستقیم فاصله گرفته است؛ بهویژه با توجه به هزینههای سیاسی داخلی و نزدیکی انتخابات.
🔴در مقابل، تنها اهرم باقیمانده تهدید بازگشت به محاصره دریایی عنوان میشود. همزمان، بحثهایی درباره سازوکارهای تعرفهای یا پرداخت عوارض برای عبور از هرمز با مشارکت عمان مطرح شده است. با این حال، ارزیابی غالب این است که ایران برای حفظ روابط با متحدان باقیمانده و بهویژه چین، ناگزیر به بازگشت به وضعیت عبور آزاد در تنگه خواهد بود؛ در حالیکه دوره فعلی بیش از آنکه تثبیت نظم جدید باشد، مرحلهای از چانهزنی فرسایشی میان فشار و امتیاز تلقی میشود.
🆔@world_order
⏪ سالهای سال جریان به اصطلاح روشنفکری ایران سعی کرد آقای خامنهای را چیزی شبیه صدام و قذافی و دیکتاتوریهای آمریکای لاتین و کرهشمالی و یوگسلاوی سابق و.. معرفی کند و در این زمینه مدام کتابهای اورول و حتی آثار بیارزش جلد قرمزی را برای ایجاد حس همزادپنداری در ذهن ایرانیان، در حد آثار فاخر ادبی تاریخ به طبقه متوسط جدید ایرانی قالب کرد.
⏪ اما این یک دروغ بزرگ بود. کاری به سایر کارگزاران جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها ندارم اما آقای خامنهای بر خلاف تمام حکومتهای منطقه و جهان، تمام عمر بر اساس اصول و دیسپلین خاص یک انقلابی مسلمان زندگی کرد. ایشان نه دنبال منافع شخصی بود و نه سفره خود را از مردم جدا کرد و نه اندک امتیازی برای خانواده و نزدیکان خود قائل شد. ایشان در آخر هم در پای همان اصول به همراه عزیزان خود و در راه دفاع از استقلال این سرزمین جان خود را فدا کرد.
⏪ نه آثار کم ارزش و مغرضانه بلکه «سور بز» و «گفتگو در کاتدرال» یوسا را بخوانیم. «پاییز پدرسالار» مارکز را بخوانیم. «آقای رئیسجمهور» آستوریاس و.. را بخوانیم تا تفاوت آقای خامنهای با جهان سیاستمداران دیگر جهان امروز را بهتر متوجه شویم.
#خرمگس
🆔@world_order
ایران، زمانی میتواند در صلح بماند که قدرتمند باشد.
▪️آیتالله سید علی خامنهای، صرفنظر از قضاوتهای موافق یا مخالف، بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران را با ایده «استقلال» و «اقتدار ملی» گره زد؛ ایدهای که بر این باور استوار بود که کشوری وابسته، همواره در معرض تحمیل، فشار و تهدید خواهد بود.
▪️او در تمام سالهای رهبری، حفظ استقلال سیاسی، تقویت توان دفاعی، توسعه قدرت منطقهای و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی را از ارکان امنیت ایران میدانست و تا واپسین روزهای زندگی، بر همین مسیر تأکید داشت.
▪️امروز، در مراسم تشییع او، فارغ از اختلاف دیدگاهها، یک حقیقت تاریخی قابل تأمل است؛ اینکه بحث «ایرانِ قوی» همچنان یکی از مهمترین موضوعات آینده این سرزمین خواهد بود.
📖 تاریخ درباره او داوری خواهد کرد و قطعا نامش بهعنوان یکی از قهرمانان ملی ایران ماندگار خواهد ماند.
🆔@world_order
هدایت شده از شعوبا
در عراق چه خبر است؟
تحلیل کامل آنچه دیروز در عراق اتفاق افتاد، همچنان دشوار است. وضعیت در هاله ای از ابهام است و اطلاعات موجود امکان قضاوت قطعی را فراهم نمیکند، اما طرح اولیهای از تصویر احتمالی آینده ارائه میدهد.
در داخل عراق، هویت دستگیرشدگان، شاخصهای سیاسی را آشکار میکند که نادیده گرفتن آنها دشوار است.
🔴اکثر دستگیرشدگان متعلق به بلوک السودانی هستند و در حوزه سیاسی سنی، این کمپین، مثنی السامرایی، رهبر بلوک عزم، و چند تن از معاونان او، به همراه زیاد الجنابی و مضر الکروی را که با اتحادهای انتخاباتی با خمیس الخنجر مرتبط هستند، هدف قرار داده است.
اگر این نامها را با هم در نظر بگیریم، به نظر میرسد که این کمپین همزمان حلقه سیاسی السودانی و شبکه متحدان الخنجر را هدف قرار داده است، با تمرکز آشکار بر ضعیفترین حلقه در جامعه سنی، یعنی مثنی السامرایی. دستگیری محمد جمیل المیاحی، که پیش از پایان مشارکت سیاسیشان حدود دو ماه پیش، متحد شبل الزیدی بود، نیز قابل توجه است.
به استثنای محمد الجبوری، عضو بلوک الحلبوسی، اکثر چهرههای هدف قرار گرفته متعلق به بلوکهایی با رقبای سیاسی بانفوذ هستند. اینها نیروهای سیاسی اصلی مورد حمایت قدرتمندترین چهره عراق هستند که موازنه قدرت را در دست دارد و این امر این رقبا را در میان برجستهترین ذینفعان سیاسی نتایج این کمپین قرار میدهد.
علاوه بر این، اکثر چهرههای سنی بازداشت شده به درجات مختلف با پرونده عدنان الجمیلی مرتبط هستند، از جمله محمد الجبوری که به نظر میرسد رهبری بلوک او ترجیح داده است که برای دفاع از او وارد نبرد سیاسی نشود.
🔸در سطح بینالمللی، نشانههایی از دخالت مستقیم آمریکا در برخی از جنبههای این عملیات وجود دارد.
چندین رسانه، از جمله تلویزیون العربی، از ورود بازرسان آمریکایی به بغداد برای بازجویی از افرادی که نامشان به طور کامل فاش نشده است، در مورد پروندههای مربوط به تأمین مالی یک گروه متهم به هدف قرار دادن یک کاروان دیپلماتیک آمریکایی خبر دادند. احتمالاً این موضوع به حمله به کاروان اشاره دارد که در روز اعلام آتشبس، هشتم آوریل، علاوه بر پروندههای دیگر مربوط به افراد ذکر شده در فهرست تحریمهای وزارت خزانهداری ایالات متحده، توسط روزنامهنگار شلی کیتلسون همراهی میشد.
🔸بر اساس این حقایق، آنچه رخ داده است را میتوان به عنوان یک کمپین با دو مسیر موازی در نظر گرفت.
1⃣اولین مورد، انگیزه داخلی است که مخالفان فاسد را هدف قرار میدهد، در حالی که همزمان با نشان دادن جدیت بیشتر در پیگیری این موضوع، به دولت یک دستاورد سیاسی میدهد. بنابراین، تصمیم به عدم قطع اینترنت در طول امتحانات(برخلاف سالهای قبل) ممکن است بخشی از یک استراتژی گستردهتر با هدف تضمین پوشش گسترده رسانهای و به حداکثر رساندن تأثیر عمومی این کمپین باشد.
2⃣ انگیزه دوم به نظر میرسد ارتباط نزدیکتری با اولویتهای آمریکا دارد، زیرا شواهد نشان میدهد که ایالات متحده علاقه دارد چهرههای خاص را حذف یا به حاشیه براند، چه از طریق اخراجها یا دستگیریهای اخیر، به ویژه با توجه به سفر قریبالوقوع الزیدی به ایالات متحده. با این حال، این یک تحلیل اولیه بر اساس اطلاعات موجود تاکنون است و نتیجهگیری قطعی نیست. بخش قابل توجهی از حقایق برای عموم ناشناخته مانده است و روزهای آینده ممکن است اطلاعات جدیدی را آشکار کند.
⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان
@shouba
🔹مهدی خراتیان:
نظر عبدالخالق عبدالله، چهره برجسته اندیشکدهای اماراتی و بسیار نزدیک به آل نهیان در مورد رابطه ایران و چین:
«چین با وجود عمق منافعش با امارات و کشورهای عربی خلیج فارس، ایران را مهمترین شریک راهبردی خود در بلندمدت میداند. در محاسبات چین، پایداری ایران دلیلی بر افول آمریکا است که در خدمت منافع چین قرار میگیرد؛ از این رو، چین در جریان مرحلهٔ تجاوز وحشیانهٔ ایران، بهطور آشکار جانب ایران را گرفت.»
پ.ن.:
این عبارت بارها در پادکستهای مختلف از جانب بنده و کارشناسان دیگر گفته شد، اما همواره جریان غربگرا با عباراتی چون «رابطه چین و دول عربی بسیار عمیق است» و «چین هرگز ایران را به کشورهای عربی ترجیح نمیدهد» بارها و بارها به طرفداران پارادایم «نظم محور» حمله کردند.
در مقاله اخیر نیز استدلالا نشان دادیم که اصرار امارات برای بازی در نظم آمریکایی و کوریدور IMEC چطور منافع بلند مدت چین و روسیه را تهدید میکند، که مواضع اخیر مدودف در مورد باب المندب و تنگه هرمز و تشبیه آنها به «سلاح اتمی ایران» موید نکته اخیر است.
با وجود این نکات اکنون قصد دارم نکته مهمی را به متفکرین، سیاست پژوهان و سیاستگذاران کشور عرض نمایم.
با وجود تمام علائم و شواهد دال بر امکان نزدیک شدن تهران، پکن و مسکو و ارتقای روابط به سطح راهبردی (البته در عمل، نه در لفاظیهای پوک ژورنالیستی)، تلاش گستردهای توسط عدهای «کارچاقکن» فاقد اندیشه راهبردی برای دور کردن روابط ایران، چین و روسیه و هضم شدن ایران در نظم آمریکایی در جریان است، و جریان نرمالیزاسیون و غربگرا با قدرتی زاید الوصف در تلاش است مسیر کشور در این مقطع حساس تاریخی به سمت نادرستی منحرف شود، که هم پیش از جنگ ۱۲ روزه (در قالب سفر خالد بن سلمان و وعده سرمایه گذاری ۱۰۰۰ میلیاردی) و هم پیش از جنگ ۴۰ روزه این مسیر نادرست آزموده شده و عاقبت به جنگ منجر شده است.
امیدواریم دلسوزان کشور و در راس آنها مقام معظم رهبری، رییس جمهور محترم و جناب دکتر قالیباف با تدابیر به موقع و درست خود هرچه سریعتر کشور را به سمتی که شایسته آن است، هدایت نمایند.
https://x.com/i/status/2073471486195634341
🆔@world_order
آیتالله خامنهای استراتژیست بزرگی بود و در بزرگی ایشان همین بس که امروز برای تشییع جنازه ایشان در کشور عراقی که هشت سال با ایران جنگید بیش از ده استان تعطیل عمومی اعلام کرده است و از جنوب لبنان تا یمن و کشمیر انسانهایی تربیت یافتهاند که برای سربلندی و بالا بودن پرچم ایران حاضر به فدا کردن جان خویش هستند.
در استراژیست بودن آیتالله خامنهای همین بس که در این دههها شاید عربستان در تک تک این کشورها بیش از صد برابر ایران هزینه کرده باشد اما نه تنها یک صدم نفوذ معنوی ایران را ندارد بلکه تصور نمیکنم در هیچ کشور منطقه حتی یک نفر هم حاضر باشد که به خاطر عربستان جان خود را فدا کند یا برای (مثلا) تشییع جنازه پادشاه عربستان شهر و کشوری تعطیل شود.
#خرمگس
🆔@world_order
قطعا ستون فقرات سیاست خارجی ایران در عصر رهبری آیت الله خامنه ای شهید را باید تمرکز بر کلیدواژه استقلال دانست که در کنار دو مفهوم اقتدار و بازدارندگی منظومه سه ضلعی تفکر ایشان را تشکیل می داد.
قائد شهید با توجه به تجربه تاریخی ایران، تنها راه حفظ استقلال ایران در برابر تهاجم و دخالت خارجی را توسعه توان دفاعی، افزایش خودکفایی در صنایع راهبردی، سرمایه گذاری در فناوری های بومی و تقویت قدرت بازدارندگی ایران در حوزه های مختلف می دانست.
ایشان به درستی می دانست کشوری که توان دفاع از خود را نداشته باشد به سرعت استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را از دست خواهد داد. پیگیری سیاست ایجاد عمق امنیتی در محیط پیرامونی ایران، تاکید بر مذاکره از موضع اقتدار، نگاه خاص ایشان به پرونده هسته ای، درک ایشان از جهان پساغربی و پایان یکجانبه گرایی در نظام بین الملل و ضرورت توجه به منطقه گرایی و جهان شرق، تاکید بر توجه به دیپلماسی بر مبنای پشتوانه قدرت ملی از همین نگاه نشات می گیرد.
✍احسان موحدیان
🆔@world_order
🔴 دفاع تمام عیار نویسنده لیبرال لبنانی از رهبر شهید انقلاب
🔻سامح عسکر، نویسنده لیبرال مصری:
🔻 ببینید دوستان، من یک نویسنده لیبرال هستم و صدها دلیل دارم که با این شخص اختلاف نظر داشته باشم. اما به کسانی که پس از مرگش به او توهین میکنند، میگویم:
↙️اول: او به دست یکی از منفورترین، خشنترین و تروریستیترین موجودیتهای سیاسی تاریخ معاصر کشته شد.
↙️دوم: او در دفاع از کشورش جان باخت، زیرا حاضر نبود از حاکمیت و قدرت کشورش چشمپوشی کند.
↙️سوم: او در دفاع از آرمان فلسطین کشته شد، چون حاضر نبود از آن دست بکشد؛ آرمانی که بزرگترین مسئله انسانی دوران معاصر میداند. افراد دیگری بودند که شاید حاضر میشدند در برابر دریافت صدها میلیارد دلار از آمریکا، فلسطین را کنار بگذارند.
↙️چهارم: او قربانی یک ترور سیاسی شد و نحوه کشته شدنش، نشاندهنده میزان تاثیرگذاری خودش و کشورش بر دشمنانش است.
↙️پنجم: او در حالی درگذشت که ثروتی نداشت و تنها در خانهای ساده با امکانات اولیه زندگی میکرد.
↙️ششم: او نسبت به عربها و مسلمانان گشادهرو بود، درخواست کسی را رد نمیکرد و همواره در برقراری ارتباط و دوستی با همسایگان عرب پیشقدم بود؛ به همین دلیل بسیاری از آنان برایش احترام قائل بودند.
هفتم: او فقط با آمریکا و اسرائیل دشمنی آشکار داشت، به ویژه با اسرائیل که از نگاه او ابزار استعمار و بیثباتی در غرب آسیا و ریشه بسیاری از مشکلات منطقه بود.
↙️هشتم: او به هنر احترام میگذاشت و در دوران رهبریاش، ایران در عرصه هنر جایگاه جهانی بالاتری به دست آورد؛ تا جایی که اکنون در مراسم تشییع او هم گروههای موسیقی حضور دارند.
↙️نهم: او خواهان وحدت عربها و مسلمانان بود؛ نه لزوما زیر یک حکومت واحد، بلکه در قالب همبستگی فرهنگی، احساسی و اقتصادی در جهانی که بر پایه اتحادهای بزرگ شکل گرفته است.
↙️دهم: او توهین به صحابه و شخصیتهای مورد احترام اهل سنت را نمیپذیرفت و آن را حرام میدانست. همچنین در دوران او چاپ برخی آثار شیعه دوازده امامی که مطالب توهینآمیز نسبت به صحابه داشتند، از جمله بخشهایی از مجموعه بحارالانوار، ممنوع شد.
↙️یازدهم: او مصر را دوست داشت، از آن تمجید میکرد و برای شخصیتهای برجسته مصری از جریانهای مختلف از جمله لیبرالها، روشنفکران و سکولارها احترام قائل بود و آنان را دارای جایگاه مهمی میدانست. البته این به معنای موافقت کامل با او یا نظام سیاسیاش نیست. اختلافنظر طبیعی است، اما تمرکز بر نقاط مشترک میتواند فاصله میان مذاهب اسلامی و هم میان عربها و مسلمانان را کمتر کند.
🔻 اگر به این یازده نکته فکر کنید، هرکدام میتواند پایه یک پروژه فکری، سیاسی یا انسانی باشد که در صورت توسعه، جایگاه عربها و مسلمانان را در جهان ارتقا دهد.
🔻 نکته دیگری هم هست: او فقط به هنر اهمیت نمیداد، بلکه در دوران رهبریاش، ایران با وجود تحریمها و فشارها، پیشرفت علمی قابل توجهی هم داشت. تعداد مقالات علمی منتشر شده در ایران از حدود هزار مقاله در سال ۱۹۹۷ به بیش از ۵۰ هزار مقاله در سال ۲۰۱۸ رسید؛ یعنی بیش از ۵۰ برابر افزایش، و ایران را به رتبه شانزدهم جهان از نظر تولید علمی رساند.
🔻 در دوران او، ایران به برنامههای هستهای و موشکی دست یافت؛ برنامههایی که این کشور را به یک قدرت منطقهای و بین المللی تبدیل کرد.
🔻 همچنین میانگین امید به زندگی از حدود ۵۰ سال به ۷۵ سال افزایش یافت و نرخ مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۸۵ به ۱۴٫۹ در هر هزار تولد کاهش پیدا کرد؛ موضوعی که نشانه پیشرفت نظام سلامت ایران، علیرغم تحریمها، و جایگاه علمی پزشکان و بیمارستانهای ایرانی است.
🆔@world_order
هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰یادداشت روحالله اسلامی درباره میراث حکمرانی آیتالله خامنهای؛
از پایداری راهبردی تا دولت چندلایه ایرانی
🔸روحالله اسلامی نوشت: شاید مهمترین میراث حکمرانی آیتالله خامنهای را بتوان در عرصه نهادسازی جستوجو کرد.طی چهار دهه گذشته، ساختار سیاسی ایران به سوی نوعی دولت چندلایه حرکت کرده است که در آن نهادهای سیاسی، اداری، نظامی، فرهنگی و مذهبی، هر یک نقش و کارکرد مشخصی در مدیریت جامعه بر عهده دارند.
🔸آیتالله سیدعلی خامنهای در چهار دهه گذشته، یکی از اثرگذارترین کنشگران سیاست ایران بوده است و مجموعهای از آموزهها و الگوهای راهبردی را صورتبندی کردند؛ آموزههایی که از پایداری فردی تا دولتسازی چندلایه را دربر میگیرد و بخشی از ادبیات سیاسی ایران معاصر را شکل داده است.
🔸در این منظومه فکری، ایران صرفاً یک واحد جغرافیایی یا دولت مدرن نیست، بلکه یک ایده تاریخی و تمدنی است که بر زبان فارسی، ادبیات، حافظه جمعی و پیوستگی فرهنگی منطقه استوار است. توجه به فردوسی، شعر فارسی و میراث فرهنگی ایران، در کنار تأکید بر تمامیت ارضی، تصویری از «ایران بزرگ فرهنگی» ارائه میکند که مرزهای آن فراتر از مرزهای سیاسی امروز تعریف میشود.ایران قوی، امن و آباد، در این برداشت، حاصل تلفیق هویت تاریخی، عمق راهبردی، چندهمسایگی فعال و حفظ انسجام سرزمینی است.
🔸اصل استقلال سیاسی، یکی از ارکان بنیادین این دستگاه فکری است. شعار «نه شرقی، نه غربی» در این برداشت، صرفاً یک موضع ایدئولوژیک نیست، بلکه الگویی برای حفظ استقلال تصمیمگیری ملی و جلوگیری از وابستگی ساختاری به قدرتهای بزرگ محسوب میشود.
🔸شاید مهمترین درسی که از این تجربه میتوان آموخت، اهمیت ساختن ظرفیتهای درونی، حفظ استمرار تاریخی و تلاش برای پیوند میان هویت ایرانی، استقلال سیاسی و توانمندی نهادی باشد؛ عناصری که در هر الگوی توسعه و حکمرانی پایدار، جایگاهی بنیادین دارند.
ibna.ir/x6HQX
@ibna_official
خامنهای، پدر ایران مدرن
پس از انقلاب ایران تمام جبهه استکبار در یک چیز متحد بود و آن زمین زدن کشوری انقلابی که حاضر نبود تحت قیمومیت هیچکدام از دو ابرقدرت وقت برود و شعار نه شرقی، نه غربی را به عنوان اصل بنیادی خود معرفی میکرد.
از همان روز جبهه استکبار شمشیر خود بر علیه ایران را از رو بست تا چنان شکست و تحقیری بر ایران تحمیل کند تا درس عبرتی برای تمام ملل جنوب جهانی شود.
ده سال اول انقلاب و به پشتوانه فضای انقلابی و حمایت حداکثری مردمی تمام توطئههای دشمن به شکست انجامید اما پس از آن ایران انقلاب وارد برهه حساستری شد و طبیعتاً مشکلات جدید سرباز کرده و جنگ نیز ابعاد متفاوت و پیچیدهای به خود گرفت.
در چنین شرایطی بود که آقای خامنهای به رهبری جامعه انتخاب شد. رهبری که باید ویرانیهای حاصل از جنگ را ترمیم میکردو همرمان انتظارات جامعه انقلابی برای توسعه و رفاه جامعه را هم پاسخ میداد.
در این برهه بحران دیگری هم وجود داشت و آن اینکه در پانزده سال اول انقلاب ایران به واسطه بهبود بهداشت، جمعیت ایران سالیانه نزدیک به دو میلیون نفر افزایش یافت و حالا رهبر جدید در کنار پاسخگویی به نیازهای نسل انقلابی، بهداشت و آموزش و سایر نیازهای نسل جدیدی که با سرعت سرسامآوری گسترش یافته بود را هم پاسخ میداد.
در دوره رهبری نزدیک به چهل ساله آیتالله خامنهای ایران از کشوری با جمعیت پنجاه میلیون نفری به کشوری با جمعیت نزدیک به صد میلیون نفر افزایش پیدا کرد و جامعه ایران از یک جامعه با بنیان عمدتا روستایی به کشوری با اکثریت جمعیت شهری تغییر شکل داد.
در این سالها ایران علارغم تمام موانع (تحریم و تبلبغ دشمن و..) به کشوری با جمعیت جوان تحصیلکرده تبدیل شد و طبقه متوسط شهری بخش غالب جمعیتی ایران شد. در دوره رهبری ایشان شبکه گستردهای از راه و آب و برق و بهداشت و آموزش و گاز در سراسر کشور ایجاد شد.
ایران در عصر رهبری ایشان یکی از بالاترین درصدهای رشد شاخص توسعه انسانی در جهان را تجربه کرد و ایران از یک کشوز با جمعیت عمده روستایی به کشوری با دهها میلیون متخصص و فارغالتحصیل دانشگاهی تبدیل شد.
#خرمگس
🆔@world_order