eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیت‌الله خامنه‌ای استراتژیست بزرگی بود و در بزرگی ایشان همین بس که امروز برای تشییع جنازه ایشان در کشور عراقی که هشت سال با ایران جنگید بیش از ده استان تعطیل عمومی اعلام کرده است و از جنوب لبنان تا یمن و کشمیر انسانهایی تربیت یافته‌اند که برای سربلندی و بالا بودن پرچم ایران حاضر به فدا کردن جان خویش هستند. در استراژیست بودن آیت‌الله خامنه‌ای همین بس که در این دهه‌ها شاید عربستان در تک تک این کشورها بیش از صد برابر ایران هزینه کرده باشد اما نه تنها یک صدم نفوذ معنوی ایران را ندارد بلکه تصور نمی‌کنم در هیچ کشور منطقه حتی یک نفر هم حاضر باشد که به خاطر عربستان جان خود را فدا کند یا برای (مثلا) تشییع جنازه پادشاه عربستان شهر و کشوری تعطیل شود. 🆔@world_order
قطعا ستون فقرات سیاست خارجی ایران در عصر رهبری آیت الله خامنه ای شهید را باید تمرکز بر کلیدواژه استقلال دانست‌ که در کنار دو مفهوم اقتدار و بازدارندگی منظومه سه ضلعی تفکر ایشان را تشکیل می داد. قائد شهید با توجه به تجربه تاریخی ایران، تنها راه حفظ استقلال ایران در برابر تهاجم و دخالت خارجی را توسعه توان دفاعی، افزایش خودکفایی در صنایع راهبردی، سرمایه گذاری در فناوری های بومی و تقویت قدرت بازدارندگی ایران در حوزه های مختلف می دانست. ایشان به درستی می دانست کشوری که توان دفاع از خود را نداشته باشد به سرعت استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را از دست خواهد داد‌. پیگیری سیاست ایجاد عمق امنیتی در محیط پیرامونی ایران، تاکید بر مذاکره از موضع اقتدار، نگاه خاص ایشان به پرونده هسته ای، درک ایشان از جهان پساغربی و پایان یکجانبه گرایی در نظام بین الملل و ضرورت توجه به منطقه گرایی و جهان شرق، تاکید بر توجه به دیپلماسی بر مبنای پشتوانه قدرت ملی از همین نگاه نشات می گیرد. ✍احسان موحدیان 🆔@world_order
🔴 دفاع تمام عیار نویسنده لیبرال لبنانی از رهبر شهید انقلاب 🔻سامح عسکر، نویسنده لیبرال مصری: 🔻 ببینید دوستان، من یک نویسنده لیبرال هستم و صدها دلیل دارم که با این شخص اختلاف‌ نظر داشته باشم. اما به کسانی که پس از مرگش به او توهین می‌کنند، می‌گویم: ↙️اول: او به دست یکی از منفورترین، خشن‌ترین و تروریستی‌ترین موجودیت‌های سیاسی تاریخ معاصر کشته شد. ↙️دوم: او در دفاع از کشورش جان باخت، زیرا حاضر نبود از حاکمیت و قدرت کشورش چشم‌پوشی کند. ↙️سوم: او در دفاع از آرمان فلسطین کشته شد، چون حاضر نبود از آن دست بکشد؛ آرمانی که بزرگترین مسئله انسانی دوران معاصر می‌داند. افراد دیگری بودند که شاید حاضر می‌شدند در برابر دریافت صدها میلیارد دلار از آمریکا، فلسطین را کنار بگذارند. ↙️چهارم: او قربانی یک ترور سیاسی شد و نحوه کشته شدنش، نشان‌دهنده میزان تاثیرگذاری خودش و کشورش بر دشمنانش است. ↙️پنجم: او در حالی درگذشت که ثروتی نداشت و تنها در خانه‌ای ساده با امکانات اولیه زندگی می‌کرد. ↙️ششم: او نسبت به عرب‌ها و مسلمانان گشاده‌رو بود، درخواست کسی را رد نمی‌کرد و همواره در برقراری ارتباط و دوستی با همسایگان عرب پیش‌قدم بود؛ به همین دلیل بسیاری از آنان برایش احترام قائل بودند. هفتم: او فقط با آمریکا و اسرائیل دشمنی آشکار داشت، به‌ ویژه با اسرائیل که از نگاه او ابزار استعمار و بی‌ثباتی در غرب آسیا و ریشه بسیاری از مشکلات منطقه بود. ↙️هشتم: او به هنر احترام می‌گذاشت و در دوران رهبری‌اش، ایران در عرصه هنر جایگاه جهانی بالاتری به دست آورد؛ تا جایی که اکنون در مراسم تشییع او هم گروه‌های موسیقی حضور دارند. ↙️نهم: او خواهان وحدت عرب‌ها و مسلمانان بود؛ نه لزوما زیر یک حکومت واحد، بلکه در قالب همبستگی فرهنگی، احساسی و اقتصادی در جهانی که بر پایه اتحادهای بزرگ شکل گرفته است. ↙️دهم: او توهین به صحابه و شخصیت‌های مورد احترام اهل سنت را نمی‌پذیرفت و آن را حرام می‌دانست. همچنین در دوران او چاپ برخی آثار شیعه دوازده‌ امامی که مطالب توهین‌آمیز نسبت به صحابه داشتند، از جمله بخش‌هایی از مجموعه بحارالانوار، ممنوع شد. ↙️یازدهم: او مصر را دوست داشت، از آن تمجید می‌کرد و برای شخصیت‌های برجسته مصری از جریان‌های مختلف از جمله لیبرال‌ها، روشنفکران و سکولارها احترام قائل بود و آنان را دارای جایگاه مهمی می‌دانست. البته این به معنای موافقت کامل با او یا نظام سیاسی‌اش نیست. اختلاف‌نظر طبیعی است، اما تمرکز بر نقاط مشترک می‌تواند فاصله میان مذاهب اسلامی و هم میان عرب‌ها و مسلمانان را کمتر کند. 🔻 اگر به این یازده نکته فکر کنید، هرکدام می‌تواند پایه یک پروژه فکری، سیاسی یا انسانی باشد که در صورت توسعه، جایگاه عرب‌ها و مسلمانان را در جهان ارتقا دهد. 🔻 نکته دیگری هم هست: او فقط به هنر اهمیت نمی‌داد، بلکه در دوران رهبری‌اش، ایران با وجود تحریم‌ها و فشارها، پیشرفت علمی قابل‌ توجهی هم داشت. تعداد مقالات علمی منتشر شده در ایران از حدود هزار مقاله در سال ۱۹۹۷ به بیش از ۵۰ هزار مقاله در سال ۲۰۱۸ رسید؛ یعنی بیش از ۵۰ برابر افزایش، و ایران را به رتبه شانزدهم جهان از نظر تولید علمی رساند. 🔻 در دوران او، ایران به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی دست یافت؛ برنامه‌هایی که این کشور را به یک قدرت منطقه‌ای و بین‌ المللی تبدیل کرد. 🔻 همچنین میانگین امید به زندگی از حدود ۵۰ سال به ۷۵ سال افزایش یافت و نرخ مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۸۵ به ۱۴٫۹ در هر هزار تولد کاهش پیدا کرد؛ موضوعی که نشانه پیشرفت نظام سلامت ایران، علیرغم تحریم‌ها، و جایگاه علمی پزشکان و بیمارستان‌های ایرانی است. 🆔@world_order
🔰یادداشت روح‌الله اسلامی درباره میراث حکمرانی آیت‌الله خامنه‌ای؛ از پایداری راهبردی تا دولت چندلایه ایرانی 🔸روح‌الله اسلامی نوشت: شاید مهم‌ترین میراث حکمرانی آیت‌الله خامنه‌ای را بتوان در عرصه نهادسازی جست‌وجو کرد.طی چهار دهه گذشته، ساختار سیاسی ایران به سوی نوعی دولت چندلایه حرکت کرده است که در آن نهادهای سیاسی، اداری، نظامی، فرهنگی و مذهبی، هر یک نقش و کارکرد مشخصی در مدیریت جامعه بر عهده دارند. 🔸آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در چهار دهه گذشته، یکی از اثرگذارترین کنشگران سیاست ایران بوده است و مجموعه‌ای از آموزه‌ها و الگوهای راهبردی را صورت‌بندی کردند؛ آموزه‌هایی که از پایداری فردی تا دولت‌سازی چندلایه را دربر می‌گیرد و بخشی از ادبیات سیاسی ایران معاصر را شکل داده است. 🔸در این منظومه فکری، ایران صرفاً یک واحد جغرافیایی یا دولت مدرن نیست، بلکه یک ایده تاریخی و تمدنی است که بر زبان فارسی، ادبیات، حافظه جمعی و پیوستگی فرهنگی منطقه استوار است. توجه به فردوسی، شعر فارسی و میراث فرهنگی ایران، در کنار تأکید بر تمامیت ارضی، تصویری از «ایران بزرگ فرهنگی» ارائه می‌کند که مرزهای آن فراتر از مرزهای سیاسی امروز تعریف می‌شود.ایران قوی، امن و آباد، در این برداشت، حاصل تلفیق هویت تاریخی، عمق راهبردی، چندهمسایگی فعال و حفظ انسجام سرزمینی است. 🔸اصل استقلال سیاسی، یکی از ارکان بنیادین این دستگاه فکری است. شعار «نه شرقی، نه غربی» در این برداشت، صرفاً یک موضع ایدئولوژیک نیست، بلکه الگویی برای حفظ استقلال تصمیم‌گیری ملی و جلوگیری از وابستگی ساختاری به قدرت‌های بزرگ محسوب می‌شود. 🔸شاید مهم‌ترین درسی که از این تجربه می‌توان آموخت، اهمیت ساختن ظرفیت‌های درونی، حفظ استمرار تاریخی و تلاش برای پیوند میان هویت ایرانی، استقلال سیاسی و توانمندی نهادی باشد؛ عناصری که در هر الگوی توسعه و حکمرانی پایدار، جایگاهی بنیادین دارند. ibna.ir/x6HQX @ibna_official
خامنه‌ای، پدر ایران مدرن پس از انقلاب ایران تمام جبهه استکبار در یک چیز متحد بود و آن زمین زدن کشوری انقلابی که حاضر نبود تحت قیمومیت هیچکدام از دو ابرقدرت وقت برود و شعار نه شرقی، نه غربی را به عنوان اصل بنیادی خود معرفی می‌کرد. از همان روز جبهه استکبار شمشیر خود بر علیه ایران را از رو بست تا چنان شکست و تحقیری بر ایران تحمیل کند تا درس عبرتی برای تمام ملل جنوب جهانی شود. ده سال اول انقلاب و به پشتوانه فضای انقلابی و حمایت حداکثری مردمی تمام توطئه‌های دشمن به شکست انجامید اما پس از آن ایران انقلاب وارد برهه حساس‌تری شد و طبیعتاً مشکلات جدید سرباز کرده و جنگ نیز ابعاد متفاوت و پیچیده‌ای به خود گرفت. در چنین شرایطی بود که آقای خامنه‌ای به رهبری جامعه انتخاب شد. رهبری که باید ویرانی‌های حاصل از جنگ را ترمیم می‌کردو همرمان انتظارات جامعه انقلابی برای توسعه و رفاه جامعه را هم پاسخ می‌داد. در این برهه بحران دیگری هم وجود داشت و آن اینکه در پانزده سال اول انقلاب ایران به واسطه بهبود بهداشت، جمعیت ایران سالیانه نزدیک به دو میلیون نفر افزایش یافت و حالا رهبر جدید در کنار پاسخگویی به نیازهای نسل انقلابی، بهداشت و آموزش و سایر نیازهای نسل جدیدی که با سرعت سرسام‌آوری گسترش یافته بود را هم پاسخ می‌داد. در دوره رهبری نزدیک به چهل ساله آیت‌الله خامنه‌ای ایران از کشوری با جمعیت پنجاه میلیون نفری به کشوری با جمعیت نزدیک به صد میلیون نفر افزایش پیدا کرد و جامعه ایران از یک جامعه با بنیان عمدتا روستایی به کشوری با اکثریت جمعیت شهری تغییر شکل داد. در این سالها ایران علارغم تمام موانع (تحریم و تبلبغ دشمن و..) به کشوری با جمعیت جوان تحصیلکرده تبدیل شد و طبقه متوسط شهری بخش غالب جمعیتی ایران شد. در دوره رهبری ایشان شبکه گسترده‌ای از راه و آب و برق و بهداشت و آموزش و گاز در سراسر کشور ایجاد شد. ایران در عصر رهبری ایشان یکی از بالاترین درصدهای رشد شاخص توسعه انسانی در جهان را تجربه کرد و ایران از یک کشوز با جمعیت عمده روستایی به کشوری با ده‌ها میلیون متخصص و فارغ‌التحصیل دانشگاهی تبدیل شد. 🆔@world_order
بله هموطنان کتاب‌های تحلیلی و آماری در مورد تاریخ توسعه در ایران را نخوانیم چون در زمینه سطح توسعه اجتماعی و فرهنگی ایران مدرن با زبان آمار سخن گفته است. رمان‌های رئالیستی و برجسته ایرانی (دولت‌آبادی و محمود و درویشیان و ساعدی و دانشور و آل‌احمد و..) را نخوانیم، چون بر اساس واقعیات جامعه دهه چهل و پنجاه ایران نوشته شده است. به چامسکی و چپ‌ها فحاشی کنیم، چون منتقد نسل‌کشی اسرائیل و میلیتاریزه کردن جهان (به ویژه خاورمیانه) توسط آمریکا هستند. مثنوی و بوستان و گلستان و شاهنامه و تاریخ بیهقی نخوانیم، چون مشتی آخوند و عمامه به سر بوده‌اند. در عوض به سخنان کینگ رضا پهلوی گوش بدهیم. گوش به فرمان مشتی لات و بنگی و علفی باشیم. مستندهای من‌و‌تو و تونل زمان و تاسیان ببینیم. اینترنشنال نگاه کنیم، از ترامپ و اسرائیل بخواهیم که به ایران حمله کند و در در تخت جمشید و حافظیه و مقبره خیام و فردوسی جمع شده، شش و هشت خوانده، قر داده و شعار ما آریایی هستیم سر بدهیم. بله هموطنان ما تا به امروز اشتباه متوجه شده‌ایم. مسیر توسعه نه از کتابخانه‌ها و ذهن‌های اهل اندیشه، بلکه از عربده‌کشی و فحاشی در توییتر و حمالی پرچم اسرائیل در خیابانهای اروپا و آمریکا می‌گذرد. خب برای چنین اذهانی سخن از خدمات جمهوری اسلامی و آقای خامنه‌ای، سخنی عجیب و غیرقابل باور است. برای اذهانی که به کتاب به چشم یک میکروب و بیماری واگیردار نگاه می‌کند، طبیعتاً شنیدن واقعیات جامعه، امری عجیب و غیرقابل باور است. 🆔@world_order
به شخصه چپ و راست نیستم و مدافع یک الگوی توسعه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کاملا بومی و ملی هستم و معتقدم داستان هر کشور متفاوت از کشور دیگر است و هر جامعه‌ای برای توسعه، نیاز به برنامه‌ریزی بر اساس تاریخ و فرهنگ و سنت‌ها و تولید اندیشه توسط متفکران بومی خود دارد و هیچ کلان‌روایت بین‌المللی برای آزادی و برابری و توسعه وجود ندارد. اما این را به قاطعیت می‌گویم کسانی که مدام در صفحات مجازی کامنت «چپ هرگز نفهمید» را می‌نویسند، قطع به یقین خود از نفهم‌ترین، بی‌سوادترین و بی‌شعورترین افراد جامعه هستند. 🆔@world_order
🔴ابرقدرتی که پشت میز مذاکره زمین‌گیر می‌شود / Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs 🔴توهم قدرت مطلق 🔴برتری نظامی و اقتصادی، در نگاه رایج غربی، باید به‌طور طبیعی به برتری دیپلماتیک تبدیل شود؛ کشوری که می‌تواند ارتش طرف مقابل را نابود کند، ناوگانش را غرق سازد یا اقتصادش را فروبپاشد، ظاهراً باید در میز مذاکره نیز دست بالا را داشته باشد. اما این فرض نه‌تنها ناقص، بلکه خطرناک است. دیپلماسی اساساً ابزار قدرتمندان نیست؛ سلاح ضعیفان است. قدرتمندان ارتش، تحریم و توان تحمیل دارند و برای پیشبرد خواسته‌های خود بیش از مذاکره، به اراده و قابلیت نیازمندند. 🔴در مقابل، بازیگرانی که فاقد قدرت نظامی یا اقتصادی کافی برای تحمیل نتیجه‌اند، هنر دیپلماسی را ساخته و پرورده‌اند؛ میدانی که در آن زور خام اغلب ناکافی یا حتی بی‌اثر می‌شود. همین تناقض، مذاکرات آمریکا و ایران را شکل می‌دهد: ایالات متحده از قدرت نظامی عظیم، بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و نیرومندترین ائتلاف‌ها برخوردار است، اما در برابر کشوری بسیار کوچک‌تر، بارها در میز مذاکره عقب می‌افتد. مسئله، کمبود اطلاعات یا اراده نیست؛ ناتوانی در فهم ماهیت واقعی میدان دیپلماسی است. 🔴میدان نامرئی 🔴تاریخ نشان می‌دهد بازیگران ضعیف‌تر، وقتی در میدان نبرد قادر به پیروزی نبوده‌اند، در مذاکره دست بالا یافته‌اند؛ از ویتنامی‌ها در پاریس ۱۹۷۳ تا مصری‌هایی که پس از جنگ ۱۹۷۳، وضعیتی نزدیک به شکست نظامی را به بازآرایی راهبردی بدل کردند. دیپلماسی صرفاً گفت‌وگو نیست؛ مجموعه‌ای از قواعد، هنجارها، محافل و فرایندهاست که پیش از آغاز مذاکره باید پذیرفته شود. همین‌جاست که قدرت بزرگ نخستین امتیاز خود را می‌دهد: ورود به زمینی که خود نساخته، با قواعدی که خود ننوشته، و در محیطی که به سود زور عریان طراحی نشده است. مذاکره، پیچیده‌ترین سلاح دیپلماسی است؛ زبانی با دستور خاص درباره آنچه گفته می‌شود، زمان گفتن، شیوه بیان، سکوت‌ها و پیام‌هایی که بیرون از صورت‌جلسه منتقل می‌شوند. 🔴ایران این دستور زبان را دیرزمانی است تمرین کرده است: سنت دولت‌داری ایرانی، تجربه زیستن زیر فشار همسایگان بزرگ‌تر، و فرهنگ بازار، مذاکره‌ای صبور، چندلایه، بلندمدت و روان‌شناسانه ساخته است. ایران در پی توافق سریع نیست؛ فشارها، زمان‌بندی‌ها و آسیب‌پذیری‌های داخلی طرف مقابل را می‌سنجد و از آنها بهره می‌گیرد. آمریکا اما معمولاً با اهداف روشن، جدول زمانی سیاسی و ایمان به برتری موضع خود وارد می‌شود؛ این راهبرد نیست، دعاست. 🔴دام اعتبار 🔴متغیر گمشده، هوش فرهنگی است. شکست‌های بزرگ دیپلماتیک غالباً از نبود داده ناشی نمی‌شوند، بلکه از بدخوانی معنای داده‌ها می‌آیند. در ایران، مذاکره از لحظه نشستن پشت میز آغاز نمی‌شود؛ از اینکه چه کسی جلسه را کنترل می‌کند، چه کسی منتظر می‌ماند، چارچوب چگونه چیده می‌شود و ترتیب ورود چه پیامی می‌فرستد، شروع شده است. خطای آینه‌ای آمریکا نیز این ضعف را تشدید می‌کند: فرض اینکه ایرانیان همان چیزهایی را اولویت می‌دانند که آمریکایی‌ها می‌دانند. کاهش تحریم، عادی‌سازی اقتصادی و تضمین امنیتی مهم‌اند، اما حافظه تاریخی، هویت انقلابی، آبرو و ضعیف دیده نشدن گاه وزن بیشتری دارند. آنچه از نگاه آمریکایی غیرعقلانی است، در محاسبه ایرانی عقلانی جلوه می‌کند. 🔴ایران بیش از چهل سال انزوا، جنگ اقتصادی و فشار نظامی را با نمایش قدرت، مدیریت مشروعیت داخلی و گرفتن امتیاز در برابر واگذاری اندک تاب آورده است. در خاورمیانه، قدرت فقط ماده نیست؛ اعتبار، پایداری موضع و اراده دفاع از منافع نیز هست. آمریکا با خطوط قرمز اجرا نشده، توافق‌های رهاشده و تغییر سیاست در هر انتخابات، کسری اعتبار دارد و ایران این را دارایی راهبردی می‌بیند. تا زمانی که آمریکا دیپلماسی را نه امتداد نرم قدرت، بلکه حوزه‌ای مستقل با منطق، دستور زبان و سلسله‌مراتب مهارتی خاص نداند، همچنان قدرتی عظیم را به میدانی خواهد آورد که در آن قدرت، به‌تنهایی کافی نیست. 🆔@World_Order
🔴جانشین احتمالی ترامپ در ۲۰۲۸؛ ونس، جنگ ایران و شکاف تازه در راست آمریکا‌/ Mondoweiss 🔴صعود درون‌حزبی 🔴جی‌دی ونس در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های نامزدی حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ۲۰۲۸ مطرح شده و در فضای سیاسی آمریکا به‌عنوان چهره‌ای نزدیک به جریان «اول آمریکا» شناخته می‌شود؛ جریانی که تمرکز خود را بر سیاست داخلی گذاشته و نسبت به مداخلات خارجی رویکردی تردیدآمیز دارد. او در مواضع علنی، نسبت به سیاست‌های اسرائیل نیز انتقاداتی مطرح کرده و تفکیک میان منافع ایالات متحده و اسرائیل را ضروری دانسته است. 🔴ونس همچنین مخالفت با انتقاد از اسرائیل را به‌طور خودکار معادل یهودستیزی نمی‌داند و تأکید کرده که همسان‌سازی این دو مفهوم، امکان گفت‌وگوی سیاسی را از بین می‌برد. در این چارچوب، بخشی از جریان محافظه‌کار او را چهره‌ای می‌بیند که می‌تواند تنش‌های درونی راست آمریکا درباره سیاست خارجی را نمایندگی کند و امکان بازتعریف رابطه واشنگتن با اسرائیل را در سطح گفتمانی مطرح سازد. 🔴تنش در قدرت 🔴در ادامه تحولات مرتبط با جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، فضای سیاسی درون حزب جمهوری‌خواه نیز دچار شکاف‌های جدیدی شده است. در حالی‌که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو وارد درگیری نظامی با ایران شدند، اکنون ونس به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی مذاکرات مربوط به پایان بحران مطرح است و حتی گزارش‌ها از آن حکایت دارد که ترامپ به‌طور کنایه‌آمیز احتمال مقصر دانستن او در صورت شکست توافق را مطرح کرده است. هم‌زمان، سناتور مارکو روبیو به‌عنوان رقیب احتمالی درون‌حزبی، رویکردی سخت‌گیرانه‌تر نسبت به ایران دارد و از انتقاد مستقیم از اسرائیل خودداری کرده است. 🔴در این میان، تامس ماسی، نماینده کنتاکی، سیاست خارجی ترامپ را یک «مسئولیت سیاسی» برای جمهوری‌خواهان توصیف کرده و تغییر موضع ونس از مخالفت با مداخلات خارجی در دوران سناتوری به نقش فعلی در دولت را نوعی چرخش کامل دانسته است. این تغییر موقعیت، هم‌زمان فرصت و ریسک سیاسی برای آینده انتخاباتی او ایجاد کرده است. 🔴آینده رقابت 🔴در سطح تحلیلی، برخی ناظران مانند اندرو دی، ونس را در موقعیتی دشوار اما قابل تبدیل به مزیت سیاسی ارزیابی می‌کنند؛ به‌ویژه اگر بتواند توافقی پایدار با ایران به نتیجه برساند و پایان جنگ به نام او ثبت شود. در این سناریو، موفقیت دیپلماتیک می‌تواند بخشی از هزینه سیاسی همراهی با دولت ترامپ در آغاز جنگ را جبران کند. در مقابل، رقابت درون‌حزبی با چهره‌هایی مانند روبیو، مسیر را برای تقابل دو رویکرد متفاوت در سیاست خارجی جمهوری‌خواهان هموار می‌کند؛ یکی متمایل به مهار تنش و دیگری متمایل به رویکرد سخت‌گیرانه‌تر. 🔴در سطح کلان‌تر، برخی تحلیلگران مانند کرتیس میلز معتقدند ونس در مقایسه با جو بایدن در موقعیتی شفاف‌تر برای ارائه تمایز سیاسی قرار دارد و می‌تواند در صورت نامزدی، روایت مشخصی از سیاست خارجی خود ارائه دهد. در همین حال، گفت‌وگوهای جاری درباره ایران نیز با محوریت ایده «همکاری برای صلح و ثبات» و تأکید بر حق دفاع کشورها ادامه دارد؛ چارچوبی که نشان می‌دهد سیاست خارجی آینده آمریکا در آستانه ۲۰۲۸ بیش از پیش به عامل رقابت داخلی در حزب جمهوری‌خواه تبدیل شده است. 🆔@world_order
🔴چین و عمان، برنده‌های جنگ بر سر تنگه هرمز / South China Morning Post 🔴صلحی در مه 🔴دونالد ترامپ توافق با ایران را «دستاوردی تاریخی» خوانده و با اعلام بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی آمریکا، آن را آغاز صلحی پایدار برای کل منطقه معرفی کرده است؛ روایتی پیروزمندانه که پیش‌تر نیز از غزه تا اوکراین در زبان سیاسی او تکرار شده بود. اما سرنوشت واقعی هر توافق دیپلماتیک نه در تیترها، بلکه در جزئیات پنهان است؛ جزئیاتی که هنوز در ابهام مانده‌اند. 🔴تهران و واشنگتن هر یک یادداشت ۱۴ بندی را وارد دستگاه روایت‌سازی خود کرده‌اند، بخش‌هایی از آن را جدا کرده و همان قطعات را به‌عنوان سند پیروزی خود عرضه می‌کنند. در چنین فضای مبهم و پرنوسانی، تنگه هرمز نه به سوی صلحی پایدار، بلکه به سوی تبدیل شدن به یکی دیگر از منازعات منجمد خاورمیانه پیش می‌رود: بحرانی مهار‌شده، اما حل‌نشده؛ وضعیتی دائمی میان آرامش موقت و انفجار دوباره. 🔴بازگشت گذشته 🔴هر توافق بعدی بر پایه این یادداشت میان واشنگتن و حکومت دینی ایران، به‌احتمال زیاد کمتر شبیه یک نقطه عطف تاریخی و بیشتر شبیه بازگشت به الگوهای گذشته خواهد بود. بند هشتم یادداشت، شماری از عناصر توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را زنده می‌کند؛ همان توافقی که در دولت اوباما شکل گرفت و ترامپ از آن بیزار بود. هسته اصلی این سازوکار بار دیگر مهار موقت برنامه هسته‌ای ایران از طریق محدودیت بر غنی‌سازی اورانیوم، در برابر گشایش اقتصادی، تعلیق تحریم‌ها و تضمین‌های امنیتی است. 🔴چنین ترتیبی به جای گشودن دوره‌ای تازه از ثبات منطقه‌ای، خطر آن را دارد که تنش‌ها را منجمد کند و پرسش‌های راهبردی میان تهران، واشنگتن و کشورهای خلیج فارس را بار دیگر به آینده‌ای نامعلوم بسپارد. تفاوت مهم این دور، ابزار فشار تازه ایران است. بند پنجم یادداشت، گفت‌وگوی ایران با سلطنت عمان برای تعریف چارچوب اداری و مدیریت خدمات دریایی در تنگه هرمز را پیش‌بینی می‌کند؛ اقدامی که با مشورت دیگر دولت‌های خلیج فارس و بر پایه حقوق بین‌الملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی انجام خواهد شد. 🔴قمار پکن 🔴در این صحنه، چین ظاهراً روی دو برنده شرط بسته است: ایران به‌عنوان پیروز تاکتیکی فوری، و عمان به‌عنوان ذی‌نفع راهبردی بلندمدت به حکم جغرافیا. عمان که معمولاً بازیگری حاشیه‌ای در ژئوپلیتیک خلیج فارس تلقی می‌شد، اکنون در موقعیتی ممتاز قرار گرفته است؛ هم در مسیرهای دریایی تنگه هرمز با ایران سهم کنترلی دارد و هم می‌تواند به پادشاهی‌های خلیج فارس مسیر زمینی جایگزین برای انتقال نفت و گاز به اقیانوس هند پیشنهاد کند. افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و شراکت‌های بلندمدت چین با مسقط، در کنار حفظ اتکای راهبردی به تهران، نمونه روشنی از «ابهام متوازن» سیاست خارجی پکن است: حمایت هم‌زمان از طرف‌های مختلف، همراه با حفظ قدرت مانور از مسیر دیپلماسی اقتصادی. 🔴ایران همچنان شریک راهبردی و ستون ابتکار کمربند و جاده در خاورمیانه است و چین نیز برای اقتصاد ایران نقش شریان حیاتی دارد؛ اما شکاف اقتصادی دو سوی آبراه عظیم است. تجارت چین و ایران در ۲۰۲۵، حتی با احتساب صادرات اعلام‌نشده نفت ایران، حدود ۴۱ میلیارد دلار بود؛ در برابر بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار تجارت چین با دولت‌های عربی خلیج فارس. بند ششم یادداشت نیز از صندوق بازسازی احتمالی ایران به ارزش دست‌کم ۳۰۰ میلیارد دلار سخن می‌گوید، بی‌آنکه سازوکار روشنی داشته باشد. ایران به پکن چشم دوخته، در حالی که چین در عمان از انرژی خورشیدی تا پارک‌های صنعتی، لجستیک دریایی و مسیرهای پیوندخورده با آسیای مرکزی پیش رفته است. پاسخ ترامپ به این تحولات، تهدیدی عریان به متحد قدیمی آمریکا بود: عمان مانند دیگران رفتار خواهد کرد، وگرنه باید منفجر شود. 🆔@world_order
هدایت شده از مجله سوره
‌‌ ‌🔻 بازخوانی انتقادی مقالهٔ ولی نصر با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران» 🔸 آرزواندیشی رئالیست‌ها ▪️ افسانهٔ پیروزی ایران با ناسیونالیسم و تکنوکراسی در جنگ رمضان ✍️ محمدجواد نجفی ‌ ‌ مقالۀ «راهبرد کلان جدید ایران» به قلم ولی‌ نصر و نرگس باجغلی، ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ در فارن افرز منتشر شد. «ولی نصر»، مشاور وزارت خارجه آمریکا در زمان اوباما و برجام، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز است. نویسندگان مقاله نوشته‌اند: «جنگ اخیر نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نکرد بلکه آن را منسجم‌تر و قدرتمندتر کرده است. جمهوری‌ای که از دل جنگ‌های آمریکا و اسرائیل متولد شده است، بیش از آنکه با ایدئولوژی تعریف شود با ملی‌گرایی تعریف می‌شود؛ بیش از آنکه بر انقلاب متکی باشد بر دولت‌داری متکی است؛ و بیش از آنکه بر کاریزمای روحانیان استوار باشد بر اعتمادبه‌نفس و منش تکنوکراتیک طبقه جدید افسران و مدیران تکیه دارد». ‌ ▫️ متن کامل این یادداشت را این‌جا بخوانید. ‌ 🌐 Sourehmag.ir 🆔 @Sourehmagazine
هدایت شده از مجله سوره
🔻 بازخوانی انتقادی مقالهٔ ولی نصر با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران» 🔸 آرزواندیشی رئالیست‌ها ▪️ افسانهٔ پیروزی ایران با ناسیونالیسم و تکنوکراسی در جنگ رمضان ✍️ محمدجواد نجفی (بخش اول) مقالۀ «راهبرد کلان جدید ایران» به قلم ولی‌ نصر و نرگس باجغلی، ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ در فارن افرز منتشر شد. «ولی نصر»، مشاور وزارت خارجه آمریکا در زمان اوباما و برجام، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه جانز هاپکینز است. نویسندگان مقاله نوشته‌اند: «جنگ اخیر نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نکرد بلکه آن را منسجم‌تر و قدرتمندتر کرده است. جمهوری‌ای که از دل جنگ‌های آمریکا و اسرائیل متولد شده است، بیش از آنکه با ایدئولوژی تعریف شود با ملی‌گرایی تعریف می‌شود؛ بیش از آنکه بر انقلاب متکی باشد بر دولت‌داری متکی است؛ و بیش از آنکه بر کاریزمای روحانیان استوار باشد بر اعتمادبه‌نفس و منش تکنوکراتیک طبقه جدید افسران و مدیران تکیه دارد». این مقاله، ادامۀ پژوهش ولی‌ نصر در کتاب «بر لبۀ تنهایی» است. کتابی که روایت کلان استراتژی امنیت ملی ایران در چهل‌وپنج سال حاکمیت جمهوری اسلامی است و پس از جنگ ۱۲ روزه در ایران ترجمه شد. مقاله با مرور یک سال گذشته و تجربیات دو جنگ ایران با غرب، «ایران جدید» را روایت می‌کند. ادعای اصلی مقاله تعریف ایران جدید با دو ایدۀ «ملّی‌گرایی» و «تکنوکراسی» است؛ ایرانی که دیگر انقلابی و ایدئولوژیک و امّت‌گرا نیست و به دست مدیران و فرماندهان نسل سومی اداره می‌شود. «ولی نصر» برای نشان‌دادن تکنوکراتیک‌بودن «ایرانِ جدید» چند مثال می‌زند. او ابتدا می‌نویسد: «تجربۀ جنگ دوازده‌روزه و دفن‌شدن شهر‌های موشکی غرب کشور زیر بمباران اسرائیل، باعث شد ایران در این جنگ [رمضان] تیم‌های مهندسی را به کار بگیرد که در زمان جنگ، شهر‌های موشکی را فعال نگه‌دارند». از نظر نصر، اضافه‌شدن چند مهندس عمران و چند بیل مکانیکی به شهرهای موشکی همانا و تکنوکرات‌شدن و غیرایدئولوژیک‌بودنِ جمهوری اسلامی ایرانِ جدید همانا! نصر، به مهندسان معماری که این شهرهای موشکی را ساختند یا مهندسان برق، مکانیک، متالوژی و… که خود موشک‌ها را ساختند، اشاره‌ای ندارد. همچنین راهی جلوی پای مخاطب قرار نمی‌دهد تا بتواند تمایزی پیدا کند بین سید مجید موسوی و شهید طهرانی مقدم. شالودۀ مقاله، گسست نسل دوم و سوم فرماندهان و مدیران است اما وارد جزئیات و شواهد ضروری نمی‌شود. او سپس به معادلۀ «پهپاد به جای بسیجیِ شهادت‌طلب» به عنوان شاهدی دیگر برای تکنوکرات‌شدن «ایران جدید» اشاره می‌کند و می‌نویسد: «سپاه پاسداران از پهپادهای ارزان‌قیمت برای اشباع سامانه‌های راداری آمریکا و مواضع نظامی آن در سراسر خلیج فارس و اسرائیل استفاده کرد. ایران با الهام از منطق جنگ نامتقارن و نیز تجربۀ حملات “موج انسانی” در جنگ دهۀ ۱۹۸۰ علیه عراق، دسته‌های انبوهی از پهپادهای شاهد را به کار گرفت.» در نظر ولی نصر، استفاده از ابزار پیشرفته و تکنولوژیِ به‌روز، تکنوکراسی است چون بسیجیِ خط‌شکن را موج انسانی می‌داند برای اشباع خط مقدم دشمن. نصر از ۱۳ هزار کیلومتر دورتر، نمی‌تواند انسانی را که پهپاد می‌سازد و موشک شلیک می‌کند، ببیند. ظاهراً آقای نصر خبر ندارد که آن انسان برای پرتاب هر موشک باید عملیات استشهادی کند و هر لحظه آماج حملۀ پهبادهای دشمن است. آن انسان، هنوز به یاد امام و شهدا، با ذکر یازهرا (س) و با خواندن آیۀ «و ما رمیت اذ رمیت» تکنولوژی را به تصرف خود در می‌آورد. نصر، آن تجربۀ وجودی و عقلانیت قدسی‌ای که با انقلاب اسلامی در روح ایرانی دمیده شد را درک نمی‌کند. آن نیرویی که پهپادهای ارزان و تغییردهندۀ پارادایم جنگ تولید کرد. پهپادی که روسیه را از منجلاب اوکراین بیرون کشید و آمریکا را مجبور به کپی‌کاری از شاهد ۱۳۶ کرد. مثال دیگر نصر برای «تکنوکراتیک»شدن جمهوری اسلامی، تبلیغات ایران در جنگ رمضان است. او می‌نویسد: «کارزار ارتباطی تهران در طول جنگ نیز گسستی دیگر از گذشته را نشان داد. از جمله نماهنگ‌های کارتونی با شخصیت‌های لگویی که بحث‌های عمومی را بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش داد. ارتباطات راهبردی ایران همان چابکی تکنوکراتیکی را بازتاب می‌داد که در عملیات نظامی آن نیز دیده می‌شد». 🌐 Sourehmag.ir 🆔 @Sourehmagazine