🔴جانشین احتمالی ترامپ در ۲۰۲۸؛ ونس، جنگ ایران و شکاف تازه در راست آمریکا/ Mondoweiss
🔴صعود درونحزبی
🔴جیدی ونس در سالهای اخیر بهعنوان یکی از اصلیترین گزینههای نامزدی حزب جمهوریخواه در انتخابات ۲۰۲۸ مطرح شده و در فضای سیاسی آمریکا بهعنوان چهرهای نزدیک به جریان «اول آمریکا» شناخته میشود؛ جریانی که تمرکز خود را بر سیاست داخلی گذاشته و نسبت به مداخلات خارجی رویکردی تردیدآمیز دارد. او در مواضع علنی، نسبت به سیاستهای اسرائیل نیز انتقاداتی مطرح کرده و تفکیک میان منافع ایالات متحده و اسرائیل را ضروری دانسته است.
🔴ونس همچنین مخالفت با انتقاد از اسرائیل را بهطور خودکار معادل یهودستیزی نمیداند و تأکید کرده که همسانسازی این دو مفهوم، امکان گفتوگوی سیاسی را از بین میبرد. در این چارچوب، بخشی از جریان محافظهکار او را چهرهای میبیند که میتواند تنشهای درونی راست آمریکا درباره سیاست خارجی را نمایندگی کند و امکان بازتعریف رابطه واشنگتن با اسرائیل را در سطح گفتمانی مطرح سازد.
🔴تنش در قدرت
🔴در ادامه تحولات مرتبط با جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، فضای سیاسی درون حزب جمهوریخواه نیز دچار شکافهای جدیدی شده است. در حالیکه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو وارد درگیری نظامی با ایران شدند، اکنون ونس بهعنوان یکی از چهرههای اصلی مذاکرات مربوط به پایان بحران مطرح است و حتی گزارشها از آن حکایت دارد که ترامپ بهطور کنایهآمیز احتمال مقصر دانستن او در صورت شکست توافق را مطرح کرده است. همزمان، سناتور مارکو روبیو بهعنوان رقیب احتمالی درونحزبی، رویکردی سختگیرانهتر نسبت به ایران دارد و از انتقاد مستقیم از اسرائیل خودداری کرده است.
🔴در این میان، تامس ماسی، نماینده کنتاکی، سیاست خارجی ترامپ را یک «مسئولیت سیاسی» برای جمهوریخواهان توصیف کرده و تغییر موضع ونس از مخالفت با مداخلات خارجی در دوران سناتوری به نقش فعلی در دولت را نوعی چرخش کامل دانسته است. این تغییر موقعیت، همزمان فرصت و ریسک سیاسی برای آینده انتخاباتی او ایجاد کرده است.
🔴آینده رقابت
🔴در سطح تحلیلی، برخی ناظران مانند اندرو دی، ونس را در موقعیتی دشوار اما قابل تبدیل به مزیت سیاسی ارزیابی میکنند؛ بهویژه اگر بتواند توافقی پایدار با ایران به نتیجه برساند و پایان جنگ به نام او ثبت شود. در این سناریو، موفقیت دیپلماتیک میتواند بخشی از هزینه سیاسی همراهی با دولت ترامپ در آغاز جنگ را جبران کند. در مقابل، رقابت درونحزبی با چهرههایی مانند روبیو، مسیر را برای تقابل دو رویکرد متفاوت در سیاست خارجی جمهوریخواهان هموار میکند؛ یکی متمایل به مهار تنش و دیگری متمایل به رویکرد سختگیرانهتر.
🔴در سطح کلانتر، برخی تحلیلگران مانند کرتیس میلز معتقدند ونس در مقایسه با جو بایدن در موقعیتی شفافتر برای ارائه تمایز سیاسی قرار دارد و میتواند در صورت نامزدی، روایت مشخصی از سیاست خارجی خود ارائه دهد. در همین حال، گفتوگوهای جاری درباره ایران نیز با محوریت ایده «همکاری برای صلح و ثبات» و تأکید بر حق دفاع کشورها ادامه دارد؛ چارچوبی که نشان میدهد سیاست خارجی آینده آمریکا در آستانه ۲۰۲۸ بیش از پیش به عامل رقابت داخلی در حزب جمهوریخواه تبدیل شده است.
🆔@world_order
🔴چین و عمان، برندههای جنگ بر سر تنگه هرمز / South China Morning Post
🔴صلحی در مه
🔴دونالد ترامپ توافق با ایران را «دستاوردی تاریخی» خوانده و با اعلام بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی آمریکا، آن را آغاز صلحی پایدار برای کل منطقه معرفی کرده است؛ روایتی پیروزمندانه که پیشتر نیز از غزه تا اوکراین در زبان سیاسی او تکرار شده بود. اما سرنوشت واقعی هر توافق دیپلماتیک نه در تیترها، بلکه در جزئیات پنهان است؛ جزئیاتی که هنوز در ابهام ماندهاند.
🔴تهران و واشنگتن هر یک یادداشت ۱۴ بندی را وارد دستگاه روایتسازی خود کردهاند، بخشهایی از آن را جدا کرده و همان قطعات را بهعنوان سند پیروزی خود عرضه میکنند. در چنین فضای مبهم و پرنوسانی، تنگه هرمز نه به سوی صلحی پایدار، بلکه به سوی تبدیل شدن به یکی دیگر از منازعات منجمد خاورمیانه پیش میرود: بحرانی مهارشده، اما حلنشده؛ وضعیتی دائمی میان آرامش موقت و انفجار دوباره.
🔴بازگشت گذشته
🔴هر توافق بعدی بر پایه این یادداشت میان واشنگتن و حکومت دینی ایران، بهاحتمال زیاد کمتر شبیه یک نقطه عطف تاریخی و بیشتر شبیه بازگشت به الگوهای گذشته خواهد بود. بند هشتم یادداشت، شماری از عناصر توافق هستهای ۲۰۱۵ را زنده میکند؛ همان توافقی که در دولت اوباما شکل گرفت و ترامپ از آن بیزار بود. هسته اصلی این سازوکار بار دیگر مهار موقت برنامه هستهای ایران از طریق محدودیت بر غنیسازی اورانیوم، در برابر گشایش اقتصادی، تعلیق تحریمها و تضمینهای امنیتی است.
🔴چنین ترتیبی به جای گشودن دورهای تازه از ثبات منطقهای، خطر آن را دارد که تنشها را منجمد کند و پرسشهای راهبردی میان تهران، واشنگتن و کشورهای خلیج فارس را بار دیگر به آیندهای نامعلوم بسپارد. تفاوت مهم این دور، ابزار فشار تازه ایران است. بند پنجم یادداشت، گفتوگوی ایران با سلطنت عمان برای تعریف چارچوب اداری و مدیریت خدمات دریایی در تنگه هرمز را پیشبینی میکند؛ اقدامی که با مشورت دیگر دولتهای خلیج فارس و بر پایه حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی انجام خواهد شد.
🔴قمار پکن
🔴در این صحنه، چین ظاهراً روی دو برنده شرط بسته است: ایران بهعنوان پیروز تاکتیکی فوری، و عمان بهعنوان ذینفع راهبردی بلندمدت به حکم جغرافیا. عمان که معمولاً بازیگری حاشیهای در ژئوپلیتیک خلیج فارس تلقی میشد، اکنون در موقعیتی ممتاز قرار گرفته است؛ هم در مسیرهای دریایی تنگه هرمز با ایران سهم کنترلی دارد و هم میتواند به پادشاهیهای خلیج فارس مسیر زمینی جایگزین برای انتقال نفت و گاز به اقیانوس هند پیشنهاد کند. افزایش سرمایهگذاریها و شراکتهای بلندمدت چین با مسقط، در کنار حفظ اتکای راهبردی به تهران، نمونه روشنی از «ابهام متوازن» سیاست خارجی پکن است: حمایت همزمان از طرفهای مختلف، همراه با حفظ قدرت مانور از مسیر دیپلماسی اقتصادی.
🔴ایران همچنان شریک راهبردی و ستون ابتکار کمربند و جاده در خاورمیانه است و چین نیز برای اقتصاد ایران نقش شریان حیاتی دارد؛ اما شکاف اقتصادی دو سوی آبراه عظیم است. تجارت چین و ایران در ۲۰۲۵، حتی با احتساب صادرات اعلامنشده نفت ایران، حدود ۴۱ میلیارد دلار بود؛ در برابر بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار تجارت چین با دولتهای عربی خلیج فارس. بند ششم یادداشت نیز از صندوق بازسازی احتمالی ایران به ارزش دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار سخن میگوید، بیآنکه سازوکار روشنی داشته باشد. ایران به پکن چشم دوخته، در حالی که چین در عمان از انرژی خورشیدی تا پارکهای صنعتی، لجستیک دریایی و مسیرهای پیوندخورده با آسیای مرکزی پیش رفته است. پاسخ ترامپ به این تحولات، تهدیدی عریان به متحد قدیمی آمریکا بود: عمان مانند دیگران رفتار خواهد کرد، وگرنه باید منفجر شود.
🆔@world_order
هدایت شده از مجله سوره
🔻 بازخوانی انتقادی مقالهٔ ولی نصر با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران»
🔸 آرزواندیشی رئالیستها
▪️ افسانهٔ پیروزی ایران با ناسیونالیسم و تکنوکراسی در جنگ رمضان
✍️ محمدجواد نجفی
مقالۀ «راهبرد کلان جدید ایران» به قلم ولی نصر و نرگس باجغلی، ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ در فارن افرز منتشر شد. «ولی نصر»، مشاور وزارت خارجه آمریکا در زمان اوباما و برجام، استاد روابط بینالملل دانشگاه جانز هاپکینز است. نویسندگان مقاله نوشتهاند: «جنگ اخیر نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نکرد بلکه آن را منسجمتر و قدرتمندتر کرده است. جمهوریای که از دل جنگهای آمریکا و اسرائیل متولد شده است، بیش از آنکه با ایدئولوژی تعریف شود با ملیگرایی تعریف میشود؛ بیش از آنکه بر انقلاب متکی باشد بر دولتداری متکی است؛ و بیش از آنکه بر کاریزمای روحانیان استوار باشد بر اعتمادبهنفس و منش تکنوکراتیک طبقه جدید افسران و مدیران تکیه دارد».
▫️ متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
🌐 Sourehmag.ir
🆔 @Sourehmagazine
هدایت شده از مجله سوره
🔻 بازخوانی انتقادی مقالهٔ ولی نصر با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران»
🔸 آرزواندیشی رئالیستها
▪️ افسانهٔ پیروزی ایران با ناسیونالیسم و تکنوکراسی در جنگ رمضان
✍️ محمدجواد نجفی
(بخش اول)
مقالۀ «راهبرد کلان جدید ایران» به قلم ولی نصر و نرگس باجغلی، ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ در فارن افرز منتشر شد. «ولی نصر»، مشاور وزارت خارجه آمریکا در زمان اوباما و برجام، استاد روابط بینالملل دانشگاه جانز هاپکینز است. نویسندگان مقاله نوشتهاند: «جنگ اخیر نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نکرد بلکه آن را منسجمتر و قدرتمندتر کرده است. جمهوریای که از دل جنگهای آمریکا و اسرائیل متولد شده است، بیش از آنکه با ایدئولوژی تعریف شود با ملیگرایی تعریف میشود؛ بیش از آنکه بر انقلاب متکی باشد بر دولتداری متکی است؛ و بیش از آنکه بر کاریزمای روحانیان استوار باشد بر اعتمادبهنفس و منش تکنوکراتیک طبقه جدید افسران و مدیران تکیه دارد».
این مقاله، ادامۀ پژوهش ولی نصر در کتاب «بر لبۀ تنهایی» است. کتابی که روایت کلان استراتژی امنیت ملی ایران در چهلوپنج سال حاکمیت جمهوری اسلامی است و پس از جنگ ۱۲ روزه در ایران ترجمه شد. مقاله با مرور یک سال گذشته و تجربیات دو جنگ ایران با غرب، «ایران جدید» را روایت میکند. ادعای اصلی مقاله تعریف ایران جدید با دو ایدۀ «ملّیگرایی» و «تکنوکراسی» است؛ ایرانی که دیگر انقلابی و ایدئولوژیک و امّتگرا نیست و به دست مدیران و فرماندهان نسل سومی اداره میشود.
«ولی نصر» برای نشاندادن تکنوکراتیکبودن «ایرانِ جدید» چند مثال میزند. او ابتدا مینویسد: «تجربۀ جنگ دوازدهروزه و دفنشدن شهرهای موشکی غرب کشور زیر بمباران اسرائیل، باعث شد ایران در این جنگ [رمضان] تیمهای مهندسی را به کار بگیرد که در زمان جنگ، شهرهای موشکی را فعال نگهدارند». از نظر نصر، اضافهشدن چند مهندس عمران و چند بیل مکانیکی به شهرهای موشکی همانا و تکنوکراتشدن و غیرایدئولوژیکبودنِ جمهوری اسلامی ایرانِ جدید همانا! نصر، به مهندسان معماری که این شهرهای موشکی را ساختند یا مهندسان برق، مکانیک، متالوژی و… که خود موشکها را ساختند، اشارهای ندارد. همچنین راهی جلوی پای مخاطب قرار نمیدهد تا بتواند تمایزی پیدا کند بین سید مجید موسوی و شهید طهرانی مقدم. شالودۀ مقاله، گسست نسل دوم و سوم فرماندهان و مدیران است اما وارد جزئیات و شواهد ضروری نمیشود.
او سپس به معادلۀ «پهپاد به جای بسیجیِ شهادتطلب» به عنوان شاهدی دیگر برای تکنوکراتشدن «ایران جدید» اشاره میکند و مینویسد: «سپاه پاسداران از پهپادهای ارزانقیمت برای اشباع سامانههای راداری آمریکا و مواضع نظامی آن در سراسر خلیج فارس و اسرائیل استفاده کرد. ایران با الهام از منطق جنگ نامتقارن و نیز تجربۀ حملات “موج انسانی” در جنگ دهۀ ۱۹۸۰ علیه عراق، دستههای انبوهی از پهپادهای شاهد را به کار گرفت.» در نظر ولی نصر، استفاده از ابزار پیشرفته و تکنولوژیِ بهروز، تکنوکراسی است چون بسیجیِ خطشکن را موج انسانی میداند برای اشباع خط مقدم دشمن. نصر از ۱۳ هزار کیلومتر دورتر، نمیتواند انسانی را که پهپاد میسازد و موشک شلیک میکند، ببیند. ظاهراً آقای نصر خبر ندارد که آن انسان برای پرتاب هر موشک باید عملیات استشهادی کند و هر لحظه آماج حملۀ پهبادهای دشمن است. آن انسان، هنوز به یاد امام و شهدا، با ذکر یازهرا (س) و با خواندن آیۀ «و ما رمیت اذ رمیت» تکنولوژی را به تصرف خود در میآورد. نصر، آن تجربۀ وجودی و عقلانیت قدسیای که با انقلاب اسلامی در روح ایرانی دمیده شد را درک نمیکند. آن نیرویی که پهپادهای ارزان و تغییردهندۀ پارادایم جنگ تولید کرد. پهپادی که روسیه را از منجلاب اوکراین بیرون کشید و آمریکا را مجبور به کپیکاری از شاهد ۱۳۶ کرد.
مثال دیگر نصر برای «تکنوکراتیک»شدن جمهوری اسلامی، تبلیغات ایران در جنگ رمضان است. او مینویسد: «کارزار ارتباطی تهران در طول جنگ نیز گسستی دیگر از گذشته را نشان داد. از جمله نماهنگهای کارتونی با شخصیتهای لگویی که بحثهای عمومی را بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش داد. ارتباطات راهبردی ایران همان چابکی تکنوکراتیکی را بازتاب میداد که در عملیات نظامی آن نیز دیده میشد».
🌐 Sourehmag.ir
🆔 @Sourehmagazine
هدایت شده از مجله سوره
🔻 بازخوانی انتقادی مقالهٔ ولی نصر با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران»
🔸 آرزواندیشی رئالیستها
▪️ افسانهٔ پیروزی ایران با ناسیونالیسم و تکنوکراسی در جنگ رمضان
✍️ محمدجواد نجفی
(بخش دوم)
خوب است برای این مثال به مصاحبۀ یکی از اعضای تیم سازندگان انیمیشن لگویی سر بزنیم. کسانی که به رسم شهید آوینی در روایت فتح، میخواهند گمنام باشند، اثرشان تیتراژ ندارد و حتی در مصاحبهها هم تصویری از خود نشان نمیدهند. مستندساز «وایس» از او میپرسد:چند نفرید؟ او میگوید: ۱۰ نفر. مستندساز ادامه میدهد: یعنی ۱۰ نفری جلوی ماشین پروپاگاندای مولتی میلیاردی ایستادید. سازنده آیهای از قرآن میخواند: «کَم مِن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةٍ کثیرةً»(چه بسیار گروه کوچکی که به اذن خدا، بر گروههای عظیمی پیروز شدند).
نصر حتی قطع اینترنت در جنگ را هم نوعی مدیریت تکنوکراتیک میداند. نصر در روایتش از «ایرانِ جدید تکنوکرات»، نامعادلۀ ابرقدرتی آمریکا و ضعیفبودن ایران را میبیند و از نتایج به دست آمده متعجب است اما در توضیح و صورتبندی این مسئله ناتوان است. روی کاغذ، در برابر آمریکای ابرقدرت و ایستاده بر لبۀ تکنولوژی، ایران «بر لبۀ تنهایی» است. نصر از درک این نکته عاجز است که اگر ما به عقلانیت تکنیکی متکی بودیم، تاکنون هزاران بار نابود میشدیم؛ چرا که آمریکا صاحب اصلی جهان تکنیکی است. آن چیزی که در ایران این نامعادله را تغییر داده است، «انسانِ مسلمانِ شهادتطلب» است. نیروی پیشران مسلمانی که ایستادگی، پیشروی و پیروزی در جنگ را ممکن کرد.
ادعای دیگر ولی نصر، تغییر از امّتگرایی به ملّیگرایی در «ایرانِ جدید» است؛ حرف آشنای محمد فاضلی بعد از جنگ دوازدهروزه؛ «زوالِ امّتگرایی». نصر معتقد است: «قرارداد اجتماعی تازهای که جنگ، هم ضرورت آن را ایجاد کرد و هم امکان آن را فراهم ساخت، مبنایش ملّی است، نه اسلامی.» در این نقطه، مقاله به غربزدههای داخلی بسیار نزدیک میشود؛ جریانی با تئوریهای «امتناع تفکر» و «کورتکس نازک» و «لولهنگ وارداتی» و «نابودی تمام سیستمهای دفاعی با یک دکمه» که ایرانیجماعت را حتی لایق تکنوکرات بودن نمیدانند و تولید داخلی را قبول ندارند و فقط جنس خارجی دوست دارند. حالا از شانس بدشان، نصرِ خارجی، به نظریات جامعهشناسانۀ اینها پناه آورده و بخش دوم مقالهاش را بر این اساس نوشته است.
تمام استدلال نصر مبتنی بر ایدۀ شکاف دولتملت است. ایدهای که شکل متورم و التهابیافتۀ آن در نظریاتی مثل «جامعۀ دوپاره» و «گسست اجتماعی» و «فروپاشی اجتماعی» وجود دارد و این جنگ و حضور مردم مبعوث، تمامش را بر باد داد. نصر مینویسد: «شکاف عمیقی که در دیماه میان دولت و جامعه وجود داشت، کمرنگ شد؛ نه از طریق اقناع و نه از طریق سرکوب، بلکه به سبب تجربۀ مشترک بمباران و مشاهدۀ ویرانیهای ناشی از آن. جامعۀ ایران نه علیه دولت بلکه در کنار آن بسیج شد. با برگزاری تجمعهای مختلف، تشکیل زنجیرهای انسانی برای حفاظت از نیروگاهها و گردآمدن روی پلهایی که ترامپ تهدید کرده بود.» مقاله با غفلت از انسانِ مسلمانِ شهادتطلب و تقلیل کنشهای شاخص ایرانیها مثل شلیک موشک از زیر آتش دشمن به «تکنوکراسی» و حضور در نقاطی که دشمن تهدید به بمباران کرده است به «ملّیگرایی»، ایدهها و ذهنیت خود را به واقعیت تحمیل میکند. کدام عقلانیت ابزاری حکم میکند زیر بمباران، برای دفاع از زیرساختهای ملّی، باید جانفدایی کرد؟ زیرساخت برای زندگیِ راحت است، مرگ در راه زیرساخت که ارزشی ندارد. آنها که در اطراف زیرساختها تجمع کردند و حاضر به شهادت بودند، برای افقی مبارزه میکنند که نصر و عقلانیتِ ابزاری از درک آن عاجز هستند. میخواهند به دشمن اعلام کنند اگر با تهدید زیرساخت به دنبال تغییر رویۀ ما هستی، ما اینطور به تو پاسخ میدهیم که ابداً از راه خود باز نمیگردیم.
این تحمیل ایده به واقعیت، جلوتر تبدیل به واقعیت ساختگی میشود. نصر مینویسد: «نماد سیاسی غالب اکنون نقشۀ ایران است با اینکه مسجد هنوز حضور دارد.» دقیقاً از واژۀ «نقشه» استفاده شده است؛ نقشۀ ایران! نصر، به پرچم جمهوری اسلامی ایران و موکب و میدانداری مداحها اشاره نمیکند اما به نقشۀ ایران اشاره میکند و میگوید نماد سیاسی غالب در ایران امروز «نقشه» است؛ استدلال بیکیفیت، مثال بیکیفیتتر.
🌐 Sourehmag.ir
🆔 @sourehmagazine
هدایت شده از مجله سوره
🔻 بازخوانی انتقادی مقالهٔ ولی نصر با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران»
🔸 آرزواندیشی رئالیستها
▪️ افسانهٔ پیروزی ایران با ناسیونالیسم و تکنوکراسی در جنگ رمضان
✍️ محمدجواد نجفی
(بخش سوم)
غربزدههای داخلی مانند صادق زیباکلام و تقی آزاد ارمکی و موسی غنینژاد، در هر شکست و پیروزی یک تجویز واحد دارند. آنها مدام میگویند: پارادایم را تغییر دهید؛ فرمان را بچرخانید؛ تندرو، ایدئولوژیک و بنیادگرا نباشید و در عوض مطیع امر غرب و غربزدهها باشید. پیروزی، بقا و تداوم جمهوری اسلامی، تأثیری در تحلیلهایشان ندارد. ولی نصر تجویز غربزدهها را ندارد چون در صورتبندیاش آرزوی غربزدهها با جنگ و ترور رهبران محقق شده و ایرانی جدید تولد یافته است؛ جمهوری اسلامی از بنیادگرایی و ایدئولوژیکبودن به ملّیگرا و تکنوکراتبودن گذار کرده است. ترامپ هم همین را میگوید: «رهبران فعلی جمهوری اسلامی، عاقلتر از قبلیها هستند.» نصرِ خارجی، ترامپِ دورافتاده و غربزدههای داخلی، جمهوری اسلامی ایران را براساس مفاهیم غربی مثل ایدئولوژیک و بنیادگرا میشناسند. غربزدههای داخلی میفهمند این گذار رخ نداده و آرزویش را دارند؛ خارجیها چون منبع این نیرو را نمیشناسند گمان میکنند با جنگ و ترور از بین میرود. منبع این نیرو، اسلام است که با ایستادگی در برابر دشمن، با آمادهبودن برای این نبرد، امکان برپایی امر ملّی را ایجاد کرد و در یک جنگ نابرابر تکنولوژیک، وزنۀ ترازو را به سمت ایران سنگین کرد و طعم نصرت الهی را به ایرانیان چشاند.
فتحی شقاقی، مبارز و متفکر اسلامی اهل فلسطین دربارۀ ناتوانی غربیها در شناخت جامعۀ مسلمانِ انقلابی میگفت: «ایغرب احمق! بر حسب عادت امام را نمیشناسید… از طریق ماهوارههای جاسوسی این جمعیت میلیونی را ندیدید؟». «بر حسب عادتی» که شقاقی میگوید همان نگاه دورافتاده و غیرتجربی به ایران و انقلاب اسلامی است. همان نگاه مملو از ایدههایی که حاضر و آماده هستند تا برچسب خود را بر وقایع و اتفاقات موجود بزنند؛ ایدئولوژیک و بنیادگرا و ملّیگرا و تکنوکرات و… ولیِ نصر هم این جمعیت عظیم را آنطور که میخواهد میبیند؛ با نقشۀ ایران، نه پرچم جمهوری اسلامی ایران؛ با پهپادی که شلیک میشود، نه انسانی که پهپاد را شلیک میکند.
🌐 Sourehmag.ir
🆔 @sourehmagazine
هدایت شده از خط انرژی
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺غربگراها درباره روسیه خزعبل میگویند!
🔹 روحالله مدبر: میگویند روسیه شریک استراتژیک ایران نیست، خب صدبار روسها گفتند که بیاید در این توافقنامه، پیمان دفاع متقابل امضا کنیم، ولی آقایان قبول نکردند.
🔹روسیه جلوی مکانیسم ماشه و قطعنامهها را گرفت، خط شمال را باز کرده تا کالا به ایران برسد. آقای لاریجانی از پوتین یک عدد بالایی درخواست داشت که پوتین قبول کرد.
@khate_energy
هدایت شده از اینستای انقلابی
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیژن عبدالکریمی:
بدا به حال روشنفکرانی که از این مردم جدا هستن و در یک پیله ابریشمی خودشون پیچیدن مفاهیمی را در دور ذهن خودشون به وجود آوردند و در یک زندان به سر میبرند
💬 #bijan_abdolkarimi
@insta_enghelabi
هدایت شده از Shid TV | شید تیوی
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️کولاک تحلیلگر ایرانی در شبکه موساد؛ شکست تاریخی آمریکا در یک قرن أخیر، نتیجه راهبرد شهید خامنهای است!
🟡دکتر علم صالح، تحلیلگر سیاسی:
«شکست آمریکا و اسرائیل در برابر ایران، نتیجه استراتژی نظامی آیتالله خامنهای در دوران حیات ایشان بود. او صرفا اهل شعار نبود بلکه برای تحقق این شکست تاریخی، در صف اول جنگ ایستاد و جان خود را فدا کرد.»
🟡«آمریکا بزرگترین شکست خود در یک قرن اخیر را تجربه کرد؛ شکستی که پیامدهای آن به افول جایگاه و قدرت جهانی آمریکا منجر خواهد شد.»
☀️ @shidtv
هدایت شده از Shid TV | شید تیوی
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️تحسین ناخواسته «آقای شهید ایران» در آنتن زنده بیبیسی؛ شوکهشدن مجری و قطع گفتگو با مهدی خلجی!
🟡اعترافات مهدی خلجی تحلیلگر سیاسی؛ آیت الله خامنهای، قهرمان نهادسازی و شبکهسازی بود؛ یکی از دستاوردهای او، سازمان نظامی بینالمللیِ سپاه قدس است.
🟡چشم خود را بر واقعیتها نبندیم هر چقدر هم تلخ باشند؛ متاسفانه اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی، با آرزوها و رویاهای خود زندگی میکنند. آنها ذهن بسیار ساده سیاسی دارند و از استعداد و دانش سیاسی برخوردار نیستند.
☀️ @shidtv
فرهادی قنبری:
چه موافق و چه مخالف گفتمان سیاسی آیتالله خامنهای باشیم باید این واقعیت را بپذیریم که مردانی مانند ایشان به ندرت در هر عصر یافت میشوند.
آقای خامنهای فارغ از شخصیت سیاسی انسانی با دیسپلین بود و تمام عمر بر اساس اصول و نظم و قائده مشخصی زندگی کرد. ایشان از آن دست سیاستمدارانی بود که همیشه بر رفتار و گفتار خود تسلط داشت و تا روز آخرین روز حیات دقت و صلابت و استواری خویش را حفظ کرد.
ما سیاستمدارن و چهرههای برجسته جهانی بسیاری میشناسیم که در اوج ثروت و قدرت، کنترل رفتار و گفتار خود را ندارند اما آقای خامنهای از لباس پوشیدن تا راه رفتن و توجه به جزئیات پیرامون حقیقتا نمونه کاملی بود
⏪ به شخصه دوست داشتم ایشان وارد عرصه سیاسی نمیشد و استادی در دانشگاه بود تا میشد به راحتی پای سخنرانیهای ادبی و فرهنگی ایشان مینشستیم. پای سخنرانیهای ایشان مینشستیم و ایشان با آن دقت خاص خود از شفا و قانون بوعلی میگفت، فصوصالحکم ابنعربی و مرصادالعباد و گلشن راز تفسیر میکرد. از سید جمال اسدآبادی و اقبال لاهوری میگفت، از خانواده تیبو و جانشیفته و خوشههای خشم میگفت و کلاسهای نقد ادبی برگزار میکرد...
🆔@world_order
مسئله خونخواهی رهبر شهید، صرفاً یک مطالبه احساسی یا واکنش مقطعی نیست، بلکه از منظر جامعهشناسی سیاسی و نظریه بازدارندگی، به یکی از مهمترین آزمونهای اعتبار یک نظام سیاسی تبدیل میشود. هنگامی که یک ملت، رهبر خود را در نتیجه یک اقدام خصمانه از دست میدهد، انتظار عمومی آن است که حاکمیت با بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای حقوقی، سیاسی، امنیتی و راهبردی، اراده خود را برای تحقق عدالت و انتقام به نمایش بگذارد.
امروز نیز مطالبه خونخواهی، بهعنوان یک خواست عمومی، در میان بخش قابل توجهی از جامعه وجود دارد و مسئولان کشور نیز با اتکا به همین پشتوانه مردمی، بر ضرورت پاسخ تأکید میکنند. با این حال، تجربههای تاریخی نشان میدهد که صرف بیان مواضع تند و اعلام تهدید، بدون آنکه با اقدامات عملی و ملموس همراه باشد، نهتنها به تقویت بازدارندگی منجر نمیشود، بلکه میتواند به تدریج به تضعیف آن بینجامد.
در چنین شرایطی، افکار عمومی انتظار دارد که مطالبه خونخواهی در سطوح مختلف پیگیری شود؛ از پیگیریهای حقوقی در مجامع بینالمللی و اقدامات دیپلماتیک گرفته تا ارسال پیامهای بازدارنده و معتبر از سوی مقامات رسمی و، در صورت تصمیم حاکمیت، اتخاذ اقدامات متناسب امنیتی و راهبردی علیه عوامل دخیل در این اقدام. آنچه برای جامعه اهمیت دارد، مشاهده وجود اراده عملی در پسِ اعلام مواضع است، نه صرفاً تکرار شعارها و تهدیدات.
تجربه پس از ترور شهید حاج قاسم سلیمانی نیز از همین منظر قابل بررسی است. پس از آن واقعه، تهدید به انتقام و حتی طرح نام مقامات آمریکایی بهعنوان اهداف احتمالی مطرح شد، اما در صورتی که میان تهدید اعلامشده و اقدام عملی فاصلهای طولانی یا نامحدود ایجاد شود، خودِ تهدید میتواند به عاملی برای فرسایش اعتبار بازدارندگی تبدیل شود.
در ادبیات روابط بینالملل، بازدارندگی بر چهار مؤلفه اصلی استوار است: توانایی، عقلانیت، اعتبار و شهرت. توانایی به ظرفیت واقعی دولت برای اجرای تهدیدات اشاره دارد؛ عقلانیت به این معناست که طرف مقابل باور داشته باشد تصمیمات دولت بر اساس محاسبه و منطق راهبردی اتخاذ میشود؛ اعتبار، میزان باورپذیری تهدیدات اعلامشده را نشان میدهد؛ و در نهایت، شهرت به سابقه تاریخی یک دولت در عملیکردن تعهدات و تهدیدات خود بازمیگردد. هرچه کشوری در طول زمان نشان دهد که در دفاع از خطوط قرمز خود، میان گفتار و عمل فاصلهای ایجاد نمیکند، سرمایه بازدارندگی و اعتبار راهبردی آن افزایش مییابد.
از این منظر، مسئله خونخواهی تنها به مجازات عاملان یک اقدام محدود نمیشود، بلکه به حفظ اعتبار راهبردی یک کشور و تثبیت این پیام در ذهن دشمنان و متحدان مربوط است که تهدیدات و خطوط قرمز آن کشور، صرفاً مواضعی تبلیغاتی نیستند، بلکه پشتوانهای از اراده، توان و اقدام عملی دارند. به همین دلیل، هرگونه راهبرد در قبال این مسئله، علاوه بر ابعاد احساسی و سیاسی، باید از منظر حفظ و تقویت بازدارندگی ملی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
🆔@world_order