حسین قتیب
آیا دم پوتین از دستار من بیرون زده ؟
حسین درخشان با همان شوخی جدی همیشگی نوشته که «دم پوتین از دستار من بیرون زده». حالا من ماندهام که دقیقاً باید چه تصویری از خودم داشته باشم: آیا واقعاً تصور این است که من شبها با پوتین، مدودف، لاوروف و چند نفر از سرویس امنیتی روسیه دور یک میز مینشینم، چای روسی میخوریم، نقشه خاورمیانه را باز میکنیم و برای فردای ایران برنامه میریزیم؟ یا قرار است باور کنیم که جایی در مسکو، پوشهای محرمانه هست که روی آن نوشتهاند: «هدایت فکری فلانی از راه دور»؟
واقعاً اگر چنین است، دستکم باید بگویم که روسها خیلی بیانصافاند. نه حقوقی دادهاند، نه سفر مسکویی ترتیب دادهاند، نه حتی یک سماور درست و حسابی فرستادهاند. فقط ظاهراً دم پوتین را فرستادهاند که از دستار من بیرون بزند. آن هم در روز روشن.
اما شوخی وقتی خطرناک میشود که جای استدلال را بگیرد. وقتی کسی به جای نقد یک نظر، صاحب آن نظر را به یک دولت خارجی وصل میکند، دیگر بحث درباره واقعیت، سیاست، منافع ملی، امنیت، جنگ، صلح یا آینده ایران نیست. بحث تبدیل میشود به بیحیثیت کردن طرف مقابل پیش از آنکه اصلاً گفتوگویی آغاز شود. برچسب، کارش همین است: قبل از اینکه فکر شنیده شود، صاحب فکر را مشکوک کند.اگر درباره ضرورت بازدارندگی، موازنه قدرت، یا خطر فروپاشی منطقهای حرف بزنم، معنایش این نیست که جایی پشت پرده، کسی در مسکو متن را برایم دیکته کرده است. میشود با تحلیل من مخالف بود. میشود گفت اشتباه میکنم. میشود شواهد آورد، منطق را نقد کرد، تناقض نشان داد. اما اینکه هر تحلیلی را با یک برچسب امنیتی از میدان بیرون کنیم، یعنی فقر گفتوگو را به جای قوت استدلال بنشانیم.
این بیماری تازهای هم نیست. ریشههای آن در فرهنگ سیاسی معاصر ما عمیق است. یکی از مهمترین جاهایی که این شیوه به شکل منظم و ایدئولوژیک رواج یافت، سنتی بود که حزب توده در ادبیات سیاسی ایران جا انداخت: هر مخالفی که نمیپسندید، میتوانست «عامل امپریالیسم»، «آمریکایی»، «وابسته»، «غربزده» یا «جادهصافکن استعمار» معرفی شود. با این برچسبها لازم نبود وارد بحث جدی شوند. کافی بود طرف مقابل را از نظر اخلاقی و سیاسی آلوده نشان دهند تا دیگر کسی صدایش را نشنود.
البته این فقط میراث حزب توده نماند. بعدها تقریباً همه نیروهای سیاسی، هر کدام به زبان خود، از همین ابزار استفاده کردند. یکی مخالف خود را عامل آمریکا خواند، دیگری عامل انگلیس، سومی عامل روسیه، چهارمی عامل جمهوری اسلامی، پنجمی عامل اسرائیل. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که به جای گفتوگو درباره منافع ملی، همه به دنبال دم و شاخ و سیم ارتباطی در لباس همدیگر گشتند. گویی هیچ ایرانی نمیتواند مستقلاً فکر کند، مگر اینکه پشت سرش یک سفارت، یک سرویس امنیتی یا یک قدرت خارجی ایستاده باشد.
این حرف به معنای سادهلوحی نیست. روشن است که دولتهای خارجی، قدرتهای بزرگ، رسانههای بینالمللی و سرویسهای اطلاعاتی میخواهند بر افکار عمومی اثر بگذارند. روشن است که آمریکا، روسیه، چین، اروپا، اسرائیل، عربستان و دیگران هر کدام روایت، شبکه، ابزار و منافع خود را دارند. سیاست جهانی محل فرشتگان بیطرف نیست. اما از این واقعیت نمیشود نتیجه گرفت که هر کس تحلیلی متفاوت دارد، الزاماً عامل یکی از این قدرتهاست. میان نقد نفوذ خارجی و تبدیل کردن هر مخالف به مزدور خارجی، فاصلهای بزرگ وجود دارد. اولی هشیاری سیاسی است، دومی ابتذال سیاسی.
و اتفاقاً اگر قرار است از جایی شروع کنیم، بهتر است از همین جا شروع کنیم: از این که یاد بگیریم مخالفت با یک تحلیل را به اتهام وابستگی تبدیل نکنیم. چون وقتی همه به هم بگویند عامل آمریکا، عامل روسیه، عامل غرب، عامل شرق، عامل این سفارت و آن سرویس، در نهایت هیچکس باقی نمیماند که بتواند از موضع مستقل درباره ایران حرف بزند.
🆔@world_order
مستند فیلسوف جنگ که پیرامون اندیشه و عمل نظامی سردار رشید است، حتماً باید دیدنی باشد. بنا بر شنیدهها آقای رشید با وجود گمنامی، اما #ذهن_راهبردی خدادادی داشتند.
🆔@world_order
دکتر حسن انصاری:
شارل هانری دو فوشهکور دار فانی را وداع گفت. استاد برجسته ادب و زبان فارسی در فرانسه که چند نسل از شاگردان را تربيت کرد و در ترویج زبان فارسی و معرفی ادبيات فارسی و ایران در فرانسه نقشی تقريبا بی بديل داشت. من به زمان تدريس او در اينالکو و يا سوربون جديد نرسيدم اما در چند سخنرانی او حضور داشتم. کتاب اخلاقيات او اثر بسيار مفيد و ممتازی است. نمونه کم نظيری از پژوهش در فرهنگ و عقل و نظام اخلاق ايرانی است. اين اثر را مقايسه کنيد با العقل العربي الأخلاقي تأليف محمد عابد الجابري و نيز کتاب های اندیشه سیاسی تأليف سيد جواد طباطبایی تا تفاوت کار آکادميک و علمی را با مشتی نوشته های ايدئولوژيک و پر ادعا اما سست و کممايه متوجه شويد. اگر اشتباه نکنم با وجود اينکه بخش قابل توجهی از کتاب شارل هانری دو فوشهکور درباره انديشه سياستنامه نويسی پارسی است و نظام اخلاقی در اين ژانر ادبی اما هيچگاه سيد جواد طباطبایی به اين کتاب در آثارش ارجاعی نداد با وجود اينکه او زبان فرانسه می دانست. من بارها نوشته ام که آثار طباطبایی آينده ای در ايران ندارد.
🆔@world_order
⭕️يک تذکر دوستانه به آقای محمود سريع القلم
برخلاف جنابعالی که شايد تنها در غرب نمی دانم در کدام دانشگاه درجه چندم تحصيل کرده ايد هستند ايرانيانی که سال ها در غرب تحصيل، تدريس و پژوهش کرده اند و چند برابر شما در کنفرانس ها و وورکشاپ های دانشگاه های غرب سخنرانی کرده اند و چند برابر شما مقاله و کتاب به زبان های اروپایی منتشر کرده اند. باور کنيد تصويری که از استاد دانشگاه در غرب وجود دارد چيزی است غير آنچه شما از آن با سخنرانی های به اصطلاح علمی تان به خورد مخاطب بینوا می دهيد. آنچه از شما تاکنون ديده ام و شنيده ام بيشتر برای شوهای تلويزيونی آن هم از نوع درجه هشتمش مناسب است. پيشنهاد می کنم مخاطب را جدی بگيريد و کمی هم سوادتان را زياد کنيد! به جای سخنرانی و شرکت در کنفرانس ها و نشست ها مدتی خودتان را عادت بدهید کتاب بخوانيد!
✍حسن انصاری
🆔@world_order
فرهاد قنبری:
همیشه خود را را از لحاظ فکری نزدیک به جریان اصلاحات میدانستم و هنوز معتقدم جامعه برای گذار از مشکلات متعدد نیاز به اصلاحات واقعی و نیروی سیاسی واقعی اصلاحطلب (نه فرصتطلب و وطنفروش و رانتخوار) دارد، اما مدتهاست که دیگر کوچکترین حس همدلی و نزدیکی فکری با این جریان سیاسی ندارم.
البته با هر گرایش سیاسی، چندین اصل و اصول مهم برای خود داشتهام که اولین و مهمترین آن دفاع از وطن تحت هر شرایطی، دومی تبری جستن از امپریالیسم و دشمن خارجی تحت هر شرایطی و سومی حمایت از آرمان مردم رنج کشیده فلسطین تحت هر شرایطی بوده است.
در یک دهه اخیر، ظهور ترامپ در عرصه سیاست جهانی، ترور سردار سلیمانی، جنگ رسانهای همهجانبه غرب با ایران، جنگ روسیه و ناتو در اوکراین، حوادث پاییز سال ۱۴۰۱، عملیات طوفانالاقصی، سقوط بالگرد حامل آقای رئیسی، انتخاب آقای پزشکیان به ریاستجمهوری و در نهایت دو تهاجم نطامی اسرائیل و آمریکا به کشور، حوادثی بودند که در نگرش بسیاری از مردم به مسائل مختلف تغییر ایجاد کردند و طبیعتاً ما نیز از این تغییرات مبرا نبودیم.
و در میان تمام این حوادث آنچه که بیشترین تاثیر را بر من گذاشت حوادث پاییز سال ۱۴۰۱ بود. پروژه کثیف ززآ چنان با برنامهریزی دقیقی موجودیت ایران را نشانه گرفته بود که دل هر کسی که دل در گرو وطن داشت را به ترس و نگرانی وا میداشت.
پروژه ززآ (و طبیعتاً تکتک حوادث و پروژههای بعدی) ما را به این واقعیت رساند که حفظ ایران در حال حاضر در گرو حفظ حکومت مستقر است و باید با تمام توان در دفاع از کشور در کنار حکومت ایستاد.
در میانِ تمام حوادث تلخ سال ۱۴۰۱ یک اتفاق خاص بود که به صورت یک ترومای شخصی حال مرا دگرگون کرد. این اتفاق قتل وحشیانه و داعشگونه روحالله عجمیان و آرمان علیوردی بود. دیدن تصاویر آن دو قتل چون سیلی محکمی بود که مرا از خواب خوش پراند و به جهان واقعی اطراف خویش پرتاپ کرد. هضم این دو قتل فجیع و غیرانسانی هنوز با گذشت چندبن سال بسیار برایم دشوار است و هنوز گاهی با فکر به اینکه در همسایگی چنین موجوداتی زندگی میکنم، احساس بسیار بدی دارم.
آدم سانتیمانتالی نیستم و منطق جنگ و حتی منطق جنگ داخلی را درک میکنم. منطق نفرت و کشتن نیروی مخالف را هم میفهمم. اما قتل آرمان علیوردی چیزی بسیار متفاوتتر از کشتن نیروی سیاسی و فکری مخالف بود، حتی چیزی بسیار بیشتر از کشتن و انتقام گرفتن از دشمن خونی بود.
تصور اینکه دهها نفر از همین افرادی که در کوچه و خیابان و محله در کنارمان زندگی میکنند، اگر فرصت بیایند میتوانند با نهایت بزدلی و شررات بر سر یک فرد نیمه جان افتاده و او را ذره ذره تا لحظه مرگ شکنجه دهند، حقیقتا هنوز که هنوز است برایم قابل فهم نیست و حتی فکر کردن به آن هم برایم دشوار است.
پس از آن دو رویداد دیگر نه تنها کوچکترین حس همدلی با جریانی که خود را اپوزسیون حکومت معرفی میکرد نداشتم، بلکه حتی از حس هموطن و همزبان بودن با چنین موجوداتی هم احساس ناراحتی میکنم.
🆔@world_order
هدایت شده از شعوبا
💠 فاطمه الصمادی، تحلیلگر برجسته جهان عرب:
مراسم تشییع آیتالله خامنهای تنها به بُعد آیینی محدود نبود، بلکه ابعادی نمادین و سیاسی روشن نیز در خود داشت که در انتخاب شعار مراسم و نماد رسمی آن نمایان شد؛ با بهرهگیری از این دو عنصر برای تأکید بر استمرار مسیر و تقویت هویت جمعی.
1⃣شعار مراسم تشییع: «باید قیام کنیم» است؛ دعوتی برای تبدیل اندوه به کنش و حرکت.
2⃣ نماد رسمی مراسم: «مشت گرهکرده بالا بردهشده» است که نمادِ پایداری، ثبات و تداوم مقاومت است، و از روایتی الهام گرفته شده که میگوید مشتِ شهید پس از شهادتش گرهخورده باقی ماند. افزون بر این، همواره مشت برافراشته (نماد اسلامی) بر نشانهی پیروزی غربی (V) ترجیح داده شده است.
3⃣ پیوند میان مراسم و فرهنگ عاشورا آشکار است؛ چرا که شعار و نماد، ارزشهای ایثار، نهضت و رویارویی با ظلم را زنده میکنند.
4⃣ شعار بهشکلی سنجیده با اندیشهی «قیام برای خدا» در تفکر انقلابی ایران پیوند خورده است؛ با این نگاه که آنچه رخ داده، ادامهی مکتب حسینی و فرهنگ عاشوراست (بگو: من فقط شما را به یک چیز پند میدهم: اینکه برای خدا دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر قیام کنید).
مشت برافراشته که با دو موشکِ در حالِ پرتاب احاطه شده، نمادِ وحدت و رویارویی با فشارها و تهدیدهای خارجی است.
5⃣ مراسم تشییع تنها مراسم عزا نبود، بلکه فرصتی برای بازتولید هویت ملی و انقلابی و تقویت مشروعیت سیاسی نیز بود.
6⃣ هویت بصری یکپارچهای برای مراسم وجود داشت که در شعار، نماد و پرچمها تجلی یافت.
#باید_برخاست
⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان
@shouba
هدایت شده از سیمافکر
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرگ بازیچه آنهاست
شعر تمیم البرغوثی
در رثای امامِ شهید سید علی خامنهای
💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست...
@simafekr_com
هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 لحظاتی از وداع جانسوز آیتالله میرباقری با پیکر مطهر قائد شهید در مسجد مقدس جمکران
@mirbaqeri_resane
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خامنهای بزرگ شهید استقلال ایران است
▪️ علیرضا زادبر:
➖ استقلال انسان ایرانی در عصر خامنهای بزرگ حفظ شد. ما شهید استقلال زیاده داشتهایم؛ مثلا میرزا کوچکخان در شمال و رئیسعلی دلواری در جنوب؛ اما همه آنها در نهایت شکست خوردند. اما خامنهای بزرگ پیروز شد.
#رصد #کلیپ
#تشییع_امام_شهید
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از به وقت ایران
167.mp3
زمان:
حجم:
39.6M
🔺قصاص؛ انتقام؛ روایت فتح
🎙برنامه به وقت ایران
🔰قسمت 167
باحضور:
👤آیت الله میرباقری؛ عضو مجلس خبرگان رهبری
👤 وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر
👤 سرباز روح الله رضوی؛ مجری برنامه
👤 نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی
🔰 برنامه 167| 16 تیرماه 1405
مشاهده ویدیوی کامل برنامه در تلوبیون
#صوت_به_وقت_ایران
🔻🔻🔻
کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر
@Bevaqteiran
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
💬 رهبر شهید به روایت بیژن عبدالکریمی: او به دنبال تحقق آرزوی دیرینه ایرانیان بود
♨️ بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، در گفتوگویی با انصاف نیوز، رهبر شهید را شخصیتی با «ارزش جهانی» توصیف کرد و گفت که او به دنبال تحقق آرزوی دیرینهی ایرانیان بود.
آقای عبدالکریمی با اشاره به جایگاه آیتالله سیدعلی خامنهای، گفت: پیش از هر چیز باید درباره ارزش جهانی ایشان سخن گفت. به باور من، ما در روزگاری زندگی میکنیم که فلسفه سیاست مدرن بر جهان حاکم شده؛ فلسفهای که ماکیاولی و هابز آغاز شد و در آن، پیوند سیاست با اخلاق، حقیقت و فضیلت گسسته شد.
او ادامه داد: برخلاف این نگاه، در سنت فلسفه سیاسی کلاسیک، از افلاطون و ارسطو و فارابی سیاست با اخلاق و حقیقت پیوندی ناگسستنی داشت. به نظر من، آیتالله خامنهای و نظام سیاسی ایران تلاشی برای بازگشت به همین سنت و غلبه بر فلسفه سیاست مدرن بودهاند.
♨️ عبدالکریمی گفت: اینکه ما ایرانیان تا چه اندازه در تحقق این ایده موفق بودهایم، موضوع دیگری است؛ اما نفس این ایده که سیاست با اخلاق و حقیقت پیوند بخورد، در جهان امروز ایدهای بزرگ است. جمهوری اسلامی نیز آزمونی تاریخی برای تحقق چنین ایدهای در عرصهی سیاست به شمار میرود و من معتقدم آیتالله خامنهای مصداق فردی بود که کوشید در عرصه سیاست بر مبنای اخلاق عمل کند.
♨️ این استاد فلسفه همچنین گفت: آیتالله خامنهای مظهر خودآگاهی ملی و تاریخی ما بود و از مهمترین معماران ایران نوین محسوب میشود. ایشان تلاش کرد آرزوی دیرینه ایرانیان را محقق کند؛ اینکه سرنوشت کشور در داخل ایران و نه در بیرون از مرزها یا در سفارتخانههای قدرتهای خارجی تعیین شود.
♨️ او در پایان گفت: ایشان اقتدار، حاکمیت ملی و استقلال سیاسی را به کشور بازگرداند و برای تحقق آن مبارزه کرد. حضور گسترده مردم در مراسم امروز نیز نشان داد که اگر وفاداری، قدردانی و سپاسگزاری از عناصر اصلی فرهنگ ایرانی است، مردم این احساس را نسبت به رهبر خود به بهترین شکل به نمایش گذاشتند.
🔗 متن کامل خبر
@bijanabdolkarimi
فرهاد قنبری
رئالیسم تجربی
تفاوت عمده نسلهای دوم و سوم و چهارم انقلاب با نسل اول انقلاب و کسانی که در جبهههای جنگ با عراق بعثی حضور داشتند در این است که اگر نسل ما علوم سیاسی و روابط بین الملل و نظم جهانی را در کتابها و دانشکدهها علوم سیاسی و شبکههای تلویزیونی و پای تحلیل عدهای به اصطلاح استاد و کارشناس و تحلیلگر فلان دانشکده و امثالهم شناختیم اما آنها نظم جهانی و واقعیت روابطبین الملل را در سنگرهای جنگ و در موشکهای روسی و فرانسوی و ایتالیایی و انگلیسی و... مطالعه کردهاند.
واقعیت این است که ما واقعیت روابط بین الملل و نظم جهانی و علومسیاسی را در کتب و جزوههای (عموما بیسروته) اساتید دانشگاهها و تحلیلهای کارشناسان تلویزیونی و اینترنتی خواندهایم اما آنها روابط بینالملل را در بمبهای شیمیایی ساخت آلمان در سردشت و حلبچه مطالعه کردهاند.
نسل اول انقلاب در همان سالهای ابتدایی پس از انقلاب، سیلی نظم جهانی و واقعیت روابط بینالملل را با گوشت و پوست و استخوان و جانهای عزیز دوستان و نزدیکان خود شناخت و دیگر به هیچ روایت سادهلوحانه ای از واقعیت حاکم بر عرصه بینالملل و نظم جهانی و نظریات ایدهآلیستی و اخلاقگرایانه تن نداد.
نسل اول انقلاب در همان شهریور سال ۵۹ به واقعیت مبتنی بر آنارشیسمِ وحشی حاکم بر عرصه بینالملل پی برد و دانست که در چنین جهانی نه موعظههای اخلاقی و نه شعارهای حقوق بشری و امثالهم بلکه قدرت بازدارندگی است که ضامن بقا و امنیت کشور است.
حال امروز این روایت دروغ که عدهای میگویند که اگر غرب و اسرائیل با ایرانی دشمنی میکند و ایران را تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی قرار میدهند، برای این است که دکترین سیاست خارجی ایران مبنی بر حذف اسرائیل از کره زمین است و غرب برای بقای اسرائیل به چنین اقداماتی مبادرت میکند را هم همان کارشناسانِ شبکههای تلویزیونی میسازند که هیچگاه نگفتند که چرا ایران چند ماه پس از انقلاب باید مورد وحشیانهترین تجاوز از سوی دهها کشور عربی و غربی و شرقی قرار میگرفت؟ پاسخ نمیدهند که آن جماعت انقلابی عمدتا فقیر و روستایی چه هیزم تری به عربستان و فرانسه و مصر و آلمان و شوروی و آمریکا و دیگران فروخته بود که باید با بمبها و موشکها و گلوله های ساخت آنها کباب میشدند؟
آنها پاسخ نمیدهند که در سال پنجاه و نه که هنوز حکومت جدیدِ انقلابی سر و شکل درست و حسابی هم نگرفته و اصلا بحث غنی سازی هستهای و قدرت موشکی ایران هم در میان نیست چرا صدام را تحریک به حمله به ایران کرده و تمام قد در خدمت این جانی بزرگ قرن بیستم قرارمیگیرند؟ آنها پاسخ نمیدهند در دهه شصت که مسئله هسته ای ایران مطرح نبود چرا تحریمهای همه جانبه علیه ایران اعمال کرده و انواع سلاحهای کشتار جمعی و شیمیایی را در اختیار صدام قرار داده و هواپیمای مسافربری ایران را نشانه میگیرند؟
واقعیت این است که مردم ایران به درست یا غلط انقلابی انجام داده بودند که با منافع غربیها و آمریکاییها و برخی همسایگان در یک راستا نبود و علت همه تحریم ها و فشار طی چهل و پنج سال گذشته همین بوده است و باقی لفاظی و شعاری بیش نیست.
واقعیت این است که ایران در همان چندسال ابتدایی پس از انقلاب متوجه شد که برای بقا در این جنگلِ وحشی، چارهای جز قدرتمند شدن و ساخت سلاح و موشک ندارد.
🆔@world_order