🔻آمریکا احتمالا با محاسبه اینکه همزمان با تشییع رهبر شهید، ایران پاسخ متقابلی نمیدهد یا پاسخ ضعیفی خواهد داد، حملات شدید و سنگینی را در بندرعباس و سواحل جنوبی کشور راهاندازی کرده است. ساعتی پیش از این نیز وزارت خزانهداری امریکا معافیت تحریمی پس از امضای تفاهمنامه را لغو کرد.
تفاهمنامه خیلی زودتر از پیشبینیها، به سمت فروپاشی کامل میرود.
اگر پاسخ ایران در چارچوب محاسبات پس از آتشبس طراحی شود، تنظیمات تنگه هرمز شاید دیگر تمام ایرانی نباشد!
✍مصطفی نجفی
🆔@world_order
https://x.com/msariolghalam/status/2074704549504315461?s=46
در روایت امثال سریع القلم، چین اول ثروتمند شد و بعد مستقل، هویتمند و قدرتمند. تاریخ اما اینقدر خطی، ساده و اتاقبازرگانیپسند نیست. مسئله این نیست که اقتصاد مهم نیست. مسئله این است که اقتصاد را به یک کلید جادویی تبدیل کنیم و بعد با همان کلید، تاریخ جنگ سرد، دولت توسعهگرا، حزب کمونیست، سلاح هستهای، ژئوپلیتیک آمریکا و شوروی، نیروی کار ارزان، سرکوب دستمزد، سیاست صنعتی، کنترل مالی و انضباط حزبی را از صحنه حذف کنیم.
نخستین خطای این تحلیل، عددی است. چین در «بیست سال» از درآمد سرانه ۲۰۰ دلار به بالای ۱۰ هزار دلار نرسید. روایت دقیقتر این است که چین از اواخر دهه ۱۹۷۰ مسیر اصلاح و گشایش را آغاز کرد؛ بانک جهانی میگوید درآمد سرانه چین از حدود ۳۰۰ دلار در ۱۹۷۸ به ۷۳۰۰ دلار در ۲۰۱۷ رسید، یعنی طی حدود چهار دهه، نه دو دهه. تازه دادههای بانک جهانی نشان میدهد درآمد سرانه جاری چین در ۲۰۲۵ حدود ۱۳۸۶۲ دلار بوده است. بنابراین همان گزاره آغازین، که ستون استدلال است، با واقعیت زمانی و آماری نمیخواند.
دومین خطا، تفسیر غلط از اصلاحات چین است. چین «تولید و خدمات را به بخش خصوصی واگذار نکرد» به آن معنایی که در ادبیات لیبرال ایرانی تبلیغ میشود. چین نه روسیه یلتسین شد، نه شیلی پینوشه، نه نسخه بانک جهانی را بیکموکاست اجرا کرد. مدل چین، سرمایهداری دولتی با بازار کنترلشده بود: اجازه به مالکیت خصوصی، جذب سرمایه خارجی، مناطق ویژه اقتصادی، رقابت صادراتی و ورود تدریجی به بازار جهانی، اما همزمان حفظ بانکها، زمین، اعتبارات، شرکتهای راهبردی، زیرساخت، حزب و سیاست صنعتی در دست دولت. حتی امروز هم بخش خصوصی چین بسیار مهم است، اما درون معماری قدرت حزب-دولت عمل میکند؛ از سوی دیگر، اصلاح شرکتهای دولتی از ۱۹۷۸ به بعد نه حذف دولت، بلکه بازآرایی رابطه دولت، بنگاه و بازار بود.
سومین خطا این است که «پذیرش رقابت جهانی» در چین را با «تسلیم به جهانیسازی» یکی میگیرد. چین به سازمان تجارت جهانی پیوست، اما در ۲۰۰۱ و پس از پانزده سال مذاکره سخت، نه با رها کردن دولت و نه با کنار گذاشتن سیاست صنعتی. پیوستن چین به WTO بخشی از یک استراتژی بود: استفاده از بازار جهانی برای انباشت سرمایه، فناوری، اشتغال و صادرات، در حالی که حاکمیت سیاسی، کنترل مالی و نقش حزب حفظ میشد. این یعنی چین جهانی شد، اما بیدولت نشد؛ وارد بازار شد، اما دولت را منحل نکرد؛ رقابت را پذیرفت، اما رقابت را درون راهبرد ملی مهندسی کرد.
چهارمین خطا، وارونهخوانی مسئله استقلال سیاسی است. چینِ فقیرِ مائو هم از نظر ژئوپلیتیک یک بازیگر مستقل بود. چین پیش از ثروتمند شدن، در ۱۹۶۴ نخستین آزمایش هستهای خود را انجام داد. یعنی توان بازدارندگی هستهای چین محصول درآمد سرانه دههزار دلاری نبود؛ محصول دولت انقلابی، بسیج امنیتی، تهدیدات جنگ سرد و تصمیم سیاسی برای بقا بود. چین در ۱۹۷۱ کرسی خود را در سازمان ملل بازیافت و عضو دائم شورای امنیت شد، باز هم پیش از جهش بزرگ درآمدی. نزدیکی آمریکا و چین نیز در بستر شکاف چین و شوروی و محاسبات جنگ سرد رخ داد، نه به این دلیل که چین ثروتمند شده بود.
از همینجا میتوان دید که جمله «چون اقتصاد اصل است، چین امروز استقلال سیاسی و هویت ملی بیشتری دارد» بیشتر شعار است تا تحلیل. استقلال سیاسی چین فقط از کارخانه و صادرات بیرون نیامد. از انقلاب، جنگ داخلی، جنگ کره، شکاف با شوروی، پروژه اتمی، کرسی شورای امنیت، تمرکز حزبی، سرکوب داخلی، ایدئولوژی ملی، سیاست آموزشی، ارتش، دیپلماسی و سپس رشد اقتصادی بیرون آمد. اقتصاد در این میان نقش عظیم داشت، اما علت یگانه نبود. در علوم اجتماعی، وقتی یک پدیده چندعلتی را به یک علت تقلیل میدهیم، تحلیل را ساده نکردهایم؛ آن را مخدوش کردهایم.
از این حیث، سخن مشاور رئیسجمهور سابق، در سطح مضمون، تفاوت چندانی با همان روایت سادهسازانهای ندارد که در مصاحبه ها و پادکستهای آقازادههای تجدیدنظرطلب ، تکرار میشود: این روایت جذاب است، چون ساده است. اما خطرناک است، چون تاریخ را تخت میکند. چین نه با «بازار آزاد» بزرگ شد، نه با «اقتصاد بسته مائویی» میتوانست ادامه دهد. چین با ترکیبی از گشایش کنترلشده، دولت قدرتمند، سیاست صنعتی، سرمایه خارجی، صادرات، انضباط حزبی، نیروی کار عظیم، سرکوب سیاسی، موقعیت ژئوپلیتیک و فرصتهای ساختاری نظام جهانی رشد کرد.
چین دقیقاً چیز دیگری را نشان میدهد: بازار وقتی برای قدرت ملی کار میکند که درون یک دولت دارای ظرفیت، راهبرد، نظم بوروکراتیک، سیاست صنعتی و فهم ژئوپلیتیک قرار گیرد. بدون دولت، بازار کشور نمیسازد؛ فقط رانت، واردات، مصرف و وابستگی تولید میکند.
✍حسین قتیب
🆔@world_order
هدایت شده از چکنویس ساخت ایران
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید یکی از معدود مواردی که تلاش استاد را برای افزودن یک قطعه به ساختار دیوانی کشور دیدم، همین #دیوان_قضا_اسلامی بود. اصل ایدهی ایشان این بود که آنچه میتواند ملتهای مستضعف را در برابر فناوری غرب و #تحریم_اقتصادی مقاوم کند، یک #دستگاه_قضاء_اسلامی است؛ در این برنامهی تلویزیونی نیز مطرح شد که حکم و امر الهی در مقابل دست نامرئی بازار مکارهی غرب، قدرت مقاومت دارد. یعنی قدرت مقاومت ما در مقابل غرب، نامتقارن و هم اکنون موجود است! که در این صوت نیز از دقیقهی ۱:۲۵ به این طرح اشاره میشود.
اولین بار که ایشان متنی یکصفحهای برای مقام معظم رهبری نوشتند، جلسهای تشکیل دادند تا با همراهی برخی از اهل دقت، آن را چکشکاری کنند. یکی از حاضران در آن جلسه، متن را بسیار سرد نقد کرد و مدتی پس از آن، ندیدم استاد از آن موضوع سخنی بگویند. اما پس از چندی، دوباره پیگیری را از سر گرفتند و بعد از ورود به خبرگان در سال ۹۴ و شاید پس از شهادت حاج قاسم، دیدم که نهایتاً نامهای به مقام معظم رهبری نوشتند و طرح را به ایشان عرضه دادند. آقای شهید نیز نامه را به رئیس وقت قوه ارجاع دادند، اما تا جایی که من میدانم، آن طرح در بروکراسی اداری قوه مستهلک شد.
من سالها شاهد بودم که ایشان هر از گاهی برای این ایده با کسانی جلسه میگذارند و همیشه به این ایده برای تکمیل قطعات پازل جبهه مقاومت عنایت خاصی دارند. ایده های جسورانه دیرفهم هستند اما از آن دشوارتر، #پیگیریِ آن در دیوانسالاریِ بیاعتمادبهنفسِ ماست که گوشی برای شنیدن ایدههای بومی ندارد!
🆔 @social_theory
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از نکته ای که درباره طرح استاد میرباقری درباره #دیوان_بین_المللی_قضاء_اسلامی گذاشتم حالا این ویدئو آقای شهید را ببینید تا یک نکته ای بگویم.
چند سالی است که از سر تجربه واقعیت، این نکته را یافته ام که جنبش عدالتخواهی ما اشتباها بر روی #شفافیت و #مطالبه_گری متمرکز شده است. نمی خواهم بگویم این دو بد هستند، اما این دو فناوری اجتماعی، نتوانسته اند تحول ایجاد کنند، اما اضطراب و قفل زیاد ایجاد کرده اند!
درباره این نکته حرف زیاد دارم. اما مخلص کلام همین است که آقای شهید ما، که هم حق پرست بود و هم عدالتخواه، ساختار کشور ما را محتاج به آن می داند: «پیگیری»!
در این سالها تجربه مشارکت در طراحی چند ایده کلان برای اصلاحات و تحول خواهی را داشته ام و به چشم دیده ام که اگر با دید پیگیری ایده هایمان را دنبال کنیم، کشور ما ظرفیت های قانونی به حال خود رها شده برای تحقق ایده های تحول خواهانه و خیرخواهانه زاید دارد، پیگیری روحیه کسانی را می خواهد که اسلحه نقد را از بیخ گوش مسئولین بردارد و به سلاح پیگیری مسلح شود که سلاحی جذاب با پرزتیژ روشنفکرانه نیست!
من طلبه هستم، اما استعدادی در حکم و قضا ندارم و از این جهت هیچ وقت نتوانستم به استادم در پیگیری این ایده کمک کنم. گفتم اینجا بنویسم، شاید گروه هایی پیدا شوند و با ایشان جلسه بگذارند و ایده ایشان را آنقدر پیگیری کنند تا به نتیجه برسد.
⚠️پی نوشت: به نظرم نمایندگان مجلس باید از قانون گذاری اضافی و تریبون داری انتقادی، به این نقش تغییر وضعیت بدهند. دیدم که می گویم...
🆔 @social_theory
چگونه آمریکا در ۱۵ روز، نفت، هرمز و تحریمها را به نفع خود بازآرایی کرد؟
✍️ عبداله باباخانی
توافق موقت میان ایران و آمریکا در عمل دو هدف اصلی را برای واشنگتن محقق کرد؛ نخست حذف بخش مهمی از پرمیوم ژئوپلیتیکی بازار نفت که در اوج تنشهای هرمز حدود ۲۰ دلار به ازای هر بشکه برنت برآورد میشد و دوم، آزادسازی حجم بزرگی از نفت و فرآوردههای انباشتهشده در خلیج فارس از طریق بازگشایی مسیرهای تردد و فعال شدن کریدور پیشنهادی عمان.
در هفتههای پس از توافق، حدود ۱۳۵ میلیون بشکه نفت و فرآورده که به دلیل محدودیتهای تردد و نااطمینانی بازار در منطقه متوقف شده بود، وارد جریان تجارت شد و بخشی از نگرانی بازار جهانی نسبت به عرضه از میان رفت. اگرچه ایران نیز در این دوره فرصت یافت بخشی از نفت ذخیرهشده خود را روانه بازار کند، اما احتیاط خریداران و تردید نسبت به پایداری توافق مانع از آن شد که این فرصت به یک جهش پایدار صادراتی تبدیل شود.
در سوی دیگر، عمان تلاش کرد از فضای ایجادشده برای تثبیت مسیر دریایی پیشنهادی خود در شرق تنگه هرمز بهره ببرد. مسیری که پیش از این محل اختلاف دیدگاه میان تهران و مسقط بود، اکنون از سوی عمان در مراجع بینالمللی پیگیری و ثبت شده است. هرچند این مسیر، همانند مسیر پیشنهادی ایران، هنوز تمامی مراحل حقوقی و بینالمللی را طی نکرده، اما در عمل به بخشی از واقعیت عملیاتی صنعت کشتیرانی منطقه تبدیل شده است. موضوعی که میتواند در آینده بر معادلات راهبری و مدیریت تردد دریایی در هرمز تأثیرگذار باشد.
واکنش ایران به این تحولات دور از انتظار نبود، اما همین واکنش بهانه لازم را در اختیار واشنگتن قرار داد تا مجوزهای موقت مرتبط با تولید، فروش و حمل نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران را لغو کند. نتیجه این اقدام تنها محدود شدن صادرات نیست؛ بلکه دسترسی ایران به تجهیزات، فناوری و خدمات موردنیاز برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده بخش انرژی را نیز دشوارتر میکند.
در شرایط جدید، ایران با دو چالش همزمان روبهرو است؛ از یک سو محدودیت دوباره در فروش نفت و دریافت درآمدهای صادراتی و از سوی دیگر پیچیدهتر شدن مسیر تأمین تجهیزات و فناوری برای بازسازی صنعت انرژی. این در حالی است که بخش مهمی از حدود ۶۰ میلیون بشکه نفتی که در این دوره از سوی ایران به بازار عرضه شد، هنوز به فروش قطعی نرسیده یا وضعیت تسویه مالی آن با ابهام مواجه است. همچنین درآمدهای حاصل از فروشهای انجامشده در دوره کوتاه تنفس تحریمی نیز ممکن است با محدودیتهای حقوقی و مالی جدید روبهرو شوند؛ موضوعی که ریسک دسترسی ایران به منابع مالی را افزایش میدهد.
در مجموع، اگرچه توافق کوتاهمدت توانست بخشی از نفت محبوس در منطقه را آزاد کند و التهاب بازار جهانی را کاهش دهد، اما در پایان این دوره، آمریکا به بخش مهمی از اهداف خود دست یافت؛ کاهش پرمیوم ژئوپلیتیکی نفت، آزادسازی عرضه منطقه، تثبیت کریدور عمان و بازگرداندن اهرم فشار تحریمی.
اکنون به نظر میرسد واشنگتن بخشی از اهداف خود تا پیش از نوامبر را زودتر از موعد اجرایی کرده است. پرسش اصلی این است که واکنش ایران چه خواهد بود؟ تشدید محدودیتها در تنگه هرمز یا پذیرش واقعیت جدید هرمز سهکریدوری؛ شامل کریدور ایران، کریدور بینالمللی و کریدور عمان.
پاسخ به این پرسش میتواند مسیر بازار نفت و امنیت انرژی منطقه را در ماههای آینده تعیین کند.
🆔@world_order
اینکه این چنین جمعیتی در عراق به استقبال پیکر رهبر شهید ایران میآید برای این است که عراقیها بیشتر از هر کسی درد و رنج استعمار را چشیدهاند. آنها به مدت بیست سال اشغال کشور خود توسط آمریکا و کشته شدن صدها هزار هموطن خود توسط امپریالیستها را مشاهده کردهاند. آنها ویرانی جنگ و نابودی زیرساختهای خود و نبود برق و امکانات اولیه در گرمای عراق را چشیدهاند. آنها بیشتر از هرکسی معنی دموکراسی آمریکایی و حقوق بشر آمریکایی و آزادی آمریکایی را میدانند.
آنها که امروز اینگونه ستایشگرانه و پرشور پشت سر پیکر رهبر شهید ایران حرکت میکنند، بسیار بیشتر از ما معنا و مفهوم مقاومت در برابر استعمارگران را میدانند و برای مردانی که جان خود را فدا کردند اما حاضر به پنهان شدن در زیرزمینها و چاهها نشده و کشور خود را تقدیم دشمنان نکردند، احترام قائلند.
درد و رنج حاصل از جنگ و اشغال بیگانه را نه ما ایرانیها (چرا که ما خامنهای و سلیمانی و حاجیزاده و... داشتیم که با فدا کردن جان خود تا امروز اجازه چنین تجربه تلخ و تحقیرآمیزی را به ما ندادند) بلکه عراقیها و افغانستانیها میدانند.
#خرمگس
🆔@world_order
پیکر آیتالله خامنهای اگر امروز در هر کدام از کشورهای جنوب جهانی تشییع شود، مورد استقبال و احترام فراوان قرار میگیرد، چرا که هر ملت آزاده و استقلالطلبی از اینکه مدیریت ارتش و منابع کشورش با بیگانگان باشد و خاک کشورش پایگاه نظامی استعمارگران باشد و یا سرباز بیگانه با لباس نظامی و با تبختر و تکبر در کوچه خیابانهای کشورشان قدم بزند، احساس تحقیر و نارضایتی میکند.
#خرمگس
🆔@world_order
وظیفه ما شهروندان در این شرایط حمایت بیچون و چرا و کامل از تصمیمات سیاستمداران و فرماندهان عالی کشور است، چرا که ما نه از داشتههای خود و دشمن اطلاعات کافی داریم و نه خیلی از مسائل را میدانیم.
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پیرکودکِ نازپرورده سابق تلویزیون، که هر شب شوی متلک به مملکت را انداخته و با دعوت از برخی لمپن-سلبریتیها مشغول بازی با روح و روان جامعه است، به خوبی به هدف خوپ آگاه است و آن تلقین حس حقارت و بدبختی به مخاطب خود تا بالاترین حد ممکن است.
- حرف این سلیریتی کاملا درست است و ما با امثال نیمار و مسی و سایر ستارگان ورزشی جهان هم سرنوشت نیستیم اما این مسئله فقط در مقایسه با کشورهای دیگه نیست، بلکه این ناهمسرنوشتی در سطوح و طبقات مختلف جامعه هم وجود دارد.
مثلا چرا باید شهروند این مملکت که درگیر جنگ و تورم و هزار مشکل دیگر است، پول و وقت خود را صرف تماشای لودگی این افراد کند؟ مگر ما چه همسرنوشتی با ابن جماعت داریم که حتی برای زاییدن هم کشور دیگری را انتخاب میکنند؟ چه کسی گفته است که آن کارگر و دانشجو و معلم و کشاور با این جماعت که عدم استفاده از کالای ایرانی را افتخار خود میدانند و به مردم فقط به چشم عابربانک و مصرفکننده کالاهای فرهنگی مبتذل خود، نگاه میکنند، همسرنوشت است؟
#خرمگس
🆔@world_order
🔴ایران باید خلع سلاح شود؛ تنها مسئله این است که چطور؟ / The Dispatch
🔴توافق شکننده
🔴جنگ با ایران پس از هزینههای سنگین انسانی و نظامی، با توافقی موقت متوقف شد؛ اما این توافق هنوز فاصله زیادی با خلع سلاح واقعی جمهوری اسلامی دارد. تجربه حملات نیروهای مورد حمایت ایران، از افغانستان و عراق تا حمله پهپادی به نیروهای آمریکایی در اردن، نشان داده است که سیاست منطقهای تهران همچنان بر شبکهای از نیروهای نیابتی و ابزارهای نظامی استوار است.
🔴توافقی که تنها به توقف درگیریها بسنده کند و مسئله برنامه هستهای، منابع مالی نیروهای نیابتی و سازوکارهای نظارتی را به آینده موکول کند، نمیتواند تضمینی برای جلوگیری از بحران بعدی باشد. صلح زمانی معنا پیدا میکند که بتواند مسیر دستیابی ایران به سلاح هستهای را بهطور قابل راستیآزمایی مسدود کند، نه اینکه صرفاً دورهای کوتاه از آرامش ایجاد کند.
🔴چهار شرط حیاتی
🔴یک توافق معتبر باید چهار شرط اساسی را برآورده کند. نخست، ایران نباید سلاح هستهای یا مسیر سریع دستیابی به آن را در اختیار داشته باشد؛ بنابراین توقف موقت غنیسازی کافی نیست و باید پایان آن همراه با نظارت مستمر تضمین شود. دوم، تهران باید پیش از دریافت امتیازات اقتصادی، درباره مواد هستهای، فعالیتهای گذشته و سایتهای مورد مناقشه اعلام شفاف ارائه کند و بازرسان بینالمللی امکان دسترسی کامل داشته باشند.
🔴سوم، مواد هستهای و زیرساختهای حساس باید تحت کنترل خارجی قرار گیرد؛ از جمله خروج اورانیوم غنیشده، محدود شدن سانتریفیوژهای پیشرفته و دسترسی کوتاهمدت بازرسان به مراکز اعلامنشده. چهارم، هرگونه کاهش تحریمها باید قابل ردیابی، مرحلهای و برگشتپذیر باشد تا منابع مالی آزادشده دوباره به تقویت نیروهای نیابتی مانند حزبالله، حوثیها و گروههای مسلح عراقی اختصاص پیدا نکند. توافقی که بدون این کنترلها منابع مالی در اختیار تهران قرار دهد، به جای تضمین امنیت، امکان بازسازی ظرفیتهای تهدیدآمیز را افزایش میدهد.
🔴مسیر دشوار آینده
🔴مسئله تنها برنامه هستهای نیست؛ شبکه موشکی و نیروهای نیابتی ایران نیز بخشی از معادله امنیتی باقی ماندهاند. در چنین شرایطی، خلع سلاح یک نظام سیاسی که برنامه هستهای را با ساختار قدرت خود پیوند زده، چالشی بزرگ است. گزینههای مطرح شامل فشار نظامی، فشار اقتصادی طولانیمدت یا فراهم کردن مسیری برای خروج رهبران از قدرت در برابر خلع سلاح کامل است.
🔴هر یک از این مسیرها هزینههای جدی دارد، اما توافقی که تنها وعدههای سیاسی ارائه کند و سازوکار اجرایی نداشته باشد، نمیتواند مانع تکرار بحران شود. توقف جنگ به خودی خود ارزشمند است، اما آرامشی که در ازای پول، زمان و فضای بازسازی توانمندیهای ایران به دست آید، ممکن است تنها مقدمهای برای درگیری بعدی باشد. معیار نهایی هر توافق، نه توقف موقت نبرد، بلکه تضمین قابل سنجش پایان مسیر دستیابی به سلاح هستهای و قطع منابع تهدید منطقهای خواهد بود.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴ایران و خلق مفهوم فرسایش دموکراتیک؛ وقتی پهپادهای ارزان، ارتشهای قدرتمند را زمینگیر میکنند / Small Wars Journal
🔴شکست نبردهای بزرگ
🔴قدرت نظامی در جهان مدرن سالها بر اساس تعداد جنگندهها، ناوها، تانکها، نیروهای نظامی و توان فناوری سنجیده شده است؛ اما تجربه جنگهای اخیر نشان داده است که پیروزی در میدان نبرد الزاماً به معنای پیروزی در جنگ نیست. از ویتنام و افغانستان تا جنوب لبنان و دریای سرخ، بازیگران ضعیفتر توانستهاند با نپذیرفتن قواعد نبرد متعارف، قدرتهای نظامی برتر را فرسوده و از دستیابی آنها به نتیجه نهایی جلوگیری کنند. جنگ ۲۰۲۶ میان ایران، اسرائیل و آمریکا نمونهای برجسته از این تناقض است.
🔴حملات گسترده آمریکا و اسرائیل بخشهایی از توان متعارف ایران، از جمله پدافند هوایی، نیروی دریایی و ساختار فرماندهی را هدف قرار داد و سامانههای هوش مصنوعی امکان شناسایی و اولویتبندی اهداف را در مقیاسی بیسابقه فراهم کردند؛ با این حال، اعلام یک پیروزی قاطع همچنان دستنیافتنی باقی ماند.
🔴منطق جنگ فرسایشی
🔴راهبرد بازیگران ضعیفتر بر یک اصل استوار است: آنها برای پیروزی نیاز ندارند در هر نبردی پیروز شوند، بلکه کافی است از شکست نهایی جلوگیری کنند. در این منطق، زمان به یک سلاح تبدیل میشود و هزینههای سیاسی، اقتصادی و روانی جنگ به تدریج توان ادامه درگیری را در طرف قدرتمند کاهش میدهد. ایران در جریان جنگ اخیر با ترکیب حملات محدود موشکی و پهپادی، فشار اقتصادی و اختلال در مسیرهای انرژی، تلاش کرد هزینههای درگیری را فراتر از میدان نبرد منتقل کند.
🔴حملات به کشتیهای تجاری در خلیج فارس و تأثیر آن بر بازار انرژی و حملونقل جهانی نشان داد که جنگهای جدید تنها در جغرافیای نظامی رخ نمیدهند، بلکه در اقتصاد جهانی نیز ادامه پیدا میکنند. منطق مشابهی در کارزار حوثیها در دریای سرخ دیده شد؛ جایی که بازیگری بدون نیروی دریایی بزرگ توانست با ابزارهای کمهزینه، هزینههای سنگینی را به قدرتهای نظامی وارد کند.
🔴دموکراتیزه شدن فرسایش
🔴ظهور پهپادهای ارزانقیمت، هوش مصنوعی و ابزارهای تجاری نظامی، انحصار قدرت را از ارتشهای بزرگ دور کرده است. پهپادهایی با هزینه دهها هزار دلار میتوانند سامانههای دفاعی چند میلیون دلاری را وادار به واکنش کنند و معادله اقتصادی جنگ را تغییر دهند. حزبالله با پهپادهای ارزان و تولیدشده محلی، حماس با کاهش وابستگی به فناوریهای پیچیده و استفاده از روشهای سادهتر، و ایران با بهکارگیری شناورهای پراکنده و تاکتیکهای نامتقارن، نشان دادهاند که فناوری برتر همیشه به برتری راهبردی منجر نمیشود.
🔴جنگجوی قرن بیستویکم ممکن است در هوش مصنوعی و ابزارهای تجاری همان نقشی را پیدا کند که تفنگ کلاشینکف برای شورشیان قرن بیستم داشت: کاهش موانع دستیابی به توان جنگی مؤثر. تا زمانی که راهبردهای نظامی متعارف بر نابودی سریع دشمن و نبرد تعیینکننده متمرکز بمانند، منطق جنگهای فرسایشی همچنان قدرتهای بزرگ را با یک پرسش اساسی روبهرو خواهد کرد: چگونه میتوان در نبردهای پیروز، اما در جنگهای طولانی شکستنخورده باقی ماند؟
🆔@world_order