معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴جنگ ایران اتحاد قدیمی آمریکا و عربستان را لرزاند / نیویورک تایمز 🔴ائتلاف در آزمون 🔴جنگ ایران، ر
اینکه نُرمها و قواعد نظم آمریکایی پیشین بههم ریخته و قواعد جدیدی در حال شکلگیری است، نشان از تحول و تغییر نظم است، چه بسا افول آمریکا؛ اما آمریکا در تلاش است تا بر مخروبههای نظم پیشین، نظم جدید خود را محقق کند.
شنیدم آمریکا در حوزهی قدرت، یک مادهای معدنی مربوط به تراشهها را انحصاراً (به لحاظ معدن و تولید) در اختیار دارد و حتی در این زمینه چین وابسته به آن هست.
#وابستگی #قدرت #سیالیت
توکل بر خدا.
چهار سناریو بر سر هرمز پیشروی ایران و منطقه
✍️ عبداله باباخانی
از ابتدای مطرح شدن موضوع تنگه هرمز، بارها تأکید کردهام که نباید هرمز را صرفاً از زاویه درآمدهای مستقیم اقتصادی ارزیابی کرد؛ زیرا اهمیت راهبردی، امنیتی و ژئوپلیتیکی آن برای ایران بهمراتب فراتر از درآمدهای سالانه حاصل از عبور و مرور دریایی است. در طول دههها و حتی سدههای گذشته نیز نگاه غالب به هرمز عمدتاً بر پایه ملاحظات امنیت ملی و ثبات منطقهای بوده است.
از این منظر، قابل پیشبینی بود که اگر مسیرهای عبوری جدیدی خارج از چارچوب سنتی کریدور بینالمللی تعریف شوند، سایر کشورهای ساحلی و ذینفع نیز به دنبال ایجاد یا تقویت مسیرهای جایگزین در محدوده آبهای خود باشند. آنچه امروز مشاهده میشود، نتیجه همین روند است.
در شرایط کنونی، به نظر میرسد الگوی تردد در تنگه هرمز بر سه مسیر اصلی استوار شده است: کریدور شمالی در محدوده آبهای ایران، کریدور بینالمللی در بخش مشترک میان ایران و عمان و کریدور جنوبی در محدوده آبهای عمان.
از منظر منافع ملی ایران، چند سناریوی قابل تصور وجود دارد:
سناریوی نخست: بازگشت ایران و عمان به چارچوب پیشین مدیریت تردد دریایی و احیای سازوکارهای عبور و مرور قبل از جنگ ۳۹ روزه، با تکیه بر همکاریهای دوجانبه و بدون تغییر در ساختار سنتی کریدور بینالمللی.
سناریوی دوم: تداوم وضعیت فعلی و ادامه دورهای از تنشهای محدود و قابل مدیریت تا زمان مشخص شدن نتایج تحولات سیاسی در آمریکا. در این سناریو، احتمال تشدید فشارهای اقتصادی و محدودیتهای مرتبط با تجارت انرژی ایران همچنان وجود خواهد داشت.
سناریوی سوم: افزایش سطح تنشها و اعمال محدودیتهای گستردهتر بر تردد دریایی در هرمز که میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای همه طرفهای درگیر به همراه داشته باشد. ( مشابه چند هفته قبل تفاهم نامه)
سناریوی چهارم: بازگشت به رویارویی نظامی گستردهتر در منطقه؛ سناریویی که هزینههای آن برای تمامی بازیگران بسیار بالا خواهد بود و به همین دلیل معمولاً کممطلوبترین گزینه محسوب میشود.
جواب گزینه درست مشخص است اما انتخاب گزینه درست نامشخص
🆔@world_order
انتقام در سیاست، برخلاف معنای متعارف آن در روابط فردی، نه یک واکنش احساسی و نه تلاشی برای ارضای انگیزههای شخصی، بلکه ابزاری برای مدیریت موازنه و بازآرایی محیط راهبردی است. در واقع در عرصه سیاست، کنشها نه بر اساس نیت کنشگر، بلکه بر مبنای پیامدهایی که بر رفتار و محاسبات بازیگران بر جا میگذارند ارزیابی میشوند. ازاین منظر ارزش هر اقدام تلافیجویانه نه در میزان خسارت واردشده یا اهمیت هدف، بلکه در توانایی آن برای تغییر ادراکات، اصلاح محاسبات و جهتدهی به رفتار طرف مقابل وابسته است. در این چارچوب، انتقام زمانی ماهیتی راهبردی مییابد که از منطق واکنش به یک رخداد یا صرف مجازات فاصله گرفته و به ابزاری برای مهندسی محیط امنیتی و بازتعریف قواعد تعامل میان بازیگران تبدیل شود. چنین اقدامی در پی آن نیست که صرفا هزینهای تحمیل کند، بلکه میکوشد با ایجاد بازدارندگی، افزایش عدمقطعیت، تغییر برداشت رقیب از نسبت هزینه و فایده و واداشتن او به بازنگری در محاسبات، معادلات را به نفع کنشگر دگرگون سازد. از این منظر، موفقیت انتقام نه با شدت تخریب، بلکه با میزان تاثیر آن بر تغییر رفتار و محدود کردن گزینههای راهبردی طرف مقابل سنجیده میشود؛ زیرا در سیاست، هدف نهایی، نه تلافی یا جبران گذشته بلکه تغییر آینده است.
#کاتخون
🆔@world_order
هدایت شده از اسلامیک پولتیک
🔻شهید بهشتی:
در نهضت اسلام برای درگیری حساب و کتاب هست! به صرف اینکه: «ما ایمان کامل داریم، یک گروه مومن باایمان هستیم، انضباط و تشکیلات هم داریم، بنابراین به میدان میرویم»، کافی نیست.
📚سهگونه اسلام، ص ۸۶
🇮🇷@islamic_politics
کتاب «دولتها چگونه فکر میکنند: عقلانیت در سیاست خارجی» (به انگلیسی: How States Think) اثر جان میرشایمر و سباستین روزاتو، دقیقاً همان مدل تحلیلی کتاب ولی نصر را در سطحی کلانتر و نظریتر تایید میکند. ادعای مرکزی میرشایمر در این کتاب این است که «بیشتر دولتها، بیشتر اوقات در سیاست خارجی خود کاملاً عقلانی رفتار میکنند» و برچسب «غیرعقلانی» یا «ایدئولوژیک دیوانه» که رسانههای غربی به کشورهایی مثل ایران یا روسیه میزنند، آدرس غلط و ناشی از نفهمیدن منطق ژئوپولیتیک است. [1, 2, 3, 4]
فرمول و مدل میرشایمر برای اثبات عقلانی بودن استراتژی کلان کشورها (از جمله مدل محور مقاومت ایران) بر سه اصل استوار است که در ادامه به تفکیک کتاب تشریح میشود: [5, 6]
۱. تعریف عقلانیت: بقا به عنوان هدف مطلق (Goal Rationality)
میرشایمر در فصل مربوط به «عقلانیت هدف» استدلال میکند که در دنیای آنارشیک، تنها یک قانون تغییرناپذیر وجود دارد: تلاش برای بقای دولت. [5, 6]
انطباق با مدل ایران: از نظر میرشایمر، هدف نهایی جمهوری اسلامی نه صدور ایدئولوژی برای خودِ ایدئولوژی، بلکه حفظ بقای نظام و حاکمیت ملی ایران در محاصره تهدیدات است. بنابراین، وقتی هدف «بقا» باشد، هر ابزاری که به این بقا کمک کند کاملاً عقلانی است. [1, 5]
۲. استراتژی بر اساس نظریههای معتبر (Strategic Rationality)
کتاب توضیح میدهد که رهبران عقلانی بر اساس نقشههای ذهنی و «نظریههای معتبر روابط بینالملل» تصمیم میگیرند، نه بر اساس توهمات یا جنون مذهبی. [4, 7]
انطباق با مدل ایران (محور مقاومت): دکترین «محور مقاومت» ایران دقیقاً بر پایه نظریه «دفاع پیشگیرانه» و «موازنه قوا» چیده شده است. ایران میداند که توانمندی تسلیحات متعارفش (مثل نیروی هوایی) از آمریکا و اسرائیل ضعیفتر است. در نتیجه، طبق منطق رئالیسم تهاجمی/تدافعی، ساختن زنجیرهای از متحدان منطقهای (حزبالله، انصارالله، حشدالشعبی) عقلانیترین راه برای انتقال خط مقدم به خارج از مرزها و ایجاد «بازدارندگی کمهزینه» است. میرشایمر این نوع محاسبات را نمونه بارز تفکر استراتژیک عقلانی میداند. [7]
۳. تصمیمگیری مشورتی و بوروکراتیک (Deliberation)
یکی دیگر از شاخصهای عقلانیت از نظر میرشایمر این است که تصمیمات بزرگ یک کشور حاصل تصمیمگیریهای فردی، ناگهانی یا احساسی یک نفر نیست، بلکه در ساختارهای مشورتی و پس از بحثهای طولانی بین نهادهای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک شکل میگیرد. [4, 8]
انطباق با مدل ایران: سیاستهای منطقهای ایران و توسعه محور مقاومت، تصمیماتی هیجانی نیستند، بلکه خروجی نهادهای بالادستی و مشورتی (مانند شورای عالی امنیت ملی) در طول چند دهه بودهاند که روند تحولات منطقه را رصد و تحلیل کردهاند. [7]
نقد میرشایمر به حماقت آمریکا در قبال ایران
میرشایمر در مقالات و تحلیلهای تکمیلی خود (از جمله در یادداشتهای پیوست کتابش) صراحتاً اقدامات دشمنان ایران را غیرعقلانی میخواند، نه رفتار ایران را. برای مثال: [9]
او تصمیم ترامپ برای ترور شهید سلیمانی یا تهدید به حمله نظامی به ایران را کاملاً غیرعقلانی (Irrational) ارزیابی میکند؛ چون بر اساس یک «نظریه پیروزی ناقص» شکل گرفته بود که فکر میکرد با این کار ایران تسلیم میشود، در حالی که نتیجه معکوس داد و بازدارندگی ایران را محکمتر کرد. [9]
میرشایمر تلاش ایران برای دستیابی به توانمندی یا آستانه هستهای را هم در همین کتاب و نظریات دیگرش کاملاً عقلانی میداند؛ زیرا کشوری که توسط قدرتهای هستهای (آمریکا و اسرائیل) تهدید به تغییر رژیم میشود، طبق منطق بقا، چارهای جز افزایش سطح بازدارندگی خود ندارد.
خلاصه کلام از زبان میرشایمر
اگر بخواهیم مدل کتاب «دولتها چگونه فکر میکنند» را روی ایران پیاده کنیم، پاسخ این است: سیاست خارجی و منطقهای ایران (محور مقاومت) نه حاصل افراطگرایی، بلکه محصول یک دکترین بقای کاملاً عقلانی، حسابشده و مبتنی بر واقعیات سخت ژئوپولیتیک است تا مانع از تهاجم نظامی به خاک خود شود. [1, 7]
[1] https://www.independent.org
[2] https://mises.org
[3] https://www.iranketab.ir
[4] https://books.google.com
[5] https://www.independent.org
[6] https://cisss.org.pk
[7] https://frqjournal.csr.ir
[8] https://www.tandfonline.com
[9] https://mearsheimer.substack.com
🆔@world_order
#کتاب «استراتژی کلان ایران: یک تاریخ سیاسی» اثر دکتر ولی نصر مشاور دولت اوباما ، اساساً برای ارزیابی «درست یا غلط بودن» اخلاقی یا ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران نوشته نشده است؛ بلکه از دیدگاه واقعگرایی دفاعی (Defensive Realism) نشان میدهد که چرا راهبرد «محور مقاومت» و «دفاع پیشگیرانه»، پاسخی منطقی، عقلانی و حسابشده به تهدیدات پیرامونی ایران بوده است.
بخشی هایی از کتاب در پست بعد
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
#کتاب «استراتژی کلان ایران: یک تاریخ سیاسی» اثر دکتر ولی نصر مشاور دولت اوباما ، اساساً برای ارزیابی
کتاب «استراتژی کلان ایران: یک تاریخ سیاسی» اثر دکتر ولی نصر، مشاور دولت اوباما اساساً برای ارزیابی «درست یا غلط بودن» اخلاقی یا ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران نوشته نشده است؛ بلکه از دیدگاه واقعگرایی دفاعی (Defensive Realism) نشان میدهد که چرا راهبرد «محور مقاومت» و «دفاع پیشگیرانه»، پاسخی منطقی، عقلانی و حسابشده به تهدیدات پیرامونی ایران بوده است. [1, 2]
نویسنده در بخشهای مختلف کتاب (بهویژه در بخش دوم تحت عنوان Khamenei and the Grand Strategy of Resistance) تبیین میکند که چرا این رویکرد از نظر امنیت ملی ایران کارآمد و ناگزیر بوده است. سرفصلها و استدلالهای کلیدی کتاب به همراه ارجاع به صفحات نسخه اصلی انگلیسی (انتشارات دانشگاه پرینستون) به شرح زیر است: [3]
## ۱. درسهای جنگ تحمیلی و درک «تنهایی استراتژیک» (صفحات ۷۳ تا ۱۱۰)
ولی نصر در فصل ۴ (دفاع مقدس: چگونه جنگ استراتژی ایران را متحول کرد) توضیح میدهد که تنهایی ایران در جنگ با عراق، سنگبنای عقلانیت محور مقاومت شد. [3]
* محور استدلال: ایران در جنگی هشتساله قرار گرفت که در آن تقریباً تمام قدرتهای بزرگ (آمریکا و شوروی) و کشورهای عربی پشت سر صدام بودند. این تجربه به رهبران ایران ثابت کرد که در دنیا تنها هستند، نظام بینالملل قابل اعتماد نیست و هیچ قدرت خارجی در روز حادثه به داد ایران نخواهد رسید. [4, 5]
* منطق کارآمدی مقاومت: نصر استدلال میکند که دکترین «خوداتکایی نظامی» و نیاز به «عمق استراتژیک» دقیقاً برای جبران این تنهایی و جلوگیری از تکرار چنین تهاجم مرگباری شکل گرفت. [2, 4]
## ۲. دکترین دفاع پیشگیرانه و بازدارندگی (صفحات ۲۵۰ تا ۲۶۵)
در فصل ۷ (دفاع پیشگیرانه: جستجوی عمق استراتژیک برای مقاومت) و فصل ۸ (ظهور محور مقاومت)، نویسنده به طور مستقیم کارآمدی این شبکه منطقهای را تحلیل میکند. [3]
* محور استدلال: نصر مینویسد شبکهسازی ایران و حمایت از گروههایی مانند حزبالله، حماس و انصارالله به عنوان ابزار موازنه قوا عمل میکنند. این نیروها به ایران اجازه میدهند تا به جای جنگیدن در داخل مرزهای خود، تهدیدات را در دوردستها و در مرزهای دشمنانش (مانند اسرائیل و پایگاههای آمریکا) مهار کند. [2, 4]
* منطق کارآمدی مقاومت (صفحه ۲۶۳): نویسنده صراحتاً اشاره میکند که محور مقاومت به عنوان «سپر بازدارنده اصلی ایران» عمل کرده است. این استراتژی هزینههای حمله نظامی مستقیم آمریکا یا اسرائیل به خاک ایران را به شدت بالا برده و عملاً مانع وقوع جنگ در داخل خاک ایران شده است. نصر توضیح میدهد که این شبکه به ایران اجازه میدهد «با شروط خود و در زمان مورد نظر خود» بجنگد. [2, 4, 6]
## ۳. کارآمدی در برابر سیاستهای مهار آمریکا (صفحات ۲۷۰ تا ۲۷۵)
در اواخر بخش دوم، نصر به زنجیره تحولات پس از حملات ۱۱ سپتامبر و اشغال عراق و افغانستان توسط آمریکا میپردازد. [7]
* محور استدلال: پس از آنکه بوش پدر و پسر سیاست «مهار دوگانه» و قرار دادن ایران در «محور شرارت» را پیش بردند، ایران دریافت که هدف بعدی تغییر رژیم از سوی واشنگتن است. [7]
* منطق کارآمدی مقاومت: ولی نصر نشان میدهد که ایران با فعال کردن اهرمهای منطقهای خود در عراق و افغانستان، عملاً پروژه خاورمیانه بزرگ آمریکا را با بنبست مواجه کرد. از نظر نصر، اگر ایران این ابزارهای نفوذ (محور مقاومت) را نداشت، به راحتی توسط ارتش آمریکا محاصره و منزوی میشد.
## نتیجهگیری تحلیل کتاب
کتاب در صفحه ۲۸۰ (فصل پایانی: بهای مقاومت) یادآور میشود که اگرچه این سیاست هزینههای اقتصادی سنگینی (مانند تحریمها) برای ایران داشته است، اما از دیدگاه کادر امنیتی و تصمیمگیران تهران، «بقا و حفظ حاکمیت ملی ایران در یک محیط به شدت خصمانه» بزرگترین دستاورد این استراتژی بوده و نشان میدهد که این منطق از نظر محاسبات بقا، تا حد زیادی به اهداف خود دست یافته است. [2, 8]
[1] [https://ciss.org.pk](https://ciss.org.pk/irans-grand-strategy-a-political-history-book-review/)
[2] [https://www.ariel.ac.il](https://www.ariel.ac.il/wp/jimes/wp-content/uploads/sites/147/2025/12/JIMES-11-2-5-Brami-Shoval-Review.pdf)
[3] [https://www.gbv.de](https://www.gbv.de/dms/weimar/toc/1912851210_toc.pdf)
[4] [https://indiasworld.in](https://indiasworld.in/irans-grand-strategy-a-political-history-by-vali-nasr/)
[5] [https://www.khabaronline.ir](https://www.khabaronline.ir/news/2208575/%D8%A8%D8%B1-%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF)
🆔@world_order
ایران؛ بازیگرِ همیشه حاضر در کانون تحولات جهانی
در دنیایی که نقشههای ژئوپلیتیکی مدام در حال تغییرند، «ایران» یک استثناست؛ کشوری که نه نادیده گرفته میشود و نه به راحتی قابل مهار است
در کتاب «استراتژی کلان ایران»، ما با روایتی متفاوت از این قدرت منطقهای روبرو هستیم. این اثر، دریچهای است به تحلیلهای ولی نصر، استاد برجسته علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز که به عنوان یکی از دقیقترین تحلیلگرانِ خاورمیانه شناخته میشود. نصر که پیشتر به عنوان مشاور ارشد اوباما در وزارت امور خارجه آمریکا فعالیت کرده، در این کتاب با نگاهی عمیق، لایههای پنهانِ سیاست خارجی ایران را کالبدشکافی میکند
او به جای تکرار کلیشهها، به ما نشان میدهد که راهبرد کلان ایران چگونه بر پایه تلفیقی از هویت تاریخی، ضرورتهای بقای امنیتی و سودایِ قدرت منطقهای بنا شده است
اگر میخواهید بدانید چرا تحرکات تهران، معادلات واشنگتن، تلآویو و ریاض را بههم میریزد، این کتاب نقشه راه شماست.
مطالعه این اثر، عبور از سطحینگریهای رسانهای و ورود به عمقِ استراتژیهایِ بازیگرِ بزرگِ خاورمیانه است
🆔@world_order
یک کتابی هست :
Grand Strategy of Iran
به قلم ولی نصر که ایشان کتاب ظهور/تجدید حیات شیعه
The Shia revival
را هم نوشته اند . کتاب اول را می خوانید کاملا متوجه می شوید استراتژی امنیتی و سیاستگذاران آن نه بر مبنای ایدویولوژی ، بلکه بیشتربر مبنای ریالیسم ژیوپلتیکی منطقه غرب آسیا است. بسیار این دو کتاب در کنار کتاب برگمن به درک تقابل اسراییل - امریکا به ایران کمک می کند.
مقاله
🔻راهبرد کلان جدید ایران: چگونه جمهوری اسلامیِ بازسازیشده خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد
✍️🏻 نرگس باجغلی - انسانشناس سیاسی و استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه جان هاپکینز
ولی نصر- استاد روابط بینالملل و مطالعات خاورمیانه در همان دانشگاه
🔹مقاله بیش از آنکه یک گزارش خبری باشد، یک «سناریونویسی تحلیلی» است. نویسندگان عمداً یک ایرانِ پس از جنگ را با این سوال ترسیم میکنند که اگر جمهوری اسلامی از جنگ جان سالم به در ببرد، چه تحولاتی ممکن است در ساختار قدرت، جامعه و سیاست خارجی آن رخ دهد
🔸در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی در وضعیتی آسیبدیده و تضعیفشده به نظر میرسید. بمبارانهای گسترده بخشهایی از صنعت و زیرساختهای کشور را نابود کرده بود و محاصره دریایی آمریکا اقتصادی را که پیشتر نیز با مشکلات جدی روبهرو بود، تحت فشار قرار داده بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اوایل مارس به خبرنگاران گفت: «ما کل امپراتوری شرور آنها را درهم کوبیدیم.» چند هفته بعد نیز از «پیروزی کامل و مطلق» سخن گفت.
🔹اما سه ماه بعد، تصویر کاملاً متفاوت به نظر میرسد. ایران همچنان ظرفیتهای نظامی و صنعتی خود را حفظ کرده و برخلاف فراخوان ترامپ برای سرنگونی حکومت، نشانهای از یک قیام مردمی گسترده دیده نمیشود. هدف اولیه جنگ ــ وارد کردن ضربه نهایی به جمهوری اسلامی ــ دستنیافتنی از آب درآمد.
🔹به جای فروپاشی ایران، جنگ این کشور را به شکلی غیرمنتظره دگرگون کرده است. جمهوری اسلامی برای بقا و ایجاد مزیتهای راهبردی جدید ناچار شد خود را با شرایط تازه تطبیق دهد؛ از شیوه جنگیدن گرفته تا اداره دولت و مدیریت جامعه. این تغییرات با سرعتی بیسابقه انجام شد. اکنون تهران نسبت به دستاوردهای خود اطمینان یافته و مصمم است آنها را در داخل و خارج کشور تثبیت کند. از دل این جنگ، ایرانی جدید ظهور کرده که در سالهای آینده بر خاورمیانه و حتی روندهای ژئوپلیتیکی جهان تأثیر خواهد گذاشت.
🔸جانشینی آرام
اسرائیل و آمریکا با این تصور که جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ و اعتراضات گسترده ژانویه ۲۰۲۶ تضعیف شده است، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حملات هوایی خود را آغاز کردند. آنها انتظار داشتند با ترور هدفمند رهبران ایران به پیروزی سریعی دست یابند. اما حذف رهبران به فروپاشی نظام منجر نشد؛ بلکه راه را برای روی کار آمدن نسل جدیدی از مدیران و فرماندهان باز کرد.
🔹بسیاری از ناظران غربی تصور میکنند رهبری جدیدی که در جریان جنگ ظهور کرد و عمدتاً بر سپاه پاسداران متکی است، نسبت به آمریکا و اسرائیل ایدئولوژیکتر و تندروتر است. اما نویسندگان معتقدند تفاوت اصلی در جای دیگری نهفته است.
🔹آنچه اهمیت بیشتری دارد، ظهور نسل تازهای از فرماندهان سپاه و مدیران امنیتی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ رشد کردهاند و اکنون در جایگاههای کلیدی تصمیمگیری قرار دارند. نگاه آنها به حکومتداری و امنیت، بیش از آنکه انقلابی باشد، ملیگرایانه است و همین امر در حال بازتعریف جمهوری اسلامی است.
🔹نسل بنیانگذار انقلاب، از جمله آیتالله روحالله خمینی و آیتالله علی خامنهای، در بستر مبارزه با حکومت پهلوی و مخالفت با نفوذ آمریکا شکل گرفت. اما نسل دوم انقلاب، شامل مجتبی خامنهای، محمدباقر قالیباف و احمد وحیدی، در دوران جنگ ایران و عراق به بلوغ رسید. جهانبینی آنها در سنگرهای طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم شکل گرفت.
🔹نسل سوم که اکنون بخش بزرگی از ساختار مدیریتی و نظامی کشور را تشکیل میدهد، تنها ایران پس از انقلاب را تجربه کرده است. این نسل در نیروهای مسلح و سپاه، فرهنگی سازمانی، فنی و تکنوکراتیک را پذیرفته و نگاهش بیشتر بر دفاع ملی استوار است تا صدور انقلاب.
🔹این مدیران و فرماندهان جدید خود را نسلی میدانند که در دو جنگ علیه قدرتهای نظامی برتر ــ جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵ و جنگ بزرگتر ۲۰۲۶ ــ از ایران دفاع کردهاند و به همین دلیل با اعتماد به نفس بیشتری حکومت میکنند.
🔹در حالی که نسل اول انقلاب همواره با نوعی ناامنی روانی و نیاز به اثبات مشروعیت خود مواجه بود، نسل جدید چنین احساسی ندارد. آنها انقلاب را به ارث بردهاند و مشروعیت نظام را بدیهی فرض میکنند. به همین دلیل خود را نه مدافعان یک انقلاب، بلکه مدیران یک دولت میدانند.
🔹این تفاوت روانی پیامدهای عملی مهمی دارد. نسل قدیم در مذاکرات و رویاروییهای بینالمللی معمولاً از زبان مظلومیت تاریخی و احقاق حق اسلامی استفاده میکرد. نویسندگان معتقدند همین امر گاه به نقطه ضعف راهبردی تبدیل میشد.
🔹اما نسل جدید میان «انقلاب» و «حکمرانی» تفکیک قائل شده است. آنها کمتر از آرمانگرایی انقلابی سخن میگویند و بیشتر مانند ملیگرایانی عملگرا رفتار میکنند که نقاط ضعف و قوت ایران را با واقعبینی بررسی میکنند و در پی حل مشکلات هستند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مقاله 🔻راهبرد کلان جدید ایران: چگونه جمهوری اسلامیِ بازسازیشده خاورمیانه را دگرگون خواهد کرد ✍️🏻
نیروی سوم؛
نیروی جدید؛
آرمانخواهِ واقعبین.
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
نهاد علم، به ایران واقعی برگردد
✍️ عزیز نجفپور آقابیگلو
مشاهده مردم و جامعه واقعی و متعاقباً تئوریپردازی تبیینی و تجویزی بر اساس مشاهدات واقعی، مبتنی بر مبانی و غایات این جامعه، ضرورت و نیاز حیاتی بدنه علمی کشور در عصر جدید ایران است.
نظریات در خلاء متولد نمیشوند؛ بلکه در تعامل پژوهشگر با مسائل میدانی ساخته میشوند. متعاقباً بر اساس این نظریات بومی، رخدادهای واقعی جامعه تبیین، پیشبینی و تجویز مییابند.
راز تحلیلها و تجویزهای بیربط روشنفکران وطنی را در غفلت از همین ظریفه باید جست.
جامعه ایرانی نشان داد که در عین تغایر مبنایی و فرهنگی با دنیای مدرن، غایتی متفاوت از عصر اپستین جستوجو میکند و حاضر نیست همچون سایر ملتها، روند استحاله تدریجی فرهنگی را بپذیرد و در تراز جهانی و دنیای آینده، برای خود شخصیتی مستقل قائل است.
اینجاست که ضرورت علم بدیل و عالِم بديل رخ مینماید.
ایران اسلامی پیشرفته در تراز جهانی، نیازمند علم، دانشگاه، استاد و دانشجوی تراز خود است و همین ضرورت «تحول نهاد علم» را متذکر میشود. ما با این نهاد علم، در بهترین حالت کارگران یقه سفید دنیای غرب که روحش به سیطره اصحاب اپستین درآمده، خواهیم بود.
مروری بر ادبیات و سیاستهای ابلاغی رهبر شهید در حوزه علم و فناوری، توجه ویژه ایشان بدین ضرورت را نشان میدهد.
@bijanabdolkarimi