✍پریسا نصرآبادی:
🔻ظاهراً در دور اخیر حملات دولت تروریستی ایالات متحده به ایران، علاوه بر زیرساختهای نظامی و غیرنظامی در استانها و کرانهی جنوبی ایران، زیرساختهای مدنی در شمالیترین نقاط ایران نیز هدف حملات این رژیم قرار گرفته است.
🔻از جمله اخبار حاکی از این است که دو پل راهآهن در استان گلستان هدف پرتابههای دشمن آمریکایی بودهاند که یکی از آنها به نام «پل آقتکهخان» در مسیر خط آهن شهرستان آققلا است.
🔻طبق اطلاعیهی روابط عمومی سپاه نینوای استان گلستان، دشمن آمریکایی در بامداد امروز با موشک کروز، نقاطی از پل آقتکهخان واقع در غرب شهرستان آق قلا را هدف گرفته و تخریب کرده است.
🔻چرا ایالات متحده این مسیر ریلی را هدف موشکهای خود قرار داده است؟
▪️خط آهن آققلا از طریق مرز ریلی اینچهبرون (در فاصله حدود ۷۰ کیلومتری شمال آققلا) جزئی از شاخهی شرقی کریدور راهبردی شمالـجنوب است که از ایران به ترکمنستان و قزاقستان رفته و نهایتاً به شبکهی راهآهن روسیه میپیوندد.
▪️در دورهی محاصرهی دریایی ایران توسط ایالات متحده، این مسیر نقش بارزی در دور زدن تنگنای تحمیلی آمریکا داشته و احتمالاً هدف دولت تروریستی ایالات متحده از این حمله، انتقال این پیام بوده که در صورت تشدید مجدّد تنشها، آمریکا نخواهد گذاشت ایران از طرق دیگری محاصرهی دریایی را دور بزنند.
🔻مسألهی مهم دیگر، مبدأ پرتاب موشکهای کروز است. باتوجه به اطلاعیهی سپاه گلستان، قاعدتاً موضوع خرابکاری داخلی در انفجار پلها منتفی است و استفاده از خاک همسایگان برای انجام این عملیات تروریستی توسط ایالات متحده، باید به فوریت روشن شود.
https://x.com/i/status/2075027304053412004
🆔@world_order
تجاوز و حمله امریکا و اسرائیل به ایران وقتی پایان خواهد یافت که یا در اثر ضربات وارده به اسرائیل کیفیت زندگی در اسرائیل به طور محسوسی به سمت منفی تغییر کند و در نتیجه به مانند جنگ ۱۲ روزه اسراییل درخواست اتش بس کند و یا اقتصاد امریکا با بالا رفتن قیمت نفت و بهره اوراق قرضه خصوصا اوراق قرضه دهساله و نرخ تورم در آستانه رفتن در رکود در سطوحی به مانند سال ۱۹۲۹ و یا حداقل ۲۰۰۸ باشد.
منطق حاکم بر جنگ نامتقارن ایران با امریکا این است که به علت عدم برابری توانایی های نظامی با استفاده از جغرافیای تنگه هرمز ضربات موثر ایران بر آمریکا در زمینه اقتصادی خواهد بود.
ضربات اقتصادی بعضا موثرتر خواهند بود که موجب تاثیر منفی در انتظارات شرکت کنندگان و فعالان در بازار بشوند.
مثلا شلیک یک موشک به سمت کشتی حامل نفت حتی در صورت عدم اصابت به نفت کش با ایجاد تصور و انتظار نا امنی باعث بالاتر رفتن قیمت نفت و فشار و ضربه اقتصادی میشود.
از این رو زدن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه مثلا اردن اگر چه از لحاظ نظامی دست آورد قابل توجهی است ولی ضربه اقتصادی قابل توجهی وارد نمیکند و منطبق با منطق جنگ نامتقارن في مابین نیست.
خصوصا که سانسور خبری اجازه نمیدهد که در کوتاه مدت مشخص شود دقیقا چه ضربه ای وارد شده است.
برای زدن ضربات اقتصادی و شوک وارد کردن به بازار اهداف مشخص و جلوی چشم همگان بیشتر تاثیرگذار هستند.
بنابراین حالا که امریکا و اسراییل در حال هدف قرار دادن تاسیسات غير نظامی و بعضا زیر بنایی ایران مثلا در بندر چاه بهار هستند هدف قراردادن تاسیسات نفتی، شرکتهای فناوری و مراکز توریستی و تاسیسات بندری (مثل فجیره و جبل علی،...) کشور همدست امریکا و اسراییل یعنی امارات تاثیر مشخصتر و محسوس تر اقتصادی خواهد داشت.
البته هدف قرار دادن همینگونه اهداف در خود اسرائیل مثلا شرکتهای فناوری و تاسیسات بندری هم همینگونه تاثیر را خواهد داشت.
مقصود عدم محدود نگه داشتن لیست اهداف به پایگاهای نظامی امریکا در منطقه است. همزمان هر دو لیست اهداف نظامی و اقتصادی باید مد نظر باشند.
#بین_دوگانگیها
🆔@world_order
هدایت شده از روایتِ پاک
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔻از کربلا تا پایان سایکسپیکو
🔴تشییعها معمولاً برای بدرقه مردگان برگزار میشوند؛ اما گاهی تاریخ، از تشییع یک انسان، برای دفن یک نظریه استفاده میکند. عراق، در تشییع امام شهید، یکی از بنیادیترین فرضیههای علوم اجتماعی معاصر را به خاک سپرد.
🔴نزدیک به یک قرن است که نظریهپردازان مدرن میگویند عصر مرجعیتهای فراملی پایان یافته، دولت ـ ملت جای امت را گرفته و مرزهای سیاسی، هویتهای جمعی را بازتعریف کردهاند. اما میلیونها انسانی که از دهها ملیت و زبان، بیهیچ فراخوان دولتی، زیر یک پرچم گرد آمدند، نشان دادند هنوز نهادی وجود دارد که از مرزها قدرتمندتر است؛ مرجعیت شیعه.
🔴آن روز، سایکس–پیکو نه با توپ و موشک، که با قدمهای میلیونها انسان شکست خورد. زیرا مرز، زمانی معنا دارد که بتواند وفاداری انسان را تعیین کند؛ و وقتی عراقی، ایرانی، لبنانی، یمنی، بحرینی، پاکستانی و دیگران، خود را پیش از هر هویتی، سرباز یک امام میدانند، مرزهای استعمار دیگر چیزی جز خطوطی بر کاغذ نیستند.
🔴شاید به همین دلیل است که هنوز این پرسش، پاسخی هولناک برای دشمن دارد: اگر این پیکر به جای عراق، در بیروت، دمشق یا بیتالمقدس تشییع میشد، آیا چیزی از نظم سایکس–پیکو باقی میماند؟
🔻 @hossein_pak69
🔻طرح آمریکا برای «کمربند محاصره» علیه ایران
آمریکا بهتازگی گامهای تازهای برای تکمیل آنچه میتوان «کمربند محاصره» علیه ایران نامید، برداشته است. حمله روز گذشته به پل ریلی آققلا، که یکی از کریدورهای مهم دور زدن محاصره دریایی محسوب میشود، صرفاً یک اقدام تاکتیکی و نمادین نبود؛ بلکه نشانهای از ورود به مرحلهای جدید از فشار تمام عیار و هشداری جدی است که ایجاب میکند ایران متناسب با این تحولات، راهبردهای امنیتی، نظامی و لجستیکی خود را همزمان با فروپاشی نسبی تفاهمنامه مورد بازنگری قرار دهد.
در راهبرد جدید واشنگتن، بازگشت به محاصره دریایی ستون اصلی اعمال فشار خواهد بود و هدف قرار دادن مسیرها و کریدورهای جایگزین، حلقه تکمیلکننده این راهبرد به شمار میرود؛ بهگونهای که هر مسیری که بتواند آثار محاصره را کاهش دهد، بهتدریج در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.
ضروری است پاسخهای ایران از کویت و بحرین فراتر رود و مشخصا امارات بار دیگر به بانک اهداف ایران اضافه شود. حاکمان امارات از یک سو، همچنان نهانتر از قبل در پی تضعیف حاکمیت ایران بر تنگه هستند و از سوی دیگر، اخیرا تلاش کردهاند تا با ارائه مشوقهایی، موضع ایران در برابر خود را نرمتر کنند. در این میان، به نظر میرسد نقش کسانی که منافع عظیم مالی در امارات دارند بیتاثیر نبوده است!
الگوی رفتاری کنترلشده و قابل پیشبینی در راهبرد نظامی کشور به مانند آنچه بعد از ۷ اکتبر شاهد بودیم میتواند دستاوردهای حاصل از جنگ را با مخاطره جدی مواجه کند و بار دیگر دشمن را تحریک به اقدام نظامی تمامعیار کند. آمریکا با طرح و راهبرد جنگی جدیدی وارد معرکه خواهد شد که اجزای جدیدی دارد. باید برای مقابله با آن هوشیار و آماده بود و از اقدامات پیشبینیپذیر فاصله گرفت.
🆔@world_order
🔹سینا طوسی:
همزمان با لغزش دوباره ایالات متحده و ایران به سوی جنگ، بسیاری این سؤال را مطرح میکنند که چرا این یادداشت تفاهم (توافقنامه) با این سرعت در حال فروپاشی است.
👇 در جدیدترین یادداشتم برای گاردین (@Guardian)، استدلال کردهام که این توافق در حال از هم پاشیدن است چون هرگز مانع اصلی را که دهههاست بر دیپلماسی ایران و آمریکا سایه انداخته، حل نکرده است: مسئله «اعتبار».
تهران باور ندارد واشنگتن بتواند عادیسازی اقتصادی پایداری را تضمین کند که پس از دست کشیدن ایران از ابزارهای اصلی فشار خود، همچنان دوام بیاورد.
پس از فروپاشی توافق هستهای ۲۰۱۵ و پس از آنکه سالها معافیتهای تحریمیِ موقت ثابت کردند چقدر راحت قابل بازگشت هستند، وعدههای عادیسازی اقتصادی در آینده، بخش زیادی از اعتبار خود را در تهران از دست دادهاند.
این امر به درک این موضوع کمک میکند که چرا ایران مصمم شده است تا اهرمهای فشار خود را بر تنگه هرمز به حداکثر برساند.
برخلاف لغو وعدهدادهشده تحریمها، هرمز یک اهرم اقتصادی و استراتژیک است که خود تهران میتواند آن را کنترل کند.
از دیدگاه ایران، این مسئله پایهای به مراتب بادوامتر برای امنیت ایجاد میکند تا اینکه بخواهد اهرمهای کلیدی خود را در ازای تعهداتی معامله کند که دولت بعدی آمریکا میتواند به سادگی آنها را زیر پا بگذارد.
اگر واشنگتن همچنان این تغییر رویکرد را درک نکند، به تولید توافقنامههایی ادامه خواهد داد که هیچیک از دو طرف واقعاً باور ندارند طرف مقابل به آن پایبند خواهد ماند.
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
https://www.theguardian.com/commentisfree/2026/jul/09/trump-is-bombing-iran-again-and-blundering-again-he-has-no-grasp-of-his-enemy
🆔@world_order
🔴 ۵ پیشنهاد اندیشکده آمریکایی به کاخ سفید برای مواجهه با ایران
🔹 «ویلیام وکسلر» کارشناس سابق پنتاگون و رئیس کنونی مطالعات خاورمیانه در اندیشکده شورای آتلانتیک در یادداشتی تحلیلی،برای مواجهه با ایران 5 پیشنهاد را به کاخ سفید ارائه داده است:
🔹 پیشنهاد اول: آمریکا باید در مذاکرات وقت تلف کرده و ذخایر انرژی خود را احیا کند.
🔹 پیشنهاد دوم: آمریکا باید حضور خود را در منطقه خلیجفارس افزایش دهد.
🔹 پیشنهاد سوم: آمریکا باید مقدمات لازم برای جنگ بعدی را آماده کند.
🔹 پیشنهاد چهارم: کاهش وابستگی آمریکا و شرکای آن به تنگه هرمز.
🔹 پیشنهاد پنجم: سرمایهگذاری بیشتر روی اغتشاشات در داخل ایران.
🔹 نویسنده همچنین با رد تکرار سیاست تعامل با میانهروها در ایران، تجربه دولتهای پیشین آمریکا در جستوجوی چهرههای معتدل در تهران را ناموفق توصیف میکند و میگوید واشنگتن نباید تصور کند تغییر پایدار در رفتار ایران از طریق توافق با جریانهای درون حاکمیت به دست میآید؛ بلکه باید خود را همزمان برای تحولات داخلی و رویاروییهای احتمالی آینده آماده کند.
🆔@world_order
🔴ایران پس از آیتالله خامنهای؛ آیا جمهوری اسلامی وارد عصر جدید میشود؟ / فایننشال تایمز
🔴پایان یک دوران
🔴آیتالله علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، که در سالهای پایانی عمرش آرمان زندگی را آموزش، خدمت به اسلام و در نهایت شهادت میدانست، در ۸۶ سالگی در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران کشته شد. تشییع او در مشهد، زادگاهش، تنها پایان یک مراسم چندروزه نبود، بلکه نماد پایان نزدیک به ۳۷ سال رهبری فردی بود که ساختارهای جمهوری اسلامی را بازتعریف، سپاه پاسداران را تقویت کرد و گروههای همسو در منطقه را گسترش داد. اکنون مجتبی خامنهای، فرزند و جانشین او، کشوری جنگزده و گرفتار بحران اقتصادی را تحویل گرفته است.
🔴با این حال، برخلاف پدرش که از سابقه انقلابی و دههها اقتدار برخوردار بود، درباره شیوه حکمرانی او اطلاعات اندکی وجود دارد. انتظار میرود نهادهایی مانند سپاه نقش بیشتری در تصمیمگیریها پیدا کنند، هرچند مجتبی خامنهای همچنان تصمیمگیر نهایی باقی خواهد ماند.
🔴قدرت نهادها
🔴جمهوری اسلامی پیش از آغاز جنگ نیز با بحرانهای عمیق روبهرو بود؛ تحریمهای طولانی، انزوای بینالمللی و رکود اقتصادی به اعتراضات گسترده ضدحکومتی در ژانویه انجامید که با سرکوب شدید پایان یافت و مشروعیت نظام را بیش از پیش کاهش داد. با وجود این، حکومت تلاش کرد مراسم تشییع چندروزه آیتالله خامنهای را به نمایش مقاومت تبدیل کند و حضور گسترده مردم را نشانه حفظ پایگاه وفادار خود نشان دهد.
🔴این مراسم همچنین فرصتی بود تا رهبران جدید پس از ماهها پنهانشدن در برابر افکار عمومی ظاهر شوند. احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه، و دیگر مقامهای ارشد مانند محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان و غلامحسین محسنیاژهای در این صحنه حضور داشتند، اما مجتبی خامنهای همچنان غایب بود. او هیچ پیام تصویری یا صوتی منتشر نکرده و نبودنش به گمانهزنیها دامن زده است؛ هرچند مقامهای داخلی و برخی دیپلماتها آن را مسائل امنیتی عنوان میکنند.
🔴آزمون آینده
🔴نخستین تصمیم مهم مجتبی خامنهای نشان داد که او رویکردی محتاطانه را دنبال میکند. او به پزشکیان اجازه داد تفاهمنامهای برای بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات با آمریکا امضا کند، اما همزمان از پذیرش مستقیم مسئولیت توافق فاصله گرفت. این اقدام یادآور روش پدرش در حفظ تعادل میان جناحهای رقیب نظام بود؛ از یک سو به چهرههایی مانند قالیباف که خواهان کاهش فشار اقتصادی از طریق توافق هستند میدان میدهد و از سوی دیگر با جریانهای تندرو مواجه است که مذاکره با واشنگتن را خلاف میراث آیتالله خامنهای میدانند.
🔴تکیه بیش از حد بر پایگاه سختگیر حکومت نیز میتواند فاصله با بخشهایی از جامعه، بهویژه جوانان و طبقه متوسط شهری، را افزایش دهد. مهمترین آزمون رهبر جدید، امکان دستیابی به توافقی پایدار با آمریکا خواهد بود؛ توافقی که مستلزم امتیازهای مهم درباره برنامه هستهای ایران است. در حالی که مذاکرات با موانع جدی روبهرو است، برخی معتقدند سیاستهای منطقهای و خلیج فارس ایران حتی میتواند تهاجمیتر شود، زیرا تهران دیگر از ورود به جنگ هراس ندارد.
🆔@world_order
✍حسین قتیب
امروز تاریخ، با چهرههایی تازه اما با همان منطق کهنه، در برابر ما ایستاده است. نتانیاهو و ترامپ میکوشند ایران را میان دو راه محصور کنند: جنگ، یا تسلیمی که نام دیگرش ذلت است. یکی از آسمان، زبان بمب و ویرانی را سخن میگوید و دیگری از پشت میز قدرت، تهدید را به جای مذاکره مینشاند. توافقها یکجانبه «پایانیافته» اعلام میشوند، تهدید حملات شدیدتر تکرار میشود و سایه گسترش جنگ بار دیگر بر منطقه میافتد.
امروز نیز همان منطق دیرینه در برابر ما ایستاده است؛ منطقی که برای ملتها تنها دو راه باقی میگذارد: یا تسلیم شوید و از استقلال، امنیت و حق تصمیمگیری خود دست بکشید، یا جنگ، ویرانی و مرگ را تحمل کنید. ترامپ و نتانیاهو میکوشند ایران را درست در میان همین دوگانه قرار دهند؛ دوگانهای که در ظاهر انتخاب است، اما در حقیقت چیزی جز اجبار نیست. یکی با زبان تهدید، تحریم و «تسلیم بیقیدوشرط» سخن میگوید و دیگری با موشک، بمباران و گسترش جنگ. هر دو میخواهند ملت ایران بپذیرد که صلح تنها زمانی ممکن است که اراده خود را کنار بگذارد و به آنچه آنان تعیین میکنند تن دهد.
در چنین لحظهای، سخن امام حسین علیهالسلام بار دیگر معنایی زنده و معاصر پیدا میکند. آن حضرت در روز عاشورا فرمود:
«آگاه باشید که این فرومایه، فرزند فرومایه، مرا میان دو چیز قرار داده است: میان شمشیر و خواری؛ و چه دور است از ما خواری. خداوند، پیامبر او، مؤمنان، دامانهای پاکی که ما را پروردهاند، غیرتهای سرافراز و جانهای آزاده نمیپذیرند که اطاعت از فرومایگان را بر مرگ بزرگوارانه ترجیح دهیم.»
امروز نیز مسئله فقط انتخاب میان جنگ و صلح نیست. مسئله آن است که چه چیزی را صلح مینامیم. صلحی که با تهدید مرگ تحمیل شود، صلح نیست. توافقی که یک طرف همه خواستههای خود را فرمان دهد و طرف دیگر فقط حق امضا داشته باشد، مذاکره نیست. امنیتی که تنها برای اسرائیل تعریف شود و ناامنی، تحریم، تهدید و مرگ را سهم دیگر ملتهای منطقه بداند، امنیت نیست. اینها صورتهای تازه همان اطاعت از فرومایگاناند؛ اطاعتی که میخواهد با واژههای دیپلماتیک آراسته شود، اما در بنیاد خود چیزی جز تحقیر یک ملت نیست.
ما جنگ نمیخواهیم. هیچ ملتی که خانه، فرزند، خاطره و آینده دارد، جنگ را آرزو نمیکند. جنگ پیش از آنکه دولتها را زخمی کند، زندگی مردم را ویران میسازد. کودکان را میترساند، خانوادهها را آواره میکند، شهرها را خاموش میسازد و سالها رنج بر جای میگذارد. اما نخواستن جنگ با پذیرفتن ذلت یکی نیست. میتوان از صلح دفاع کرد و همزمان تسلیم را نپذیرفت. میتوان خواهان مذاکره بود، بیآنکه مذاکره را به صحنه فرمانبرداری تبدیل کرد. میتوان زندگی را دوست داشت، اما نپذیرفت که برای ادامه آن، اختیار، حیثیت و استقلال یک ملت از او گرفته شود.
ایران باید صدای صلح باشد، اما نه صلح گورستانها؛ صدای مذاکره باشد، اما نه مذاکرهای که یک طرف در آن اسلحه بر شقیقه طرف دیگر گذاشته باشد؛ صدای عقلانیت باشد، اما نه عقلانیتی که معنایش تسلیم دارایی، امنیت، استقلال و حیثیت ملی باشد.
این همان معنای عمیق «هیهات منّا الذلّة» است. این سخن دعوت به مرگ یا ستایش جنگ نیست؛ دفاع از زندگیِ شرافتمندانه است. امام حسین جنگ را آغاز نکرد، اما حاضر نشد برای حفظ جان خود به قدرتی مشروعیت ببخشد که آن را ظالمانه و فاسد میدانست. او میخواست زنده بماند، اما نه به هر قیمت. نمیپذیرفت که بقا به معنای چشمپوشی از حقیقت و تبدیلشدن به مُهر تأیید ستم باشد. از همین رو، سخن او در طول تاریخ تنها یک شعار مذهبی باقی نمانده است، بلکه به زبان همه کسانی تبدیل شده که میخواهند آزاد زندگی کنند و آزاد بمیرند.
این معنا با جان فرهنگ ایرانی نیز بیگانه نیست. در شاهنامه، رستم وقتی میشنود که باید دستبسته و خوار به دربار برده شود، میگوید:
«که گوید برو دست رستم ببند
نبندد مرا دست چرخ بلند»
رستم نیز جنگ را برای جنگ نمیخواهد، اما تحقیر را نمیپذیرد. برای او مسئله فقط بستهشدن دستها نیست؛ مسئله شکستن شأن انسان است. میان این سخن و فریاد عاشورا رشتهای روشن از آزادگی وجود دارد. یکی میگوید حتی چرخ بلند نمیتواند دست مرا به خواری ببندد و دیگری میگوید ذلت از ما دور است. در هر دو، انسان ممکن است در ظاهر شکست بخورد، اما اجازه نمیدهد روح او به اسارت درآید.
امروز ترامپ و نتانیاهو نیز میخواهند همین دستها را ببندند. میخواهند ایران بپذیرد که امنیتش، توان دفاعیاش، سیاست خارجیاش و حتی حق تصمیمگیری درباره آیندهاش باید با رضایت آنان تعریف شود. میخواهند مقاومت در برابر این خواستهها را جنگطلبی بنامند و تسلیم در برابر آن را عقلانیت و صلح معرفی کنند. اما کسی که میگوید خواستههای مرا بپذیر، وگرنه کشورت را هدف قرار میدهم، پیشنهاد صلح نمیدهد؛ او فرمان اطاعت صادر میکند.
صلح حقیقی از عدالت میگذرد، نه از تحقیر. مذاکره حقیقی میان دو طرف صاحب اراده شکل میگیرد، نه میان فرماندهنده و فرمانبر. امنیت حقیقی زمانی به وجود میآید که امنیت همه ملتهای منطقه به رسمیت شناخته شود، نه آنکه یک دولت حق داشته باشد هر جا و هر زمان که خواست حمله کند و دیگران تنها موظف باشند تهدیدهای او را بپذیرند.
ما میتوانیم هم جنگ را محکوم کنیم و هم تسلیم را. میتوانیم هم از دیپلماسی دفاع کنیم و هم از استقلال. میتوانیم هم خواهان زندگی باشیم و هم نپذیریم که زندگی به بهای از دسترفتن عزت ملی ادامه یابد. ما نه در جستوجوی مرگیم و نه شیفته ویرانی؛ اما نمیتوانیم تحقیر را صلح بنامیم و فرمانبرداری را عقلانیت جلوه دهیم.
ترامپ و نتانیاهو، در این معنا، همان «دعیّ بن دعیّ» زمانهاند؛ نه سخن از نسب آنان است، بلکه سخن از منش سیاسی آنان است. منشی که ملتها را میان شمشیر و ذلت قرار میدهد و سپس انتظار دارد قربانی، تسلیم خود را انتخابی آزادانه بداند. پاسخ به این منطق همان پاسخی است که قرنها پیش در کربلا داده شد و هنوز در حافظه ایرانی و شیعی زنده است:
ما جنگ را نمیطلبیم، اما ذلت را نیز نمیپذیریم.
ما صلح میخواهیم، اما نه صلحی که نام دیگر تسلیم باشد.
ما زندگی میخواهیم، اما زندگی با عزت، استقلال و اختیار.
و تا زمانی که ما را میان شمشیر و خواری قرار دهند، پاسخ همان است:
هیهات منّا الذلّة.
اسرائیل انتقام «طوفانالاقصی» از ایران را نه در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان بلکه در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه گرفت.
اسرائیل همانگونه که خود در طوفانالاقصی غافلگیر شده بود، در دو شب پیاپی چنان جمهوری اسلامی را غافلگیر کرد و بهگونهای زمین بازی را چید که رهبری برای حفظ ایران و نظام، چاره دیگری جز فدا کردن جان خود ندید.
#خرمگس
🆔@world_order
یکی دیگر از وجوه شخصیتی آیتالله خامنهای که در این مستندها به چشم میآید، زبان بدن ایشان در موقعیتهای مختلف است.
ایشان هنگام دیدار با توده مردم و خانواده شهدا یا هنرمندان و شاعران، چهرهای گشادهرو و خندان و پر از آرامش است.
ظاهر و گفتار و رفتار ایشان در دیدار با مسئولان کشوری و لشگری برخوردی کاملا جدی و مطالبهگرانه است.
و نگاه و زبان بدن ایشان هنگام سخن گفتن از دشمنان پر از غضب و خشم است.
زبان بدن ایشان در موقعیتهای مختلف ترجمان ابن آیه قرآنی:«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ» است.
🆔@world_order