eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
۳/۳ همچنین برداشته شدن تمامی محدودیت‌ها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگ‌یانگ توسط پکن و مسکو از خواست‌های مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود. ۱۰. به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است. ایران باید معاملات دوجانبه‌ای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامه‌های مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیش‌نویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت این دو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد. در نهایت اینکه تهران برای نتیجه‌گیری کامل از مذاکرات اسلام‌آباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هسته‌ای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، و همچنین ممانعت از به نتیجه رسیدن پلن ب ایالات متحده و اسرائیل، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است. مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود من‌جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داده است. بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخم‌مرغ‌ها در سبد واشنگتن و اسلام‌آباد می‌تواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است. البته مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط‌شکنی بی‌سابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپ‌بک و وتوی قطعنامه اخیر نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهت‌گیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است. در پایان برای حضرت عالی و تمامی زحمت‌کشان ملک و ملت طلب به‌روزی و توفیق در صیانت از خون شهیدان و حقوق ملت ایران را دارم. والسلام علیکم و رحمت الله ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ https://x.com/i/status/2045247006105391262 🆔@world_order
‌ترامپ به ایران ۲۴ ساعت فرصت داده است تا به‌صورت رسمی اعلام کند که عبور و مرور در مسیر بین‌المللی تنگه هرمز بدون هیچ‌گونه مزاحمت یا محدودیتی انجام خواهد شد. اما نگفته است در مقابل چه امتیازی ایران باید اینکار را بگند. ‌البته ترامپ پیش از این نیز بارها ضرب‌الاجل‌هایی تعیین کرده و در مواردی به دلایل مختلف، از جمله تحولات میدانی یا ملاحظات سیاسی، آن‌ها را تمدید کرده است. ‌با این حال، به نظر می‌رسد سقف زمانی این تمدیدها تا انتخابات نوامبر باشد. ✍عبدالله باباخانی
🔴ترامپ جنگ با ایران را باخت؛ فرمان حالا در دست تهران است / آتلانتیک 🔴آتش‌بس خیالی 🔴اگر دونالد ترامپ زمانی بر جنگی که با ایران آغاز کرد کنترل داشت، اکنون آن را از دست داده است. ایران شرایط درگیری را تعیین می‌کند و رئیس‌جمهور آمریکا را تحقیر می‌کند. «آتش‌بسی» که ترامپ ماه گذشته اعلام کرد، برای آرام‌کردن بازارها و مهار کنگره بود، اما هرگز وجود خارجی نداشت، زیرا هیچ‌یک از دو طرف شلیک را متوقف نکردند. 🔴اخیراً، ایران سه نفتکش را در تنگه هرمز هدف قرار داد، آمریکا به حدود ۸۰ هدف در ایران حمله کرد و سپاه پاسداران مدعی شد ۸۵ هدف آمریکایی را در بحرین و کویت زده است. ترامپ درباره مرگ تفاهم‌نامه مذاکرات گفت دیگر نمی‌خواهد با ایرانی‌ها معامله کند و آنان را «بیمار، خشن و شرور» خواند؛ همان رهبرانی که پیش‌تر «عاقل، قوی، باهوش و غیررادیکال» توصیفشان کرده بود. تفاهم‌نامه ورسای به سندی نزدیک به تسلیم آمریکا شباهت داشت، اما تهران نشان داد برای آن یا خواسته‌های ترامپ ارزشی قائل نیست. 🔴راهبرد در تهران 🔴رفتار ایران نشانه دولتی است که جنگ را هدایت می‌کند، نه کشوری که صرفاً واکنش نشان می‌دهد. تهران به کشورهای خلیج فارس آسیب می‌زند و خسارت متقابل را می‌پذیرد، چون هزینه‌ها و خطرها را می‌سنجد و اهدافش عبارت‌اند از: بقای نظام، کنترل تنگه هرمز و حفظ برنامه هسته‌ای. در مقابل، دولت ترامپ بدون راهبرد و با فرض‌های غلط، اطلاعات کهنه و شهود ترامپ وارد جنگ شد. 🔴واشنگتن تصور می‌کرد جمهوری اسلامی به‌سرعت فرو می‌پاشد؛ ترامپ و پیت هگست تحلیل‌ها و شبیه‌سازی‌های ارتش و نهادهای اطلاعاتی را نادیده گرفتند و زمانی غافلگیر شدند که ایران تنگه را بست و اقتصاد جهانی را خفه کرد؛ اقدامی کاملاً قابل‌پیش‌بینی. آمریکا کوشیده با بمباران از جنگ خارج شود، اما بدون توان نگهداری زمین، فقط ذخایر مهمات گران‌قیمت خود را با اثر راهبردی اندک مصرف می‌کند. سخنان متناقض ترامپ در آنکارا، از اشتباه‌گرفتن ایران با ژاپن و زلنسکی با پوتین تا وعده حملات تازه، سردرگمی او را آشکار کرد. 🔴تهدیدهای بی‌پشتوانه 🔴ترامپ اکنون به‌جای هدایت جنگ، به رویدادها واکنش نشان می‌دهد و دو گزینه خطرناک را مطرح می‌کند: تصرف جزیره خارک و حمله به زیرساخت‌های ایران، مانند پل‌ها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن. عملیات خارک به نیروی زمینی گسترده و تلفات آمریکا نیاز دارد. زیرساخت‌های غیرنظامی نیز فقط در صورت سهم مؤثر در تلاش نظامی می‌توانند هدف مشروع باشند، حال آنکه هدف ترامپ ظاهراً فشار بر مردم برای کشاندن حکومت به میز مذاکره است؛ اقدامی که نقض جدی قوانین جنگ خواهد بود. احتمال اجرای این تهدیدها پایین است، زیرا ترامپ ساعاتی بعد گفت هر اتفاقی «خیلی سریع» تمام می‌شود، مدعی شد آمریکا تنگه هرمز را در اختیار دارد و تأکید کرد جنگ بلندمدت نمی‌خواهد. 🔴این ترکیب تهدید و عقب‌نشینی، به ایران پیام می‌دهد سخنان او جدی نیست. رهبران قوی با عمل سخن می‌گویند؛ رهبران ضعیف تهدید می‌کنند و بلافاصله بی‌میلی خود را برای اجرای آن نشان می‌دهند. ترامپ مراحل سوگ جنگی را می‌گذراند: انکار شکست، خشم و حملات تازه، سپس چانه‌زنی برای خریدن رضایت ایران. هیچ‌کدام کارساز نبوده و افسردگی و پذیرش در انتظار اوست. 🆔@world_order
دکتر فریدون مجلسی: به یک کشور عادی تبدیل شوید (فیلم کوتاهی از سخنان فریدون مجلسی دیپلمات اسبق و مترجم آثار متعددی از هاوارد فاست و رابرت گریوز و سنت لیبرالیسم) حاشیه: اصلاً و ابداً نمی‌خواهم وارد جدل با مثالهایی که زد به‌خصوص چین بشوم. باشد، ما باید «عادی» بشویم. حتی نمی‌گویم کلمۀ «عادی» اینجا معادل «مستعمرۀ پنهان» به کار رفته و مثال چین اصولاً بی‌ربط است و الان هم جنگ اصلی غرب با چین است. اصلاً فرض می‌گیرم «عادی» معنی «مستعمره» هم ندارد. پرسش من این است: اصرار غرب برای «عادی شدن» ما که با تحریم بسیار شدید و تحمیل جنگ صورت می‌گیرد برای چیست؟ عادی شدن یا نشدن ما چه ربطی به غرب دارد؟ آیا این اصرار با حمایت دیوانه‌وار غرب از حکومت جهودان و نظام عقیدتی صهیونیسم و راحت می‌شود گفت بردگی برایشان ارتباط دارد؟
✍حسین قتیب اقتصاد جنگ با اقتصاد توسعه تفاوت دارد. در شرایط عادی، همه ما باید به دنبال رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری و توسعه پایدار باشیم. اما در دوران جنگ، اولویت‌ها تغییر می‌کنند: حفظ تاب‌آوری جامعه، تأمین امنیت و دسترسی مردم به مواد غذایی و کالاهای اساسی، و صیانت از انسجام و بنیه اجتماعی، مقدم بر هر برنامه توسعه‌ای است. هر ایده یا پیشنهادی که این واقعیت را نادیده بگیرد و با وعده راه‌حل‌های سریع یا جراحی‌های بزرگ اقتصادی مطرح شود، حتی اگر از روی حسن نیت باشد، ممکن است در عمل به تضعیف ظرفیت ملی و تأمین منافع دشمن بینجامد. در شرایط جنگی، عقلانیت یعنی شناخت درست اولویت‌ها.
🔴ایران بازی را برگرداند؛ جنگ با ایران، یک تصمیم پیچیده ابلهانه / فایننشال تایمز 🔴میراث اشتباهات پیچیده 🔴در اواخر دهه ۱۹۵۰، جمال عبدالناصر به یک مأمور سیا گفته بود نبوغ آمریکایی‌ها در این است که هرگز تصمیم‌های کاملاً احمقانه نمی‌گیرند، بلکه تنها تصمیم‌های پیچیده و احمقانه اتخاذ می‌کنند. این نگاه، سال‌ها بعد دوباره در خاورمیانه مطرح شد؛ جایی که آمریکا با هدف مهار نفوذ کمونیسم و کنترل ملی‌گرایی‌های منطقه‌ای، بخشی از سرمایه سیاسی خود را از دست داد و برخی کشورها را به سمت اتحاد شوروی سوق داد. پس از کشته‌شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در عملیات «خشم حماسی»، بسیاری در منطقه احتمال وجود طرحی بزرگ‌تر برای تغییر حکومت ایران را بررسی کردند. 🔴کشورهای خلیج فارس پیش‌تر به واشنگتن هشدار داده بودند که جنگ می‌تواند امنیت آنان را به خطر اندازد و تنگه هرمز را عملاً مسدود کند. برخی مقام‌های عربی معتقد بودند پشت حملات موشکی، تلاش‌هایی برای تغییر نظام وجود دارد، اما میزان سازمان‌یافتگی و منابع آن روشن نبود. در نهایت، متحدان آمریکا در خلیج فارس در برابر واکنش ایران و ضعف برنامه‌ریزی واشنگتن آسیب‌پذیر باقی ماندند و شماری از ایرانیان داخل و خارج کشور که به وعده کمک ترامپ امیدوار بودند، احساس کردند کنار گذاشته شده‌اند. 🔴خلأ راهبردی واشنگتن 🔴حامیان جنگ معتقدند عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل توان ایران را تا حد زیادی کاهش داده و زمینه را برای دیپلماسی قدرتمندتر فراهم کرده است. با این حال، تفاهم‌نامه‌ای که ماه گذشته میان آمریکا و ایران امضا شد، شرایطی بسیار مطلوب برای تهران داشت و نگرانی‌های امنیتی کشورهای عربی، از جمله درباره موشک‌های بالستیک و گروه‌های نیابتی، در آن نادیده گرفته شد. کشورهای خلیج فارس پس از کشیده‌شدن به جنگی که خواهان آن نبودند، تلاش کردند پیامدهای این توافق و نبود برنامه راهبردی روشن را مدیریت کنند. 🔴عربستان سعودی ضمن حفظ رابطه با ترامپ، در تلاش است آزادی عمل نظامی واشنگتن را محدود کند. امارات و عربستان همزمان مسیر کاهش تنش با ایران را دنبال می‌کنند و امارات همکاری امنیتی خود با اسرائیل را گسترش می‌دهد. در همین حال، رقابت سیاسی در واشنگتن نیز آشکارتر شده است؛ جی‌دی ونس با تأکید بر گفت‌وگو با مقام‌های ایرانی و مارکو روبیو با اطمینان‌بخشی به متحدان خلیج فارس، دو تصویر متفاوت از آینده منطقه ارائه می‌کنند. 🔴تابستان تشدید بحران 🔴ایران پس از امضای تفاهم‌نامه، با احساس پیروزی، بیش از پیش به دنبال بهره‌برداری از سردرگمی آمریکا است. حملات به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، واکنش شدید واشنگتن را به دنبال داشت؛ دولت آمریکا معافیت‌های تحریمی فروش نفت ایران را لغو کرد و ارتش این کشور ۹۰ حمله علیه اهدافی در ایران انجام داد که پل و مسیر ریلی مورد استفاده برای تجارت با چین و روسیه را نیز شامل شد. ترامپ آتش‌بس را پایان‌یافته اعلام کرد و کشورهای خلیج فارس بار دیگر از اقدامات ایران خشمگین شدند. احتمال مذاکرات جدید همچنان وجود دارد، اما حملات بیشتری نیز در راه خواهد بود. 🔴این وضعیت برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، مطلوب است؛ زیرا جنگ برای بقای سیاسی او اهمیت دارد و همچنان امیدوار است دوام حکومت ایران نامحدود نباشد. با وجود آنکه در واشنگتن، تهران و جهان عرب تمایل اندکی برای بازگشت به جنگ تمام‌عیار وجود دارد، منطقه به سوی تابستانی طولانی از تشدید کنترل‌شده تنش حرکت می‌کند؛ مسیری لغزنده که می‌تواند تا انتخابات اسرائیل در اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ادامه یابد. 🆔@world_order
📝📝📝حدیثِ حاضرانِ غایب 🔻🔻🔻یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وب‌سایت 🖊پرسشی مدت‌هاست در اذهان به‌وجود آمده است و آن این‌که چرا در ایران کنونی هیچ پروژه‌ فکری مؤثری طراحی نمی‌شود یا دست‌کم تعداد اندکی پروژه مفصل‌بندی می‌شود و پامی‌گیرد. از آن مهم‌تر این‌که چرا همین اندک پروژه‌ها در سطح نخبگان مورد بحث قرار نمی‌گیرند و به گفت‌و‌گوهایِ عمومیِ مسئله‌محور نمی‌انجامند. اگر دو مؤلفه «تعدد منابع» و «ابزارهای نو مانند هوش مصنوعی» را از تحلیل‌مان خارج کنیم، چه پاسخی برای پرسش‌های پیش‌گفته وجود دارد؟ تلاش می‌کنم از زاویه‌ای به این بحث ورود کنم. 🖊در گذشته، احزاب و جریان‌های فکری وجود «راهنمای عمل» را بخش مهمی از هویت خویش تلقی می‌کردند. بدین‌معنا که نخست از طریق «مسئله‌شناسی»، بر طرز تفکر و جایگاه خود نور می‌تاباندند و سپس، براساس «تجویز»های برآمده از مسئله‌شناسی‌شان ‌سراغ حل مسائل می‌رفتند. این الگوی حل مسئله از تقاطع مسئله‌شناسیِ دقیق و تجویزِ سنجش‌پذیر انجام می‌گرفت و بخشی از آن ناشی از «آرمان» احزاب و جریان‌های فکری بود که به‌مثابه قطب‌نما عمل می‌کرد. وجود این «آرمان» می‌توانست به عضوگیری، تکثیر ایده‌ها، افزایش تیراژ نشریات و کتاب‌ها، و یا دست‌کم حفظ پتانسیل‌ها بینجامد. 🖊با نگاهی به آنچه پس از انقلاب اسلامی گذشته است، می‌توان نمونه‌هایی را استخراج کرد. به‌عنوان مثال پروژه موسوم به «قبض و بسط» که از سوی دکتر عبدالکریم سروش مطرح شد، توانست به بحث‌هایی دامنه‌دار در سطح حوزه، دانشگاه و همچنین نشریات بینجامد. به همین سیاق می‌توان پروژه‌های دیگری را نیز برجسته کرد که سوابق مکتوب آن در نشریات و کتاب‌ها موجود است. سه قطب اقتصادی موجود در ایران، یکی نهادگرایان (حلقه «دین و اقتصاد»)، دیگری بازارگرایان (حلقه «نیاوران» و جریان‌های متأخر آن‌ها) و سپس، چپ‌گرایان (حلقه نشریه «گفتگو» و سایت‌ «نقد اقتصاد سیاسی) نیز کمابیش نمودی از این وضعیت هستند. جریان‌هایی که دارای آرمان هستند، و تؤامان از «مسئله‌شناسی» و «تجویز» برخوردارند و طی سال‌ها توانسته‌اند نسبت به حفظ خود بکوشند و گاه، جریان‌ساز هم بشوند. 🖊اما تأکید من در این نوشته بیشتر بر جریان‌های سیاسی است. در بادی امر، به‌نظر می‌رسد جریان‌های سیاسی کشور با وضعیت «بی‌آرمانی» مواجه شده‌اند. بدین‌معنا که حسب شرایط کشور از آرمان تهی شده‌ و در نتیجه، قطب‌نمای‌ خویش را از دست داده‌‌اند و نهایتاً «روش‌شناسی»‌شان به‌سطح «دشمن‌شناسی» تنزل کرده‌ است. علاوه بر این، جریان‌های سیاسی برخلاف نحله‌های فکری- فارغ از داوری ارزشی آن‌ها- از نظریه‌های قابل‌ تطبیق نیز بی‌بهره‌ شده‌اند. به عبارتی، در مقام ثبوت سخن بسیار می‌گویند اما در مقام اثبات سخن شنیدنی عرضه نمی‌کنند و به عبارتی از بازار سیاست حذف شده‌اند. 🖊این وضعیت وخیم حوزه سیاست در ایران را می‌توان «موج‌سواری تئوریک» نام نهاد. این موج‌سواری برآمده از درک نامناسب شرایط اجتماعی، و مشخصاً عدول از چارچوب‌بندی‌هایِ افق‌بخش نظیر «طبقه»، «منزلت» و «قدرت» است. براساس تحلیل‌های طبقاتی متأخر، جریان سیاسی می‌تواند فهمی دقیق‌تر از آنچه در جامعه می‌گذرد، ارائه دهد و مشخصاً بلوک‌ها و برش‌هایی از جامعه را سوژه گفت‌وگو، تعامل و بسیج سیاسی و اجتماعی قرار دهد. حال آن‌که گفتارهای رهزن، که بخشی ناشی از «ترجمه‌زدگی» و بخشی دیگر برآمده از «مسئله‌ناشناسی» است عائدی‌ای جز سرگردانی نداشته است. چنانکه مشاهده می‌کنیم برای یک ساختار مشخص سیاسی، با اقتصاد سیاسی کمابیش روشن، انبوهی تئوری «توسعه» و «عدالت» تجویز شده است بی‌آنکه به سطوح زیربنایی آن نظریات توجه شده باشد. این وضعیت تا حدی تراژیک و گاه کمیک است که حتی اگر صاحبان تئوری مشهور از گور برخیزند، قادر نخواهند بود با تابعان امروز خود به گفت‌وگو بپردازند. 🖊جاناتان فلوید، در کتاب «فلسفه سیاسی به چه کار می‌آید؟» در باب دو مؤلفه «حضور»‌ و «تأثیر»- که سیاست ایران نیز با آن دست به گریبان است- می‌نویسد: «... سیف‌الاسلام قذافی را در نظر بگیرید که دکترای خود را از مدرسه اقتصادی لندن دریافت کرد[...] آیا تفاوتی در لیبی ایجاد کرد؟ اگر داستان او چیزی را در مورد فلسفه سیاسی ثابت کند، فقط این است: صِرفِ حضور، دلیلی بر تأثیر نیست، همانطور که تأثیر دلیلی بر بهبود نیست». به عبارتی ما نیز با حاضرانی مواجه هستیم که سخن بسیار می‌گویند، اما بر جامعه و سیاست تأثیر عمیق و مثبتی نمی‌گذارند. وضعیتی که زیگموند باومن از آن با «سیالیّتِ سیاست» یاد کرده و توضیح می‌دهد که استراتژی‌های بلندمدت و برآمده از آرمان جای خود را به تاکتیک‌های واکنشی و اپیزودیک مبتنی بر منفعت می‌دهند. 🆔@world_order
🔹امید رحیمی: ‌ ۱۰ نکته درباره حمله آمریکا به پل ریلی در مسیر راه‌آهن در نزدیکی شهر آق‌قلا: ۱. آمریکا در آسیای مرکزی هیچ پایگاه رسمی ندارد؛ ۲. نه‌تنها آمریکا، بلکه حتی و چین به دلیل بی‌طرفی دائمی نمی‌توانند در بپایگاه و حتی مشارکت نظامی داشته باشند؛ ۳. موشک تامهاوک شلیک شده به آق‌قلا احتمالا از جنوب وارد کشور شده است و در آسیای مرکزی چنین امکانی وجود ندارد؛ ۴. خط ریلی اینجه‌برون آسیب جزئی دیده و به زودی تعمیر خواهد شد. آسیب به حدی جدی نیست که توقف طولانی بر خط تحمیل کند؛ ۵. ظرفیت عملیاتی این خط همچنان پایین هست و حتی توقف فعالیت اون خللی در ترانزیت ایران با روسیه و چین ایجاد نمی‌کند؛ ۶. آسیب به زیرساخت غیرنظامی و ژئواکونومیکی خیلی مهم است، اما با بزرگ‌نمایی موقعیت اینچه‌برون نباید برای آمریکا دستاورد ساخت؛ ۷. مهم‌تر از این آسیب‌ها در حملات آمریکا، ترک‌ فعل‌ها در سال‌های گذشته و احتمالا آینده هست که ظرفیت اینچه‌برون را تا به این حد کاهش داده؛ ۸. این به معنای عدم وجود تهدید در آسیای مرکزی نیست و طبیعتا چند عنصر غافلگیری اگر برای آمریکا و رژیم باشد، یکی آسیای مرکزی است؛ ۹. بیش از ترکمنستان باید به چشم دوخت. ترکمنستان دوست‌تر از آنچه نشان می‌دهد است و شرایط خاصی دارد که نمی‌گذارد غیر از این شود؛ ۱۰. به نیروهای مسلح باید اعتماد کرد و با عقلانیت و هیجان کمتر در فضای رسانه فعالیت کنیم؛‌ https://www.instagram.com/p/DalTAnDjHtM/?igsh=cDY0aHRxeHlrYXZx 🆔@world_order
🔹مسعود سالاری: یکی از ایراداتی که بعد از جنگ ۴۰ روزه از ایران گرفته میشود.عادی سازی رابط با امارات و قرار و مدارهایی که گذاشته شد و خیلی هم علنی نشده هست. و توصیه ها هم این بود که ایران باید برخورد سختگیرانه تری باامارات حتی نسبت به کویت و بحرین و اردن داشته باشد. فکر میکنم هم در ایراد گیری مذکور و هم توصیه گفته شده یک امر مهم مغفول است. در حالیکه از نظر تصمیم گیران ایران این مهم دور نمانده. و آن اینکه ایران هم کلی کالا در بنادر امارات منتظر حمل به ایران داشت و شدیدا هم به آن کالاها نیاز هست. آمار آن کالاها هم فقط آنهایی نیست که در وزارت صمت ثبت سفارش شده،یا تخصیص ارز گرفته اند و یا اطلاعات آن در گمرک موجود است. خیلی بیشتر از آنها کالاهایی ست که اول تا مقصد بنادر فجیره یا جبل علی و یا سایر ...با نام و مشخصات شرکتهای به ظاهر هویت عربی اما در اصل تاجران ایرانی آورده شده اند. بعد تازه درخواست ثبت سفارش و تخصیص ارز داده میشد. این روال معمولی بود که طی چندین سال تحریم بویژه تحریم پولی و بانکی صورت میگرفت و ایران نیاز به وارد کردن و ترخیص و تعییم تکلیف آنها داشت و کماکان دارد. و این امر هم قطعش مشکل هست و هم تمام کردنش، در مدت چند ماهه امکان پذیر نیست. اگر روابط با امارات را تلطیف نمیکرد این امر به هیچ میزانی شدنی نبود. مجبور بود و کماکان هست در این زمینه ملاحطه کند. علاوه بر این حضور شرکتهای تراستی در امارات که جایگزین بانکهای ایرانی در آنجا هستند ولی با نام اماراتی و تقریبا درصد بالایی از موجودیهای ارزی ایران حاصل از صادرات غیر رسمی نفت (دور زدن تحریمها) در امارات موجود بود. لازم بود و هست که آن وج ه تعیین تکلیف شوند.اینها تازه مواردی غیراز آن است که هنوز ایران جایگزینی برای طرفیتهای وارداتی از کریدور امارات ایجاد نکرده. نه مسیرهای زمینی شرق و شمال و نه مسیر دریای خزر و نه حتی چابهار و یا مجموع اینها هنوز باندازه ظرفیت کریدوری امارات و همچنین تسهیلات و مسیرهای نقل و انتقال کالا و پول در آنجا نیستند.
🔰ابعاد نظری۳۷ سال حکمرانی «قائد شهید» در گفت‌وگو با حمید پارسانیا؛ عظمت و اقتدار تمدنی 🔸حمید پارسانیا گفت: این حرکت تمدنی در همین چند دهه نیز امواج خروشان خود را در سطح جهان اسلام و عرصه بین‌المللی نشان داده است و یقیناً امواج قوی‌تری را در پیش خواهد داشت، اما به عنوان یک اصل قطعی، آیندگان هویت، عظمت و اقتدار تمدنی خود را وامدار این مقطع تاریخی و سرچشمه اندیشه نظری و عملی «قائد شهید» خواهند دانست. 🔸️قائد شهید تفکر توحیدی را که پیش از آن توسط عارفان در ساحت سلوک فردی و توسط فقیهان در ساحت عبادیتبیین می‌شد، در عرصه سیاست و نظامات اجتماعی تجلی بخشید و تئوریزه کرد. ایشان این الگو را حتی پیش از پیروزی انقلاب در تبیین‌های تفسیری خود (مانند تبیین کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن) پایه‌ریزی کرده بودند. 🔸️ایده بنیادین قائد شهید در دوران حکمرانی بر این مبنا استوار بود که «توحید سیاسی» نمی‌تواند مجزا از توحید فقهی، فلسفی و عرفانی باشد؛ به عبارتی، فرهنگ یک کلّ منسجم است. از این رو، ایشان هم‌زمان با ایستادگی در برابر هژمونی سیاسی و نظامی غرب (که نمونه عینی آن همگرایی دو بلوک شرق و غرب در جنگ تحمیلی علیه ایران بود)، مواجهه با هژمونی علمی و معرفتی غرب را نیز در دستور کار قرار دادند. ibna.ir/x6HRL @ibna_official
هدایت شده از خبرگزاری فارس
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جلیلی: معیشت بدون امنیت و دفاع از حاکمیت کشور به‌دست نمی‌آید 🔹قراردادن خط خون‌خواهی مقابل معیشت، نوعی تحجر است؛ تحجر یعنی شما یک پاسخی برای یک سوالی داشته باشید و اگر ۱۰ بار تجربه نشان داد که پاسخ‌تان غلط است بازهم آن را تکرار کنید. @Farsna
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ | عظمت و عملکرد رهبر شهید به‌گونه‌ای بود که قدرت پوشالی آمریکا، به عنوان لیدر در کودتای دی‌ماه، نقش‌آفرینی می‌کرد / رهبر شهید در تمام عمر خود در تلاش برای قدرتمند کردن ایران بود ▫️گزیده‌ای از گفت‌وگوی ویژه خبری ✅ @saeedjalily