هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
گفتمان آیتالله خامنهای با شهادت ایشان بسط پیدا کرد
🔻 بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، در گفتوگو با فرهیختگان:
🔹 شهادت ایشان در چهارچوب رویداد بزرگی رخ داد و آن حمله دو قدرت اتمی به ایران بود. ما در جنگ با یک واقعیت عریان روبهرو شدیم. درست به این میماند که همه ما میدانیم یک روز میمیریم یا یک روز پدر یا مادرمان را از دست میدهیم و هرچند انتظار مرگ پدر و مادرمان را داریم در روزی که این خبر را به ما میدهند، برای ما اتفاقی میافتد؛ علیرغم اینکه انتظارش را داشتیم. انتظار جنگ را داشتیم؛ اما این با تجربه واقعیت ملموس جنگ متفاوت است؛ لذا واقعیت جنگ -هم جنگ ۱۲ روزه و هم جنگ رمضان- برای عده زیادی بهمنزله شوکی بزرگ بود و باعث شد نسبتشان با واقعیت تغییر کند و بسیاری از پنداشتهها و برساختهای رسانهای و ذهنی فرو بریزد و پارهای از واقعیتها مثل مقاومت، قدرت توان ملی، قدرت هستهای، قدرت موشکی، دفاع از حاکمیت ملی و دفاع از امر ملی معانی ملموس و زنده پیدا کنند.در چنین چهارچوبی شهادت رهبر هم از این قاعده تبعیت میکند. رهبر شبیه پدر بودند. تا زمانی که یک پدر، حتی اگر پیر باشد، زنده است فرزندان ممکن است وجود او را خیلی احساس نکنند، در فقدان پدر است که پارهای از واقعیتها خودش را آشکار میکند.
🔹 بر اساس چنین امری بود که گفتمان ایشان و دالهای مرکزی گفتمان ایشان، یعنی دفاع از استقلال، دفاع از حاکمیت ملی، ایده بالا بردن قدرت دفاعی کشور، عدم اعتماد به آمریکاییها، اینکه قدرتهای غربی ما را رها نخواهند کرد، همه را در واقعیت جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان به نحو ملموس لمس کردیم، حتی آنهایی که ممکن بود تا دیماه بهعنوان نیروی منتقد، کف خیابان حاضر بودند؛ علیه حاکمیت جمهوری اسلامی و حتی رهبری؛ زمانی که با این واقعیت ملموس مواجه شدند، تصویرشان عوض شد. ناظر به ایران جدیدی که شما از آن صحبت میکنید، خیلی از نیروها چه آنهایی که در خارج از کشور و چه آنهایی که داخل بودند و معترض بودند، شاید تا قبل از جنگ، هنوز موضع انتقادی رادیکال داشتند و الان بهشدت از مواضع ملی در برابر اسرائیل و آمریکا دفاع میکنند، اینها حاصل این تجربه تاریخی بود.
🔹 در گفتمان انقلاب، در تبیین نسبت امر ملی و اسلامی، فقدانی تئوریک وجود داشته و بعد از نوشته شدن کتاب خوب و خواندنی «خدمات متقابل اسلام و ایران» توسط مرحوم مطهری، حوزههای علمیه و دانشگاههایمان نتوانستند اثری دندانگیر و متنی قابلقبول برای تبیین نسبت امر ملی و دینی تولید کنند. این انتقاد به لحاظ تئوریک به گفتمان انقلاب وارد است، بهخصوص که گاه در بیانات پارهای از روحانیون و خطبای نماز جمعهها حرفهایی بر اساس شرایط زده میشد که شاید خیلی دقیق نبود و احساسات ملی مردم تحریک میشد، مثلاً طرح این موضوع که حفظ سوریه از خوزستان برای ما مهمتر است. این موارد نشان میدهد نسبت بین امر ملی و اسلامی چندان روشن نبود و پارهای از جریانات هم بودند که یکطرفه بیان میکردند، پارهای از غربگراها و روشنفکران، روی امر ملی دست میگذاشتند و امر دینی را انکار میکردند و پارهای دیگر روی امر اسلامی دست میگذاشتند و امر ملی را نفی میکردند.
🔹 از نظر من عبدالکریمی، واقعیت تاریخی ما نشان میدهد امر ملی و دینی ما جداییناپذیر است. ایران سرزمینی است که در آن خرد و لوگوس ایرانی با امر دینی پیوند خورده و این با اسلام هم شروع نشده است. اسلام یک تاریخ ۱۴۰۰ ساله در ایران دارد؛ اما ایران ۳ هزار سال است که یکی از بزرگترین کانونهای دینی و معنوی جهان بوده است. نکته دوم این است که همواره در پیوند امر ملی و دینی بوده که ایران قدرت داشته، هر موقع این دو از هم جدا شده، بهمثابه پاشنه آشیل و نقطهضعف عمل کرده است، چنان که در زمان رضاشاه و محمدرضا بر امر ملی دست گذاشتند؛ اما این امر ملی جدای از امر دینی بود و نتوانستند حافظ منافع ما در برابر قدرتها باشند و ایران ضعیف شد.نکته سوم اینکه درست است که به لحاظ نظری و تئوریک، گفتمان انقلاب در تبیین رابطه امر دینی و امر ملی ضعف داشته و نتوانسته به شکلی تئوریک این رابطه را تبیین کند و این نقطهضعفی شد که اتاق فکرهای موساد و سیا و دیگر نیروهای معاند، پارهای از مردم ما را فریب دهند که جمهوری اسلامی به امر ملی توجه ندارد؛ اما در عمل، تمام فرزندان و نیروهای سپاه و نیروهای دفاعی ما که در لبنان، سوریه و عراق شهید شدند، پیکرهای پاکشان در پرچم ایران گذاشته شد.
🔗 مطالعه در سایت فرهیختگان
@bijanabdolkarimi
پیشنهاد ادعایی عمان برای تقسیم کریدور کشتیرانی هرمز و کاهش شدید نقش ژئوپلیتیکی ایران
✍️ عبداله باباخانی
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی، از جمله رویترز، یکی از گزینههای در حال بررسی در مذاکرات مسقط ایجاد دو مسیر مجزا برای عبور کشتیها در تنگه هرمز است؛ مسیری در آبهای عمان با عبور آزاد و بدون نیاز به مجوز، و مسیری در آبهای ایران که عبور از آن مستلزم هماهنگی یا تأیید قبلی باشد. تاکنون هیچ مقام رسمی ایرانی این طرح را تأیید نکرده است و باید آن را در حد یک پیشنهاد مذاکرهای دانست.
اگر چنین مدلی اجرایی شود، از منظر ژئوپلیتیکی میتواند به زیان ایران باشد. در عمل بخش عمده ناوگان بینالمللی، شرکتهای بیمه و مالکان کشتی ترجیح خواهند داد از مسیر آزاد و کمریسکتر عمان استفاده کنند. نتیجه آن خواهد بود که به مرور زمان کریدور جنوبی عمان به مسیر غالب تبدیل شده و نقش سنتی ایران در مدیریت یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان کاهش یابد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هماکنون نیز بخشی از ترافیک دریایی به سمت مسیرهای عمانی منتقل شده است و گزارشهای رهگیری دریایی از افزایش استفاده کشتیها از کریدور جنوبی خبر میدهند.
از نگاه منافع ملی ایران، ارزش تنگه هرمز بیش از آنکه در دریافت عوارض یا کنترل اداری عبور کشتیها باشد، در جایگاه ژئوپلیتیکی و امنیتی آن نهفته است. هر سازوکاری که باعث شود یک مسیر دائمی و مستقل در آبهای عمان شکل بگیرد و بخش عمده تجارت جهانی انرژی از آن عبور کند، در بلندمدت میتواند وزن راهبردی ایران در هرمز را کاهش دهد.
به همین دلیل، بازگشت به الگوی سنتی پیش از بحران، یعنی استفاده از کریدور بینالمللی مشترک و پرهیز از تثبیت مسیرهای موازی دائمی در شمال و جنوب تنگه، ز منظر حفظ جایگاه ژئوپلیتیکی ایران گزینه مطلوبتری به نظر میرسد.
🆔@world_order
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
🗒 تراژدیِ «پیادهنظامِ واکنشی»؛ چرا جریان انقلابی باید از دویدن در دقیقهی ۹۰ دست بکشد؟
▪️ یادداشت | حمید فرهمند:
مقدمه: ابزاری برای تمیزکاری، نه مهندسیِ صحنه
➖ بگذارید با یک استعاره تلخ شروع کنم که شاید قلب بسیاری از همسنگرانم را بفشارد: گاهی حس میکنم ما برای این ساختار، حکم یک «دستمال یکبارمصرف» را پیدا کردهایم. ابزاری که فقط وقتی کثافتکاریِ بوروکراسی و بیکفایتیِ مدیران بالا میزند، فراخوانده میشود تا با خون و آبرو صحنه را تمیز کند و بعد، بیسر و صدا به کناری گذاشته میشود تا بحران بعدی.
➖ این حسِ استثمارشدگی، ریشه در یک پدیده خطرناک در علوم رفتاری دارد که من آن را «شرطیشدنِ واکنشی» مینامم. ما یاد گرفتهایم فقط زمانی «هستیم» که «اتفاقی» بیفتد.
۱. زندانِ واکنشی؛ وقتی میدان را دیگران تعریف میکنند
در علوم رفتاری، جریانی که فقط در پاسخ به محرکهای بیرونی (مثل فتنه، ترور، یا تهدید دشمن) بسیج میشود، یک جریان Reactive است. از ۹ دی ۸۸ تا تشییعهای میلیونی این سالها، ما همیشه در «پاسخ» عالی بودهایم. اما مشکل اینجاست: کسی که فقط واکنش نشان میدهد، هرگز تعیینکنندهی قواعد بازی نیست.
➖ ما مفهوم «کار جهادی» را به اشتباه فهمیدهایم. فکر میکنیم جهاد یعنی sprinting (دویدن با تمام توان) در دقیقهی ۹۰ برای جبرانِ عقبماندگیها. در حالی که جهاد واقعی، یک Marathon (دویدن طولانی و با برنامه) است. جریانی که برنامهریزیِ صبورانه برای ۱۰ سال آینده ندارد، عملاً پیادهنظامی است که در زمینِ بازیِ حریف میدود.
۲. فلسفهی غرب: انفعالِ تودهها به مثابه راهبرد
➖ در تفکر استراتژیک غربی، بهویژه در نظریات کسانی چون هنری کیسینجر یا طرحهای اندیشکدههایی مثل RAND، یک اصل نانوشته وجود دارد: «حریف را در چرخه بیپایانِ واکنش نگه دار.» آن ها میدانند که اگر یک جریان را مدام با بحرانهای پیاپی (اقتصادی، امنیتی، رسانهای) درگیر کنند، آن جریان فرصت «اندیشیدن به آینده» و «طراحیِ ایجابی» را از دست میدهد. در این نگاه، «نجابت» و «قانونمداریِ» جریان انقلابی، یک نقطه ضعف تلقی میشود که میتوان با تکیه بر آن، آنها را نادیده گرفت، چون میدانند این گروه اهلِ آشوب و تخریب نیست و در نهایت با یک «صبر علوی» سکوت میکند.
۳. جوشش از درون؛ درسِ بزرگِ پیرِ جماران و امامِ شهید
چرا امام خمینی (ره) یا امام خامنهای شهید توانستند تاریخ را تغییر دهند؟ چون آنها از درون به «جوشش» رسیده بودند. آنها «واکنش» نبودند؛ آنها خودِ «کنش» بودند. اشکال کار ما اینجاست که میخواهیم بدون ساختنِ بنیانهای اخلاقی، استقامت و صبر درونی، بارهای سنگینِ تمدنی را برداریم. علم رفتاری میگوید تغییرِ پایدار از Intrinsic Motivation (انگیزه درونی) میآید. تا وقتی تقوا و رشد اخلاقی در درون ما به یک آتشفشان تبدیل نشود، ما فقط مهرههایی هستیم که با ریموتِ بحرانها تکان میخوریم.
۴. مدل ذوالقرنین: ما «پیمانکار» نمیخواهیم، «یار» میخواهیم
یک خطای بزرگِ حکمرانی در ایران این است که مردم را «مصرفکننده» یا «حقالزحمهبگیرِ» خدماتِ حکومت دیده است. اما منطق قرآن چیز دیگری است. وقتی قومی نزد ذوالقرنین آمدند و گفتند: «ما به تو پول (خرجاً) میدهیم تا بین ما و یاجوج و ماجوج سد بسازی»، او چه گفت؟ او نگفت «پول بدهید تا من برایتان بسازم». او گفت: «فَأَعِینُونی بِقُوَّةٍ» (مرا با نیروی خود یاری دهید - سوره کهف، ۹۵). ذوالقرنین به آنها یاد داد که امنیت و پیشرفت، خریدنی نیست؛ ساختنی است و خودِ مردم باید وسط میدان باشند. (سوره کهف آیه 94 و 95)
➖ امام مهدی (عج) هم قرار نیست بیاید و «به جای ما» کار کند. او به جامعهای نیاز دارد که از حالتِ «واکنشی» خارج شده و به بلوغِ «ان تقوموا لله مثنی و فرادا» (سوره سبأ، ۴۶) رسیده باشد. یعنی قیام برای خدا، حتی اگر تنها باشی، حتی اگر بحرانی در کار نباشد.
نتیجهگیری: به سوی «کنشگریِ اصیل»
➖ زمان آن رسیده که از سطلِ زباله «ابزارهای یکبارمصرف» خارج شویم. نجابت ما نباید ابزارِ نادیده گرفته شدنمان باشد. راه حل، نه در خیابان است و نه در جنجالهای توئیتری. راه حل در بازگشت به «خودسازیِ استراتژیک» است. باید آنقدر از نظر علمی، اخلاقی و تشکیلاتی قوی شویم که سیستم نتواند ما را نادیده بگیرد. ما نباید فقط برای «دفاع» از خاکریزها فراخوانده شویم؛ ما باید خودمان «طراحِ» خاکریزهای آینده باشیم.
#رصد #یادداشت
#راهبرد #جامعه
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ما مجبوریم ابرقدرت بشویم
▪️ مسأله ما | قسمت چهاردهم/۱ | حامد سروری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی
➖ اگر بخواهیم از جایگاه یک قدرت عقبنشینی کنیم و مانند گذشته رفتار کنیم، پیامدهای سنگینی دامنگیر ما خواهد شد. بیثباتی، جنگهای پیاپی، آشوبهای داخلی و در نهایت تجزیه کشور، پیامدهای قطعی چنین عقبنشینی خواهد بود.
➖ اگر قدرتمند نشویم، تجزیه خواهیم شد. بنابراین، ما حق انتخاب نداریم؛ «قدرت بودن» برای ما یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار است
🔗 تماشای برنامه در آپارات | یوتیوب
#مسأله_ما #راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از کیهان آنلاین
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 لیلاز: لایحه بودجه ۱۴۰۵ که توسط سازمان برنامه دولت چهاردهم تدوین شد، بودجه براندازانه بود اما خوشبختانه مجلس جلوی آن را گرفت
@Kayhan_Online