معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔗 Shadow of Ezra: «بنیامین نتانیاهو و پسرش، یائیر نتانیاهو، حداقل از سال ۲۰۱۹ خواستار حمله و تصرف ش
اسرائیل یک کشور کوچک در خاورمیانه نیست .
مقر اصلی (القاعده، head quarter) صهیونیسم بین الملل است.
رد پایش را از اوکراین و اسپانیا تا امارات و بحرین تا سودان و سومالی تا آرژانتین و پرو می شود دید.
هدایت شده از هنر جنگ
۲۲:۵۸/ ۸ مرداد
ارزیابی اطلاعاتی: گزارشهای منابع نزدیک به رژیم اسراییل نشان میدهد ادعای کاهش موشکهای رهگیر امریکا یک بهانه است و ترامپ در صورت غلبه بر نگرانیهای اقتصادی، حملات گسترده علیه ایران را آغاز خواهد کرد.
@dolfiniran
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔗 Shadow of Ezra: «بنیامین نتانیاهو و پسرش، یائیر نتانیاهو، حداقل از سال ۲۰۱۹ خواستار حمله و تصرف ش
🔹 در پی هجوم هماهنگ و گسترده دهها هزار تبعه مراکشی (بیش از ۶۰ هزار نفر بر اساس آخرین برآورد) به شهر سئوتا در کنترل اسپانیا که با تسهیلگری مرزبانان مراکشی و احتمالا تأمین مالی دولت همراه بوده، مقامات محلی خواستار وضعیت اضطراری شدهاند.
🔹 ایتالیا، دانمارک، فندلاند خواستار اعمال محدودیتهای سفر علیه اسپانیا در اتحادیه اروپا شده و رئیسکمیسیون اروپا عبورهای غیرقانونی را محکوم و خواستار بازگشت سریع مهاجران شده است.
🔹 صهیونیستها از جمله فرزند نتانیاهو و نماینده رژیم در سازمان ملل از این اقدام مراکش (به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان ابراهیم و دارای روابط امنیتی نظامی نزدیک) خوشحال شده و آن را تایید کردند.
🔹 ترامپ در گفتگو با شبکه فاکس نیوز در واکنش به این جریان گفت: «اگر طرف نامناسب به قدرت برسد، سه سال دیگر وضعیت ما این خواهد بود. اگر دموکراتها پیروز شوند، زندگی خوبی نخواهید داشت.»
▪️پینوشت: اسپانیا و دولت فعلی آن از کشورهای غربی بود که مقابل نسلکشی در غزه سکوت نکردند و در جریان جنگ ایران خاک خود را در اختیار آمریکا قرار نداد.
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
ناسزا بهجای نقد؛ ترور شخصیت بهجای بازخوانی تاریخ
✍ حجتالاسلام والمسلمین ابوالحسن حسنی، استاد حوزه علمیه قم
در فضای فکری-سیاسی معاصر ایران، شاهد افزایش حملات خصمانه به دو چهره کلیدی جریان سوم روشنفکری –جلال آل احمد و علی شریعتی– هستیم، بهویژه از سوی جریانهای لیبرال (مانند غنینژاد) و جریانهای برانداز و... این حملات اغلب از نقد روشمند فاصله گرفته و به توهین شخصی (شیاد، دروغگو، جاسوس، مزخرفگو، و حتی ارتباط با ساواک) و تحقیر تبدیل شدهاند.
با جستوجو در دو منبع اصلی برای این حملات قابل ردیابی است.
۱. رویکرد لیبرال دروننظام (یا نزدیک به قدرت)
این جریان واقعی است و یکی از منابع مهم حملات است؛ شامل برخی اقتصاددانان، مدیران و روشنفکران لیبرال-اقتصادی (مانند جریان مرتبط با موسی غنینژاد) که شریعتی و آل احمد را نماد چپگرایی، اقتصاد دولتی، ضدیت با بازار آزاد و رمانتیسیسم انقلابی میدانند. آنها معتقدند گفتمان این دو، زمینهساز نوعی «اقتصاد سیاسی ناکارآمد» و «ضدتوسعه» بوده، و حمله به آنها برای این جریان، راهی برای مشروعیتزدایی از کل گفتمان عدالتمحور و انقلابی در درون نظام است. یعنی بدون اینکه مستقیماً به اصل نظام حمله کنند، ریشههای فکری آن را هدف قرار میدهند. این رویکرد معمولاً با لحن «علمی-اقتصادی» شروع میشود اما گاهی به ناسزا میرسد.
۲. رویکرد برانداز (اپوزیسیون خارجنشین و پادشاهیخواه)
این منبع حتی قویتر و خشنتر است؛ بسیاری از براندازان، بهویژه جریانهای افراطی سلطنتطلب و سکولار رادیکال، شریعتی و آل احمد را عامل اصلی سقوط پهلوی و بیدارکنندگان جوانان به سوی انقلاب میدانند؛ از این دو کینه عمیق تاریخی دارند. چون این دو را «خائن به مدرنیته ایرانی» یا «عامل فریب نسل» میبینند. در فضای مجازی، این گروه بیشترین سهم را در تبدیل نقد به ناسزا و فحش دارند. برای آنها حمله به شریعتی و آلاحمد، بخشی از جنگ فرهنگی برای بازنویسی تاریخ معاصر است.
این دو رویکرد گاهی با هم همپوشانی پیدا میکنند (مثلاً برخی لیبرالهای برانداز).
ناسزاهای اخیر سیاسی-ایدئولوژیکاند تا نقد علمی. آنها تلاشی برای تسویهحساب تاریخی با میراث انقلابیاند. البته این به معنای آن نیست که شریعتی و آل احمد نقدناپذیرند. نقد جدی به التقاط فکری، رمانتیسیسم و برخی سادهاندیشیهایشان کاملاً مشروع است، اما وقتی به ناسزا تبدیل میشود، بیشتر ماهیت سیاسی و کینهورزانه پیدا میکند تا فکری.
حملات خصمانه به شریعتی و آل احمد بیشتر از آنکه نشاندهنده پختگی فکری منتقدان باشد، بازتاب قطبیسازی فرهنگی و تلاش برای بازنویسی قطبیشده تاریخ معاصر ایران است؛ رویکردی که بیشتر ترور شخصیت است تا تاریخنگاری. این رویکرد از نظر علمی ناکارآمد و نادرست، و از نظر فرهنگی نیز مخرب است. این نحوه موضعگیری توهینآمیز مانع درسگیری بالغ از گذشته میشوند. میراث این دو متفکر –با همه نقصها و تأثیرات قدرتمندشان– بخشی جداییناپذیر از تاریخ روشنفکری ایران است. نقد درست آنها نیازمند فاصلهگیری از ناسزا و حرکت به سوی تحلیل تاریخی-هرمنوتیکی عمیق است. تنها در این صورت میتوان هم نقاط قوت آنها (بیداری ضداستعماری و عدالتخواهی) و هم محدودیتهایشان (التقاط ناپخته و چالش با نهاد دینی) را به رسمیت شناخت. تبدیل نقد به برچسب «شیاد» یا «دروغگو» یک خطای راهبردی است: به جای مواجهه با ایدهها (مثلاً بررسی قوت و ضعف مفهوم غربزدگی از منظر اقتصاد سیاسی یا مطالعات پسااستعماری)، به شخصیت حمله میشود.
از منظر اخلاق گفتار، ناسزاگویی فضای عمومی گفتوگوی منطقی و انتقادی را مسموم میکند؛ به جای تقویت نقد سازنده، قطبیسازی ایجاد میکند و اغلب با انگیزههای سیاسی کوتاهمدت همراه است و کمتر به درک پیچیدگیهای تاریخی کمک میکند. ناسزا جایگزین خوبی برای بازخوانی انتقادی نیست. درحالیکه یک نقد آکادمیک قوی میتوانست ضعفهای مرحوم شریعتی را بدون توسل به توهین برجسته کند.
@bijanabdolkarimi
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥افشای توطئه آمریکایی/اسرائیلی علیه اسپانیای مخالف اسرائیل و ترامپ: با گسیل مهاجران👇👇
👈نیک فوئنتس، راستگرای «اول آمریکا» یی:
✅دلیل اینکه جمهوریخواهان از حمله به شهرهای اسپانیا حمایت میکنند این است که آنها این کار را به نیابت از اسرائیل انجام میدهند.
🔺آنها دارند منافع امنیتی حیاتی مراکش را تقویت و اسپانیا را مجازات میکنند؛ آن هم به قیمت به خطر افتادن منافع امنیتی حیاتی خود اسپانیا.
🔺چرا که اسپانیا یکی از مخالفان اسرائیل است و مراکش یک متحد امنیتی برای اسرائیل به شمار میرود.
🔺به عنوان بخشی از توافق مراکش برای به رسمیت شناختن اسرائیل، ایالات متحده و اسرائیل ادعای مراکش بر صحرای غربی (یک قلمرو مناقشهبرانگیز دیگر در شمال آفریقا) را به رسمیت شناختند.
🔺ایالات متحده و اسرائیل در واقع در سال ۲۰۲۰ قلمرو مورد مناقشه اسپانیا را به مراکش واگذار کردند. این پاداش مراکش برای به رسمیت شناختن اسرائیل بود.
گفتوگویی درباره سرنوشت ایران
✍محمد فاضلی
من در هفته گذشته، گفتوگویی با دکتر #فؤاد_ایزدی را در رسانه ایرانتاک منتشر کردم (https://youtu.be/1jZpqjZ7SEA). بازتاب رسانهای این گفتوگو هم زیاد بود. فؤاد ایزدی در جایگاه منتقد و مخالف برجام تا منتقد راهبرد مذاکره با آمریکا (به شرح و قیودی که در گفتوگو به صراحت گفتهاند)، خلاصه دیدگاهش این است:
۱. آمریکا به دنبال توافقی که نفعی برای ایران داشته باشد نیست؛ ۲. مذاکره و دادن امتیازهای مرتبط با هستهای، تنگه هرمز یا هر موضوع دیگری اثری ندارد؛ ۳. آمریکا فقط با تهدید نابودی زیرساختهای نفت منطقه خلیج فارس به نحوی که برای چند سال قابل بازسازی نباشد، عقبنشینی میکند؛ ۴. تحریمها هرگز رفع نمیشوند و باید از طریق دیگر مسائل اقتصاد و توسعه ایران را حل کرد.
فکر میکنم این خلاصهترین بیان از رادیکالترین راهبردی است که به رهبران و سیاستمداران ایران امروز پیشنهاد میشود. من در موضع نقد این دیدگاه نیستم و در طول گفتوگو هم تلاش کردم با طرح سؤالاتی، ریشه و کُنه این رویکرد را در سطح توصیف آشکار کنم. اما آن گفتوگو و رویکرد بیانشده در آن، فراتر از یک گفتوگوی رسانهای معمولی است.
یک. جریان سیاسی و اندیشهای خاصی وجود دارد (که فؤاد ایزدی هم از مهمترین چهرههای آن جریان است) که این گونه میاندیشد، تجویز میکند و در مجامع سیاستگذاری و تعیین راهبردها اثرگذار است.
دو. این جریان در مقدمات اندیشه و دیدگاهشان (درخصوص راهبردهای آمریکا) نکات قابل اعتنایی مطرح میکنند که حتی برخی منتقدان ایشان نیز آنها را تأیید میکنند. بنابراین نمیتوان به راحتی از کنار مقدمات بحثشان گذشت.
سه. در سطح تجویز و توصیه راهبرد، خطرات عظیم (در حد خطرات تمدنی) در راهبرد تجویزی ایشان محتمل/نهفته است. البته ایشان هم بقیه دیدگاهها (خصوصاً راهبرد مبتنی بر امکانپذیری توافق از طریق مذاکره) را منتهی به همین خطر عظیم (در حد نابودی زیرساختها و عواقبش) میدانند.
چهار. اردوگاههای اندیشهای اثرگذار بر تصمیم سیاستسازان و سیاستگذاران، نمیتوانند از زیر توجه کردن به چارچوب اندیشهای #فؤاد_ایزدی شانه خالی کنند، هر قدر موافق یا مخالف آن باشند.
پنج. چارچوب فکری فؤاد ایزدی در این گفتوگو، در غیاب نقد دقیق و عالمانه، جذاب و قانعکننده به نظر میرسد (کافی است پانوشتهای متعدد بینندگان گفتوگو را ببینید.)
نتیجهگیری
تصور میکنم هر کنشگر سیاسی، تحلیلگر روابط خارجی و جنگ، حزب سیاسی یا اندیشمندی که حال و روز ایران و سرنوشت آن برایش اهمیت دارد، باید تکلیفش را با تحلیل، نقد و موضع (موافق یا مخالف) با دیدگاه مندرج در این گفتوگو (https://youtu.be/1jZpqjZ7SEA) روشن کند؛ نمیتوان آنرا نادیده گرفت. دیدگاهی که او مطرح میکند و حتماً در راهروهای تصمیمگیری حاکمیت در تهران هم مطرح شده و برای دنبال کردن آن کار میشود، چیزی نیست که بشود به سادگی از کنار آن گذشت.
این دیدگاه اگر درست باشد و مؤثر، و راه نجات ایران از جنگ زیرساختی و فرومانده شدن دولت و جامعه باشد، بسی ارزشمند است؛ و اگر درست برخلافش، راهبردی منتهی به تشدید جنگ، تخریب زیرساختها و نابودی تمدنی باشد، سیاهچالهای است که برای دههها ایران را فرومیبلعد. تصور میکنم اندیشمندان، محافل سیاستگذاری و جریانهای اندیشهای با دقت این راهبرد را تجزیه و تحلیل کنند، و اگر پاسخی دارند با شفافیت و روشنی ارائه کنند.
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«وقتی هاشمی رفسنجانی از اشکالات حکمرانی مینویسد»
👤 گفتوگو با دکتر #پرویز_امینی
پژوهشگر علوم سیاسی و استاد دانشگاه
💬 خاطرات هاشمی رفسنجانی تصویری از حکمرانیِ بیمشورت را نشان میدهد؛ او به عنوان عالیترین مقام اجرایی کشور به روشنیِ مسیرِ توسعه باور داشت، اما از اندیشیدن به تجربیاتِ گذشته غافل بود. ایراد برخی مدیران اینجاست که از نتایج نامطلوب تجارب قبلی برای اصلاح آینده درس نگرفتهاند.
📷 گفتوگوی کامل ما با ایشان در آپارات و یوتیوب:
❇️ aparat.com/v/kgu96j6
❇️ youtu.be/IGPFqVzDyWE
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بلایی که پهلوی دوم سر خودش آورد!»
👤 گفتوگو با دکتر #پرویز_امینی
پژوهشگر علوم سیاسی و استاد دانشگاه
💬 اصلاحات ارضی پهلوی نمونهی بارزِ تلاش عقلِ تکنوکرات، بدون توجه به منطقِ اجتماعی است. تصمیمی که بنا داشت برای شاه پایگاه مردمی بسازد اما نتیجهای کاملا معکوس داد. این طرح میکوشید تسلط خواص بر عوام را برهم بزند ولی ناخودآگاه مشروعیتِ شاه را به چالش کشید. واقعهای که تناقضِ آشکار آن، نقطه آغاز مرگ پهلوی شد.
📷 گفتوگوی کامل ما با ایشان در آپارات و یوتیوب:
❇️ aparat.com/v/kgu96j6
❇️ youtu.be/IGPFqVzDyWE
هدایت شده از Researcher
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شهید سپهبد غلامعلی رشید:
ما میگفتیم با همین امکانات داخل کشور میتوانیم بجنگیم ولی باید رزمندگان را تأمین کنید. آقای هاشمی رفسنجانی گفت ما بند پوتین اینها را هم نمیتوانیم تامین کنیم.
🔹جمله تلخ و گزنده دیگری هم گفت:
آقای هاشمی رفسنجانی بعد از جنگ به من میگفت فلانی همان موقع که امام گفت راه قدس از کربلا می گذرد اگر میآمدی پیش من میگفتم حرف مسخرهای است و نمیشود.
هدایت شده از علی لاریجانی
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خادمی امام حسین علیه السلام از هر سمتی بالاتر است/ امید دارم من را هم جزء زائرین به حساب بیاورند
@alilarijani_ir
یکی از موکبداران عراقی با انتشار کلیپی نوشت:
این تصویر آقای علی لاریجانی در منطقه شط الله (منطقهای روستایی تابع طویریج) هنگام عبور او در زیارت اربعین و در میان عراقیهای ساده و معمولی است!
در حالی که مدتی قبل، ماشینم را در یک خیابان فرعی در محله حسین (یکی از مهمترین محلههای کربلا) پارک کرده بودم، یک پلیس آمد و به من گفت که خودرو را جابهجا کنم، چون در این خیابان خانه یکی از نمایندگان پارلمان عراق قرار دارد (کسی که جز مادرش، کسی او را نمیشناسد و اهمیت سیاسیاش تقریباً صفر است).
علی لاریجانی صرفاً یک سیاستمدار یا مقام ارشد در ایران نبود؛ بلکه زائری ساده بود که همانند دیگر زائران، مسیر پیادهروی اربعین را طی میکرد. بدون تشریفات و هیاهو، در موکبها و مضیفها کنار مردم اقامت میکرد و در مسیر امام حسین (ع)، در غذا و محل استراحت با دیگر زائران شریک میشد.
این مرد که جهان او را در عالیترین مناصب تصمیمگیری میشناخت و سالها دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، در مسیر امام حسین (ع) تنها یکی از میلیونها دلدادهای بود که از سر عشق و ولایت، راهی کربلا میشد.
امروز نام او در میان شهدا یاد میشود؛ در روایتی که معنایی بزرگ را در خود دارد: اینکه مکتب امام حسین (ع) تنها زائر تربیت نمیکند، بلکه مردانی میپرورد که با استواری و اراده در برابر بزرگترین قدرتهای جهان میایستند.
مشایه نجف - کربلا | منطقه شط الله | طویریج | سال ۱۴۰۳ هجری شمسی | ۱۴۴۶ هجری قمری
🔵خاورمیانه در آستانه بازآرایی ژئوپلیتیک
از راهبرد مهار ایران تا محوریت بر سر نظم منطقه ای.
✍️مسعود سالاری
🔻۱۴۰۵/۵/۴
تحولات منطقه را نباید صرفا در چارچوب جنگ ایران و اسرائیل- آمریکا تحلیل کرد.
آمریکا همواره کوشیده است ابتکار عمل امنیتی در خاورمیانه از کنترل و نفوذش خارج نشود. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، بهویژه در پی آزادسازی کویت، حضور نظامی دائمی خود را بنحو یکه تازانه در منطقه بهطور چشمگیری گسترش داد.
ژئوپلیتیک و انرژی، مهمترین دلایل این افزایش حضور و نیز حمایت همهجانبه از اسرائیل بهعنوان بازوی نیابتی منطقهای واشنگتن بودهاند.
در این چارچوب، اسرائیل باید در موقعیتی قرار گیرد که از سوی هیچیک از کشورهای منطقه، نه بالفعل و نه بالقوه، تهدیدی متوجه امنیت خود احساس نکند. در مرحله بعد نیز این کشور بتواند اهداف و برنامههای راهبردی خود را برای سیطره بر ژئوپلیتیک و منابع انرژی خاورمیانه و تثبیت این وضعیت دنبال کند.
در این میان، جریان راست افراطی آمریکا آشکارترین همسویی را با سیاستهای اسرائیل داشته است. هرگاه این جریان نقش تعیینکنندهای در سیاست خارجی آمریکا یافته، سیاستهای منطقهای واشنگتن نیز با صراحت بیشتری در جهت تأمین امنیت و تقویت جایگاه راهبردی اسرائیل تنظیم شده است.
طرح «صلح ابراهیم» (تو بخوان طرح تسلیم جبری ابراهیم) را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.
در مقابل، هرگاه دموکراتها یا نیروهای میانهرو در دو حزب اصلی آمریکا نقش پررنگتری در سیاست خارجی ایفا کردهاند، دستکم از شتاب سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل کاسته شده یا تلاش شده است رفتار این رژیم تا حدودی مهار شده و با حفظ ظاهر در چارچوب های حقوق بین الملل تعریف شده و پیش برود.
از بدو تأسیس اسرائیل، کشورهایی چون مصر، لیبی، سوریه، عراق، عربستان سعودی، ترکیه و ایران، هم از حیث سیاسی و هم از منظر ژئوپلیتیکی، مهمترین موانع تحقق اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل تلقی شدهاند.
طی دهههای گذشته مصر، عراق، لیبی و در سالهای اخیر سوریه تا حد زیادی تضعیف شدهاند؛ بهگونهای که دیگر تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب نمیشوند و از توان دفاع مؤثر در برابر آن نیز برخوردار نیستند. به بیان دیگر، اسرائیل در قبال این کشورها تا حد زیادی در پیشبرد اهداف توسعهطلبانه خود موفق بوده است.
عربستان سعودی نیز به دلیل ساختار سیاسی و ملاحظات داخلی خود، در بسیاری از موضوعات امنیتی هم راستای سیاستهای آمریکا حرکت کرده و از این رو تاکنون در اولویت سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل قرار نگرفته است. در مقابل، از همان ابتدا ایران و ترکیه چالشهای پیچیدهتری برای این راهبرد به شمار آمدهاند.
ترکیه، بهعنوان عضو ناتو، هرگز با تنهایی راهبردی ایران مواجه نبوده است. اما ایران، با وجود سقوط نظام شاهنشاهی در سال ۱۳۵۷، پشت سر گذاشتن دورهای از بیثباتی سیاسی، تحمل جنگ هشتساله، آسیبهای گسترده به زیرساختهای نظامی و اقتصادی، تحریمهای فراگیر مستمر و فشارهای سیاسی، هرگز به وضعیتی مشابه مصر، عراق، لیبی یا سوریه تنزل نیافته است.
برعکس، با وجود پرداخت هزینههای سنگین، همچنان بر حفظ استقلال و تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت منطقهای تأکید کرده و از نگاه نویسنده، به مانعی جدی در برابر این راهبرد تبدیل شده است.
با این حال، تحولات دو دهه اخیر نشان داده است که ابزارهای متعارف مهار ایران، از جمله تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی، انزوای دیپلماتیک، عملیات اطلاعاتی و جنگهای نیابتی، نتوانستهاند به هدف نهایی این راهبرد، یعنی تغییر مطلق موازنه قدرت منطقهای به سود آمریکا و اسرائیل، دست یابند.
تداوم ظرفیتهای بازدارندگی ایران، حفظ ساختار حکمرانی و استمرار نقشآفرینی آن در معادلات منطقهای، موجب شد که این راهبرد بهتدریج وارد مرحلهای تازه شود؛ مرحلهای که در آن رویارویی غیرمستقیم جای خود را به تقابلهای آشکارتر و در نهایت به برخوردهای مستقیم میان ایران، اسرائیل و به تبع آن آمریکا داده است.
از این منظر، تحولات و جنگهای اخیر را نمیتوان صرفاً مجموعهای از بحرانهای مقطعی تلقی کرد، بلکه باید آنها را نشانه ورود خاورمیانه به مرحلهای جدید از بازآرایی ژئوپلیتیکی دانست؛ مرحلهای که در آن نهتنها آرایش قدرتهای منطقهای، بلکه نسبت قدرتهای فرامنطقهای با نظم آینده خاورمیانه نیز در حال بازتعریف است.
در مقابل، آمریکا و برخی کشورهای غربی این مقاومت را عاملی تهدیدکننده برای امنیت منطقه معرفی کرده و با بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای، این روایت را در میان دولتهای جهان و منطقه نیز ترویج دادهاند.